The first 38 lines.
در روزی خجسته اما سرد در غرب کشور
مراسمی در عمارت فرماندار شهر مویون در حال برگزاری بود
ارباب عمارت
مثل افسانه ها قدرتمند بود
وقتی امپراطور ژو جوان بود
فرماندار وی از جینگ بی، قدرت نظامی رو بدست گرفت
فردی بشدت بی رحم و سنگدله
و بخاطر مشکلات داخلی و خارجی در ژو تحت فشار قرار گرفته
شنیده شده که اون آدمی بسیار خطرناکه
تو لایق این صورت نیستی
تمیزش کن
هیچ ردی روش باقی نمونه
بله ارباب
خبر داغ دسته اول
ششمین همسر ارباب جینگ بی
هم ناگهانی فوت کردن
به منم بده. به منم بده
خبر داغ
بذار منم ببینم
ارباب جینگ بی که همین امسال ازدواج کردن
یکی بعد از دیگری همسرانشون عین گل پر پر میشن
بیاین ببینیم کی از همه بد شانس تره
اگه فرماندار جینگ بی از تو خوششون بیاد واقعا خدا زده ای
قراره از بانو جوان بای خواستگاری میکنن
ارباب بای مطمئنا اجازه نمیدن
اوه چه شود
پدر
مادر
چرا توی روز عروسیم
دارین گریه میکنین؟
همش تقصیر منه
بچه بیچاره من
بانوی جوان
با این ازدواج دارین با پای خودتون به سمت مرگ میرین
نه، نه
بیاین همچین روز فرخنده ای رو به تاخیر نندازیم
برادر
اگه من مُردم
No comments yet. Be the first to leave one.