Wild Geese II

Wild Geese II

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Wild Geese II 1985 1080p Blu-ray AVC DTS-HD MA 2 0
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
زیرنویس فارسی فیلم غاز های وحشی 2

Tags

Blu-ray
blu-ray
1080
TS
HD
Blu-Ray
Published on: 2023-08-17
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫زودباشین! بدویین!

‫بیاین اینجا! یالا!

‫ببینیم چیکار می‌کنین!

‫بالا، بالا، بالا!

‫بپرین!

‫خیلی‌خب

‫کیت، فرمانده جانز رو پیدا کن

‫اگه آماده‌ست، ‫بگو ستوان فلین رو بفرسته که فرودگاه رو بگیره

‫اون جیپ رو از اینجا ببر!

‫پناه بگیرین!

‫پناه بگیرین!

‫رافر، زودباش، زودباش!

‫آلن، منو بکش!

‫تو رو به خدا منو بکش!

‫نه، نه، نمی‌تونم!

‫کاملا متوجهم چی می‌گین، آقای مک‌کن

‫بله

‫- ولی، فکر کنم... ‫- برای من ولی نیار!

‫پس فکر کردی برای چی ‫تو رو گذاشتم مدیر دفتر اروپا؟

‫چون انتظار دارم تو غیرممکن رو ممکن کنی، ‫هروقت که به نظرم چیزی به نفع‌مونه!

‫عجولانه داریم تصمیم می‌گیریم، قربان

‫عجولانه؟

‫طرف عملا 90 سالشه!

‫ممکنه وسط حرف ما بمیره!

‫آقای مک‌کن، حتی اقدام برای انجام این کارها،

‫چه موفق بشیم یا نه،

‫ممکنه باعث واکنش‌های بین‌المللی بشه

‫اصلا برام مهم نیست!

‫می‌دونم چقدر خطرناکه

‫ولی این تنها فرصت ماست ‫و باید استفاده کنیم!

‫اگه موفق بشیم، ‫واترگیت جلوش مثل بچه‌بازی می‌مونه!

‫گوش بده، اون پیرمرد،

‫از رازهایی خبر داره که ‫می‌تونن نصف دنیا رو از بین ببرن

‫می‌خوامش و هزینه‌ش برام مهم نیست

‫اگه موفق بشیم،

‫شبکه‌ی ما برگ تازه‌ای در تاریخ می‌نویسه

‫دیگه حرفی ندارم

‫اگه شکست بخوریم...

‫خب، تو تلاشت رو کردی، ‫همین هم داستان خوبی ازش درمیاد

‫متوجهم که بهترین مزدورها رو در اختیارت داری

‫بله، توی سالن منتظره. ‫اسمش الکس فالکنرـه

‫بیارش داخل و باهاش حرف بزن

‫و کَتی رو هم بگو بیاد. ‫نظر اون رو هم می‌خوام بدونم

‫و تلفن رو باز بذار، ‫می‌خوام بشنوم

‫حرفی نمی‌زنم

‫آقای فالکنر رو بیار داخل...

‫و به کَتی هم بگو بیاد بالا، باشه؟

‫- بله؟ ‫- خانم لوکاس،

‫آقای فالکنر اینجاست. ‫میشه بیاین بالا، لطفا؟

‫خیلی‌خب، الان میام

‫ایشون آقای فالکنر هستن

‫حالتون چطوره؟ ‫مایکل لوکاس هستم

‫حال شما چطوره؟

‫کَتی

‫کَتی، ایشون الکس فالکنر هستن. ‫آقای فالکنر، ایشون کتی لوکاس هستن

‫حالتون چطوره، آقای فالکنر؟

‫چقدر از دیدنتون خوشحالم

‫شما هر دو لوکاس هستین؟

‫من خواهر مایکل هستم

‫این شبکه پُره از فامیل‌بازی

‫ذات شبکه‌ها همینه. ‫لطفا بشینین

‫- قهوه، چایی؟ ‫- نه، هیچی، مرسی

‫دلستر خوبه

‫چطوری باشه؟

‫بدون یخ، مرسی

‫خب، چرا به سربازان مزدور علاقه‌مندین؟

‫سریال جدید می‌خواین بسازین؟ ‫من در خدمت هستم

‫- نه، چنین چیزهایی نیست ‫- مرسی

‫کتی فیلمی آماده کرده ‫که می‌خوایم تماشا کنین، جناب فالکنر

‫و بعدش صحبت می‌کنیم

‫من مشکلی ندارم

‫این مرد رودولف هِس‌ـه،

‫شخصی عجیب و بحث‌برانگیز در حزب نازی‌ها،

‫قبل و در طول جنگ جهانی اول

‫امروز، با حدودا 90 سال سن،

‫در زندان اسپاندا در برلین غربی زندانیه. ‫زندگی او یک رازه

‫هس یکی از موسسین حزب نازی بود

‫او در نهایت دستیار اول هیتلر شد،

‫و در سلسه‌ مراتب نازی‌ها، ‫بعد از هیتلر، رتبه‌ی دوم رو داشت

‫مِی 1941،

‫با پیش رفتن جنگ در اروپا به کام آلمان‌ها،

‫هس تنها از آلمان پرواز کرد...

‫و با چتر بر فراز اسکاتلند پایین پرید

‫ماموریتش، ارایه کردن خودش به عنوان گروگان، ‫در ازای صحبت بر سر آتش‌بس...

‫با رهبران بریتانیا

‫تا امروز، کسی نمی‌دونه آیا هس خودسرانه این کارو کرده...

‫و هیتلر خبر نداشته،

‫یا او و هیتلر با همدیگه برنامه‌ریزی کردن...

‫با این موضوع کامل آشنایی دارم

‫متوجهم. ‫برای تازه کردن حافظه‌تونه

‫...تا جنگ پایان یافت

‫نورنبرگ، 1946

‫هس در کنار دیگر رهبران ‫بازداشت‌شده‌ی آلمان به دادگاه برده شد

‫دادستان‌های روسیه، فرانسه، بریتانیا و آمریکا...

‫باقی‌مونده‌ی سلسله‌ی نازی‌ها رو...

‫برای ارتکاب جرایم جنگی ‫و جنایت علیه بشریت به دادگاه کشوندن

‫اکثر رهبران آلمانی گناهکار شناخته شدن...

‫و به اعدام با طناب دار محکوم شدن،

‫یا سال‌ها به زندان محکوم شدن،

‫ولی هس از جنایت علیه بشر تبرئه شد،

‫ولی به جرم توطئه برای ایجاد جنگ ‫به حبس ابد محکوم شد

‫خیر!

‫- تا امروز... ‫- می‌دونین،

‫تقریبا غیرممکنه بشه تعداد توطئه‌چین‌های...

‫جنگ در 40 سال گذشته، ‫یا این که چندتا جنگ راه انداختن رو شمرد

‫و حتی یک نفرشون هم به زندان نرفته

‫زندان اسپاندا، برلین، 1982

‫هس که حالا حدودا 90 سالشه،

‫بیش از 40 ساله که در سلولی انفرادی به سر می‌بره،

‫و بیشتر اون سال‌ها رو در زندان اسپاندا گذرونده

‫اون حالا تنها زندانی حاضر در این سنگر نظامیه...

‫که برای نگهداری 600 زندانی ساخته شده بود

‫فکر کنم دیگه کافی باشه،

‫مگه این که بخواین بیشتر ببینین

‫نه، مرسی. ‫چهل سال تنها در یک سلول

‫گمونم اگه طرف هس نبود، ‫باید می‌گفتم بدبختِ بیچاره

‫اون حالا چیزی جز یک مهره‌ی سیاسی نیست

Hmm.

‫خب، توپ توی زمین شماست

‫با من چیکار دارین؟

‫بدونین که هزینه‌‌ش مطرح نیست، ‫آقای فالکنر،

‫ما ازتون می‌خوایم...

‫هس رو از اسپاندا بیرون بیارین ‫و تحویل ما بدین

‫الان باید بخندم؟

‫شوخی می‌کنین دیگه

‫نخیر، شوخی نیست، آقای فالکنر

‫این دیوانه‌وارترین ‫پیشنهاد کاری من در تمام عمرمه

‫- اصلا برای چی می‌خواینش؟ ‫- برای رفتن روی تیتر اخبار

‫تا آدم‌های مهم زیادی رو افشا کنیم...

‫که احتمالا در چندین معامله‌ی عجیب...

‫دخیل بودن

‫برای بیرون آوردن اون از اسپاندا ‫به یه ارتش کوفتی احتیاجه!

‫مثلا هم درش بیارین. بعدش چی؟

‫توی برلین غربی هستین. ‫درست وسط آلمان شرقی!

‫با یه جنگ طرفین!

‫متاسفم، ولی...

‫این از توانایی من خارجه

‫نه، من...

‫احتمالا من رو با برادر بزرگم اشتباه گرفتین، ‫با آلن

‫نه، ولی شنیدیم فوت کردن

‫خیلی متاسفیم

‫بله، خب، ممنونم

‫ولی بعید می‌دونم حتی اون هم اگه بود ‫این پیشنهاد رو قبول می‌کرد

‫حتی فکر برنامه‌ریزی چنین کاری ‫ذهنم رو خسته می‌کنه

‫آخرین سفر ما به آفریقا به حمام خون منجر شد،

‫در مقایسه با پیشنهاد شما، ‫اون اردوی مدرسه بود!

‫اصلا متوجه هستین ‫در برلین با چی طرفین؟

‫تقریبا، بله، ‫ولی بهمون گفتن شما بهترینِ این کار هستین

‫از مهمون‌نوازی‌تون خیلی ممنونم

‫آقای فالکنر، من گفتم که هزینه‌ش مطرح نیست

‫متاسفم. ‫پاسخ منفیه

‫شاید وقتی سرحال‌تر و دیوونه‌تر بودم، می‌پذیرفتم

Ah!

‫سرحال‌تر و دیوونه‌تر

‫خب، شاید این کمکتون کنه

‫کسی رو می‌شناسم که شاید...

‫اون‌قدری روانی باشه که این کارو بپذیره ‫و به خوبی منم هست

‫احتمالا بهتر هم هست

‫راستش فکر کنم الان لندن باشه

‫رودولف هس تحت مراقبت‌ترین آدم دنیاست

‫بله، درسته،

‫ولی فکر می‌کنم این چالش براتون جالب باشه، آقای حداد

‫تا حالا برلین رفتین؟

‫نه

‫فکر کنم از این شهر خیلی خوشتون بیاد

‫این تمام اطلاعاتیه که از هس و اسپاندا پیدا کردم،

‫بعلاوه‌ی نحوه‌ی عملکرد نظامی ‫چهار برجی که ازش نگهبانی میدن

‫بودجه‌ی مالی سنگینی هم توشه...

‫همینطور بلیط هواپیما به برلین، ‫فردا ساعت دو

‫یادم نمیاد کارو قبول کرده باشم

‫قبول نکردین، ‫ولی فکر می‌کنم می‌کنین

‫فردا قرار دارم

‫- کنسلشون کنین ‫- شما زن آزاردهنده‌ای هستین، خانم لوکاس

‫اگه احساس راحتی بیشتری می‌کنین، آقای حداد،

‫می‌تونم مهربون و شیرین باشم

‫نه، آزاردهنده رو ترجیح میدم

‫خیلی‌خب. آقای حداد، ‫ما مشتاق شروع کار هستیم،

‫پس روراست می‌پرسم، ‫این ماموریت رو می‌پذیرین؟

‫من هیچوقت کاری رو که ‫شانس قابل قبولی برای موفقیت نداره رو قبول نمی‌کنم

‫کاملا معقوله

‫برای همین فردا می‌رین برلین ‫تا خودتون اسپاندا رو ببینین

‫فرض کنیم رفتم،

‫اگه بعدِ بازدید از اسپاندا ‫تصمیم گرفتم که اجراش کنم،

‫بدون دخالت کسی کارم رو پیش می‌برم،

‫پولی که می‌خوام رو می‌گیرم، ‫دستمزدم بالاست،

‫و چونه هم نمی‌زنم، به هیچ وجه

‫- چطوره؟ ‫- هیچ مشکلی نیست

‫ما اون مرد رو می‌خوایم، آقای حداد. ‫پول مشکلی نیست

‫عالیه

‫از اونجایی که مافوق‌تون به صحبت‌هامون گوش داده،

‫حرفتون رو باور دارم

‫- درسته؟ ‫- بله

‫موفق باشین، آقای حداد

‫ممنونم

‫خیلی‌خب، فردا برلین

‫من پس‌فردا میام

‫تو پر از سوپرایزی

‫شماره‌ی تماست رو بهم بده

‫اون هم توی پاکته

‫اعتماد به نفست قابل تقدیره

Wild Geese II subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left