The first 200 lines.
آقا, من رو ببر به بخش 9- چشم-
خيلي گرمه
راجه
عزيزم, چرا با ريکشاو داري ميري؟
به خاطر سمير اون کثافت
دو ساعت قبل قرار بود بياد سالن دنبالم
و طبق معمول پيچوند
سمير از بچگي همينطوره, مگه نميشناسيش؟
اون هيچ کنترلي رو خودش نداره
بگذريم, داشتم فکر ميکردم که براي عروسي
ريشهام رو مدل آيرون من بزنم يا مثل فيلم دبنگ سيبيل بذارم؟
نظرت چيه؟- عزيزم-
عزيزم، شبيه عروسيمون حوصله طب سوزني رو ندارم "منظورش سبيلهاشه که ميره تو بدنش"
خلي خب, بگو ببينم آماده سازي مراسم عروسي چطور پيش ميره؟
مامان شده مثل ليدي گاگا
و همه رو ديوونه کرده
...و بابا
فکر کنم حتي تو خواب هم چونه ميزنه و ميخواد تخفيف بگيره
خلاصه اينکه خونهمون کاملا به يه ديوونه خونه تبديل شده
ببخشيد, به نظرت اين تزئينات مناسب يه خونهي ويلايي تو منطقهي 9 هست؟
من قراره توي عروسي دخترم
از صندلي پلاستيکي استفاده کنم؟
مسلما نه, درسته؟
ديگه اين چيزا رو اينجا نبينم؟ باشه؟
خيلي خب, همه چي رو درست کن
خداي من, تمومش کن چند بار بايد تکرار کنم؟
وقتي ماشين رسيد, شروع به طبل زدن کن
قبلش نه...ديگه بسه
تانوي دخترم، چند ساعت پيش سمير رو فرستادم دنبالت
صبح بخير خاله
به نظرم يه کم بايد با سمير سختگيرانه تر رفتار کنيد
ببينيد چطور دوباره تانوي رو پيچونده
راستي, تانوي عزيزم سمير گفت که کجاست؟
برو...گاز بده بابا
"کاش ميتونستم تموم روز سواري کنم"
کاش ميتونستم کاري کنم" "تموم روز کنارم بشيني
"آهنگ رو عوض کن, صداش رو زياد کن"
"دنده رو عوض کن, بيا يه دوري بزنيم"
"نگو که خبر نداشتي"
"همه براش ميميرن.. اوه"
"همه عاشقشن...اوه"
"همه اون رو پرستش ميکنن... اوه"
"همه مراقبشن... اوه"
"اون خيلي خوشگله...اوه"
"قلبم رو ميلزرونه...اوه"
"اون لنگه نداره... خيلي باهوشه"
"اوه"
"اوه"
"اون جذابه , نه؟"
"حسش ميکنم"
"خيلي جذابه"
"حسش ميکنم... اوه"
"تو هم حسش ميکني؟"
"من حسش ميکنم"
"همه براش ميميرن.. اوه"
"همه عاشقشن...اوه"
زير نور خورشيد يه دوري بزن" "ببين تموم اين شهر مال منه
"روش شرط ميبندم"
"و خانمها ميخوانش"
"پايتخته"
"خيلي خوشگله, اصلا چيز کمي نيست"
"پام رو ميزارم روش"
"موهالي مزمن دارم"
"پشت سر هم"
"حالا با چند تا دلقک داريم مسابقه ميديم"
"دستاتون رو بياريد بالا"
"دختر, شک نکن"
"اون سکسيه... نه؟"
"حسش ميکنم"
"خيلي جذابه"
"حسش ميکنم"
"تو هم حسش ميکني؟"
"من حسش ميکنم"
"اون محکم پيش من نشسته"
"با من تا آسمون پرواز ميکنه"
"...اوه"
"...نگهداري از اين موتور وظيفهي سنگينيه, اوه"
"...همه دوستش دارن, اوه"
"اون خوشگله, اوه"
"اون خوشگله, اوه"
"...اوه"
"سرعتت رو زياد کن"
"سرعتت رو زياد کن"
"با باد سواري کن"
"سرعتت رو زياد کن"
"سرعتت رو زياد کن"
"سرعتت رو زياد کن"
"با نسيم برون"
"سرعتت رو زياد کن"
" همه براش ميميرن...اوه"
"همه عاشقشن"
"همه ميپرستنش"
" همه مراقبشن"
"اون خيلي خوشگله"
"ديوونهم ميکنه"
"لنگه نداره"
"خيلي باهوشه"
احمق, پنج هزار تماس از دست رفته از طرف بابات داري
حتما تا الان به خونهي من هم زنگ زده
و به خاطر تو بابام
دهنم رو سرويس ميکنه
داداش جان, گاتو, تا حالا به فکر کردي که چرا اسمت با "فاتو" هم قافيه ست؟
سمير, داداشم, تا حالا فکر کردي که چرا
تِج هميشه تو رو زير نظر داره؟
تو که تِج رو ميشناسي
بيا اينجا, بزنم تو گوشت؟
سگ- راست يا چپ؟-
بيا کفشم رو ليس بزن- دلقک مسخره-
چرا ساکتي؟- احمق لعنتي-
چرا ساکتي؟- ميخواي بخوابونم تو گوشت؟-
خفه شو و جوابم رو بده, گوساله
ميخواي گه بخوري؟- شالو, يه بشقاب گُه بهش بده-
واو, امروز واقعا سربلندم کردي
...ميزنم- ...سمير-
احمق- ...سمير-
برو بيرون- سمييييييييير-
سميييير, دلقک احمق
نکنه مُردي؟ کدم گوري هستي؟ بيا اينجا ببينم
اين موقع روز کدوم قبرستوني بودي؟
احمق
گفتم بيا اينجا- نميام بابا-
شما فقط گوشم رو فشار ميدين
و اذيتم ميکنيد
بيخيال تِجو, همه داريم براي عروسي آماده ميشيم
ولش کن ديگه
مگه داره امتحان داره که ولش کنم؟
کثافت به درد نخور
بابا, کثافت نه, کثافت
خفه شو... حالا ميخواي به من زبان ياد بدي؟
ده بار بهت گفتم که برو شلوار من رو از خياطي بگير
گرفتي؟ حالا من
بايد با کُتم شورت بپوشم و بچرخم؟
رسيد رو بده من
رسيد؟ چه رسيدي؟
احمق به در نخور
سمير, پسرم تو برو داخل شمعها روغن بريز
همه رو پر کن برو ديگه پسرم
شالو, اين احمق رو از کجا آووردي؟
مطمئنم تو بيمارستان عوضش کردن
همه چي رو گم ميکنه چرا خودت گم نميشي آخه؟
ميشه لطفا گم شي؟
اين رو که ميبينم درک ميکنم چر بعضي از حيوانات بچههاشون رو ميخورن
حال به هم زن- هي, سگ کثيف, دو ساعت تو سالن منتظرت بودم-
چي شده؟ مگه امروز عروسي توئه؟
تو چرا اينقدر هيجان زده اي؟- خدا رو شکر-
حداقل مجبور نيستم هر روز صبح صورت زشتت رو ببينم
خفه شو بابا, تا حالا
صورت زشتت رو تو آيينه ديدي؟
سگ کثيف- احمق-
گمشو- تو گمشو-
کولجيت, رفتي از جنوب هند برام نارگيل بياري؟
يه کم عجله کن بابا, بدش من
چرا همه ميخوان نارگيل بشکنن؟ چه خبره؟
پسرم, راستش دوست دارم سر تو رو بشکونم
اما با يه نارگيل کارم رو راه ميندازم
تو يه لطفي بکن, برو يه جايي خودت رو گم و گور کن
اي بابا, يه کم جکهات رو تغيير بده
اول به خودت نگاه کن شکمت هر روز داره بزرگتر ميشه
احمق
ممنون, ممنون
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي. ز - ويرايش: سميرا
"چه عروسي باشه و چه نامزدي باشه"
"ميتونيم بخوريم و برقصيم"
" ميتونيم خيلي مشروب بخوريم"
"پنجابيها هميشه شارژه شارژن"
"پنجابيها هميشه شارژه شارژن"
"پنجابيها هميشه شارژه شارژن"
"بيست و چهار ساعته"
"بيست و چهار ساعته"
واي بابا, ماروتي ارتيگا
اون هم اينقدر خفن؟ مال ماست؟
پس نه, براي همسايهها خريدمش
آي بابا, هميشه در موردت اشتباه فکر ميکردم
هي احمق, دست نزن به ماشين
برو کنار
پس چطور رانندگي کنم؟
اينقدرها هم اتوماتيک که نيست؟
احمق بازي در نيار گوريل
اين ماشين رو نخريدم که تو باهاش بري ولگردي
اين رو به عنوان هديهي عروسي براي دخترم و دامادم خريدم
چي؟ اين ماشين رو براي راج خريدي؟ مامان چي ميگه؟
اون حتي نميدونه جادهي گهري کجاست
هي, ميدوني...اولين ماشين مون يه ماروتي 800 کوچيک بود
من چيکار کنم؟- با اون ماشين تو و تانوي رو از بيمارستان آوورديم خونه-
بعدش تو دهمين سالگرد ازدواج مون يه ماروتي سويفت به همسرم شالو هديه دادم
يادته, نه؟- البته که يادمه-
و امروز براي دامادمون
اين عزيز رو گرفتم
خوشگل نيست؟
اصلا باورم نميشه
من که اصلا پسر شما نيستم تا حالا يه دوچرخه هم بهم ندادين
تو اول بزرگ شو, مرد شو
بعدش ميبينيم که لياقت چيزي رو داري يا نه
باشه بابا, باشه, هيچوقت اين روز رو يادم نميره حالا صبر کنيد و ببينيد
يه روز جلوي شما ماشين قطار ميکنم فقط صبر کنيد و ببينيد
چرا؟ ميخواي تو نمايشگاه ماروتي کار کني؟
بابا, بابا
واي, ماشين جديد
واي
"پنجابيها هميشه شارژه شارژن"
No comments yet. Be the first to leave one.