The Helen Morgan Story

The Helen Morgan Story

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Helen Morgan Story (1957) (Paul Newman)
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان

Tags

other
Published on: 2022-09-10
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫دهه ۱۹۳۰ ...

‫...یک دهه پرجوش وخروش برای میخانه ها و قاچاقچیان مشروبات الکلی

‫جوانهایی سرکش یا هیپ فلاسک...

‫...دخترانی با موهای کوتاه، چتری ‫و جورابهای بلند

‫آمریکای جوان شیفته کلان شهرها ‫چراغهای نئون و جز شد

‫در قلب آن شهر نوپا، شیکاگو

‫...و اشتیاق برای سریع پولدار شدن

‫پولدار باشید، سلامت باشید برای دوران پیری شاد...

‫در فلوریدای آفتابی جایی که نخلها...

‫...همراه با دختران زیبا ‫به رقص در میان

‫شهری آفتابی با مردمانی خونگرم ‫بسیار خب

‫ببخشید، جوون هیچ جایی مثل این...

‫جذابیت های جنسی نداره اما حالا چی میگی؟

‫اینطور که معلومه تا هشت ثانیه دیگه میریم زیر آب

‫مثل همین جاهایی که داره تبلیغ میکنه

‫- بهتره از اینجا بریم ‫- همینجا بمونین

‫جایی نرید، همونطور که گفتم ‫چندتا ملک بیشتر نمونده

‫از همین الان برای فصل جشن خرید کنین..

‫جایی که عشق و صمیمیت ‫حکمفرماست

‫بهتره از اینجا بری، هلن

‫پسری خیلی سرده

‫اینطوری کار بقیه ما رو ‫خراب میکنی، هلن

‫مدام پامو لگد میکنی

‫نکنه فکر کردی توی قصر اجرا داری؟

‫گمونم خیلی هیجان زده شدم

‫هنوز به دنیای نمایش عادت نکردم

‫دنیای نمایش؟ تنها چیزی که میخواستم...

‫...این بود که از مزارع پنبه فرار کنم اما حالا میبینم اونقدرا هم بد نبود

‫آلاباما، آماده باش که دارم میام

‫فکر میکردم فروشندگی خیلی بده

‫اما حداقل مجبور نبودیم ‫زیر بارون کار کنیم

‫فکر نمیکنم بند بیاد ‫میخوای بریم؟

‫همه چیز و برداشتی؟ چتر؟

‫- خب، خدانگهدار مورگان ‫- خدانگهدار

‫ یه لحظه صبر کنین

‫خب دخترا، من دیگه کار املاک رو گذاشتم کنار

‫خیال دارم یه کاسبی جدید راه بندازم

‫کسب و کار نمایش کساد میشه

‫بیا، منهای دو دلار برای اون دامن های حصیری

‫خیلی ممنون حالا متوجه منظورم شدی، مورگان؟

‫هرچی کوچکتر باشن بیشتر بهت فشار میارن

‫- خدانگهدار - خدانگهدار

‫خدانگهدار، عزیزم

‫مراقب باش

‫میشه لطفا لباسمو بهم بدی؟

‫اونجاست

‫ممنون

‫انگار خیلی خسته ای فکر کنم زیادی بهت فشار آوردم، نه؟

‫مهم نیست

‫ازت ممنونم که اولین فرصت واقعی رو در اختیارم گذاشتی

‫ممنون برای چی؟ برای اون حقه بازی؟

‫خودتو گول نزن این ربطی به دنیای نمایش نداره

‫بهتر از کارهایی بود که قبلا داشتم

‫فکر کنم بی فایده ست بهت بگم..

‫برگردی به همون ولایتی که پدر و مادرت زندگی میکنن

‫دانویل، ایلینوی قوم وخویشی هم ندارم

‫عجیبه، مردم اونجا با دیده تحقیر بهم نگاه می کردن..

‫...انگار چیز نجسی دیده باشن

‫ نمیدونی تو شهرهای کوچیک ‫چقدر حرف پشت سر آدم میزنن

‫تو شهرای بزرگ دوبرابره

‫اما میدونی من دیگه نمیترسم

‫اولین قدم رو برداشتم

‫و میدونم به هدفم میرسم هر طور شده موفق میشم

‫معلومه موفق میشی

‫واقعا میخوام بخاطر تمام کمکهات ‫ازت تشکر کنم

‫خدانگهدار، لری

‫امیدوارم همیشگی نباشه

‫نه، بازم همدیگه رو میبینیم

‫ممنون...۲ دلار بابت اون دامن ‫باید بهت بدم

‫فراموش کن

‫فقط یه دلار برام آب خورد

‫یادت باشه، اگه کاری هست که بتونم برات انجام بدمه

‫یادم میمونه

‫خدانگهدار لری

‫یه لحظه صبر کن بارون تندی میزنه

‫ایستگاه اتوبوس زیاد دور نیست

‫چرا همینجا نمیمونی؟"

‫- نه، لری - کجا میخوای بری؟

‫- یه جایی پیدا میکنم ‫- بمون

‫- لری، نمیتونم - چرا نمیتونی؟ نترس

‫- خواهش میکنم، لری - نمیبینی ازت خوشم اومده؟

‫لری. ...

‫متاسفم بچه، برای خودت قهوه بریز ‫بازم میبینمت...لری

‫درسته ‫میخوام رو دور چهارم شرطبندی کنم

‫آره، رواسب برنده ‫خودشه

‫دیگه کافیه دفعه قبل حتی به خط پایان نرسید

‫آقای کلینگمن، میتونم بهتر بخونم لطفا یه فرصت دیگه بهم بدین

‫- میرم ناهار بخورم، رئیس ‫- باشه، برون

‫استتو بده به خانم جنسن تا اگه خواستیم باهات تماس بگیریم

‫دور دور هفتم میخوام رو فایرفلای شرطبندی کنم

‫آره، دو، چهار و چهار

‫درسته

‫واقعا نمیخواد اسممو بهت بدم، درسته؟

‫نمیخوام بهت دروغ بگم عزیزم و ‫بایگانی و فراموش میشه

‫اون آوازی که خوندی رو ‫از کجا آوردی؟

‫اونو قبلا در کلیسا میخونم

‫ببین عزیزم و صدای قشنگی داری

‫اصلا دوست ندارم بهت بگم تا حالا چند تا دختر وارد اون اتاق شدن

‫اگه شغلی پیدا نکنن درخواست کمک میكنن

‫پس اولین نصیحت چندتا آواز متفاوت برای خودت پیدا کن

‫نصیحت دوم اولی رو فراموش کن و برو خونه

‫خیال ندارم تسلیم بشم ‫و برگردم خونه

‫چرا این کارو بکنی؟ ‫من که نکردم

‫بیا، اینو ببر بیش جیم فینی

‫- شاید بتونه ازت استفاده کنه ‫ - خیلی ممنون

‫‫واقعا خوشکلی

‫فهمیدی منظورم چیه، عزیزم؟ ‫ برو خونه

‫اگه من تنها دختر

‫در دنیا بودم

‫و تو تنها پسر بودی

‫هیچ اهمیتی نداشت

‫ادامه بده، پلیس نیست

‫میتونیم در دنیا

‫به عشق ورزی ادامه بدیم

‫زود باش باز کن قاچاقچی محبوبت اومده

‫سلام لری ‫بن

‫- فینی، جنسای خوبی آوردیم ‫ - وارداتی؟

‫چجورم تمام شب داشتم لیبل میچسبوندم

‫لری، بیا اینجا

‫یکم آرومتر، بچهها بن، خودت که میدونی کجاست

‫- بهشون نشون بده - قبلا اینجا اومدم

‫چی شد، بچه؟

‫هیچی

‫میشه لطفا از اول شروع کنی؟

‫اگه تنها دختر در دنیا بودم

‫- شش صندوق ویسکی داشتی، درسته؟ ‫- درسته

‫بچه استعداد داره

‫صداش خیلی غمگینه

‫فینی، گوشات مشکل دارن

‫برای هفته دیگه چه نوع جینی میخوای؟

‫از وقتی برای وایتی کراوس کار میکنی، فروش جین کمتر شده

‫وقتی خودم رئیس شدم بهترین جنس رو از کانادا برات میارم

‫- چه نوع جینی میخوای؟ ‫- وارداتی

‫- سه صندوق - دوتا

‫دو صندوق جین معمولی

‫معمولی، وارداتی همشون از یه وان بیرون میان

‫بچهه کارش خوبه واقعا استعداد داره

‫اسکاچ چطور؟

‫ایندفعه با شیشه های اصلی هستن؟

‫دو صندوق اسکاچ معمولی

‫یه لطفی بخودت بکن بچهه رو استخدام کن

‫امیدوارم مشروبات بهتر از پیشنهادات باشه

‫زیاد از آوازهای غمگین خوشم نمیاد

‫چی میگی؟ مشتریها وقتی گریه میکنن ‫بیشتر مشروب میخورن

‫640$

‫میتونستیم

‫کارهای فوق العاده ای انجام بدیم

‫بهت میگم چیکار کنی

‫از وایتی میخوام رو هر صندوق بهت تخفیف بده، تو هم اونو استخدام کن

‫چرا اون قناری برات مهمه؟

‫همینطوری فقط عاشق موسیقیم

‫و اگه تو تنها پسر بودی

‫خب دختر جون، استخدام شدی

‫واقعا؟ فکر کردم اصلا گوش نمیدی

‫امشب ساعت ۸ اینجا باش برات یه دست لباس جور میکنم

‫و هفته ای ۱۵ دلار میگیری و ده درصد از کل مشروبی که می فروشی

‫اما من مشروب نمیخورم . من خواننده م

‫با آوازت کاری کن مشتریها مشروب بخرن

‫آقای مدکس ‫ربطی به این قضیه داشت؟

‫مدکس دیگه کیه؟

‫این کارو میخوای یا نه؟

‫بله، بله خیلی ممنون، آقای فینی

‫- ساعت ۸ اینجا هستم ‫- سر وقت

‫خوشحالم موفق شدی، عزیزم

‫ممنون

‫اوناهاش، اون وسطيه

‫مگه تو کانادا دختر ندارن؟

‫‫توی این سفر ‫به وجودش نیاز مبرم دارین

‫شما ترتیب معامله رو میدین برای این کار پوشش خیلی خوبیه

‫اصلا کار سختی نیست همه چیز و با مدیر صحنه هماهنگ کردم

‫هی دختر، بیا اینجا

‫برو یکم با مشتریها گرم بگیر ‫تا مشروب سفارش بدن

‫بله، آقا

‫هی، عزیزم

‫موقع سفارش مشروب میخوای یا چای سرد؟

‫چای سرد

‫بیا اینجا، جیگر بیا کمی خوش باشیم

‫- ولم کن - میدونستی خیلی خوشکلی

‫باید یه عکس گنده ازت بزنن بالای سر در این خراب شده...

‫هي، چه خبره؟

‫گورتو...

‫دهنتو ببند

‫آشغالا رو ببر بیرون

‫برو به سلامت

‫آروم باش، بچه

‫- چرا با مشتریهام درگیر میشی؟ ‫- داشت به اون توهین میکرد

‫اگه قرار نیست بهش توهین بشه ‫نمی خوامش

‫- پس اخراجش کن - نه، خواهش میکنم

‫دخترای خوشگل چیزی جز دردسر ندارن ‫لباسمو بهم پس بده

‫برای وجهه اینجا خوب نیست، فینی

‫لری؟

‫وایتی، چطوره بریم کنار بار و از نمایش لذت ببریم؟

‫فینی، یه میز برای آقایون

‫بشین

‫تو که نمی خواهی تو این خراب شده کار کنی یه نفرو میخوای ازت مراقبت کنه

‫تو ازم مراقبت میکنی؟ ‫خنده داره

‫لری، کجا رفتی؟ چطور تونستی فقط یه یادداشت بذاری؟

‫دستم تنگ بود برات که نوشتم متاسفم

‫به اندازه من متاسف نبودی

‫میخوای برای یه مشت عوضی ‫آواز بخونی؟

The Helen Morgan Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left