The first 200 lines.
، اين داستان 10 غريبهست ، يه شب ، و تمام کارهاي احمقانه
..... شرمآور ، مضحکي که انجام داديم
. تا عشق رو پيدا کنيم
زنگ ، هروقت که آمادهاي ؟
و من بيرون جلوي در ميبينمت ؟
. عاليه . فقط بايد ميزهايي که زياد مست شدن رو جريمه کنم
. بفرماييد ، خانمها - . ممنون -
خيلي زود تو رو ميبينم ؟
. باشه
. بسيار خوب
. مايا . مايا
. ببين ، من فقط ميخوام باهات برم خونه
تو هم ميخواي باهام بياي ؟
. واووو
... اووم
. فکر نکنم تا حالا پسري ازم اين درخواست رو کرده باشه
. خوب ، من هر پسري نيستم
. من مردي هستم که ميخواد عاشقت بشه
. باشه
تو چي ميگي ؟ هستي يا نه ؟
..... خوب ، فکر کنم
. هستم
! واقعاً ؟
. آره
قول ميدي ؟ - . اوه ، خداي من -
! اوه ، خداي من ، امروز روزه خوبي بود
! روز خوب ! روز خوب ! اوه ، خداي من - ! باشه -
... خوب . من ... ميخوام برم حسابم رو بدم
... بسيار خوب - . پس برميگردم -
. باشه - . لطفاً نرو -
... نميرم . فقط - . اگه بري واقعاً خيلي ناراحت ميشم -
. من اينجا ميمونم
. برو ... هرکاري ميخواي بکن
. خيلي زود برميگردم - . باشه -
، هِي ، ميدونم همين امشب باهم آشنا شديم
. ولي واقعاً ميخوام رابطهمون رو به مرحله بعد برسونم
. من مرحله بعدي رو دوست دارم . مرحلهي بعدي بهترين دوستمه
. بيا هرچه زودتر بريم به مرحله بعد
. باشه
.... ولي ميخوام يه چيزه ديگهاي بکنم
. چيزي که تاحالا هيچکس نکرده
. واووو . بسيار خوب
. حتي ميشه گفت يه چيزه خطرناک
. باشه . فکر کنم جالب باشه
. چيزي با فيلها
. درسته . ترسناکه
. نه ، ميخوام برم به هند
. اوه ، ممنون خدا
. ميخوام يه چيزه رومانتيک و بزرگ و ديوونه کننده بکنم
. و ميخوام اونو با تو انجام بدم
وايسا . همين الان ميخواي به هند بري ؟
! آره
. لطفاً الان اين کار رو نکن
! ران اين کار رو ميکنه . هند
. حالا جمعيت
! هند ! اوه ! هند
! هند ! ديوونه شدن
! اوه ، خداي من . هند ! هند
. تو خيلي دلربا و کوچيک هستي
. نميتونم بهت نه بگم . باشه
. بيا انجامش بديم- ! آره -
! بيا بريم به هند
. آره . اوه . آره
ميدوني که قبلاً پدربزرگم صاحب هند بود ، درسته ؟
. شوخي ميکني
! اوووه
. واقعاً گرون خواهد شد
! انجامش دادم ! انجامش دادم ! مايا واقعاً با من مياد خونه
. احساس ميکنم اُپرا بهم يه ماشين داده
. تبريک ميگم ، رفيق - . حالا قسمت سخت شروع ميشه -
. آره - چي ؟ -
. اممممم - اون قسمتِ سختش نبود ؟ -
. نه . تو بايد قبل از اينکه بستني آب بشه برسونيش خونه
آره ، فقط بخاطره اينکه يه دختر بهت تو بار آره گفته
. اين معني رو نميده که تو خونه هم بهت آره بگه
چيزهاي زيادي وجود دارن که تو راهه خونه ميتونن اتفاق بيافتن که آره رو به نه تبديل کنه
. اون خسته ميشه - . او عاقل ميشه -
. به يه راننده تاکسيِ بدجنس ميخورين
. نزديکترين راه به خونه رو انتخاب کن ، تامي
. اجازه نده با کسي حرف بزنه
. من نميذارم اون چيزه ناراحت کنندهاي ببينه
. من يه بار رابطهام سرِ يه کفشِ گمشدهي يه بچه تو پيادهرو خراب شد
. الان گذشتِ زمان برات سريع تر شده
اون رو فهميدي ؟
در هر ثانيه که ميگذره ،مايا ميفهمه
نميخواد با اونجات سکس داشته باشه
. و اون ترجيح ميده تنها بره خونه و " پرستار جکي " رو ببينه
نميتونم با اِدي فالکو رقابت کنم . ميتوني ؟
. نه . نه
. اين چيزي بود که دربارهاش حرف ميزدم ، رفيق
. باشه . باشه
اووم ، چقدر وقت دارم که ببرمش خونه ؟
. هشت دقيقه - ! هشت دقيقه ؟ -
! آره . چرا اينجا وايسادي و با ما حرف ميزني ؟
! نميدونم ! خوب ، از اينجا برو بيرون
. باشه . برو . برو . مواظبش باش ، خانم . چشمِ ببر
! ببخشيد ! از راهم برين کنار ! برين ... حرکت کنيد ، بنفش
. هِي . خانمها
. فقط ميخواستم بگم که از ديدنتون خيلي خوشحال شدم
. آره ! ما هم همينطور ، عزيزم
. اوه ، و ، هِي ، با دوستات خوش شانس باشي
. ممنون
. اون پدرِ خوبي خواهد شد
. منظورم اينه که ، از چيزهايي که دربارهاش ميدونم
. واقعاً اصلاً چيزه زيادي ازش نميدونم
خوب ، تو از گذشتهاش خبرداري ، درسته ؟
. نه . من تحقيق نکردم
بايد انجامش ميدادم ؟
ديوونه شدي ؟
. اصولاً ، آره ، درواقع
... من ، اووم ، تشخيص دادم ، ولي - اسمش چيه ؟ -
. اوه ، باشه
. اووم ، اسمش کال هريسِ - . باشه -
. از گرين تريِ اُهايو است
. پيداش کردم . اوه
. تو باشگاهِ ايستسايد تمرين ميکنه
. اوه ، و نقش دزد دريايي رو تو هالووين بازي ميکرد
. من دخترِ دهقان بودم
. اوه ، چه جالب
. اوه - چيه ؟ -
وايسا . چي ، چي ، چي ؟ اون چيه ؟
. ازدواج کرده - . خفه شو -
. آره . با دختري به اسمِ ريچل
ازدواج کرده ؟ - . مطمئنم که چيزه مهمي نيست -
. خوب ، اون کاملاً چيزه مهميه ، و اون کاملاً دمدمي مزاجه
ديگه چي دربارهاش نميدوني ؟ هممم ؟
تفنگ داري ؟
. نه ، ندارم
! من تفنگ ندارم
. نيازي نداري که تفنگ داشته باشي
. به سلامتي . باشه
سلام . آمادهي رفتني ؟
. سلام . آره ، نه ، فقط بايد خيلي سريع با ليو خداحافظي کنم
.... اوه . همين الان ديدمش . گفت که باهاش خداحافظي نکني ، پس
اوه ، واقعا ؟ چرا ؟ چرا بايد اون حرف رو بزنه ؟
. نميدونم . اون خيلي عجيبه
. آروم باش ، ببر . عجلهاي نيست
! من عجله نميکنم . تاکسي
. من کاملاً امشب انتخابهام اشتباه بودند . کال
من تموم تخم مرغهام رو تويه سبدِ جسيکا گذاشتم ، و يک بار ديگه ، خودم رو
. تو يه اتوبوسِ کند به طرفِ شهرِ خودارضايي پيدا کردم
. اوه ، خداي من . من از اون شهر متنفرم
. امممم- . يه شهري که توش خيلي تنهايي -
اوه ، خداي من . اون همون دختريه که از مو قرمزها خوشش ميومد ؟
. اوني که عاشق سکس با مو قرمزهاست
. اين يه معجزهاس
. ميخوام مخِش رو بزنم
. ببخشيد ، ببخشيد ، ببخشيد ، ببخشيد
دنبالِ کسي هستي ؟
. ميدوني که آره
ميخواي از اينجا بريم بيرون ؟
. اوه ، آره
. ببين چقدر دندونهات سفيد هستن . ميخوام ليسشون بزنم
. بروس ؟ ميخوام باهات حرف بزنم
. اوه ، نه ، کال گفت اون حسابمون رو ميده
. و ممنونم ازت براي اين عصرِ شگفتانگيز
. اوه ، ولي اين همهاش به زنِ کال مربوطه
. درسته
برو يه تاکسي برامون بگير ، باشه ؟
. باشه - . به هيچکس نگاه نکن -
. اوه ، اين بيشتر از اون چيزي که يادم مياد نارنجيِ
. تو 90 ثانيه وقت داري ، خانم
چرا کال طلاق گرفت ؟
. چون رُز ديوونه بود
وايسا . رُز کيه ؟
داري ميگي که کال دوبار ازدواج کرده ؟
. نه . نه ، نه ، نه . نه . ايو تنها همسرش بود
! ايو ؟ ! ايو ديگه کيه ؟
. اون زنِ سوم نيست .اينقدر ميتونم بگم
اوه ، خداي من ! کال سه بار ازدواج کرده ؟
. نه ، تو منو درست نميشنوي
بهتره بهم راستش رو بگي ، يا من به مأمورِ اينجا خواهم گفت
. که تو به سينهام دست زدي و اون هم دستهات رو خواهد شکست
. آروم باش . باشه ، گوش کن
، کال يه بار با يه دخترِ لاتينِ زيبا ازدواج کرد
. و اسمش رُز ايو ... ريچل گارسيا گارسيا بود
رُز ايو ريچل گارسيا گارسيا " ؟ "
داري سر به سرم ميذاري ؟
. آره ، نميتونم باور کنم که اونا دوبار از يه فاميل استفاده کردند
. خجالت آوره - . ورنون -
! نه . نه ، نه ، نه ، نه ، نه ، نه ، نه - ! کسي تا حالا ورنون رو ديده ؟-
. لطفاً
راستش ؟ - . باشه ، آره -
، شايد کال چندبار بيشتر از ديگر پسرها ازدواج کرده
، ولي ... در نسلي از پسرها که هيچکدوم متعهد نيستند
اين خوب نيست که با پسري آشنا بشي که هميشه متعهد بوده ؟
! نه
. باشه ، ببين
. کال يکي از بهترين دوستامه
قول ميدم اذيتت نکنه ، باشه ؟
. اون يکي از بهترينهاست
حالا ، بايد مغز اين دختر رو شست و شو بدم قبل از اين که عقلش سرِ جاش بياد
. پس با کال رابطه برقرار کن ، باشه ؟ با کال رابطه برقرار کن
اون ... اون يعني آره ؟
. نميتونم بگم . اون يعني آره . با کال رابطه داشته باش . لطفاً
، پس ، فکر کنم هر وقت رسيديم مومباي
.... ، ميتونيم يه جاي خوب براي موندن پيدا کنيم
. معني نداره . همه چيز رو مرتب ميکنم
. اوه . باشه . عاليه
. سلام ، جفري . معذرت ميخوام که بيدارت کردم ، رفيق
No comments yet. Be the first to leave one.