The first 200 lines.
من بر اساس احساساتم تصميم نگرفتم که خودکشي کنم
احساساتي نشدم
خوب فکرامو کردم و اين تصميم رو گرفتم
اون دوستِ دخترِ من بود
به همراه اون براي تعطيلات اومده بود خونه ي من
!مامان !سلام_
پس دوستت کجاست؟ !جيا_
...وقتي جيا رو براي اولين بار ديدم
اون حس بچه گانه اش منو تحت تأثير قرار داد
ايشون هم بابامه سلام_
سلام
...اينکه نظر من نسبت به اون انقدر تغيير مي کنه رو
کاري از مهشيد بازبيني: سامان کياني
حتي نمي تونستم فکرش رو کنم
!اين ماهي عاليه ؟مگه نه جيا
خوبه
تو دوست نداري؟
من ماهي دوست ندارم
خب تو چي دوست داري؟
همه چي
جيا ، پدرو مادرت کجا زندگي مي کنن؟
استراليا ، خودش براي درس خوندن اومده اينجا
فقط مادرم تو استراليا زندگي مي کنه
بابات چي؟
طلاق گرفته
ما خيلي خوشحاليم که تعطيلات رو اومدي پيش ما
مگه نه ويجي؟
آخه چند بار بهت گفتم که موقع غذا خوردن کتاب خوندن رو بذار کنار؟
هميشه انقدر بد نيست
ميشه ماهي رو بديد به من ؟
ماندال! بهت گفته بودم که اون !منبع طبقه ي بالا رو پر کن
!ماندال! تازگيا هيچي يادت نمي مونه
!اون منبع طبقه ي بالارو! برو پرش کن
چرا همش جيغ ميزنه؟ !زودباش برو_
چيزي نيست. ماندال ناشنواست
بابات چيکار مي کنه؟
فکر کنم داره يه سري عکس رو توي آلبوم ميذاره
عکس؟ آره ، آخه عکاسه_
منظورت اينه که ... تو عروسيها و جشنهاي مدرسه و اينجور جاها عکس ميگيره؟
نه نه ! از اين کارها نه
درست همونطوري که يه نقاش ، عکس چهره رو ميکشه باباي من هم همونجوري عکاسي مي کنه
کار مورد علاقه شه يه چيزي رو ميدوني؟
عکسهاش حتي تو مجله هاي بين المللي هم چاپ ميشه
ميخواهي يه نگاه بندازي؟ !نه_
!واي ي ي !اين تپه ها رو نگاه کن_
بد نيستن
تو زندگيه تو هيچ چيز هيجان انگيزي وجود نداره اين همه چيز هست ، اما تو اصلاً خوشت نمياد
ممنونم. بيخيال ري
شما نگران نباش
خاله هست ، همراه نيها
تو نگران نباش
ما همه ، همراهتيم
!بابا ، ما هم هستيم
!يه دقيقه صبر کن
بابا امروز بايد پيرهيني رو که براتون شانس مياره بپوشيد
دخترم ، بابا به اين چيزها نيازي نداره
شانس من ، شاهزاده ي منه ببخشيد_
تا وقتي تو هستي هيچ اتفاقي براي بابا نميفته
آقاي آبيشک اينو داشته باشيد اين ازتون محافظت مي کنه
ريتو مي گفت که شما عکساي قشنگي مي گيريد
من عکس مي گيرم
اين مال شماست؟
آره
ازش خوشم نمياد
ناراحت شديد
نه
!شديد
براي چي بايد ناراحت بشم؟ هيچ لزومي نداره که تو و بقيه از کارهاي من خوشتون بياد
من کي گفتم حتماً بايد اينطور باشه؟
قبوله. نگفتي
پس چي؟
چرا اون عکس رو اونجوري گرفتيد؟
جيا ، توي اين دنيا خيلي چيزها هست که ...عادي به نظر مي رسن
اما اين ديد و احساس آدمهاست که اونها رو تغيير ميده
اين تصوير هم احساس و ديدِ منه براي همين اينجوري درستش کردم
شما ديونه ايد
چرا؟
تا حالا هيچ کسي رو نديدم که اينجوري حرف بزنه
شايد براي همينه که اين عکس من براي شما متفاوته
ميشه يه چيزي بگم؟
من دروغ گفتم
در مورد چي؟
راستش من عاشق اون عکس شدم
خوشحال شديد؟
شما داشتيد در مورد اون نظراتتون ميگفتيد
ديد
حالا هر چي
بيخيال بابا. متأسفم
براي چي بايد متأسفم باشي؟
همين الان بهتون گفتم که لزومي نداره که از کارهاي من خوشتون بياد
ممنونم
اما دلم مي خواد بدونم
به خدا. شما به خدا اعتقاد داريد؟
نه ممنون_
منم اعتقاد ندارم
اما واقعاً ، صادقانه و مخلصانه دلم ميخواد بدونم
!خواهش مي کنم
باشه
من عاشق باباتم
!چي
!اون حوصله سر بره
اون 11400 بار بهتر از اون سريال ...احمقانه عروس و
مادر شوهر هست که داشتيد تماشا مي کرديد
!ريتو
ريتو! دوش گرفتي؟ آره_
!لباسات رو بريز تو ماشين
باشه مامان
ماندال، ماندال تو هنوز نرفتي خريد؟
يه دونه گل کلم و يک کيلو پياز هم بخر
اِاِ اِ تو داري چيکار مي کني؟
!تو خيسي ...اگر خاله ت ببينه اونوقت
!بيخيال بابا !حالا که ديگه اومدم تو
!حالا نشونم بده! عاشقشم! عاشقشم !آره ، خيلي خوبه
1نه اين يکي
!نه اين خيلي بده !برو بعدي
اين خوبه؟ !نه_
!اين زشته! نه! ازش بدم مياد 1نه ازش بدم مياد
!گوش کن! بيا بيا اينجا
اينو نگاه کن
آره خوبه_
!از اون خوشم اومد
!حالا اين يکي
!هموني که قبلاً بهم نشون دادي رو نشونم بده !اين يکي رو_
آره از اين خوشم مياد ازش خوشت مياد؟_
بريم سراغ بعدي اينجا چه خبره؟_
بيا بيا بيا ، چند تا از عکس از جيا گرفتم ، بيا ببين
واقعاً؟ بيا بيا بيا_
!ببين نشونم بده_
اون يکي رو نشونش بده !صبر کن! صبرکن! صبرکن_
!نه ، نه ، نه ، نه ، نه ، نه
نشون بده. به منم نشون بده
آره اين يکي_
ما گرفتيمش خوبه_
تو فکر مي کني که جيا يه جورايي فرق ميکنه؟
!باباي تو حرف نداره
چي؟ حرف نداره؟
منظورت چيه؟
يه جورايي ... بي حياست
حرف نداره ، يعني حرف نداره ديگه
آره ، خب اما يعني چي؟
!بيخيال
ازش خوشم نمياد
ناراحت شديد؟ شديد
!راستش من عاشق اون عکس شدم
خوشحال شديد؟
!مرسي
چرا چرا چرا؟ توپ از خط خارج شد_
جيا تو داري جِر ميزني نميزنم_
!چرا ، ميزني
!چرا ميزني !نه نميزنم_
!ميزني !نه نميزنم_
!ميزني !نه نميزنم_
!ميزني !نه نميزنم_
!چرا ميزني آره ميزنم!_
!چرا ميزني آره ميزنم!_
!چرا ميزني آره ميزنم!_
!چرا ميزني آره ميزنم!_
به چي داري نگاه مي کني؟
به سانيا ميرزا و استفي گراف
اون دو تا بازيکن تنيس هستند نه بدمينتون
اما اين دو تا از اون دوتا جلو زدن
چطوري؟ اينا بيشتر دعوا مي کنن تا بازي_
حتماً از اينکه همش بيکار نشستن حوصله شون سر رفته
من بهشون قول دادم برم تو املاک بگردونمشون آره_
چي شده؟ !بابا_
چي شده؟ باشه باشه باشه ، بهش دست نزن_
!من درستش مي کنم !بابا_
!آروم باش ، آروم ! آروم !نکن! نکن! مراقب باش_
!خب خب
اين چطوره؟ اين چطوره؟ !بابا_
!خب باشه باشه
...اگر اون روز ريتو آسيب نمي ديد
اون وقت تمام اين چيزهايي که اتفاق افتاد اتفاق نميفتاد
يه جراحت کوچيک داشت تبيدل به زخم عميق براي ما ميشد
آخه کي فکرش رو مي کرد؟
مامان ، آروم خب خب ، تموم شد_
حالا تا 4-5 روز نبايد راه بري و تکون بخوري
چهار پنج روز؟ آخه جياي بيچاره تو اين 4-5 روز چيکار کنه؟
نگران نباش ، منم پام رو مي کشنم
!شوخي نکن رفيق
ميدونم حتماً الان داري تو دلت به من فحش ميدي که چرا تو رو آوردم اينجا
بابا ... چرا شما جيا رو نمي بريد تا املاک رو بهش نشون بديد؟
!من که اين جاها رو هزار بار ديدم
!لطفاً ! خواهش مي کنم! به خاطر من
!خواهش مي کنم بابا! ببريدش بيرون !کاري نکنيد تا من احساس گناه کنم
يه چيزي بپرسم؟ آره بپرس_
اگر يه فيل بره بالاي درخت چي ميشه؟
خب چي ميشه؟
يه فيل از فيلهايي روي زمين کم ميشه
حالا اگر دو تا فيل برن بالاي درخت چي ميشه؟
خب دو تا فيل از فيلهاي روي زمين کم ميشه
احمق! از وزن دو تا فيلم ، اون درخت مي شکنه
!خب حالا يکي ديگه باشه _
اون چيه که بدون اينکه بهش دست بزنيد مي تونيد بشکنيدش؟
اون چيه که بدون اينکه بهش دست بزنيد مي تونيد بشکنيدش؟
چيه؟ قول_
خب يکي ديگه
اون چيه که تو اين دنيا هم سفيده و هم سياه؟
نميدونم فکر کن_
نميدونم هيچي_
No comments yet. Be the first to leave one.