The first 131 lines.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
تایشین
تایشین
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت هشتم
.انتخاب ایدهت عالی بود
نمیدونم اجازه دارم از دختری که خودم ...تا پای مرگ بردمش نقاشی بکشم یا نه
ولی اگه هیچ راه فراری برای ندیدن چیزایی که ،چشمامو میبندم ظاهر میشن نیست
.چارهی دیگهای ندارم
افرادی که دنبال حرفهای شدنن، کل .زندگیشون رو در تجسس مفهومی میگذرونن
.تو هم از همین دسته آدمهایی .فکر نکنم معنی دیگهای داشته باشه
واقعاً؟
تایشین
اگه چیزی نیاز داشتی، برو و .به صاحب اون مغازه بگو
برای همین امروز اومدیم بیرون؟
...اسم مستعار تایشین به ذهن خودت رسید؟
...اوه، اون
تای
تای
تایشین
.یه بخشی از اسم شما رو برداشتم
نباید این کار رو میکردم؟
.راستش، خیلی ممنونم
ظاهراً از امروز اینجا محل استقرار .تایشین بشه
.اوایل کارم از اینجا استفاده میکردم
،یه مقدار از شهر دوره
.ولی خب فکر کنم تو خوشت بیاد ازش
این برای منه؟
فکر کنم بهزودی اینقدر طرفدار پیدا کنی که .زمان برای خواب و خوراک هم نداشته باشی
...وقتی این اتفاق افتاد
اونوقت میتونی اسم جدید انتخاب کنی ،و کوریما رایزو رو پشت سر بذاری
.و تایشین هنرمند رو انتخاب کنی
...اسمم و گذشتهم
میشه همچین خودخواهیای رو بخشید؟
فکر نکنم موضوع بخشیده شدن یا نشدن باشه
.ولی هر چی که هست خودت تصمیمگیرندهای
.مردی که نقش مریم مقدس رو پشتم به جا گذاشت دیگه مُرده
،برای همین من باید ناامیدی اونو به دوش بکشم
و همهی افراد دیگهای که ،همینطور مردن
.روی دوش منه
.برای تمام انتقامجوها همینه
.تپا و نیو نمیتونن توی یه جامعهی درست زندگی کنن
،ولی تو فرق داری
اینطور که معلومه داری یه زندگی جدید .بهعنوان تایشین درست میکنی
.همچین قصدی نداشتم
کارمایی که اول با کشتن پدرزنم ...و بعد مافوقم شکل گرفت
تا وقتی که این مسئله تموم نشده .نمیتونم ذرهای آرامش داشته باشم
ولی بعداً چی؟
بعداً؟
وقتی تمام حسابها رو تسویه کردی
دیگه چه دلیلی برای کشتن داری؟
خیلی بهتر بود اگه میگفت .میخواد از گروه بیرون بره
چهقدرشو شنیدی؟
.خودت ازم خواستی اونجا رو تمیز کنم
داشتم فکر میکردم اگه خواست از گروه .خارج بشه چهطور بکشمش
اوه، فکری بدی بود؟ فکر میکردم .بیرون رفتن از گروه خلاف قوانینه
پس اصلاً چرا عنوانش کردی؟
.خواستم ببینم لیاقت مردن رو داره یا نه
اوه جدی؟ پس داشتی امتحانش میکردی؟
چیه؟ باز احضار شدی؟
...احتمالاً دربارهی محلهی چینیها باید باشه
.میدونستم کلیسا دیر یا زود متوجه میشه
میخانه
.خوش اومدی
میشه بیام داخل؟
.برو اون پشت بشین
سلام. ساکه میل دارید؟
.نه، ممنونم
.فقط یه چیزی بیارید بخورم، لطفاً
وای من. شما چیزی نمینوشید، آقای سامورایی؟
...همچین چیزی نیست
.خب، راست میگید، یه بطری بیارید لطفاً
!همینو میخواستم بشنوم .پس یه بطری ساکهی گرم
.الآن
!نه، امکان نداره
اینطور که معلومه داری یه زندگی جدید .بهعنوان تایشین درست میکنی
ولی بعداً چی؟
وقتی تمام حسابها رو تسویه کردی
دیگه چه دلیلی برای کشتن داری؟
.این قیافهی آدمیه که سخت گیر یه مشکل افتاده
.ببخشید که مجبورید دونفری بشینید
.بفرمایید خدمت شما
.امیدوارم ازم پولش رو نگیری
کشیش هستید؟
.با این که واضحه ولی از اون پارساهاش نیستم
،دنبال گناهانی که مردم مرتکب میشن
.به هشتاد و هشت معبد مقدس سفر کردم
.خلاصه بخوام بگم همینه
میتونم یه سوال بپرسم؟
با سفرهای مذهبی میشه جرم قتل رو جبران کرد؟
.بهعنوان یه سامورایی، خیلی شوخطبعید
خندهداره؟
.خب، البته که هست
اگه کار یه کشیش برگزاری ،تشییع جنازه و دعاخوندن باشه
پس کار یه سامورایی کشتن آدما نیست؟
اصلاً اونچیزی نبود که از یه .کشیش انتظار میرفت بگه
به نظر من محکوم کردن به قتل .چیزی جز یه جوک عجیب نیست
.زندگی با گرفتن جون بقیه ادامه پیدا میکنه .درست مثل این غذا
.حتی برای گیاهخوارها هم همینطوره
،اگه جنگل رو خراب کنی و یه کشتزار بسازی چه اتفاقی برای گیاهها و حیوانات میافته؟
بهنظر من که گرفتن یه زندگی با تیروکمان .محترمانهتر از انجامش با پوله
منظورت چیه؟
خب، درسته، مگه نه؟
چه نجار باشی چه تاجر، کل عمرت .رو باید وقت کارت کنی
،پس با ارائه یه سکه در ازای کار
.در اصل یه بخش از زندگی رو با پول خریدی
هر کسی که بهش گفت زندگی، قطعاً خودش درگیر ،بوده. اگه زندگی حول محور پول بچرخه
پس یه حجم مورد توجهی .از زندگی از دست میره
پس با این وضع، یه سامورایی که یکی رو با دست خودش میکشه
،با دختری که از مغازه گل میخره .جفتشون مثل همن و قاتلن
.ساموراییها هم خوبن ها .زود موضوع مرگ و زندگی رو فهمیدی
همینطوره که گفتی. تو از شمشیرت ،استفاده میکنی
.مردم عادی با سکه میکشن
.تنها تفاوتش همینه
...پس لطفاً
سر این موضوع سادهی کشتن آدما .خیلی نگران نباش
.ببخشید. فکر کنم مست شدم
.خانم، پول روی میزه
!ولی آقای سامورایی، این خیلیه
.پول کشیش هم پرداخت کردم
.خب، خب. ممنونم ازت
توی شرایط عادی، تحقیق توی محلهی چینیها
.کاری نیست که بشه راحت بخشیدش
ولی حالا که اسم گناهکار واقعی رو .میدونیم، مایلم استثنا قائل بشم
اگه اون زهر عمیقتر و عمیقتر ،توی شهر نفوذ کنه
احتمالاً بدون نیاز به قضاوت .دئوس نادیده گرفته بشه
و علاوه بر این، یکی دیگه .پیدا شده که دنبال تریاکه
.لیو ون-لین از محلهی چینیها
.باید از تریاک دور بمونه
No comments yet. Be the first to leave one.