The first 200 lines.
«: مـتـرجـمـیـن: سینا و تینا :» .:: sina_n_v, Tina ::.
اوایل 1970 جرایم سازمان یافته به اوج خود رسیده بود , مافیا فعالیت های غیر قانونی زیادی رو انجام میداد و پلیس ها , قاضی ها و سیاستمداران در اختیار مافیا بودند .
حکم قاضی جیانینی اوج ماجراست
بیشترین مجازات و طولانی ترین حبس در تاریخ "رود آیلند "
برای دومین دزدی بزرگ تاریخ آمریکا .
رئیس بی چون و چرای منطقه ی نیو اینگلند " رایموند پاتریاکا" بود که با سنگدلی بر مردم حکومت میکرد و حتی بعد از زندانی شدن به جرم همکاری در قتل به کار خودش ادامه میداد .
اینا همه بهانه ای برای پایان دادن به بحث هاست .
این سوال پیش میاد که چه بر سر اموال دزدی اومد ؟
مایکل اُونز از نیوز واچ .
خوب , شرایط "باندد والت " بیشتر مثل
صندوق سپرده بود یا همچین چیزی بود .
و وقتی مردم وسایلشون رو میذاشتن تو صندوق
اونا هیچ یاد داشتی نداشتن و هیچ راهی برای
فهمیدن این که چه چیزی مال چه کسیه نبود .
اینا خیلی خوبن , هدایای زیبا .
از جنس نقره هست ؟
آره اونا مدال نقره هستند .
در سال ۱۹۷۵، همه چیز تغییر کرد که آغازی بر پایان جرائم مافیایی بود .
خوب , من نمیتونم اسمهاشونو فاش کنم .
تو مدارک هستند ...
- اونا مردم محلی هستند ؟ - نه
اونا مردم محلی نیستند .
اغلبشون از نواحی جنوبی کشور هستند .
این ماجرا شرحی بر گذشت اون جرم هست ...
حاضری ؟
بریم بترکونیم .
- ماسکت رو فراموش کردی - نیازی ندارم , بریم
صبرکن , صبر کن , ماسک نمیزنی ؟
اون ماسک هیچ فایده ای نداره .
وقتی بریم اونجا و تو تفنگ رو بگیری رو صورت یک نفر .
اونا از ترس شلوارشونو خیس میکنن جزئیات یادشون نمیمونه .
من در مورد اون بانک کالیفرنیا چیزایی شنیدم .
اونا واسه کنترل ساختمان از دوربین استفاده میکنن .
الان دارن اینکارو میکنن .
کاش که ... میدونی
اول از همه , اینجا کالیفرنیا نیست .
دوم این که وقتی بریم اونجا
تمام فکر و ذکرشون این خواهد بود که
خدایا من هنوز بچه هامو نبردم آبشار نیاگارا .
اونا هیچوقت مدل بینیت
یا رنگ موهات یادشون نمیمونه .
باشه ؟
راست میگی .
میدونم , همینطوره .
صبر کن .
حالا من ماسک دارم و تو نداری ...
چاکی
من مدت زیادیه که دزدی میکنم .
تو هم مدت زیادیه دزدی میکنی .
من هیچوقت ماسک نزدم .
امروزم قرار نیست بزنم .
ولی اگه تو میخوای ماسک بزنی
لطفا فقط بزن اون لعنتی رو .
حالا میتونی بهتر نفس بکشی و اطراف رو ببینی .
وقتی از ماشین بریم بیرون
مثل یک روانی به نظر نمیرسی که تو روز روشن
ماسک اسکی زده .
آره .
میتونیم بریم ؟
البته که میتونیم .
منتظر چی هستی ؟
چاکی و من وقتی 15 سالمون بود همدیگر رو دیدیم .
از همون موقع هم دزد بودیم .
اون چندبار دعوا کرد و
بعد از اون مردم ازش حساب بردن .
راستش اون اصلا نمیدونست وارد چه ماجرایی میشه .
- بعد از شما آقا - بفرمایید آقا
بایست , حتی فکرشم نکن .
- میشنوی چی میگم ؟ , تکون نخور - آروم باشید لطفا
نیازی نیست خشونت به خرج بدیم .
نه , نه , نه .
ما در مورد گاوصندوقی که پشت اینجا قرار داره میدونیم .
بازش میکنیم و نگاهی بهش میندازیم .
مفهومه ؟
خانوم ها و آقایون ما زود کارمون تموم میشه .
اینو بذار سرت عزیزم .
تو هم اینو بذار .
تفنگ پره ؟
- کمدینی ؟ - هرکاری میگن بکن کارن تا بذارن برن .
مشکلی نیست , به محض این که اینو از صورتم برداره اینکارو میکنم .
نمیخوام وقتی این احمق میترسه منو بزنه بکشه .
من ترسیدم ؟
نگران اینی ؟
انگار یکم مضطربی .
الان خوبی ؟
بشین رو زمین .
خدای من .
اینو بذار .
خدای من .
الان برمیگردم .
ایناهاش , بجنب بازش کن .
میدونی , باید مراقب رفتارت باشی .
کسی اینو بهت گفته بود ؟
همینطوری که اینجا میگردی
ممکنه یه روزی به یه آدم ناجور بخوری .
تو اون آدم ناجوری ؟
دیدی , دقیقا منظورم همین بود .
این حرفا برای یکی مثل من تو این شرایط تحریک کنندس .
الان مگه چه شرایطیه ؟
الان شرایط پرتنشیه .
- واقعا ؟ - خیلی خوب
کیف پول ها لطفا
زودباش .
کیف پولتو بهم بده .
نه .
فقط پول اتوبوس برگشت به خونه رو دارم .
- خوب که چی ؟ - من هیچی نمیدم
گاو صندوق این مرد و کل مغازشو بدزد .
ولی اگه فکر میکنی میای اینجا
و پول اتوبوس منو میدزدی .
پس بهتره ساعت شش به فکر برگشت به صحنه ی جرم باشی
و منو برسونی خونه , چون با این کفشا خیلی طول میکشه برم خونه .
باشه .
- باشه ؟ - باشه
- وقت خدافظیه - ساعت 6 میبینمت
ساعت 6 کارت اینجا تموم میشه ؟
نه ممنونم , من دوست پسر دارم .
اون که دعوت نشده .
ببخشید .
خانوم ها و آقایون قرارمون اینه .
وقتی که دارید تا صد میشمارید ما از اینجا میریم بیرون
و تا اون موقع تفنگامون آماده شلیکه
تا از پنجره های ساختمون بهتون شلیک کنیم .
لعنتی .
- بهش شلیک کردی - بهش شلیک کردی ؟
نمیخواستم اینکارو بکنم .
لعنت بهش , بریم .
هی پاسکول داری با این نون چیکار میکنی ؟
داری با این نون چیکار میکنی ؟
هان ؟
بیا ببینیم جری اومت چی واسه گفتن داره ؟
پادرینو ...
رایموند .
من سالهاست با این خانواده پول درآوردم .
با خونوادت مثل خانواده خودم رفتار کردم .
میدونی من بهت وفادارم .
بعضیا میگن وفاداری تنها چیزیه که ما داریم .
با این حرف موافقم .
تو و من
با یک قانون زندگی کردیم .
تنها چیزی که با جون و دل قبولش دارم .
میدونی نیکسون هم وفادار بود .
اون اینو از ما یاد گرفته
گروه های مذهبی آدمو دیوونه میکنن .
فکر میکرد با یک تعهد میتونه جونشو نجات بده .
لعنت به نیکسون .
من بهت ارزش قائلم نیکسون .
من به این خانواده و چیزی که تو ساختی ارزش قائلم .
و بعد از این همه سال
فکر میکنم که وقتشه
به من یکم احترام گذاشته بشه .
احترام , در مورد چه احترامی صحبت میکنی ؟
هان ؟
منم میخوام اختیاراتی داشته باشم .
میدونم من ایتالیایی نیستم .
ولی میخوام که منو جزوی از خانوادت قبول کنی .
من وفادار بودم .
من کارهای زیادی
کردم .
من ادعای چیزی رو دارم که واسش تلاش کردم .
چیزی که نمیتونه به چالش کشیده بشه و ثابت شده هست .
این موش رو میبینی ؟
هر روز میاد اینجا .
بهش نون میدم .
من آموزشش دادم .
فکر میکنه باهم دوستیم .
اسمش پاسکوله .
پاسکوال
فکر میکنی جری اومیت یکی از ماهاست ؟
پاسکول باهات موافقه .
اون میگه تو طرف مایی .
ولی حق با پاسکول نیست .
شانس این که یکی از ما باشی به اندازه ی شانس این موشه .
مدام غر میزنی و بهانه میاری , آخرت عاقبتت مثل اون میشه .
بدون هیچ چشم داشتی گردنتو میشکنم .
باشه آقای فرانسوی ؟
میشه سوارت کنم ؟
واقعا دوست پسر داری ؟
میدونی , نباید با این کفشا پیاده روی کنی .
صحبت از کفش شد ...
امروز یه کیفی رو دیدم که عین کیف تو بود .
- میخوای سوار بشی ؟ - میدونی ؟ باید به پلیس زنگ بزنم
و شماره پلاکتو گزارش بدم .
میخوای بیای خونه مادرمو ببینی ؟
اون میت لوف درست میکنه و خیلی هم کارش خوبه . (میت لوف یک غذای ایتالیایی هست که گوشت چرخ کرده اصلی ترین ماده اون هست)
- من دوس هستم -میدونم
رفیقت امروز صبح موقع دزدی
جلوی همه اسمتو داد زد .
دوس
نباید دیگه اینکارو بکنیم .
جدی میگم ...
میت لوف های مادرم خیلی خاصه .
و اگه از دستش بدی خیلی اشتباه بزرگی رو کردی .
شانس آوردی گشنمه .
چون نتونستم شام بخرم .
در تمام طول زندگیم
No comments yet. Be the first to leave one.