The first 141 lines.
آیوفیلم تقدیم میکند
شما بانو اِلیانا برنشتاین هستید ؟
فکر نمیکردم که نامزد ولیعهد سائوسیلیند . یه همچین ملعبه دستی باشه
. ملعبه دست : کسی که به راحتی بقیه گولش میزنن
. . . شرمنده ، قبول ندارم که
. آروین اورلانزا
. من بخاطر دعوت بانو کرایس اینجام
. درسته . . . امروز عصر اسمشُ شنیدم
چیزی هست که از من بخواهید ؟
خیر ، فقط اون چیزی که فکرش رو . میکردم نبودی
کُنت چیزِ وقیحانهای گفت که . نزدیک بود گریهات بگیره
خیلی سخته باور کنی کسی که بهش میگن . نابغه سائوسیلیند" گریهاش بگیره "
چرا اون از لقبِ خاندان من خبر داره ؟
. واقعاً که مأیوس کننده است
به نظر میرسه یه سری قاچاقچیه ناشناس . از مرز گذر کردن و وارد قلمرو ایدل شدن
به همین خاطر هم ، مهمان افتخاری مون . خیلی محرمانه وارد کشور شدن
. فهمیدم . به تحقیقات ادامه بدید
. بله ، عالیجناب
. جالب شد
. . . ممکنه ربطی به اِلی داشته باشه
. سریعاً ، به عنوان سایه اِلیانا عمل کن
. فرمان بُردارم
:مترجم
آیوفیلم تقدیم میکند
بانو اِلیانا ، برنامه هاتون برای . امروز عصر خالی موندن
هاه ؟
. لطفاً یکم استراحت کنید ، بانوی من
خیلی وقته که منتظرم به کتابخانه ! خاندان کرایس برم
. واقعاً که بانو یک دنده هستن
. خیلی جالب بود
دیگه باید چی بخونم . . . هاه ؟
. . . یه کتاب برای گُل دوزی کردن
. خیلی هم کهنه است
لِیدی بِرد سیلویا . . . این کتاب مال اون بوده ؟
. انقدر پر مدعا نباش
هر دویِ خانوادههامون از شنیدنش خوشحال میشن ، درسته ؟
، همونطور که قبلاً هم بهتون گفتم ، اوِین - ساما . نمیتونم باهاتون وارد رابطه بشم
میدونی که یه خدمتکار به سن تو هیچ وقت هم تراز تو نیست ، درسته ؟
. در سال 301 به تقویم قاره آرس
، حاکم وقتِ کشور سائوسیلیند ، سلطان رادولف . به سمت شرق با سربازانی تازه نفس و مجهز لشکر کشی کرد ، و شکست خورد
میدونید دلیل اون شکست چی بود ؟
ها ؟
، باز هم ، بعدر از اون شکست
پادشاهی سائوسیلیند به مخمصه افتاد و . توسط سه کشور متحد تا مرز نابودی پیش رفت
اون موقع ، پادشاه کارل بیباک ، هر سه متحد رو شکست داد
و باعث شکل گیریه پادشاهیه سائوسیلیند امروزی . شد که ما میشناسمش
اگر چه ، اون پادشاه هم ، در دوران حکمرانیش . دچار اشتباهاتی شد
فکر میکنی پیام این داستان چی بود ؟
ها ؟ یهویی بیست سوالی راه انداختی ؟
اگر جواب رو بدونید ، اوِین - ساما ، پس فکر کنم بتونید . بفهمید که اعمالتون چقدر بیهوده هستن
. خب دیگه ، با اجازه مرخص میشم
! صبــــ صبر کن
بانو اِلیانا ؟
. چه تصادفی ، بانو اِلیانا
. لِنّک اوِین هستم
. به نظر میرسه که ولیعهد سرشون شلوغ باشه . همیشه از اینکه باهاتون وقت بگذرونم خرسند میشم
. ممنون از لطفتون . ولی دوست دارم که تنها کتاب بخونم
، داشت یادم میرفت ، بانو آنّا ، با اجازهتون میتونم به سوالتون پاسخ بدم ؟
. بله
سلطان رادولف به این معروف بودن که . هیچ احترامی برای بانوان نداشتن
، دلیل شکستش در شرق هم همین بود
چون همه تمرکزش رو برای جنگیدن با مردانِ صحن ، گذاشته بود تا بانوان
. همه مسیرها برای تجهیز کردن سربازها بسته شد
، پادشاه کارل بیباک تنها یک همدم داشتند . که ایشون هم در سنین جوانی فوت کردن
، بعد از اون ، دچار بحرانی درونی شد . ولی دیگه به هیچ دختری اهمیت نمیداد
در نتیجه ، کشور خیلی دیر متوجه شد که این سبک زندگیه افراطی بانوان دربار
. برای نگه داشتن نامزدیشون بوده
: فقط یک درس میشه از این داستان گرفت
حتی شجاع ترینه پادشاهان هم میتونن . توسط یک زن نابود بشن و یک لکه ننگ باقی بمونن
. کاملاً درسته ، بانو اِلیانا
!خیلی سنگ دلی
!میخوای بگی من برای خانما مثل یه لکه ننگم ؟
. آروم باشید ، لِنّک - ساما
! خفه شو ، زنیکه گستاخ
چطور جرأت میکنی انقدر گستاخانه با من حرف بزنی ! زنیکه بی جربزه
گوش کنید ، بانوی من . یک روش برای . سروکله زدن با مردای کَنه هست
. . . از هنر غافلگیری استفاده کنید
! باید اول دورش کنم
. بعدشم ، به درستی به قضیه خاتمه بدید
شهید راه عشق
! بزنید شِلال دونش رو در بیارید
! کتــــــــــاب
!چه غلطی کردی ؟
. . . من باید . . . اینو بگما
. . . ایوای ، از قبلش بدتر شد
بانو آنّا ، آسیب که ندیدید ؟
. . . نـــ نه
تو پسر بارُن اوِین هستی ؟
کریس رو در جریان همه این . اتفاقا میزارم
اِلی ، حالت خوبه ؟
. اصلاً هم خوب نیستم
. . . یه کار خیلی بدی انجام دادم
، عیبی نداره ، بانو اِلیانا . اگه تعمیرش کنیم . خیلی بیشتر میتونه عمر کنه
مطمئنی ؟
. بله
. اِلیانا - ساما ، شما واقعاً که عاشق کتابها هستید
من میخوام از این به بعد بچسبم به . چیزایی که دوست دارم
هاه ؟
چه اتفاقی افتاده ؟
همه حالشون خوبه ؟
! تئودور - ساما ! تئودور - ساما ، خیلی میترسم
! خیلی ترسناک بود
لیلیا ؟
! دیدیمش ! توی قلعه قدیمی بود ! شبحه ایدل
شبحِ ایدل ؟
! دختر ارباب قبلیه منطقه
یه شبح ؟
! درسته ، تئودور - ساما
شنیدم که حالا هم روحش در آرامش نیست ! و در قلعه سرگردانه
میگن که اگه کسی به چشمهاش نگاه کنه ! دچار اتفاقات بدی میشه
! خانما
. . . صدای جیغ شنیدم
درسته ، همه چیز مرتبه . بانو کرایس ، میشه بانوان جوان رو به جایی ببرید که بتونن استراحت کنند ؟
. حتماً ، چرا که نه
. خانما ، لطفاً دنبالشون برید
همگی حالتون خوبه ؟
. بله
. تئودور - ساما
خیلی ترسیدم ! میشه تا وقتی که . آروم بشم پیشم بمونید
بانو سوفبا
اگه پیش بقیه بمونید چیزی . برای ترسیدن نمیمونه
. بانو لیلیا ، مراقب بقیه باشید
. چشم ، هرچی شما بگید
. لگد خیلی کاریی بود ، بانو اِلیانا
. میبینمت
. بانو اِلیانا
. لطفاً همراهم بیاید بانو آنّا افتخار همراهی رو به ما میدید ؟
. حتماً
. خب ، بانو اِلیانا
. مطمئنماً که بهتون گفتن خود سر کاری نکنید
. خیلی شرمندهام
. خب ، بانو اِلیانا اینجوری هستن دیگه
. بفرمایید ، چای میل کنید
تاحالا هم دیگه رو ملاقات کردهایم ؟
!عـِــِــِــِه ؟
از همون شروع فستیوال شکار . . . همراهتون بودم ولی
. من آلان هستم
!ها ! آلان - ساما ؟
اصلاً موجودیت دارم ؟
. بانو اِلیانا
. جیک - ساما
No comments yet. Be the first to leave one.