The first 200 lines.
...آنچه گذشت
وقتي به هوش اومدم فهميدم که اصلا برنگشته بودم
.و اين هيچوقت قبلا اتفاق نيفتاده- نه-
.اين هيچ معني اي نداره چرا بايد الان يهويي متوقف بشه؟
چرا من دارم تورو ميبينم؟ نميدونم
چرا نميتونم پيش رکس برگردم؟ نميدونم
ميشه واسه چند دقيقه تنهام بذاري؟
چطور ميتونم تنهات بذارم، اگه من تو ام؟
چطوري توضيح بدم که
يکي از افسر هام رفته وسط خيابون
وبعدش از صحنه ي تصادف
فرار کرده؟
.متاسفم اونا ميخوان تعليقت رو ابلاغ کنن
تا زماني که تحقيقات کاملي رو .کارات انجام بشه
بابا
!رکس
چي شده؟
اصلا تصادفي نبوده
اين چيزيه که من بايد ميفهميدم
اونا ميخواستن منو بکشن
پس ديدن کارآگاه هاوکينگز تو اين کارناوال
درحاليکه خاطراتي ميگه از چيزايي
که شما نميخاين يا نميتونين به خاطر بيارين
خود تصادف
پس واسه فهميدن اين خاطرات اونا رو واسه خودت بيان ميکني
با يه زبوني که خودت باهاش آشنايي پيدا کردي
زبان اين روياي پيش رونده
شما دارين اصل موضوعو فراموش ميکنين
دکتر اوانز، چيزي که م..م..من بايد خودمو مجبور ميکردم تا بياد بيارمش
چيزي که بايد ميفهميدم قبل از اينکه بتونم به اينجا برگردم
اينه که اون اصلا تصادف نبوده
که اين هاوکينگز منو انداخت بيرون جاده
و سعي داشت منو بکشه
آيا مدرکي هم بدست آوردين که نشون بده اون ميخواسته شما رو بکشه؟
هنوز دنبال مدرکم
واقعا نميفهمي؟
واسه همين من نتونستم اونجا بهوش بيام
من بايد اينجا ميموندم تا موقعي که يادم اومد
آيا ممکنه که شما واقعا اينو به ياد نميارين
ولي دارين از خودتون در مياريدش؟
نه امکان نداره
مطمئني؟
قبول مسئوليت تصادفي که منجر به مرگ پسرتون شده
ممکنه به قدري غير قابل تحمل بوده باشه که شما يه راهي براي فرار از واقعيت ساخته باشيد
ديدن کارآگاه هاوکينگز توي کارناوال باعث شد
شما يادتون بياد که اونم اون شب توي صحنه ي تصادف بوده
اين که داشته به شما کمک ميکرده اما ذهنتون خاطره رو عوض کرده
تا از پس موضوع بر بياين ساختن يک هذيان پارانويايي
که شما اعتقاد دارين اون شما رو از جاده منحرف کرده
اين چيزي نيست که من اعتقاد دارم بهش
اين چيزيه که خودم ديدم
اين چيزيه که اتفاق افتاد
جز اينکه هيچ مدرکي واسه تاييد نظريه تون نيست
من مدرک پيدا ميکنم
تو خاطراتتون شما کارآگاه هاوکينگز رو قبل از اينکه با شما تصادف کنه ديديد
نه، موقعي که داشت باهام تصادف ميکرد
چطوري ديدينش؟
تو آينه
آينه بغلتون؟
اره
ايا اين تجربه رو داشتين که صورت افرادي رو که
پشت سر شما رانندگي ميکنن ببينبن
چراغاشو خاموش کرد تا من نتونم ببينمش
وقتي رسيد کنارم
پس شما صورتشو تو تاريکي ديدين؟
ببين دکتر،من ميدونم چي ديدم
کارآگاه، من ميدونم که احساس ميکنيد اين واقعيه
.ولي خاطرات ما غيرقابل اتکا ان مخصوصا هنگام ضربه ي روحي
من مطمئنم شما با شاهدان عيني سرو کار داشتين
کسايي که از چيزي که ديده بودن مطمئن بودن ولي معلوم شده اشتباه ميکردن
شما با مطالعات روي مواردي که از خاطرات غلطشون در مورد يه حادثه دفاع ميکردن
حتي موقعي که فيلم اصلي حادثه رو ميديدن با اطلاعيد
بزارين اين شکلي ازتون بپرسم
، به عنوان يک کارآگاه اگه يه شاهد اين داستانو واسه شما تعريف ميکرد
باورش ميکردين؟
من کارآگاهم
من ميدونم چي ديدم
ولي شما جواب منو ندادين
درباره ي موردي فکر کنين که سرنخ اصليش
،سرنخي که همه چيز به اون بستگي داره يه نگاه کوتاه باشه
به يه آينه اونم تو تاريکي
حالا فکر ميکنين اين از اون پرونده هايي که ميشه توش برنده شد؟
اين يه پرونده ي فرضي نيست
اين يه تحقيق نيست
اين تصورات من نيست
کارآگاه هاوکينگز منو از جاده منحرف کرد و خانوادمو نابود کرد
اون دليل اينه که ما ديگه هيچوقت دوباره با هم نخواهيم بود
من همون قدر از اين قضيه مطمئنم که تا حالا از هرچيزي مطمئن بودم
کارآگاه کجا داري ميري؟
نبايد با شما تماس ميگرفتم
متاسفم
من کارايي دارم که بايد انجام بدم
اين چيه؟
mkvland کاري از گروه ترجمه ي سايت
مترجم: سلمان
دانلود با لينک مستقيم و فروش بهترين فيلم ها و سريال ها
مامانم گفته به محض اينکه مقالم تموم شه ميتونم بيام بيرون
الان کجاشي؟
دارم رو نتيجه گيريش کار ميکنم
کتاب خوبي بود تو هم بايد بخونيش
"آقاي کلارک هيچوقت"گيرنده در چاودار رو به من محول نميکنه
فکر ميکنه ادبيات آمريکا به اوجش رسيده
منظورم اينه که خودت بخونش
شايد بخونم
خيله خب،بهتره برگردم سر کارم ولي فرض کن ميام
باشه هواي توپي واسه ساحل رفتن ميشه
وقتي بيدار شدم بهت اس ام اس ميدم
باشه، خدافظ
به نظر مياد تو و "اما" خوب با هم کنار مياين
بالاخره
معمولا هروقت اينطوري ميکني من تو دردسر افتادم
نه، تو دردسر نيفتادي ولي م..من بايد باهات حرف بزنم
..راجع به .. ا..ا يه پرونده اي که دارم روش کار ميکنم
يه پرونده؟
اين کاريه که داشتي تو گاراژ ميکردي؟
اره
تو دو روز تموم ،اون تو بودي
چرا کاراتو تو دفترت انجام نميدي؟
پيچيدست
ببين، ممکنه قضايا واسه من تو چند روز ديگه دشوار بشن
وقتي من دارم روشون کار ميکنم ترجيح ميدم اين دوروبرا نباشي
چرا؟
چون من دارم يه ادم خطرناکو تعقيب ميکنم
.اون دنبال تو نيست ولي من ترجيح ميدم جات امن باشه
تو چي؟
من از عهدش بر ميام
فقط نميخوام نگران تو باشم عمه کارول ميخواد
"باهاش بري "واسيليا
.الانم تو راهه يه ساعت ديگه مياد دنبالت
همين الان با "اما" برنامه ريختيم صبح بريم ساحل
ميدونم و متاسفم ولي بايد باهاش کنار بياي
واسه يه بار "اما" برنامشو به خاطر من عوض کرده
نميخوام دوباره نظرش عوض شه رکس!گوش کن
بايد يا عمه کارول بري
...اين ادمي که دنبالشي چي کار کرده؟
مهم نيست
داري منو ميترسوني
متاسفم
همه چي روبراه ميشه
تو سالم ميموني منم سالم ميمونم
همين الان وسايلتو جمع و جور کن
باشه؟
هي هي
دوست دارم
منم دوست دارم
سروان پاپيچم شده که پرونده ي چاچين رو ببندم
من ميخوام بريم دنبال مايکل
حالش خوب نيست
دوباره؟
بهش زنگ بزن
دو روزه دارم سعي ميکنم بهش زنگ بزنم
معمولا برميگرده پييش من
خونشم گرفتي؟
تو چي فکر ميکني؟
باشه. ميريم دنبالش
.من مايکا برايتن هستم لطفا پيغام بگذاريد
.هي مايک دوباره منم
اه. اين دفعه دارم از دم در خونت زنگ ميزنم
ماشينت اينجا نيست واسه همين دارم نگرانت ميشم
به محض اينکه تونستي باهام تماس بگير
خيله خب.خدافظ
کارآگاه فريمن بيا تو
ممنون از ويزيتتون واسه اين کار کوچيک
شما گفتيد که مهمه
من نگران مايکلم
و دارم به اين فکر ميکنم که بايد باشم يا نه
چرا نميشينيد؟
شما ميدونيد که من حق ندارم
در مورد بيمارانم صحبت کنم
مگه اينکه واسه ديگران يا خودشون خطرآفرين باشن
در اونصورت،شما بايد به پليس اطلاع بديد
چقدر در مورد علت اومدن کارآگاه برايتن به اينجا ميدونيد؟
همم.. مايک بعد تصادف يه سري مشکلات حافظه اي داره
چند دفعه يهويي خيلي عصباني شد
سروان گفت اگه هنوزم ميخواد تو نيرو باقي بمونه بايد بره پيش يه روانپزشک
پس متوجهين که اگه من هرگونه شبهه اي در مورد کارآگاه برايتن با سروان هارپر در ميان بذارم
شغل مايک به خطر ميفته
من سروان هارپر نيستم
...شايد اگه ميتونستيد ...دقيق تر بگين نگران چي هستين
خيله خب مايک چند روز پيش سرکار نيومده
بهش زنگ زدم ولي جواب نداد
اه،رفتم خونش ولي اونجا نبود
داشتم اطرافو ميگشتم بعد رفتم تو گاراژش
اون سري عکس از گزارشاي پليس جمع کرده بود
،منظورم اينه که تمام چيزاي اطراف تصادفش
و کلي فايل در مورد
کارآگاه اد هاوکينگز از بخش غربي داشت
پرونده هايي که روش کار کرده،اطلاعات شخصي
ببين اگه چيزي هست که لازمه من بدونم بايد بهم بگي
داري منو تو يه موقعيت نشدني قرار ميدي
،اگه چيزي هست که بايد نگرانش باشم ميخوام بدونم
...اين حقيقت که الان اينجاييد جوابتونه
اگه دارين به يه جور مداخله فکر ميکنين
شايد بايد الان انجامش بدين هرچه زودتر بهتر
دستا بالا
برايتن
چه خبر شده؟
اين چيزيه که تو بايد بهم بگي
ببين من متاسفم ولي يه خورده گيج شدم
چرا از بخشي که
No comments yet. Be the first to leave one.