The first 200 lines.
.خواهرم به حد مرگ خونريزي ميکرد
حتما حس کرده در حقش بي عدالتي شده که
با انگشت خونين
"نوشته بود"پروانه فولادي
چرا اينقدر ترسيديم؟
.از وقتي مادر و دختر ناپديد شدن زمان طولاني اي ميگذره
...و
.سو اين ائه هم که تجلي دختر اون زن نيست
چرا يهويي ترس برمون داشته؟
...سو اين ائه که به جاي دختر من داره زندگي ميکنه
.دختر توئه
سر پدرتون يه بلايي اومده
ديوانه شده
بابا
بابا چي شده؟
تموم شد
!کار باباتون تموم شد
بابا چي شده؟
مستي؟
.اگه ميتونستم مست بشم خوب بود
...من
.حق ندارم که مست بشم
.من کسيم که بايد هزاران هزاران سال مجازات بشم
.اگه ميدوني گناهکاري پس مثل يه گناهکار زندگي کن
چي کار ميکني؟
نخست وزير ملت داره چي کار ميکنه؟
نخست وزير، نخست وزير ...نخست وزير
...نخست وزير
کيم گون پيو نخست وزيرِ؟
.مين هي رين نخست وزيرِ
.ته کيونگ پدرت رو ببر داخل
.ميترسم بقیه چیزی بشنون
درسته
.من هنوزم نخست وزيرم
.پس بايد مثل يه نخست وزير زندگي کنم
ته کيونگ
بيا بريم اتاقت
باشه ميخواي بري اتاق جداگانه
.بذار هر کاري ميخواد بکنه
چرا بابا اينطوري رفتار ميکنه؟
چيزي شده؟
.اين بار دومِ توي زندگيشِ که اينطوري ميکنه
بار دوم؟
چرا بايد چيزي رو که ميدوني قايم کنم؟
وقتي سر يه زن ديگه ديوونه شده بود .اينطوري رفتار میکرد
.داره مثل اون موقع دوباره ديوونه بازي درمياره
،حتماً اون زنِ مرده دوباره زنده شده .خدا جونم
زنِ مُرده؟
...زني
.که باباتون هيچوقت فراموشش نکرد
...اون زن
مُرده؟
از کجا بدونم؟
.مثل يه مُرده از جلو چشمام ناپديد شد
چي شده بابا؟
ته کيونگ
ته کيونگ
چي شده؟
چرا اينطوري شدي؟
.بابات آدم نيست
من آدم به دنيا اومدم
.اما حتي نتونستم بچه خودم رو بشناسم
يعني چي؟
.اگه تمام شبم بيرون بمونم اونا نميفهمن
بابا بيداري؟
اينجا کجاست؟
اتاقم
ته کيونگ
...تو
...هنوزم
سو اين ائه رو دوست داري؟
چي؟
...به خاطر تو
.ميدوني اون چقدر درد کشيده
...ديگه
.دوستش نداشته باش
اون پيرمرد بالاخره ديوونه شد؟
.ديوونگي نيست، اسمش حمله است
چه خبره؟
...عزيزم
چطور دیگه الان جاه طلبيت رو عوض کني؟
منظورت چيه؟
به پيرمردي که توي خونه وسايل خونه رو ميشکنه دیگه .اميدي نيست
چرا اينو ميگي؟
نيروهاي طرف من طغيان کردن؟
...رئيس ستاد
ميخواد نفر دوم بشه؟
همه طوري رفتار ميکنن که انگار ميخوان .از نخست وزير حمايت کنن
.اما آماده ان هر لحظه که شده جاش رو بگيرن
خيلي خوب ميدوني که اونا نخست وزير رو به يه گوشه ميرونن و ،اگه احتياج باشه ازش نافرماني ميکنن
کي بهشون اين شانس رو ميده؟
.ما سرمايه سياسي رو بستيم
مشکل اون پيرمرده که عقلش رو از دست داده و فقط .به قدرت پروانه فولادي اعتماد ميکنه
سه کيونگ چي؟
...با شخصيت من سختِ
.که باهاش مثل يه پرنسس رفتار کنم
...احتمالاً
...اون دختر
رازمون رو ميدونه؟
چي؟
.يه چيزي گفت که نگرانم کرد
...حس ميکنم یه چیزایی میدونه که فقط مامور اطلاعات
.ميتونه داشته باشتش
چرا؟
ترسيدي؟
.آره
.اون کسي که ميتونه يه اسلحه رو به طرفم نشونه بگيره
اسلحه نشونه بگيره؟منظورت چيه؟
.يه چيزي
.مشخصاً اون به من رفته
بسه
.خوشحال نيستم که ميشنوم به تو رفته
سلام
منم
در موردش فکر کردي؟
.بیا دیدنم
...چيزي واسه گفتن
.يا شنيدن ندارم
،خوب ميشه اگه بي سر و صدا ازش بگذري
.فکر ميکنم اين به موقعیت سياسيت هم کمک ميکنه
.سو تفاهم نشه
.اينو به خاطر تو نميگم
"بگو "آه
.چون کوانگ چول دلش واسه استر تنگ شده بود براي صبحونه اومد
..رئيس
.اومده خاله خوشگلمون رو ببينه
.واسه همين اومده يه چيزيم بخوره
.منم اومدم چون دلم واسه سوپ گوشتت تنگ شده بود
منظورت چيه؟
.هيونگ يه مدتِ که سر نزده
خاله هم عصبانيه
ها؟
...آه
...من
چون وسايل جديد رسيدن خيلي سرم شلوغ بوده
.خدا جونم واقعاً عصبانيه
.استر بگو، مادربزرگ عصباني نشو
.مادر بزرگ عصباني نشو
نشو
يه گاز ديگه
خوب نيست؟
ديشب چيزي شده؟
خاله خيلي ساکتِ
هيچي
...مامان گريه کرد
.و خاله بزرگ هم گريه کرد
گريه کردن؟
.بدِ که خاله و وکيل سو دعوا کنن
دعوا نکردن
فقط ناراحت بودن خيلي ناراحت
گريه کردن
استر چيزي شنيدي؟
.آره توي خواب شنيدم
...خب
.چنين روزايي توي زندگي پيش مياد
.بخورید و برید سر کارتون
امروز از همه چيز ناراحتم
.باشه
زود باش بخور
بيا مادر بزرگ رو تنها بذاريم
دختر خوب
کي رسيدي خونه؟
چرا دير کردي؟
.چرا ازم اينا رو نميپرسي
رفته بودي بازي گلف
.فکر کردم توي ترافيک موندي
کنجکاو نيستي با کي بودم؟
.تا وقتي سالمي واسم مهم نيست
يه کم اعتماد به نفست بالا نيست؟
.چون تو زن هان کوانگ هوني
و مادر هان سوک هو
بهت ميگم چه احساسي دارم
اگه زنت تا دير وقت نياد خونه
نبايد جلو در ورودي منتظرش شي؟
.چون خسته بودم خوابم برد
ببخشيد
.اشکالی نداره
به خاطر کار عصبي اي؟
آره
تا وقتي کار تموم شه
.مريض ميشي
از کجا ميدوني؟
احمقم؟
.بعضيا ميگن دارم سعي ميکنم قهرمان بازي دربيارم
.اما تو ميدوني واقعاً چه حسي دارم
.چون باباي استرم
اوه آره
امروز ميرم خونه آبي
امروز؟
.بهت گفتم
يه جلسه توجيحي در مورد ساخت و ساز شهر جديدِ
عضو هيئت؟
آره
.مطمئنم خط متفاوتي نسبت به بقيه داره
.من روي خط کارگريم
کارت رو انجام بده
مراقب باش
باشه
ته کيونگ
.زودتر از من رسيدي
No comments yet. Be the first to leave one.