The first 200 lines.
مسيح چوپان و راهنماي من است
اون مرا درچمنزار سبز ميچراند
او مرا کنار چشمههاي روان ميبرد
زماني که مرگ بر من چيره شود
ترسي از شيطان نخواهم داشت
مسير و اعمال من، مرا آسوده نگاه خواهند داشت
در مقابل چشم دشمنانم، ميزي از غذا مقابل من آماده خواهد شد
!!سرم را با روغ ماساژ خواهند داد
جام من از شراب لبريز خواهد بود
باشد که اين لطف و برکت در دنيا و آخرت شامل حالم شود
و من تا ابد در بهشت نزد عيسي مسيح زندگي کنم
..واقعيت مرگ با تمام اندوهي که دارد
..بن
بن اينو بردار ببر خونه
من نميتونم برم - چرا ميتوني، اشکالي نداره که -
عزيزم، جدي ميگم
خيلي واست نارحتم - ميدونم -
اشکالي نداره - آخه صحيح و سالم بود -
..خب
..واي خدا
بن ميشه اينو برداري ببري؟ - نه نه نه -
راستش خودمم بايد برم - نه -
..من
خوبم، ببخشيد
براي درک اتفاقي که افتاده است..
خدمات ما در اينجا به اتمام ميرسه
خانواده مرحوم از من خواستن تا اعلام کنم
براي صرف غذا ميتونيد به اين آدرس برين
عزيزم - حالا ميخواي چي کار کني؟ -
نميدونم والله
آخه تو که ديگه کسي رو نداره هيچکس رو نداري
تو رو که دارم - بازم مثل اون نيمشه -
عزيزم خودتو جمع و جور کن
حالا کجا ميخواي زندگي کني؟
خب.. تو خونه زندگي ميکنم ديگه
بدون بابا؟
شايد بعدا بتوني دربارش حرف بزني من بايد برم اداره عزيزم
يعني واسه رانندگي حالت خوبه؟
خب..کلاريسا منو ميرسونه
متاسفم
اشکالي نداره
وضع مزخرفيه - ميدونم -
چرا ميگن رفته يه جاي بهتر؟
از کجا ميدونن آخه؟
زيادي خودشيفته هستن
ميدوني، من ميدونم فرانک ..آدم کاملي نبود ولي
الان از تنهايي ميترسم
منم همينطور، منم همينطور
واي خدا - مدي -
عزيزم
چيزي نيست، چيزي نيست
من بخاطر فرانک گريه نميکنم که
جدي؟
ها؟ چرا ميکنم
ايوا، معلومه که براش گريه ميکنم
ولي همش واسه اون نيست
به نظرم بن با يکي رابطه داره
واقعا؟
با اون مومشکي ادارشون که ميشينه پشت کامپيوتر تايپ ميکنه
آهان، منشيه - آره، همون -
منم فکر ميکردم چه دختر خوبيه که امروز پا شده اومده ختم
..اي بابا ايوا
آخه کي منشي خودش رو برميداره مياره مراسم ختم؟
ديگه به ايناش فکر نکرده بودم والله
ديدي همه چجوري نگاش ميکردن؟
البته يه سريهامون هم داشتيم تابوت رو نگاه ميکرديما
ميدونم بابا
منظورم بعدشه
بعدش
تو خيلي شجاعي - بله -
ببخشيد گفتم بله؟
بله - منظورم نخير بود -
واي نه
جاش الان بهتره - ممنون -
نميدونم به اين آدما چي بايد بگم
احساس شجاع بودن ندارم نميدونم بايد چي بگم
فقط بهشون بگو ممنونم، والسلام تازه تو شجاع هم هستي ايوا
اصلا مگه خودشون چي هستن؟ - ايوا -
واقعا تسليت ميگم
ممنونم جيل - جين -
جينا - فقط جين -
يه جين بيشتر نيستم - آهان -
من يه خرده گيجم الان
شوهرش تازه فوت شده خب
تو خيلي شجاعي
ممنونم - شما از کجا ميدوني؟ -
نه - ببخشيد -
ببخشيد - متاسفم -
فقط يادت باشه، الان جاش بهتره
بله خب، اميدوارم
به نظر آدم مهربوني بود
مامان - سلام عزيزم -
ايشون مونيکا ويندزدور هستن
سلام مونيکا - بهتون تسليت ميگم -
ممنون - و عاشق خونتون شدم بخدا -
لطف دارين - اون فکر ميکنه -
بتونه قيمت رو برات بيشتر کنه
متوجه نيمشم - البته بايد يه کم -
تر و تميز بشه ولي ميتونيم بعدا دربارش صحبت کنيم
تر و تميز بشه؟ - نه خيلي -
من کمکش کردم با پارچه روشون رو بپوشونه
من ديگه واقعا دارم گيج ميشم
يه جوري که براي قرار آماده بشه - واسه چي؟ -
مونيکا همون املاکي هست که برات ازش گفته بودم
حلوا هم اون درست کرده
خداروشکر يکي درست کرد
مدي - چيزي که اون ميخواد بگه اينه که -
اگه يه کم بهش برسي، پول بيشتري هم گيرت مياد
معمولا چيزاي کوچيکيه
ولي حالا عجبهاي هم نيست - کاغذديواري گلدار -
کاغذ ديواري اتاق غذاخوري
مامان، هم قديمي شده هم رنگ و روش رفته
عين کشيدن رژلب ميمونه
کشيدنش رو چي؟
ميتونيم بعدا دربارش حرف بزنيم
فکر خوبيه - چطوره که من بهت -
بخش خدمه رو نشون بدم؟
البته هيچوقت توش خدمهاي نبوده
راست ميگه، هم قديمي شده هم رنگش رفته
دوست دارم مجبورش کنم خودش بياد اين کثافتو بخوره
کاغذديواري رنگ و رو رفته خودته خونه خودته
هر کاري دلت بخواد ميتوني بکني
فکر کريستال بود، ما هم وقتي اون خدابيامرز
مريض شد با هزينه کفن و دفن مشکل داشتيم
مگه بيمه عمر نداشت؟
با 50 هزار تا قراره چجوري زندگي کنم؟
تازه کلي هم لاستيک فروخته بود
ميدونم
کجا ميخواي زندگي کني؟
کرستال يه جا رو ديده
اسمش چشمانداز مغربه
و 20 مايلي جنوب بلويله
:و شعارش هم اينه دور از چشم، دور از ذهن
موندم بيمه عمر بن چجوريه
خانوم فنتون؟
بله - سلام -
اين بهترين غذايي بود که توي اين مراسم خورده بودم
نوش جونتون
منو نشناختين انگار، نه؟
شرمنده، نه
لورا پينکرتون
سال 10 تاريخ - خدا جون -
لورا پينکرتون، چقدر بزرگ شدي
شما هميشه محبوبترين معلم من بودين
هيچوقت از شنيدن اين جمله سير نميشم
راستي خانوم فنتون، شما پدر منو ميشناسين؟ کريگ پينکرتون؟
حتما اطراف شهر ديدينش
کهنه سربازه، يه پاش رو بخاطر ديابت از دست داده
قبلا عين ديوونهها ميخورد ولي الان 6 ساله که روي واگنه
به نظر آدم جذابي مياد
خلاصه که همسر سومش هم تازه فوت شده
خيلي متاسفم - زنش چندتا پا داشت؟ -
راستش فقط ميخواستم بگم که
اون خيلي تنهاست، و هميشه به نظرش شما خيلي زيبا بودين
ما که اصلا همديگه رو نديديم
توي عکساي مدرسه من شما رو ديده بود
اون واسه خيلي سال پيشه عزيزم
خلاصه داشتم با خودم فکر ميکردم
بزن به چاک بابا - مدي جان، هيس -
خودمم نميدونم چي دارم ميگم
آخه اون خيلي تنهاست
و گفتي فقط يه پا داره؟
خب، در حال حاضر بله
خيلي متاسفم خانوم فنتون
امروز بايد روز شما ميبود
خودمم همين فکر رو ميکردم
تريگلسريد 83 اچديال 40
شايد بايد يه کم گوشت قرمز و لبنيات کمتر مصرف کنين
ولي در کل وضعيتتون خيلي هم عاليه
چارلي، اينجا آزمايش آلزايمر هم ميگيرين؟
بله، ولي واسه چي ميخواي؟
چون ديروز رفتم دستشويي زنونه
توي رستوران، بعدش اشتباهي
رفتم توي آشپزخونهشون، اين طبيعيه؟
امروز صبحونه چي خوردي؟
دو تا نيمرو، مرباي خونگي با نون
خانوم فنتون، حافظه شما خيلي هم خوب داره کار ميکنه، به سلامت
چارلي، ميشه من حق ويزيتت رو اول ماه بودم؟
واقعا دلم نميخواست اينو بخوام
البته، نگرانش نباش - ممنونم -
ميدونين شما بهترين معلمي بودين که من داشتم
لطف داري
منم هيچوقت از شنيدن اين جمله سير نميشم
ميدونين هميشه چي رو يادم يماد؟ - چي؟ -
طرز حرف زدنتون درباره کريستف کلمب
آدم وحشتناکي بود
بله ولي هميشه طوري با هيجان تعريف ميکردين که همش ميومد جلوي چشمامون
خيليخب، آدم شجاعي بود
اينکه چطور ماجراجويي ميکرد ..ترس از ناشناختهها
کشتار سرخپوستهاي بومي
بله اونم
ممنون دکتر - حال مدي ريلاند چطوره؟ -
خوبه اونم - واقعا؟ -
روحيهش رو حفظ کرده؟
جانم؟
هيچي، فقط سلام منو بهش برسونين
نه واستا ببينم. مگه چشه؟
فقط سلام منو بهش برسونين ديگه
مدي، تو چته؟
خب، ميتونم 10 پوند کم کرده باشم
No comments yet. Be the first to leave one.