The first 182 lines.
Amirhossein & Ava
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!به مگرونالدز خوش اومدید
چی-چان، یه لحظه وقت داری؟
متأسفم. مسئله درمورد داد و فریاد منه، مگه نه؟
تو باید به زندگی روزمرهـت احترامی .رو که شایستهـشه، بدی
اگه اینطوری ادامه بدی، کيساکی-سان .تو رو به طبقه دوم ترفيع نميده
.حق با توئه
ولی حتی بدون صدا هم، فکر نمیکنم .بتونم به طبقه دوم ترفیع پیدا کنم
.آره، میگیرم چی میگی
چطور قهوه رو به این خوبی درست میکنه؟
درسته؟ اون داره از همون دله جوشی .که ما استفاده میکنیم استفاده میکنه
رازش چیه؟
...آره
خوشـــ
.به مگرونالدز خوش اومدید
m 681 -18 l -656 90 -657 -33 703 -99
شیطان پاره وقت! فصل دوم
!
!
:مترجمان
Amirhossein & Ava
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
m 740 436 l 1218 436 1218 490 740 490
.تو راه مراقب خودت باش
زیرسوال میبرن شیطان و قهرمان زندگی روزمرهـشون رو
زیرسوال میبرن شیطان و قهرمان زندگی روزمرهـشون رو
.حتماً! شب بخیر
اتاق پروی بانوان
اگه کمک خواستی، فقط با .همون صدای بلندت، صدام کن
!آ-آخه چی باید بهت بگم؟
...خب به هر حال، مراقب باش و اینکه
دیگه چیه؟
.ممنون که اینقدر سخت کار کردی
.فهمیدم که هنوز این حرفـو نزده بودم
!م-من که فقط برای تو انجامش نمیدم، مائو-سان
مشکل داد و فریاد چی-چان چطور پيش ميره؟
،چند دفعهای خطر از بیخ گوش رد شد .اما کم و بیش به حالت عادی برگشته
،که اینطور... شايد چی-چان هم .هدف بعدیش رو پيدا کرده باشه
چی-چان هم"؟ منظورت چیه؟"
.هیچی. نگرانش نباش
کیساکی-سان! چطور میتونم قهوه رو به خوبی شما دم کنم؟
دوره آموزشی باریستا در مگرونالدز
دوره آموزشی باریستا در مگرونالدز
دوره آموزشی باریستا در مگرونالدز"؟"
باریستا : قهوهچی
تو با کلمهی "باریستا" آشنایی داری؟
!باليستا رو شليک کن
.نه، تا حالا اسمشـو نشنيدم
.باریستا" یه کلمه ایتالیاییـه"
خیلیا فکر میکنن که این به کسی ،گفته میشه که فقط قهوه درست میکنه
ولی در واقع به شخصی میگن که نوشیدنی های .غیر الکلی از جمله قهوه درست میکنه
واقعاً؟
،برخی از باریستاها نه تنها در ساخت نوشیدنی
بلکه در مدیریت همه چیز، از تجهیزات گرفته تا .خدمات برای مشتریان تخصص دارن
.اونا خودشون رو "بارمن" صدا میکنن
.هدفم اینه که یه بارمن بشم
،وقتی که توی مگرز به !این رتبه برسی، فوقالعاده میشی
مگرونالدز: مگرز
توی مگرز...؟
...اینطور
،بیخیال. اگه میخوای به خوبی من بشی
چرا این دوره رو نمیگذرونی؟
،تو به عنوان یه مدیر شیفت تجربه داری
.پس اونا احتمالاً باید از هزینه چشمپوشی کنن
...درسته
.به خونه خوش اومدی، مائو-ساما
سوزونو هنوز بيداره؟
.ساساکی-سان به ملاقاتـمون اومده
تعجبی نمیکنم اگه که اونا دوباره .درحال تمرین تکنیک ها باشن
.ولی از نيمه شب که گذشته! ای بـابـا
چی-چان؟ تو اونجایی؟
.برو خونه! دير وقته
.ساكت شو، ساتان، و تظاهر نكن كه قيمـشی
مادر چیهو-دونو از قبل بهش اجازه داده که
.شب رو اینجا بمونه
اوه، واقعاً اینطوره؟
.آره، درسته
.ببخشید
،خب، من فقط ميگم که، اوه .از خودت زياد کار نکش
!چشم
،من بدون دخالت تو .خيلی خوب ازش مراقبت ميکنم
ما تمرين رو تموم کرديم و داشتيم از حرف های .دخترونه لذت ميبرديم که جنابعالی اومدی
.اینجا نیازی بهت نیست
حرفهای دخترونه"، ارواح عمت"
زندگی روزمره" اصطلاح بدشانسیـه، نه؟"
مشکل چیه؟
داشتم به این فکر میکردم که .چطور آدما در طول زمان عوض میشن
حدس میزنم "زندگی روزمره" همون .زندگی عادی روز به روز نیست
.این یعنی اینکه، پیشروی با سرعت نامرئی
این دیگه از کجا اومد؟ تو هم طبقه بالا رو دادی اجاره؟
واسه همینه که زندگی جالبه. اگه هیچچیزی .تغییر نمیکرد که افتضاح به بار میومد
تو آخرين نفری هستی که !ميخوام اينو ازش بشنوم
مطمئنم که بیشتر از هرکس .ديگهای ازش اطلاع دارم
،پس چطوره با انجام دادن بعضی از کارهای خونه
بزاری بهتر تکامل تغییرات روزانهـت رو درک کنیم؟
اعتراف میکنم که روالهای .تغییر ناپذیر هم اهمیت بسزایی داره
.با این حال
انتظار نداشتم که بتونی اونو فقط .در عرض یه هفته به طور پایدار فعالش کنی
ممکنه وقتش رسیده باشه که .به سمت آموزش مقدماتی حرکت کنیم
!واقعاً؟
.چیهو-دونو، تو با استعدادی
،اگه توی انتِ ایسلا به دنیا اومده بودی .ممکن بود که یه الهی آسمانی بزرگی بشی
...واقعنی
این خودخواهانهـست
اما ای کاش همتون چیزای پیچیدهی انتِ ایسالا رو فراموش کنید
،و این زندگی روزمرهای که الان داریم .میتونه تا ابد ادامه پیدا کنه
،فکر میکنم، این درصورتی اتفاق میوفته که .همه ما واقعاً خوب با هم کنار بیایم
ولی... یوسا-سان واقعاً با یه چیزی .دست و پنجه نرم میکنه
احساس میکنم که الان با .مائو-سان هم، متفاوت رفتار میکنه
،معلوم شد که شیطان، قاتل پدر امیلیا نبوده .که امیلیا میخواست ازش انتقام بگیره
.از همه مهمتر، ظاهراً پدرش اصلاً نمرده
تا به حال، انتقام و وظیفه، تنها چیزایی بودن .که اونو تحریک به ادامه دادن میکردن
.بعد از دست دادن این چیزا، اون الان سردرگمه
احتمالاً به همین دلیله که اون تصمیم گرفته امنیتت رو
.با آموزش دادن بهت تضمین کنه
منم فکر میکنم بهتره امیلیا .تمرکزشو از رو شیطان برای مدتی برداره
.از بختِ خوب مگرونالدز دوباره باز شده
منظورت چيه؟
ساريل-ساما توی اس اف سی اونطرف خيابونه، مگه نه؟
اين باعث ميشه، پدر اولبا و هر شيطان ديگهای
.به راحتی به شيطان(ساتان) نزديک بشن
اوه، اومم، مطمئن نيستم .که بتونيم الان بهش اعتماد کنيم
سنتاکی
منظورت چيه که نميتونيم به ساريل اعتماد کنيم؟
...با توجه به گفتهی چیهو-دونو
!الههی من
با کارمندام چیکار ميکنی، میتسوکی سارو؟
ا-این... يه مذاکرهـست؟
!تا اطلاع ثانوی از ورود به مغازهـم منع میشی
ظاهراً رد شدن توی اون .موقعیت بهش بد زد حال زده
.احتمالاً یکم طول بکشه تا آفتابی بشه
شاید رفته خونه؟
.نه، یه چسه حضورش رو اینجا حس کنم
ممکنه پشت قفسه ها یا .بین قطعات مبلمان قایم شده باشه
...اون یه سوسک نیست
ولی اگه توی همچین فاصله نزدیکی یه چسه .قدرتش رو حس کنی حتما باید ضعیف شده باشه
.شب بخير، آقا
!وایسا ببینم، اون واقعاً ساریلـه؟
!زیباست
.هیچیش نمونده
حالا چی؟
قلعه بهشت هاتاگایا
.قلعه بهشت"ـو، زهرمار"
.ببين، اون مدير مگرونالدزـه
!الههی من
!ببینم الههام همین الان اینجا بود؟ !جوابمو بده، کرستيا بل
اون اینجا بود، مگه نه؟
!آ-آروم باش، ساریل-ساما، خواهش میکنم
خب اگه اون بود چی؟ بذار بل بره .وگرنه به پليس زنگ ميزنم
...اون اينجا بود
!معلومه! این رایحهی الههی منه
!عطر و رایحهی قهوهای که خودش دم کرده
!چندش
چرا باید این سردرد رو بخاطر محافظت از شیطان تجربه کنم؟
تا به حال، انتقام و وظیفه، تنها چیزایی بودن .که اونو تحریک به ادامه دادن میکردن
.بعد از دست دادن این چیزا، اون الان سردرگمه
.برام جای سواله که مائو-سان چه فکری میکنه
.میخوام صاف و پوست کنده از زبونش بشنوم
.اگه تنها گیرش بندازم، وقت داریم
ها؟ ت-تنها؟
مثل یه قراـــ
چيزی تو ذهنتـه؟
...ح-حواسم جای دیگهای بود و
چطوری فهمیدی؟
.فعلاً خودمم مضطربـم
با حس ششمم، اونایی که شبیه .خودمـن رو پیدا میکنم
شما هم مضطرب میشین، کیساکی-سان؟
.منم آدمم ها
.ولی باید با چیزی که درست جلومونه شروع کنیم
...کاری که الان من و تو بايد انجام بدیم، چی-چان
.کار ما توی مگرونالدزـه
درست نمیگم؟
ها؟
.ب-بله، خانم! حق با شماست
...کیساکی-سان
پس تو هم دوره باريستا رو میگذرونی، درسته؟
!آره
میگم کهـــ
اوه، شما دوتا همين الان از سر کار مرخص شدید؟
چی از جونم میخوای؟
No comments yet. Be the first to leave one.