The first 200 lines.
قرار بود همهچی تموم بشه « آنچه گذشت »
اولینبار کِی این مرد صورتزخمی رو دیدی؟
اولینبار توی مدرسه دیدمش. تعقیبم میکنه
ولی واقعی نیست
نه، واقعی نیست
- کورنوال؟ - مگه کورنوال چهشه؟
یه ون بیرون خونه بود
باید رانندهش رو پیدا کنید. اون کسیه که بمب رو کار گذاشت
بمبی در کار نبود اصلاً
اسمش یاسن گرگوروویچـه
- یاسن کیه؟ - یه قاتل مزدور
اسمشون رو گذاشتن «اسکورپیا» (عقرب) [ یک سازمان خصوصی که میلیاردرها دراِزای کشتن کسی به آن پول میپردازند. و پنجمین رمان از سریِ «الکس رایدر» ]
حرفهای هستن و و خدماتشون فقط برای بخش بسیار کوچکی از نخبگان جهان در دسترسه
فکر میکردم کار «اسکورپیا» تموم شده
ما هم همینطور
- به بودجه نیاز دارم - به چه مقصودی؟
کشتن رئیسجمهور ایالات متحده
تلاش خوبی بود، ولی نمیتونی جلوش رو بگیری
کرِی سعی کرد یه حملۀ هستهای انجام بده
- گرگوروویچ بهش شلیک کرد - چرا باید همچین کاری کنه؟
پدرت دوست من بود
برو «بیوه» رو پیدا کن
«اسکورپیا» رو پیدا کن
ببین که واقعاً کی هستی
« مالت »
«بیوه» رو پیدا کن. «اسکورپیا» رو پیدا کن
ببین که واقعاً کی هستی
زیباست، مگه نه؟
آره. همینطوره
جزیرۀ مسحورکنندهایه. بارها به اینجا اومدهام
همراه خانواده اومدی؟
فقط دوستهام
خب، جزیرۀ بزرگی نیست. پس شاید باز همدیگه رو دیدیم
- دوستت کی بود؟ - یه بندهخدایی
چیزی گیرت اومد؟
یهعالمه عکس. ولی همچنین یه حس
یه حس؟
که جای درستی اومدیم. خودشه
بهتره دعا کنیم حق با تو باشه چون این آخرین سرنخه
بعد از این، دیگه گزینهای نداریم
«بیوه» رو پیدا کن، «اسکورپیا» رو پیدا کن
هر کاری که تاحالا کردیم... همهش به اینجا اشاره داره
- پس برگردیم پایگاه؟ - آره
گزارش بده
الکس رایدر اینجاست. همین الآن. توی مالت
ترجمه از مرتضی لکزایی Morteza_Lkz
ببین رفیق، همۀ اینها برمبنای یه ویروس تلفنیه ولی...
آره، گوشیای که مال سازمانه و فایلهای سازمان روشه
که همچنین اشاره کرد این شخص «بیوه» توی ونیز یا برلین باشه
ما هم رفتیم اونجا ولی چیزی گیرمون نیومد
میدونم ولی مالت یه حس دیگهای داره
تا سه نشه بازی نشه. مطمئنم. «اسکورپیا» باید اینجا باشه
- تمام حرفم اینه که یهکم مبهمه - آره، قبلاً هم گفتی
«بیوه رو پیدا کن»
خب نمیتونست بهت آدرسی چیزی بده که از اونجا شروع کنی؟
بهنظرم آدرس تغییر میکنه
یعنی اگه تو هم سازمان مخفی بودی، ممکن بود همین کار رو بکنی
«سازمان» که همچین کاری کرد
- داشکوچیکه! - داشبزرگه!
هر دفعه همین بساطه. چرا؟
فقط یه نفس بکش
- سیاحت گردشگریتون چطور بود؟ - آره، همهکار کردیم
تماشای اماکن، تور «بازی تاجوتخت»، قایقسواری، آثار هنری
- من که میتونستم ببرمتون قایقسواری - میخواستیم زنده برگردیم
آره، ولی اونطوری که حال نمیده، مگه نه؟
- پسر، دلم واسه اینها تنگ شده بود - باید خیلی زودتر انجامش میدادیم
هی، اینجا رو داشته باش
اطلاعیۀ مسابقه الآن پخش شد
پُرخطر هم به نظر میاد
۴۸ ساعت تا شروع. بدجوری هیجانزدهام
میخوای قهرمان بشی یا چی؟
بین پنج نفر اول هم بشم راضیام. خدا رو چی دیدی، نه؟
مامان و بابا خیلی بهت افتخار میکنن
آره، آخ گفتی!
با تیم پشتیبانی صحبت کردم، و هیچ مشکلی نداشتن
گفتن اجارۀ اینجا تا پایان ماه پرداخت شده،
پس اگه میخواید بمونید، مشکلی نداره
فقط حیوون خونگی و پارتی موقوف، باشه؟
- عالی! دمت گرم، جِی - همهش بخشی از خدماته، پسر
خب، من باید برم
یک ساعت مصاحبۀ مطبوعاتی دارم، بعد هم باید برم پیش فیلمبردارم
- فیلمبردار داری؟ - پس چی؟
قراره از اول تا آخرِ اینجانب پخش زنده بشه
- بعداً برای شام میبینمتون؟ - آره
عالی!
عالی
اوه، راستی، جک زنگ زد
گفت میتونید برای همیشه اینجا بمونید
صدای موسیقی میاومد، یهجورایی دیوانهوار بود
دارم شوخی میکنم
گفت دلتنگه. فعلاً، داشکوچیکه
داشبزرگه!
خیلیخب
ببینیم چی داریم
- واقعاً یهعالمه عکس گرفتی - هرچی بیشتر داشته باشیم،
احتمال اینکه یه مطابقت پیدا بشه هم بیشتره
- بذار دوباره پرونده رو ببینیم - دیگه باید از بَر باشی
«اسم رمز: «بیوه». عامل عملیاتی «اسکورپیا»
نام ناشناس، چندین نام مستعار
گویا فعال در ونیز و برلین. احتمالاً متولد مالت
سن تقریبی: ۳۲ سال»
ولی این پرونده مال تقریباً ۱۵ سال پیشه، پس الآن ۴۷ سالشه
- اگه نمرده باشه - نه، تو کَتم نمیره
یاسن گفت: «بیوه رو پیدا کن»
ما گوشی اسمیترز رو هزار بار گشتیم
فقط یک «بیوه» توی پروندههای «سازمان» هست
ولی نه توی پروندههای فعالشون. این عملاً آشغال محسوب میشد
خب، پس خوب بلده مخفی بشه
و آخرسر یه چیزی توی یکی از این عکسها پیدا میکنیم،
و میگیم: «خودشه. اینجا این عکس رو گرفته»
و اون میشه اولین سرنخمون که کجاست
رفیق، روراست باش
بهنظرت این کار یهکم شبیه دستوپازدن بیخود نیست؟
شاید بهتره با «سازمان» تماس بگیریم
عمراً! دیگه به اَلن بلانت اعتماد نمیکنم. اون هرگز حقیقت رو بهمون نمیگه
اوه، باشه. باشه
خب جِی یکیدو ماهه که اینجا بوده
شاید اون چیزی دیده یا شنیده باشه
ببین، واقعاً ازش ممنونم که گذاشت توی این ساختمون بمونیم
آره، توی این ساختمون خفن
توی این ساختمون خفن...
ولی هرچی آدمهای کمتری بدونن که واقعاً داریم چیکار میکنیم، بهتره
تازه این «اسکورپیا»ست
اگه «سازمان» نتونه پیداشون کنه،
فکر نکنم «داشبزرگه» از پسش بربیاد
اوه، باشه
پس ادامه میدیم
یه قهوه میزنیم و برمیگردیم اونجا
باشه. آره
حق با توئه. حلش میکنیم
- جولیا - مکس
کاملاً مطمئنی؟
کنارش وایستادم. باهاش حرف زدم
داشت مثل گردشگرها از شهر عکس میگرفت. گفت برای تعطیلات اومده
بهنظرت اتفاقیه؟
بهنظرم دست سرنوشته
بشین
بیشتر تعریف کن. چهشکلی بود؟
اگه پرونده درست باشه، اینجا توی مالت به دنیا اومده
شاید هنوز اینجا کسوکاری داشته باشه
شاید گهگاهی برمیگرده اینجا
شاید هم یاسن بهت دروغ گفته
میدونی، سربهسرت گذاشته. دنبال نخودسیاه فرستادت
پدرت... دوست من بود
نه. فکر نکنم
فکر میکنم این یه آزمایشه
یاسن میخواسته که «اسکورپیا» رو پیدا کنم
ولی شاید اول باید خودم رو ثابت کنم
چرا باید آزمایشت کنه؟
الکس؟ چیزی هست که داری ازم مخفی میکنی؟
ببین، تنها چیزی که واقعاً میدونم اینه که هرچی بیشتر کَندوکاو کنم،
بیشتر اینطور به نظر میاد که پای «اسکورپیا» همیشه وسط بوده
یعنی از همون اول اونجا بودهان
نمیتونم همینجوری بیخیالشون بشم. نمیتونم کلاً نادیدهشون بگیرم
تنها کاری که میتونم بکنم اینه که پیداشون کنم
و نابودشون کنم
و تا این کار رو نکنم، هیچکدوم در امان نیستیم
با هم انجامش میدیم
بهخاطر عموت
و بهخاطر پدرومادر من
اوه، چه قشنگ. همونجا وایستید
یعنی اثر هنری شد
کلاسیک. مثل یه صحنه از فیلمهای فلینی شده
- ایول داره - از من عکس نگیر. هیچوقت
- فقط خواستم اون لحظه رو ثبت کنم - حذف کن لطفاً
- به دوربین من دست نزن - وایسا، وایسا، وایسا، وایسا. حذف نکن
اینجا رو نگاه
- عین همدیگهان - شبیهن. نه عین هم
آره، ولی باز هم راه درستی رو پیش گرفتیم
اون عکس قطعاً میتونه اینجا توی مالت گرفته شده باشه. دیوار رو نگاه
یا رم یا فلورنس
یا هر جایی با اون سبک معماری و تاریخ
شرمنده، رفیق. فقط خواستم گفته باشم. فقط یه دیوار زیر نور آفتابه
صبر کن. فکر کنم حق با الکس باشه
بهاندازۀ کافی خوب نگاه نمیکنیم
بلوکهای سنگی همه صدها سال پیش با دست تراشیده شدن
پس هیچکدوم شبیه هم نیستن. همه رو کنار هم بذاری، چی گیرت میاد؟
دیوار؟
- یه الگو؟ - اون هم منحصربهفرده
مثل اثرانگشت؟ فوقالعادهست. چطور ازش استفاده کنیم؟
تحلیل الگو
این رو هدف قرار میدیم، تمام تصاویرِ «استریت ویو» از مالتا رو بالا میاریم،
و هر پست رسانههای اجتماعی با تگ مالت، تمام عکسهایی که این هفته گرفتی،
بعد باهاش مقابلهشون میکنیم تا ببینیم تطابق پیدا میشه یا نه
- باید یهسری کد بنویسم - شام با جِی؟
نه، این ممکنه زمان ببره. شما برید غذا بخورید
- کایرا، جدی میگم. تو نابغهای - برو
- آره، مطمئنم اون... - خانم راتمن، آقای گرندل
هدف در حرکته. برای اقدام آمادهایم
خوبه
میتونی تنهامون بذاری
میدونید که چرا این جلسه رو تشکیل دادهام
دکتر گرایف در «پوینت بلنک». دیمین کرِی در لندن
دو فرصت بیبدیل
برای تغییرشکل توازن قدرت جهانی...
...بهنفع ما
و هر دو به شکست ختم شد
ما تو رو انتخاب کردیم چون قول دادی
که نفوذ ما رو در سطح جهانی بازیابی کنی
و تا اینجا، چیزی ندیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.