Mushikaburi-hime (Bibliophile Princess)

Mushikaburi-hime (Bibliophile Princess)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mushikaburi Hime - 11 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 BlackNava آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2022-12-18
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 127 lines.

. . . خیلی متاسفم ، شاهزاده ، ولی میشه یکم بهم وقت بدید ؟

. فقط یه امروز رو ، میخوام برم خونه

. باشه ، فهمیدم

. الی ، بیا حرف بزنیم

همی ن الان باید برگردم و از . شاهزاده عذر خواهی کنم

. نه

. . . این کاریه که اون موقع باید انجام میدادم ، ولی

. . . من

. ازش فرار کردم

قرار بود کلی چیز از وقتی که به عنوان . . . نامزد شاهزاده‌ کنارشون قرار گرفتم یاد بگیرم

ولی همون شاهدُخت کتاب‌بازی موندم . که از هیچی سر در نمیاورد

. نه ، یه شاهدُخت کتاب‌باز ترسو بودم

، به عنوان کسی که قراره کنار کریستوفر قرار بگیره براش آمادگی داری ؟

. حتی دیگه خودم رو هم نمیشناسم

. الیانا - ساما

چطور میتونم کمکتون کنم ؟

کمکم کنید ؟

بله . به من دستور دادن که بلافاصله . بیام چون توی بایگانی بودید

چی ؟

. سارا این پیام رو بهمون رسوند

. دهنت رو ببند

. . . ولی

. یکی اینجاست

. نگهبان رو خبر کن

. صبر کن

. لطفاً بس کنید ، ماتیلدا - ساما

. خودت هم یه نگاه بنداز ، سارا . واقعاً که مسخره‌ای

لباسی که الیانا - ساما میپوشه . توسط شخص ملکه انتخاب میشه

، اگه لباسی نداره ! دنبال یه چیز به درد بخور بگرد

. . . ماتیلدا - ساما

میخوام قبل از اینکه اون بتونه . به اسم خودم تمومش کنم

، باید بیشتر از اون توی ضیافت شب مقدس من بدرخشم

! وگرنه پدربزرگ و مادرم من رو توبیخ میکنند

، بانو شارون هیچ اطلاعات مفیدی ندارن ! و از اونجایی که تو هم بدردنخوری ، باید اینجوری دست و پا بزنم

. ولی ماتیلدا - ساما ، اینجا هیچی نیست

! ما بودیم که تو رو انتخابت کردیم‌ ، خاندان داونر

، بدون کمک ما ، نه میتونستی خرج خانواده‌ات رو بدی ،‌ نه میتونستی پیشخدمت کاخ بشی

! آزولیه لعنتی

! خودت بهتر میدونی ، پس دینت رو ادا کن

. . . الیانا - ساما

. آه ، الیانا - ساما

شنیدم که برگشته‌اید به خانه ، ولی . انقدر بی سر و صدایید که متوجه حضورتون نشدم

از اینکه انقدر زود از دور خارج شدید . . . شرمنده نیستید ؟

. خیلی ضایع بحث عوض کرد

واسه همینم ، حتی شاهزاده هم به خاطر گفته

اعضای ارتش که میگفتن ایشون " ، یه شاهزاده سست عنصره که از جنگ بیزاره "

. و اینکه کشورمون در خطر مواجهه با جنگ در آینده قرار میگیره

، گرچه ، اگر من از همسران دومشون بشم . نگرانی‌ها از دخالت‌های ارتش پایان میابد

. این تازه شروع یه رابطه طولانی مدته

این چیه ؟

چیزی به اسم صدفِ میلولو هست که فقط میشه در تقاطع

. رود تنسن و میل که در ناحیه آزول به هم میرسن برداشت بشه

. از سارا خواستم که یکمش رو تهیه کنه . از این برای تولید جوهری از دست نویسه‌های باستانی استفاده میشه

. اگه به دردت میخوره ، برش دار

. . . چرا باید چند قطره جوهر بخوام تازشم ، از ناحیه آزول باشه ؟

نگو که ، از روستای کورباست ؟

درسته ، ولی مگه مشکلی داره ؟

میفهمی داری چی میگی ؟ . روستای کوربا . . . چه حال بهم زن

! الیانا - ساما

مثل اینکه نسبت به ناحیه آزول و روستای کوربا ، خیلی حس تنفر داری

نکنه به خاطر کابوس آشن که برخواسته از ناحیه آزول است ؟

چی دیگه میتونه باشه ؟

سارا از روستایه کورباست . اون یکی . از اون بازمانده‌های رقت انگیز و لعنتیه

. اگه بهش نزدیک بشی تو هم فاسد میشی

این حرفا ممکنه بی‌احترامی به ملکه باشن . که به بیماری فائق شدن

، این حقیقت محضه که اتاقت رو تجسس میکردم

گرچه ، اصلاً میدونی چطوری اطلاعاتت درز میکردن ؟

، میدونم که شاهزاده خیلی دوستت داره

ولی چه فکری میکنی اگه اون اطلاعات از کسی از ناحیه آزول درز پیدا میکرده ؟

. اونا حتی ممکنه ساخت پل رو متوقف کنند

. ماتیلدا - ساما

. اون سارا نیست

هم من هم ملکه میدونیم که سارا . از روستای کورباست

، اگه سارا اطلاعات من رو به خاندان داونر میداده

زمانی که سارا رو برای صدفهای میلولو فراستادم . ماتیلدا - ساما متوجه‌اش میشدن

. . . خـــ خب

، و ، درباره روستای کوربا هم . یه چیزی رو اشتباه فهمیدی

هـــــه ؟

. . . زمستان پانزده سال پیش

، قبل از اینکه چیزی به اسم "‌ کابوس آشن " وجود داشته باشه

رودخانه تِسِن به خاطر بارش پیش‌بینی نشده ، طغیان کرد

. و خیلی از پلها توسط رودخانه نابود شدن

ناحیه آزول ، که به واسطه پلها ، با دیگر شهرها ارتباط داشت

. به جزیره‌ای دور افتاده در کشور تبدیل شد

، تحت اون شرایط ، طاعون از مناطق شمال - شرقی . که شامل ناحیه آزول هم میشد ، شیوع پیدا کرد

. کوربا یه روستای فقیره

، بعد از برداشت پاییزه از کوهستان . مردها مجبور به زندگیه از خانه به کار و بالعکس میشدن

مردم باقی مونده در روستا باید . دست تنها و بدون کمک با طاعون میجنگیدن

. پایان زمستان بود که کمک رسید

. فرض بر این بود که هیچ بازمانده‌ای نباشه

گرچه ، مردم روستا از هم حمایت کردن . و تلفات رو به حداقل رسوندن

. اوایل ، میگفتن که معجزه بوده

، اما‌ ، فقط اونا بودن که از دست رفته داشتن

حرف و نقلهایی در اومد از اینکه . چرا فقط روستای کوربا نجات پیدا کرد

شاید چون که کابوس آشن " ". در روستای کوربا شروع شده بوده

نکنه اشتباهه ؟

. این یه شایعه بی پایه و اساسه

. شاید مردم یه چیزی برای خالی کردن تنفرشون میخوان

لازم نیست عقل کل باشی . تا بفهمی نفرت مردم نشأت گرفته از احساساتشونه

، طاعون از ناحیه آزول شیوع پیدا کرد

و هیچ مدرکی هم مبنی بر نفرین . نبودن روستای کوربا نیست

. کابوس آشن از روستای کوربا نشأت نگرفته

با توجه به تحقیقات ، برخی بر این باورند که بیماری‌ای که منجر به طاعون شد

. یکی از دلایل نابودیه امپراطوریه کای آرگ بود

. . . و - ولی روستای کوربا

، تنها راه ورود و خروج از روستا پل بود

و مردان هم به خاطر پول درآوردن خارج از روستا بودن

. و این دلیل همچین واقعه تلخی بوده

. ایالت باید پاسخگویه همچین چیزی باشه

. مردم روستا بی‌گناه هستند

داری جدی حرف میزنی ؟ چطور میتونی ایالت رو مقصر بدونی ؟

. زدن همچین حرفی عواقب بدی داره

همین الان شاهزاده در حال ، حل مشکل پل ناحیه آزول هستند

تا اطمینان حاصل کنند که همچین . واقعه تلخی دوباره رخ نده

، سیاست هایی که برای عزت کشورم مطرح شده . توسط من تغییر ناپذیر است

. مردم گنجینه‌های کشورشون هستند

. بدون شهروندان ، چه پادشاه و چه کشور وجود نخواهند داشت

هیچ وقت وجود شخصی که همچین چیزی رو درک نمیکنه و

و مردمی که باید ازشون به عنوان همسر دوم اعلیحضرت . محافظت کنه رو خار میکنه رو تحمل نمیکنم

!ها ؟

! چطور جرأت میکنی مثل یه بچه باهام حرف بزنی

! لطفاً تمومش کنید

! سارا

! ولش کن

. . . ماتیلدا - ساما

! بد شد

!چه غلطی کردی ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left