The first 200 lines.
. هي بچه ها نگاه کنيد، ارابه ي دولت تشريف فرما شد
لاکشمي" فردا بهت مطالبُ ميدم" - باشه -
. اينهمه دختر اومد پايين، يکيشون نگامونم نکرد
شايد دنبال شاهزاده سواربراسبن هان؟
. هي بچه ها نگاه کنيد، يه ارابه ي دولت ديگه تشريف آورد
. دانشگاهِ هنر
خدافظ - خدافظ -
. هي "نيدهي" پروژه اتُ جا گذاشتي
. کالج پلي تکنيک، کالج پلي تکنيک
. کالج پلي تکنيک، کالج پلي تکنيک
ببينم تو قلب داري يا سنگ؟
. بدبختِ بيچاره 3 ساله هي همونجا منتظر وايميسه
. يه نگاهم بهش نميندازي
اصن خبر داري چقد خوشگله؟
يعني چي؟ واسه چي وقتي باهات حرف ميزنم جوابمُ نميدي؟
توام از اون خوشت مياد ميگه نه؟
نه. - پس چرا هر وقت ميبينيش هول ميشي؟ -
بيخيال شو. ميگم نه ديگه - پس يه کاري کن -
برو رو در رو بهش بگو ازت خوشم نمياد
. انقد نيا اينجا منُ ببين
... نميشه آخه - پس چي؟ -
. ميترسم وقتي ببينمش عاشقش بشم
آهان، تو اصلا دوسش نداري بعد . اون بدبخت هي پا ميشه مياد اونجا
خودخواهي ديگه - آره -
. خودخواهم
. بابا که ندارم، دوتا خواهر کوچيکتر دارم
. مامانم همه ي اميدش به منه
. چون براي بزرگ کردنم خيلي بدبختي کشيده
. وضعيت من اينه
. ببخشيد عزيزم
... حداقل برو ببينش و بهش بگو
. انقدر الکي منتظرت نمونه
. نذار به سکوتت دل ببنده
ديگه خودتم خوب ميدوني الان
. سه ساله متظرته
. فردام آخرين روز دانشگاهه
" تو شبيه زندگيِ مني "
ببين طرف از کِي بهت خيره شده . خيلي وقته حواسم بهش هستا
. نگاش نکن
" من مثل نور مهتاب منتظرتم "
" که جشن ديوالي رو برام بياري "
" اوه عزيزم اوني که مثل رويا "
" به پلکهات چسبيده چيه؟ "
" اشتياقِ چشمامُ براي ديدن چشماي خوشگلت نگاه کن "
" چشم و قلبم مالِ توست "
" من به دنبال زمانم "
آخه چرا يه نگا به من نميندازه؟
. اصلا يه فکري دارم
. بيا اينُ بگير
چته ديوونه؟
. به دستم نگا کرد
خودتُ نگاه کرد؟
" هر روز برام يه روز تازه اس "
" احساسِ درونم بهم ميگه "
" توام تمام مدت داشتي بهم نگاه ميکردي "
" اين برام يه تجربه ي عجيبه "
" حضورِ آرامش بخشت بهم خوشحالي بخشيده "
" اونقدر که قدم زدن زير نورِ خورشيد اذيتم نميکنه "
" قلبم پُشت عذابي به اسم عشق مخفي شده "
" بذار لحظاتم براي انتظارت سپري بشه "
" تو تبديل به خاطرات دلپذيرِ من شدي "
پريا"، "پريا" گوش کن" - "هي "نيدهي -
. اسمش "کريشنا" س
زن حسابي، نميدوني وقتي يه پولي قرض ميگيري
بايد پسش بدي؟
" از فکر اين که حداقل توي زندگيِ بعديم بهم نگاه کني "
" نفسم بند مياد "
. داداش، عاليه
. هي تو اينجا چکار ميکني؟ برو بيرون ببينم
. کالج پلي تکنيک
آي مرتيکه فکر کردي اگه چادر سرت کني من نميفهمم؟
برو گمشو بيرون ببينم - آقا، آقا، تو رو خدا -
برو پايين، برو پايين، ميگم برو پايين - تو رو خدا يه شانس بهم بده -
آقا به خدا باهاش حرف ميزنم بعد ميرم . آقا مرگ من بذار
کريشنا" چطوره؟"
. به خاطر نجات جونِ تو مُرد
چرا نخواستم ببينمت؟
. ميخوام ببينمت
. دلم ميخواد ببينمت
"بخاطر عشق" ترجمه اي از وبسايت باليوود وان
مترجم : مژگان
= دفتر سفارت هندوستان در پاريس - سال 2012 =
. بله
. عاشقتم
. عاشقتم
. عاشقتم، عاشقتم
... عاشقتم، عاشق
. عاشقتونم
عاشقتونم - يعني انقد عاشقموني که خوابمونم ميبيني؟ -
. بازم همون خوابُ ديدم
. جان عزيزت اون خوابِ مسخرتُ ديگه برام تعريف نکن
. تا حالا 1000 بار برام تعريف کردي
اين سري حداقل قيافه اشُ ديدي؟
. نه به خاطر نور چراغا نتونستم صورتشُ ببينم
با اينحال بهش گفتي عاشقتم؟
با اينکه اصلا نميشناختمش، نظرت چيه؟
. توي پزشکي بهش ميگن حالت رواني
... شايد اونيکه توي خوابات مياد
. خدا بوده اومده به راه راست هدايتت کنه
مسخره ميکني؟ - . نه به جان خودم -
. آخه گفتي نور چراغ صورتشُ نوراني کرده واسه همين گفتم
آشا" اگه اين خوابم به حقيقت تبديل شه"
. ديگه اينکه چه شکليه يا کجا زندگي ميکنه مهم نيست
. فقط ميخوام عاشقش باشم و با اون ازدواج کنم
. بابا اينکه تفنگ راس راسي نيست
. تمومش کن
. اونا دوستامن
شرمنده خانم - برين پيِ کارتون -
چشم خانم - "متاسفم "ريچارد -
. واقعا ببخشيد - . بمير بابا -
دوستيت بخوره تو سرت - بيا بريم ولش کن -
. آدم با رفيقاش اينطوري تا نميکنه
= دفتر سفارت هندوستان - پاريس =
اين همون آدميه که تو جريانِ
انفجار بمبِ توي بمبئي
. دهلي و حيدر آباد دست داشته
. ببخشيد
بر طبق اطلاعات هندوستان
... اين آدم با دارو دسته اش
... شش ماه گذشته اينجا بوده - . بابا -
چرا انقدر منُ اذيت ميکني؟
واقعا لازمه من هر جا ميرم اين محافظا جلوي دست و پام باشن؟
خب که چي؟
. خانم بايد تشريف ببرين، همين الان لطفا
... بابا - . شرمنده دوستان -
،پس عکساش رو توي همه ي هتل ها
. اماکن عمومي و فروشگاه ها پخش کنين
. بايد سريع دستگيرش کنيم
آي مرتيکه مارو کشوندي اينجا کشاورزي کنيم؟
تا کي بايد براي پاسپورت گرفتن صبر کنيم؟
. خوبه پولشم داديم اما هيچي به هيچي
اين چه مسخره بازي ايه؟
الان بهم خبر دادن ممکنه هممون . به خاطر همين پاسپورت دستگير شيم
اين رفتارايي که داري
. براي پدرت تهديد به حساب مياد
. اگه تهديد ميشه خب اين محافظا رو بذارين براش
. دست از سر من بر دارين
اگه تروريستا بدزدنت بعد باباتُ تهديد کنن چي؟
شما بايد طبق تشريفات پيش بري - لطفا ببند دهنتُ -
سراوانتي" چرا انقد بي ادبانه صحبت ميکني؟"
. ميدوني اون کيه؟ رئيس گارد محافظاي من
. آهان پس ايشون از من مهم ترن
. اينطور نيست دخترم
چرا انقدر اذيتش ميکنين قربان؟
سراوانتي" مگه من به جز تو کيُ دارم؟"
. سعي کن درک کني
فقط منم که بايد همه چيُ درک کنم بابا؟
. ببخشيد قربان، وقت پروازتونه
. ببخشيد، من قراره برم آمريکا
تا برگردم 10 روزي طول ميکشه . مراقب خودت باش
. باشه بابا
" زندگي مثلِ چرخ و فلکه "
" پس بذار من بچرخم و بچرخم "
" ديروز ديگه برنميگرده "
" پس بذار من از لحظه به لحظه زندگيم لذت ببرم "
" شادي نبايد به يه حساب بانکيِ تو سوييس "
" که قابل استفاده نيست تبديل بشه"
" اصلا بذارين کيف پولِ من با شادي پُر و خالي بشه "
" من يه قهرمانم، يه الگو ام "
" توي دنياي خودم پادشاهم "
" قلمروِ من مرزي نداره "
" من با اين آزادي مثل اکسيژن نفس ميکشم "
" من يه فِراريم که توي بزرگراه سفر ميکنم "
" عقربه ي کيلومتر شمار برام بي استفاده اس "
" من يه گردبادم، جشن نورم " " دقيقا "
" براي حجم صدام هيچ کنترلي وجود نداره "
" هي چطور ميتوني بگي من وقتمُ تلف ميکنم؟ "
" اين کارم مثل يه شغل بايد جدي گرفته بشه "
چيزي که ذهن من ميگه اينه که شايد " " همچين دنيايي وجود داشته باشه
" من ميخوام به يه طوطي تبديل بشم که آماده ي پروازه "
" نميدونم فردايي وجود داره يا نه "
نميدونم چه اتفاقي قراره براي زمين بيوفته " " چون من ميخوام براي امروز زندگي کنم
" با اينکه داري با اون چشمايِ مثل ماهت بهم نگاه ميکني "
اما من ميخوام قايم موشک بازي کنم " " و بگم هيچي برام مهم نيست
" ميخوام تو شب روشنيِ روزُ بيارم "
" ميخوام با سياره ها بيليارد بازي کنم "
" ميخوام به همه لبخند بزنم "
" ميخوام با فکر کردن به آسمون بيشتر خوشحال بشم "
" زندگي مثلِ چرخ و فلکه "
" پس بذار من بچرخم و بچرخم "
" ديروز ديگه برنميگرده "
" پس بذار من از لحظه به لحظه زندگيم لذت ببرم "
" شادي نبايد به يه حساب بانکيِ تو سوييس "
" که قابل استفاده نيست تبديل بشه"
" اصلا بذارين کيف پولِ من با شادي پُر و خالي بشه "
" اصلا بذارين کيف پولِ من با شادي پُر بشه "
= حيدرآباد =
اين برادر زاده ات چه مرگشه که هر روز ميوفته به جونِ اين و اون؟
. آخه هر دو ماه يه بار ميوفته زندان
. اين سري گرفته پسر وزيرُ زده
در حالت عادي نميشد آزادش کرد
اما چون شما يه دکتر معروف هستين . ميتونين آزادش کنين
ولم کنين، ولم کنين - بابا بس کن -
داداش تو رو خدا - ولم کنين، ميگم ولم کنين -
گوش کن داداش، خون خودتُ کثيف نکن - زشته با اين قد بخواي بزنيش -
ديگه همينطور ولش نميکنم . بذارين بهش شليک کنم خيالم راحت شه
بذارين بکشمش - ولش کن -
. هر روز بدتر از ديروزه، يه ذره آبرو برام نمونده يگه
. دارن ميان داداش، 5 دقيقه صبر کني اومدن
چيزي پيدا کردي عمو؟
No comments yet. Be the first to leave one.