The first 200 lines.
خب میتونم مثلا سر یه نصف چیپس شرط بندی کنم؟
خیلی خب مارکوس، ما قبلا سر این موضوع بحث کردیم
شرط بندی سر چیزای کوچیک خیلی مسخره ـست
...پس چطوره که ما اصلا بزار شرط بندی رو بیخیال شیم، فقط دستامونو رو میکنیم
...پس چطوره که ما اصلا بزار شرط بندی رو بیخیال شیم، فقط دستامونو رو میکنیم
یه جفت دست مشکی، بگیر که اومد
باشه باشه، چیزی که اونجا داری... درواقع هیچی نیست
مثلا نگاه کن، یه جفت هفت لو دارم
دیدی؟ گرفتی چی شد؟
فکر کنم جفتمون میدونیم که نگرفتم
ممممم. مممم
هنوز خبری از دکتر سمانتا (سم) نشده؟
دیگه این وضع داره افسرده کننده میشه
رفیق
قرار گذاشتن، مثل پوکر، یه نوع بازیه مارکوس
و اون خیلی خوب داره بازی میکنه
اون لازم دونسته که دو روز صبر کنه بعدش بم زنگ بزنه
خب من بهش احترام میذارم
ولی الان سه روزه هیچ زنگی نزده
شاید خودت باید بش زنگ بزنی
رفیق
هیچوقت نباید کارت هات (ضعف ـت) رو نشون بدی
میخوام صبر کنم
درواقع امشب که همه دوستام واسه پوکر
اومدن اینجا، من حتی به اون
دکتر سمِ گریزون و سکسی فکر هم نمیکنم
فکر نمیکنی؟ جدی میگی؟ چطوری اونوقت؟
آسوووون
دوستای خوبم دوروبرم هستن، یه عالمه گوشت دارم
و یه عالمه الکل خوشمزه
من امشب با یه چالش روبروئم، ویل
من برای اولین بار دارم شب نشینی خونۀ یه دوست رو تجربه میکنم
خیلی خوبه. خیلی برات خوشحالم
شب نشینی خونۀ دوستا خیلی مفرحه کی این پارتی رو راه انداخته؟ Partay: مهمونی بدون نوشیدن الکل Party: مهمونی همراه با نوشیدن الکل
جکسون، از بچه های باشگاه زیست محیطی
پس اون یه دوست جدیده - آره -
میگه با من بهش خوش میگذره و من توی گروه
تنها کسی هستم که بیشعور نیست
نردبون آبروی من توی خطره، ویل
نردبون آبروی من توی خطره، ویل
یه قدم اشتباه میتونه منو از نردبون بندازه پایین
یه قدم اشتباه میتونه منو از نردبون بندازه پایین
اصلا به افتادن فکر نکن رفیق
این مهمونی قراره معرکه باشه
...فقط چند تا رفیق باشعور میخوان
خوش بگذرونن - عزیزم -
باید برای ماجراجویی بزرگت آماده بشی
باید برای ماجراجویی بزرگت آماده بشی
همه لباسات رو توی این چمدون بزرگه گذاشتم
و همینطور یه کوله پشتی دیگه هم برات آماده کردم که توش اسنک سالم
ـت هست Dream Catcher جعبه کمک های اولیه و یک وسیلۀ خرافه ای: از بین بَرَندۀ خواب های بد
چیکار میکنی تو؟
چرا سعی میکنی میز پوکرت رو پنهون کنی؟
شاید به نظر بیاد که دارم بش پوکر یاد میدم
ولی درواقع دارم بش ریاضی درس میدم
راستش من مخالف پوکر یاد گرفتنش نیستم
ولی کسی که بش یاد میده باید واجد شرایط باشه
ببین عزیزم، من توی مسابقات بزرگی شرکت کردم
پیشِ خوب کسی ـه
پیژامه آستین بلند پا دار
ولی فراموش نکن که چقدر پاهات عرق میکنن
و اینم لباس نازک، واسه وقتی که گرمت شد
و همینطور فضای بازی داره واسه نفس کشیدن
و تلفن ـت واسه اینکه نصف شب بم زنگ بزنی
و تلفن ـت واسه اینکه نصف شب بم زنگ بزنی
مارکوس، بش زنگ نزنیا. مطمئنا از نردبون میوفتی پایین
عزیزم، هرجور که احساست میگه عمل کن
اگه نیاز داشتی زنگ بزنی، بزن
مطمئنی مشکلی برات پیش نمیاد مامان؟
اوه، آره
خدا میدونه چند وقته که یه عصر رو دقیقا به دلخواه خودم نگذروندم
خدا میدونه چند وقته که یه عصر رو دقیقا به دلخواه خودم نگذروندم
نه اینکه وقتی عصر رو دقیقا به دلخواه تو میگذرونیم، بم بد بگذره هاا، نــه
نه اینکه وقتی عصر رو دقیقا به دلخواه تو میگذرونیم، بم بد بگذره هاا، نــه
خب برنامه ـت چیه؟
میخوای با دوستات برین بیرون و یه الکلی بزنین به بدن؟
خب، درواقع یه چیز بهتر از این
میخوام برم توی یه حس خوب
شاید مدیتیشن کنم، بعدش واسه شام احتمالا یکم
دلمه پنیر درست میکنم
واقعا برات متاسفم
خیلی خب عزیزم، بیا بریم
میتونم فقط این دستو تموم کنم؟ باشه -
خیلی خب، بزار بینم چی تو چنته داری
روش کن - همش داخل -
مطمئنی؟
اوه، با اون کارتا صددرصد مطمئنم
کنار میکشم. چی داری؟
هشت و 6ِ گشنیز
هیچی نداری - تو بُردی عزیزم -
اما چطور بُردم؟
بش میگن "بلاف" کردن. قهرمان مسابقات شرط بندی و ریسک کردن سر مقدار زیادی پول، آن هم سر دستی که خوب نیست؛ اما باید کاملا بلد بود که در چه مواقع و شرایطی میتوان از این روش استفاده کرد
بیا بریم
خوش بگذره. به تمرینت ادامه بده
باعث خوشحالی ـه
داستانی دربارۀ یک پسربچه :فصــل اول - قسمت هفتم دربـارۀ یـک شب پوکربازی Hassan Cool :مترجم
کی اول اومده؟ کی اول اومده؟
یووهوو - هوووووو -
تی جی اول ـه - البته که همینطوره -
بیاین این پارتی رو شروع کنیم
واسه از دست دادن پولاتون آماده باشین
من پولتو ازت میگیرم من غرورت رو ازت میگیرم
اما بلوزتو ازت نمیگیرم
چون به رنگ پوستم نمیخوره
اوه، هی هی هی هی هی - اوه -
نگاه کنین، پدر ریچارد تصمیم گرفته امشب بامون
پوکر بازی کنه
تازه از سر کار اومدم. فصل امور مالی ـه. سرمون شلوغه
ویل، گودیِ کمرم درد میکنه
صندلیِ مناسبی هست اینجا؟
باشه، پیرمرد. وایسا برم بالش مخصوص کمرم رو برات بیارم
نیازی نیست. مال خودم رو آوردم - بچه ها، میشه شروع کنیم؟ -
میخوام برای برنامه "گزارش کولبرت" برسم خونه
پس یالا - چی؟ -
چی میگی تو؟ - چیه خب؟ -
من دیگه مثل قبلا نمیتونم تمام شب رو خوش بگذرونم و اصلا نخوابم
من دیگه مثل قبلا نمیتونم تمام شب رو خوش بگذرونم و اصلا نخوابم
کمرم خیلی خشک و سفت ـه
در حدی که بصورت "چهار دست و پا رو به پشت" از تخت خواب میام بیرون
فکر کردم امشب میخوایم دیوونه بازی در بیاریم
کی داره دیوونه بازی در میاره ه ه؟
وووو - وووو -
هــی - هــی -
شده بود Golden Girls اینجا مثل سریال
من پولاشو بالا کشیده بودم و اون دیگه
خسته شده بود و داشت ساز مخالف میزد ...چون این آقا
...یه بچه آورده
به شب پوکربازی
پرستار بچه یه کیک خرچنگ افتضاحی خورده بود
حالش خیلی بد شده بود پس منم مجبور شدم این خانوم کوچولو رو با خودم بیارم
امیدوارم هیچ کس به ناز بودن حساسیت نداشته باشه
امیدوارم هیچ کس به ناز بودن حساسیت نداشته باشه
نگاه کن کی اینجاست تا پوکر بازی کنه
نگاه کن کی اینجاست تا پوکر بازی کنه
بگو سلام دایی ویل
رفیق بزار یه لحظه بزارمش زمین
اوه، مرسی. تو خیلی داری کمک میکنی
شیشه شیرش رو میخواد
شیشه شیر، شیشه شیر
اوه راستی خوبه که تو بچه داری بلدی
پیداش کردم، پیداش کردم، پیداش کردم
پیداش کردی؟ خوبه
پوزیشن بازیکن ها چیه ویل؟ دو چهار؟
به نظر خوب میاد
عروسک خرسی ـت رو توی چمدون گذاشتم
به کسی نمیگم
سلام مارکوس - سلام -
خیلی خب
گوش کن، میدونم که اولین شبی ـه که
دور از هم میگذرونیم
پس گفتۀ ویل رو فراموش کن
اگه واسه هرچیزی نیازم داشتی
هرچیزی. من همینجام
من این فرصت رو بخاطر حفظ پایه های دوستیم به خطر نمیندازم
من این فرصت رو بخاطر حفظ پایه های دوستیم به خطر نمیندازم
حالا اگه منو ببخشی
دارم وقتمو اینجا هدر میدم
خیلی خب، من 20دلار شرط میبندم، اندی
خب میتونی همین حالا بکشی کنار، یا یک ساعت دیگه
من میخوام... بالا ببرم - اووو -
کنار میکشم
عجب. کرازبی نوبت توئه
این قیافۀ قمر در عقرب رو میبینین؟
این اتفاق درست قبل از اینکه میخواد برینه میوفته
اوو
مدفوعش خیلی زشت میشه
مدفوعش سفت نمیشه، چون خیلی زردآلو خورده
دیگه هیچوقت زردآلو نمیخورم
میشه به بازی ادامه بدیم؟ مگه قنداق واسه همچین موقع هایی نیست؟
میدونی، تا موقعیت رو راست و ریست کنه؟
نمیتونیم ادامه بدیم
اینجوری روی کثافت خودش میشینه
الان کنار میکشم. بعدشم از بازی خارج میشم
خارج میشی؟ همین الانشم تعدادمون کمه
حالا چرا انقدر ناراحت میشی؟
از دست تو ناراحت نیست از دست یه زن ناراحته
انـــدی - جدی؟ -
دکتر سم دیگه بش زنگ نمیزنه
صبر کن، تو خاطر خواه یه دختر شدی
...واسه همینه که انقدر - من خوبم -
پس دکتر سم اعلام کرده که پادشاه، خودشه
خیلی باحاله
به نظرم خیلی خنده داره
خیلی ممنون - فقط درموردش صحبت کن پسر -
این میز پوکر، دایرۀ مقدس توئه
ما بخاطر تو اینجاییم - هممون -
باشه، بهتون میگم قضیه چیه
من از دست خیلی از زنا ناراحتم
از دست سم ناراحتم
از دست تو که شبیه زنا رفتار میکنی، ناراحتم
و از دست این بچه که داره روی میزم میرینه ناراحتم
و از دست این بچه که داره روی میزم میرینه ناراحتم
تقصیر منه، نباید بهش زردآلو میدادم
ویل، این چیزی نیست که بخوای ازش شرمگین باشی
میدونم ترد شدن توسط زنا چه حسی داره
به این میگن ژتون، کوچولو
نه، نمیدونم، دروغ گفتم
میخوام برم دستشویی - وای نه، اول من -
پروستات بیشعور
خیلی خب، میرم بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.