The first 200 lines.
برق نقره اي
خيلي بد شد
بايد برم
بري؟ بري؟
بري کجا؟
کينگز پايلند
ديشب بازرس گريگوري
از اداره پليس دونشاير
چهره معروف مسابقات سوارکاري
فيتزوري سيمپسون را دستگير
و او را به قتل يك آموزش دهنده اسب
به نام جان استريکر متهم کرد
اوه، بيا داخل
دو تا تلگرام ديگه آقاي هولمز
مچکرم خانم هادسن
تو اين دو سه روز حسابي اين
تلگرام ها رو سرتون ريخته شده
يکي ديگه از طرف بازرس گريگوري
يه يادداشت از طرف سرهنگ راث
اوه، اون صاحب همون اسبه است
ممنونم عزيزم
،واتسن
من اشتباهات وحشتناكي داشتم
که متأسفانه بيشتر از اون چيزيه
که افرادي که فقط از طريق
يادداشت هاي تو منو مي شناسند فکرشو مي کنند
ولي واقعيت اينه که من باورم نميشه که
اسب شاخصي مثل برق نقره اي
ناپديد بشه
اون هم تو جاي خلوتي
مثل دارتمور
هر لحظه منتظرم که بشنوم
که رباينده اسب قاتل جان استريکر بوده
و اسب هم پيدا شده
ولي مثل اينکه قضيه از يه قرار ديگه است
خوشحال ميشم اگه بتونم باهات بيام
نه، تاويستوک
البته اگه مزاحم کارت نباشم
اوه، واتسن عزيزم
با اومدنت به من لطف بزرگي مي کني
مطمئنم اگه بياي وقتت رو تلف نکردي
اين پرونده به نظر ميرسه که يک مورد کاملاً منحصر به فرد باشه
مي تونيم همين الان به قطار ايستگاه پدينگتون برسيم
اوه واتسن، ميشه لطف کني
دوربينت رو همراه خودت بياري؟
خانم هادسن، ما داريم ميريم دارتمور
بليت لطفاً
مچکرم
ممنونم
واتسن، داريم خوب پيش ميريم
سرعت ما در حال حاضر
پنجاه و سه و نيم مايل در ساعته
من که تابلو بين راهي نديدم
من هم نديدم
ولي دکل هاي تلگراف در اين مسير
شصت يارد با هم فاصله دارند
حساب و کتابش ساده است
تو اون روزنامه ورزشي جالب و رنگي
چيزي در مورد اسبمون ننوشته؟
چي؟
اوه، بله
بله
خودشه
برق نقره اي
برق نقره اي از نسل آيزونومي است ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ isonomy: اسبي معروف در بريتانيا که بين سال هاي 1887تا 1880 .برنده ده دور رقابت سوارکاري شد
آيزونومي
و مانند جدش رکورد بي نظيري
از خود به جاي گذاشته است
او در حال حاضر پنجمين سال عمرش را مي گذراند
و يکي پس از ديگري
جوايز مسابفات سوارکاري را
براي صاحب خوش اقبالش سرهنگ راث به ارمغان آورده است
در زمان فاجعه
اون بخت اول کسب جام وسکس بوده ـــــــــــــــــــــــــــــــــ wessex: يک خاندان پادشاهي قديمي در جنوب و مرکز بريتانيا. که از اين عبارت براي مناطق جنوبي انگليس نيز استفاده مي شود
شانس فهرمانيش دو به يک اعلام شده است
اون هميشه محبوبترين اسب بين
هواداران مسابقات سوارکاري بوده
و تا کنون هرگز آنها را نااميد نکرده است
به غير از قيمت خيره کننده اش
مبالغ کلاني پول بر روي آن شرط بندي شده است
بنابراين بديهي به نظر مي رسد
که افراد زيادي
تمايل شديدي به
باز داشتن برق نقره اي
از حضور در کورس مسابقات داشته باشند
بسيار خُب، بِينس
ميشه بيزحمت اينجا نگهداري؟
چون که ديدِ اينجا نسبتاً خوبه
خُب کينگز پايلند اونجاست
که خودتون مي دونيد اصطبل هاي آموزشيمه
که اسب گمشده اونجا نگهداري ميشد
اون محوطه دقيقاً شامل چه چيزايي ميشه
سرهنگ راث؟
خُب، اونجا يه خونه براي آموزش دهنده اسب وجود داره
که استريکر بيچاره به همراه زنش و يک خدمتکار
اونجا زندگي مي کرد
چه مدت در کنار شما بوده آقا؟
اوه، پنج سال به عنوان سوارکار
تا زماني که وزنش براي سوارکاري زيادي شد
بعدش هم هفت سال آموزش دهنده اسب هام بود
بله، اون يه مرد تراز اول بود
و فکر کنم اصطبل ها اون طرفش باشند نه؟
بله، محوطه خيلي بزرگي نيست ولي جوابگوي کارمون هست
تأکيد من روي کيفيته و نه کميت
هر کسي که با سوارکاري سر و کار و داره
اين حرف رو تأييد مي کنه، آقاي هولمز
بله، مچکرم بازرس
خُب ببينيد، در حال حاضر
من فقط پنج تا اسب تو اون محوطه دارم
سرهنگ راث، تا جايي که مي دونم
دوتاشون تو جام وسکس شرکت کردند
بله، درسته
بله برق نقره اي و بايارد
ولي بين خودمون باشه بايارد بيشتر به عنوان پيشاهنگ مد نظرمونه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ pacemaker: يکي از اسب هاي يک تيم که در دور اول سرعت مناسب براي ادامه کار را براي اسب هاي اصلي تيم مشخص مي کند
خُب به نظر من که تعليم دهنده اسب هاي شما، آقاي استريکر
با توجه به اين که مسئوليت چند حيوان باارزش رو داشته
قاعدتاً يک سري تدابير پيشگيرانه رو در نظر گرفته بوده
اوه بله البته
سه کارگر اصطبل در کنار اسب ها زندگي مي کردن
و بعد از تاريک شدن هوا
يکي از کارگرها هميشه تو اصطبل ها کشيک بوده
و اون دو تاي ديگه توي اتاق زير سقف مي خوابيدن
آيا اونجا اصطبل هاي آموزش ديگه هم هست؟
بله اون ميپلتونه
محوطه لرد بک واتر
لرد بک واتر؟
لرد بک واتر مالک دزبرلي ِه
بخت دوم جام وسکس
اسب بدي نيست
ولي در حد و اندازه هاي برق نقره اي نيست
فردي به اسم سايلس براون
آموزش اسب هاي بک واتر رو انجام ميده، استريکر با وجود مغرور بودنش
هيچوفت به پاي اون نمي رسيد
فکر کنم اين رقابت ها طبيعي باشه
ماجرا بيشتر از اين حرف هاست
بهتر نيست حرکت کنيم؟
بله، البته
بسيار خُب، بينس
بازرس گريگوري
آيا در مورد مکان اسب
چيزي دستگيرتون شده؟
نه اصلاً
در اين مورد پيشرفت خيلي کمي داشتيم
من که نمي تونم تصور کنم چطوري اسبي
مثل برق نقره اي اين همه مدت تو همچين جايي گم بشه
منم همينطور
بايد بهتون بگم آقاي هولمز
که در ابتداي کار نظر بازرس گريگوري
در مورد اين که بايد از شما بخواهيم وارد ماجرا بشيد رو نپسنديدم
آخه ميدونيد من از افراد آماتور خوشم نمياد
ولي خودتون بوديد که برام تلگرام فرستاديد، سرهنگ
خُب مثل اينکه غير از شما کسي نمي تونه اسبمو پيدا کنه
اگه نظر منو بخوايد کار همين کولي هاي لعنتيه
که تو کل دشت و صحرا پرسه مي زنند
به هيچ وجه پذيرفتني نيست سالهاست که دارم اينو ميگم
سرهنگ، افراد من
تو اين دو روز همه گروههاي کولي
تو دارتمور رو بررسي کردند
و تمام محوطه هاي نگهداري اسب
و غارها و معادن سنگ در دون جنوبي رو جستجو کردند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ south Devon
اين يک راز به تمام معناست
آقاي هولمز من از شما توقع معجزه دارم
بازرس گريگوري
دوستانم در اسکاتلند يارد
بهم گفتن که شما به سرعت داريد در ميان نيروهاي کارآگاهي
براي خودتون اعتبار کسب مي کنيد
من هم مشتاق يادگيري روش هاي شما هستم
آقاي هولمز
من دو تا شاهد کليدي رو در اختيار دارم که منتظر شما هستند
مچکرم
اينجان آقاي هولمز
اونا کيا هستن؟
اديث بکستر، دختر خانم خدمتکار
و هانتر، کارگر اصطبل
که دوشنبه شب کشيک بوده
تنها چند دقيقه بعد از ساعت نه بود قربان
داشتم شام آقاي هانتر
رو از اون طرف خونه مياوردم
اوه، يه لحظه دوشيزه بکستر
شام چي بود؟
يه ظرف گوشت ادويه دار گوسفند بود
ناگهان صداي يه مردي رو شنيدم
که نمي تونم بگم منو نترسوند قربان
معذرت مي خوام دوشيزه
چي مي خواين آقا؟
مي توني بهم بگي من کجام؟
من تقريباً تصميمو گرفته بودم که توي دشت بخوابم
که نور رو ديدم
اينجا اصطبل هاي آموزشي کينگز پايلنده آقا
چه خوش شانسي بزرگي
من ميدونم يک کارگر اصطبل هست
که شب اينجا مي خوابه
لابد اين شاميِ که اونجا مي خوريد
من مطمئنم تو اينقدر مغرور نيستي که
که پول يک لباس نو رو قبول نکني، غير اينه؟
اينو برسون به دست پسره
اونوقت پول قشنگترين لباس
گيرت مياد
!من نمي تونم اين کارو بکنم
!نِد
No comments yet. Be the first to leave one.