The first 174 lines.
...اه
.وقته کاره
.اه، درسته
!فوس! میدونم اینجایی
!فوس
.سنسی دنبالت میگرده
چرا؟
.چه میدونم
...صبرکن، فکر نمیکنی
.شاید سنسی میخواد من با شما به جنگ بیام
اون که امکان نداره
!معلومه حتی ستارهای مثل تو هم از اینکه ممکن من قادر به چه کارهایی باشم نگرانه
"ممکنه" قادر به چه کارهایی باشی؟
تو هنوز بیکاری؟
!مورگا
گُشه؟
!وقت واسه اینکارا نداریم
.تو جنوب آسمون لکههای خورشیدی فعال شدن
!کوچیکه، ولی باید به سنسی خبر بدیم
.خیلی خب
!در اون مورد، بزار خودمون باهاش بجنگیم
!چی؟
.مغرور نشو
!اشکال نداره
.لازمه بعضی وقتا به سنسی استراحت بدیم
.اون سنش بیشتر از چیزیه که بهش میخوره
!یالا دنبالمون بیا
.آشغال
...مثلا سرش شلوغه، اونوقت
!خوبه
.پس امروز همون روزه
.اه! باید خوب بنظر بیام
!عالی! ناز
!خوشگل
.فوس، امروزم مثل همیشه سرحالی
.فقط امیدوارم کار وحشتناکی نکنه
!با اجازه
.بیا
با من کار داشتین، کونگو سنسی؟
.آره
.فوسفوفیلایت، بالاخره یه کار برات دارم
.از پسش بر میایم
.آره
!آه
.سنسی، یه کم قبل، مورگا و گُشه گفتن یکی از لکههای خورشیدی مردم ماه رو دیدن
...ولی ازونجاییکه کوچیک بود، هردوشون
سنسی؟
!چی؟
!متوقفش نکرد؟
...رنگ اون تیرها رو ببین
!بخاطر این نیست که اونا هلیودور رو گرفتن؟
اونا چطور تونستن؟
.همین خوبه
!بزار تا تیکه اخر رو پس بگیریم
.اونا اومدن جواهر از ما بگیرن
.شکارچیهای اونا در تعداد بیشمار از ماه میان
.درحالی که ما 28 نفریم
.افراد ماهرمون جفتی کار میکنن. بعضی نگهبانی میدن
.بعضی میجنگن
.هر کدوم از اونا مهارتی دارن که برای رسیدن به هدف و کمک به دیگری استفاده میکنن
.ولی به نظر میاد که تو برای هیچکدوم مناسب نیستی و من نمیدونستم چیکارت کنم
با وضعیت فیزیکیت و به طور غیر قابل مقایسهای دست و پا چلفتی بودنت
.من نتونستم کسی رو پیدا کنم که بهت تکیه کنه
پس چرا فقط من نباید بجنگم؟
گفتی، بجنگی؟
خب، منظورم اینکه این تنها چیزیه که امتحانش نکردم، درسته؟
.تو تسلیم شدن بهترینی
.بدبخت شدیم
دنبال ارشدتون میگردین؟
!اینجاست! برگردین
!برای اون خیلی زوده
!احمقها
.خراب کردم
.تو خیلی شکنندهای
.سطح مقاومتت 3 و نیمه
.ساده بُرِس کردن هم برای شکستنت زیادیه
.و بدتر رنگ نعناییت چیزیه که مردم ماه بهش علاقه دارن
برای غلبه بر همه نقاط ضعفت
.تو باید قادر به نابود کردن یه ارتش کامل با یه حرکت بشی
.تو باید از من هم قویتر بشی
!امکان نداره
...این دلیلیه که تصمیم گرفتم
.که تو باید دانشنامهی ما رو گردآوری کنی
چی؟
!چی؟
!داری خرد میشی
!خسته کنندست
!برعکس
.با گردآوردن دانشنامه، تو هم الانت رو حفظ میکنی و هم برای آینده آماده میشی
.این یه وظیفه مهمه که به خلاقیت و هوش نیاز داره
.کلید جنگیدن یه چشم مشتاقه
.اگه میخوای بجنگی، اول چشمانت رو از طریق این کار آموزش بده
.میدونم تو داری من رو گول میزنی این کار رو بکنم
.تو تقریبا تنها کسی هستی که جرات داره اینجوری زبون درازی کنه
.تو حتما نگران اون کسی هستی این اطراف هیچ کاری نمیکنه
!کی از تو پرسید
.ولی این همون صداقتیه که برای این کار نیاز داری
.روت حساب میکنم
کمک میخوای؟
.نه
.دفعه قبل که پاهام رو برعکس گذاشتی، پس نه ممنون
هم، هنوز فراموش نکردی، ها؟
!هی! بس کن
تو نباید یه دانشنامه بنویسی؟
.هیچ کس به همچین چیزی احتیاج پیدا نمیکنه، اون فقط یه چیز برای شکنجست
!درست مثل تو
!اه، خفه شو
...بهم بگو، روتیل
چیه؟
هلیو به همه این چیزا تبدیل شد، ولی اگه ما همه تیکهها رو جمع کنیم، میتونی سرهم بکنیش، درسته؟
.البته
.همونطور که میدونی، بدن ما محل زندگی موجودات میکروسکوپیه
به لطف اونا، حتی اگر تکه تکه بشیم
.تا وقتی تکههای کافی داشته باشیم، میتونیم دوباره سر همش کنیم
.این ویژگی فوقالعادهای برای ماست که در هیچ موجود زنده دیگهای دیده نشده
.ولی به همین دلیل، ما طوری رشد کردیم که در برابر هیچ چیز تسلیم نشیم
.بفرما، مثل اولش شد
.بیاید دیگه برگردیم
!مراقب باش
!اگه بهم دیگه بخوریم تویی که میشکنی، سه و نیمی
.دیگه تکرار نمیشه، هفت بزرگ
منم ببر با-
!عمرا
!مجبوری
!اگه به استاد کونگو نمیگفتم، شما دوتا الان رو ماه بودین
!یادتون نره
روتیل مطمئنی نمیتونی بدنه فوس رو اندازه دهنش قوی کنی یا برعکسش؟
!یالا فقط منو از شر این کار مزخرف خلاص کن، باشه؟
واقعا ازش بدت میاد، نه؟
!معلومه! من یه کار خفن میخوام
پس میخوای جامونو عوض کنیم؟
...اونقدر رقت انگیز نیستم، چیزی که بهم تعلق نداره رو بگیرم
!این چیزیه که فکر میکنید من بگم
!اشتباه میکنید
!مواظب باش
.بسه دیگه بیخیال شید
...بالاخره تونستم سر همت کنم
!اوه بخیر گذشت
!فکر نمیکردم واقعا بگیریش
...هوی
دلت میخواست صدمه ببینم، نه؟
.لو رفتم
.هم، باشه
.پس ولش
...تنها دوست من تو اینجا
.تویی
...خب، پس
بزار حدس بزنم، "دانشنامه اصلا چی هست؟"
!ووا، اینکه سفیده؟
!نگاه نکن
تو تمام تلاشتو کردی که انجامش ندی، ها؟
.کف کردم
!نه! من داشتم روی یه مفهوم بزرگتر کار میکردم
.شنیدم دانشنامه قراره که همه چیز طبیعت رو تو خودش دستهبندی کنه
!گُشه-ساما
چطوری اونوقت؟
ممکنه که همه اشکالات و گیاهان تو ساحل رو ضبط میکنه؟
.یکم بیشتر توضیح بده
،فکر کنم ما همین الانم همه چیزای مهم رو بدونیم پس شاید چیزایی که مهم نیستن؟
!بازم بازم، بیشتر بگو
،ما واقعا زیاد با این چیزا آشنا نیستیم .ببخشید
...دیدبانهایی مثل ما همیشه چشماشون رو به آسمونه
.هرچند، شینشا ممکنه بدونه
...شینشا
چرا نمیری ازش بپرسی؟
!نمیتونم این کارو بکنم
!من حتی نمیتونم بهش نزدیک بشم
!ما حتی تابحال با هم صحبت نکردیم
.ولی اون ممکنه که بیشتر از ما بدونه
.به هر حال، با اکتشافات دنیای وحشت موفق باشی، محقق سنسی
...محقق ساما
!خیلی خب
.احمق
.شینشا، ها؟ نه
No comments yet. Be the first to leave one.