The first 200 lines.
قبلاً در «همه برپا»
میرم سراغ وکالت جامعنگر.
وای! برای اولین روزم تو دفتر دادستان دیرم شده.
یا اینکه برگردی؟ منم دلم برات تنگ شده.
شاید باید به خاطر تاریخ عروسیمون ازت شکایت کنم.
میشه فقط شرکت رو دوباره سرپا کنیم؟
آسیبپذیریهایی بابت افشاگریهای انتخاباتی وجود داره.
که مشتاقم از بین ببرمشون.
خانم کارمایکل... قاضی کارمایکل!
میدونم این موضوع ناراحتکنندهست.
میدونی چیه، شاید باید یه راه ورود دیگه پیدا کنیم؟
نه، مشکلی نیست. سلام، عزیزای من.
این همه توله سگای کوچولو رو میبینی؟
تو باشگاه هواداری تایلر پیرس؟
خب، اونا از من بدشون میاد چون من گرایش خاصم رو دوست دارم.
و سکس خشن رو دوست دارم. ولی هی، راستش رو بخوای...
گذشتهت دامنگیرت میشه.
نه، اون روانی خیلی زیادهروی کرد. کارم رو به بیمارستان کشوند.
متوجهی؟ و من تو اون دادگاه میشینم.
هر روز تا وقتی که دنیا بفهمه من پیروز نهایی میشم.
باشه، تو شاهدی.
پس فقط وقتی شهادت میدی اجازه داری تو دادگاه باشی.
موکلم مشتاقه...
تا ادعاهای بیاساس خانم ریموند رو رد کنه.
که تلاشی مذبوحانه برای جلب توجه عمومیه.
یا دنبالکننده برای شبکههای اجتماعیش، کسب و کارش...
و منفعت مالی.
هی، هی. گروهت رو بیار اینجا.
حقیقت رو میخوای؟
حقیقت رو بهت میگم. اون یه دروغگوی پست و آشغال...
جیجی! از این طرف.
ازم دور شو! تنهام بذار!
به طرز مشکوکی حسابی استراحت کردی.
با رگههایی از اندوه.
من چی ام، یه بطری شراب؟ چطور این کار رو میکنی؟
گفتی رابین، بیلی رو میبره...
تا پدر و مادرش رو تو دیترویت ببینه.
اولین باره که از هم دوریم.
وقتی دو سالم بود، مادرم شش هفته رفت آشرام تو هند.
و من هیچ عقدهای ندارم.
هوم، حتی یه دونه هم نه.
اوه، یه چیزی دارم که خوشحالت کنه.
یه تندنویس جدید، فوقالعاده ماهر داریم.
که نمیتونه زیر لب آهنگی زمزمه کنه، من چک کردم.
اینا اومدن به دفتر من. کارتی هم نداشت.
ولی حدس زدم بازم گلهای پیروزی انتخاباتی برای لولا باشه.
اونا هی میان.
من یه کارت تشکر مینویسم.
کارت همینجاست.
اونا برای منن.
حدس میزنم همیشه نمیتونیم فرض کنیم برای سرکار خانم قاضیان.
قضیه عوض شد!
خب، من میرم سراغ یه جلسه دادرسی دیگه واسه پرونده سرقت با شکستن شیشه.
خب... اعتراف کن.
اگه باید بدونی، یه کار داوطلبانه انجام دادم.
برای یه گروه آموزش رأیدهندگان.
این همه گل برای کار داوطلبانه خیلی زیاده.
مفید واقع شدم.
اول از همه، یه جلسه آمادگی برای محاکمه داریم.
برای یه بازیکن هاکی.
تایلر پیرس. مگه میشه فراموش کرد؟ از پروندههای سلبریتیها متنفرم.
یا متهم به پارتیبازی میشی.
یا به خاطر شهرتشون مجازاتشون میکنی. نمیتونی برنده باشی.
یه ماکیاتو با شیر بادام، نصف کافئین برای کیکی رایس؟
ابداً. حواست باشه!
وای! برای کسی که تازه شروع کرده مهارت داری.
دارم تلاش میکنم. راهنمایی میخوای؟
خیلی ممنون میشم. لبران طوری انجامش میده که خیلی آسون به نظر میرسه.
درسته.
خب، در مورد چی میخواستی باهام حرف بزنی؟
خب، من وکالت این... اِم...
آرایشگر رو میکنم که این قضیه رو داره.
باشه، تو اصلاً اینجا نیستی...
که در مورد یه پرونده آرایشگر حرف بزنی.
خودت میدونی که میخوای در مورد خودت حرف بزنی.
که دیشب با ضابط دادگاه رفتی. دلیلا!
دلیا، صبر کن. صبر کن، تو حسودی؟
دلیا. ول کن.
فکر کنم یکم حسودی.
نه، نیستم. هرچیزی که بین تو و اون ضابط دادگاه جذاب هست...
به من ربطی نداره.
خب، نگرانم که اذیتت کرده باشه.
جدی میگم، ما فقط دوستیم.
پرتاب پنالتیت رو شروع کن.
در واقع، فعلاً فقط بین ما دو تا...
فقط دوستیم، باشه؟
چون...
باشه.
باشه. باشه، بسکتبالیست.
خب، اوضاع این قضیه جامعنگری چطوره، هان؟
امروز تونستم با ادیت باسکز یه جلسه جور کنم.
کسی که وکالت جامعنگر رو سر زبونها انداخت.
و ازش میپرسم که چطور کار خودم رو شروع کنم.
بزن قدش!
هی، گوش کن، اگه کسی هست که میتونه موکلها رو
سالم از این سیستم بیرون بکشه، اون امیلی لوپزه.
اوه
هی، من باید... باید برم. دیرم میشه.
باشه. ممنون بابت ماکیاتو.
امم.
خداحافظ. خداحافظ.
هی، کَلان. بیرون شلوغپلوغه.
و تو داری به باغبان این باغ وحش نگاه میکنی.
داری به پرونده تایلر پیرس رسیدگی میکنی؟
این یکی خیلی عذابم میده، رفیق.
یعنی، اِیمی ممکنه نامزد من باشه، ولی هاکی...
هاکی عشق اولته.
از وقتی ۱۰ ساله بودم. حالا به من نگاه کن.
دارم دنبال پسری میرم که به تنهایی
بلیدز رو به پلیآف رسوند.
علاوه بر این، اِیمی انقدر درگیر این پروندهست
که عملاً خوابش میبره در حالی که پرونده حقوقی رو بغل کرده.
آخه، تایلر پیرس، از بین همه آدما؟!
حیف که دیگه با دادستانی نیستم.
ما یه تیم فوقالعاده میشدیم.
هنوز معاون ارشد جدیدی انتخاب نکردی؟ به همین راحتی نیست، رفیق.
و از همه بدتر، براوو داره یه آدم جدید رو برام میفرسته.
که باید بهش کار یاد بدم.
باید همون تازهوارده باشه.
خیله خب، باید بریم. خلاصهشو برات میگم.
متهم با قربانی پیامک رد و بدل کرده بود
قبل از یه رابطه یکشبه که به خشونت کشیده شد.
باشه، من داشتم میرفتم سمت...
متهم سابقه کیفری نداره
و سابقه خشونت نداره، به غیر از هاکی بازی کردن.
وکیل مدافع میخواد این پرونده رو به یه تنبیه ساده تقلیل بده.
ورود غیرمجاز (جنحه). صبر کن. آیا ما...
چیزی که من میگم اینه که اگه من مسئول بودم،
دنبال خشونت خانگی با جرم سنگین میرفتم
با تشدید مجازات به خاطر صدمه بدنی جدی.
ها؟ حلالزاده! آره، کَلان!
مطمئنی میخوای این کارو بکنی؟ باشه. اِیمی. سلام.
دادستانی حاضره اتهام صدمه بدنی جدی رو حذف کنه و اقرار به جرم سنگین رو پیشنهاد بده.
مدت حبس کشیده شده به علاوه سه سال آزادی مشروط.
فقط بگو. باید کل فصل رو کنار بذارم؟
تایلر، بیرون از دادگاه منتظر من باش، باشه؟
جنحه، ضرب و جرح ساده.
نه. نه! جرم سنگین!
آقا، محاله بتونم با این موافقت کنم.
آره، خب، ظاهراً خودت یه توافق جور کردی.
شما برید.
من الان میآم داخل، فقط باید یه سری جزئیات رو مشخص کنم.
مارک، من دستیارت نیستم.
داشتم سعی میکردم بهت بگم. فقط داشتم سلام میکردم.
پس اون تازهواردِ براوو کیه؟ منم.
تو کارآموزی؟
همیشه اینو میشنوم. نگران نباش. من در جریانم.
تمام این مدت درست پشت سرت بودم و دنبالت میکردم.
جوونها گوشهای تیزی دارن.
هی، براوو. داری سر به سرم میذاری؟
آره، من تازه دوگی هاوزر جی.دی رو دیدم.
اوه، اون نابغهست، ها؟
باورم نمیشه که قراره با مارک کَلان کار کنم!
من سابقه کاریت رو دنبال کردم.
یه معاون رو تو پرونده مردم علیه وین مککارتی محکوم کردی.
بازیگرای معروف رو مغلوب کردی و مجبورشون کردی به قتل اعتراف کنن؟
صحبت از سینما شد... من که اهلش نبودم.
من تنها پدر و مادر هندی رو داشتم
که میخواستن بچهشون استندآپ کمدی کار کنه. من قانون رو انتخاب کردم.
استعداد من در به دست آوردن دل تماشاچی
تو کمدی هدر میرفت.
میدونی، یادم رفت.
چقدر میخوای این بچه رو آموزش بدم؟
ما یه جلسه آمادگی محاکمه داریم که الان شروع میشه.
اوه، آ... درسته. من الان میرم داخل دادگاه.
تو برو داخل. من باید کارم رو با براوو تموم کنم. ممنون.
اوه، یه چیز دیگه.
اون... نه، اون یه گوشی درآورده. نمیدونم.
میشه لطفاً به من توضیح بدید چه اتفاقی داره میافته؟
آقای کَلان تو آسانسور گیر کرده؟ آقای...
من اسم شما رو نمیدونم.
آ... معاون دادستان منطقه، تاجدار بیسواس.
هرچند تو استارباکس منو تِدی صدا میکنن، قربان.
بسیار خب، آقای بیسواس، خانم کوین،
تا وقتی منتظر آقای کَلان هستیم که افتخار حضورشون رو به ما بدن...
ببخشید. آیا بیسواس به روش فرانسوی، او-آی-اِس، نوشته میشه؟
یا با دابلیو، مثل "وُرلد" (دنیا)؟
بی-آی-اِس-دابلیو-اِی-اِس.
این چه طرز بیان خاصیه.
چه طرز بیانی؟
هوم. کجا بودیم؟ هر دو طرف برای محاکمه آمادهان؟
در واقع، قربان،
هر دو طرف به یک اقرار موافقت کردهاند
به اتهام جنحه ضرب و جرح ساده.
از رونوشت جلسه مقدماتی،
این اتهام خیلی کم به نظر میرسه.
استدلال دادستانی چیه؟
اوم، فکر میکنم... فکر میکنم باید صبر کنیم
تا آقای کَلان توضیح بدن.
واقعاً امیدوارم این تخفیف در پیشنهاد
نتیجه رفتار ویژه نباشه.
همه در دادگاه من به یک شکل باهاشون رفتار میشه.
چه پولدار، چه فقیر، یا هر کس دیگه.
من... منظورم اینه که، آقای کَلان دلایل رو توضیح خواهند داد.
برای کاهش اتهام
اما اونطور که من میبینم
دادستان برای گرفتن رأی محکومیت هیچ مشکلی نخواهد داشت.
چی؟ نه. اِم... آقای کَلَن، من...
مشکلی با مدارک هست؟
اِم... اونطور که من میبینم، نه.
No comments yet. Be the first to leave one.