Sanditon

Sanditon

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Sanditon S01E08 HDTV x265-MTB
A Commentary by MRSH33
ترجمه شده توسط میثم موسویان و MRSH33

Tags

HDTV
hdtv
x265
HD
Published on: 2019-12-05
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫عالیه! داره به حقیقت میپیونده.

‫تو سیدنی رو با تندی قضاوت کردی.

‫مهربونی که به اوتیس ‫نشون داد رو در نظر بگیر.

‫فکر میکنم اون... ‫عطوفتی داره که کمتر کسی میتونه متوجهش بشه.

‫چکار کرده که اینطور فکر میکنی؟

‫کاری نبوده، بخاطر حرفیه که زده.

‫ما بعد مسابقه حرف زدیم، و بعد...

‫و؟

‫اون گفت وقتی با منه حس میکنه خود واقعیشه.

‫چرا باید چنین چیزی بگه؟

‫منم همین سوال رو از خودم میپرسم.

‫دیشب نتونستم بخوابم، همش بهش فکر میکردم.

‫وای نه. عاشقش که نشدی؟

‫خواهش میکنم بگو که نشدی.

‫من...

‫تو نمیتونی به یه کلمه از حرفاش اعتماد کنی.

‫اینجاست فرد.

‫زود باش بازش کن.

‫زود باش، راحتم کن بگو!

‫اونا فکر میکنن کار من کیفیت مطلوبی داره،

‫و خوشحال میشن که به من ‫یک کارآموزی پیشنهاد کنن.

‫این همه چیزی هست که میخواستی!

‫آره.

‫حالا باید به پدرم بگم.

‫پونزده-دو، پونزده-چهار، ‫بیست و پنج-هفت، و یه جفت نه!

‫خیلی زود دستت رو رو کردی!

‫مثل احمقا بازی میکنی! چت شده؟

‫فکر میکنم این ضعف بزرگیه،

‫اما نمیتونم با ورق بازی ‫خوشحال بشم بانو دنهم.

‫اینقدر به خودت مطمئن نباش.

‫هنوز پول منو نگرفتی.

‫برو پیش پیانو و برام یه آهنگ شاد بزن.

‫عمه...

‫... میدونی من نمیتونم آهنگ بزنم.

‫اینقدرم هم لب و لوچت رو آویزون نکن، ‫و گرنه مجبورت میکنم آواز هم بخونی.

‫شاد باشه ها!

‫بله چیه؟

‫بانوی من، لرد بابینگتون اینجاست.

‫پس بفرستش بیاد!

‫- لرد بابینگتون. ‫- بانو دنهم.

‫خانم دنهم.

‫میخواستم پیشنهاد کالاسکه ‫سواری به به خانم دنهم بدم.

‫- نه ممنون. ‫- چه فکر خوبی!

‫به چیزی نیاز داره که از ‫این بی حالی در بیاد.

‫بیا دیگه! پاشو.

‫عمه، خواهش میکنم...

‫اون کاری که بهش گفته شده انجام میده.

‫خیلی منو خوشحال میکنه که اینجا با منی.

‫نمیتونم تصور کنم چرا. ‫من دقیقا احساس برعکسی در مورد تو دارم.

‫که اینطور؟ واقعا؟

‫مگه همین الان نگفتم؟

‫حرفتو باور نمیکنم. برو حیوون!

‫بابینگتون، تو بدترین کالاسکه رون دنیا هستی!

‫میخوای افسار رو بگیری؟

‫چرا که نه؟

‫هیچ وقت نمیتونه منو زنده بگیری. ‫زنده باد فرانسه!

‫کشتی من اونجاست.

‫منو ببر بندر. مستقیم سمت بهترین کشتی!

‫خیلی خب!

‫بچه ها، من... مری لطفا یه کاری بکن!

‫بیاید بچه ها، پدرتون سرش شلوغه.

‫- مری... ‫- بیاید دیگه لطفا.

‫بیاید ببرمتون به کلاس.

‫کافیه.

‫سخت مشغول کاری شارلوت؟

‫چه روز خوبی.

‫کل دنیا میخواد به سندیتون بیاد!

‫و درست به موقع برای جشن تابستونی.

‫- چه شگفت انگیز. ‫- بله.

‫سیدنی!

‫تام، اون قراردادها از لندن اومدن.

‫عالیه، میرم سراغشون.

‫صبح بخیر خانم هیوود.

‫من داشتم برای پیاده روی ‫میرفتم، میخواستم بدونم

‫چیزی از شهر نیاز داری؟

‫من یه لباس مناسب برای جشن دارم.

‫شاید بتونم باهات قدم بزنم؟

‫البته، باعث افتخارمه.

‫زود باشید دیگه، برید شما دو تا.

‫خب، حال داد؟

‫قابل تحمل بود. زمان رو گذروند.

‫چرت نگو.

‫شاید پیر باشم، اما پیر نیستم.

‫میتونم درخشش چشمات

‫و رنگ گونه هات رو ببینم.

‫باید با اون مرد جوان ازدواج کنی.

‫اون یه احمقه.

‫اون احمق نیست استر.

‫اون احمقه اگه نتونه ببینه ‫من ارزش گرفتن ندارم.

‫و احمقه اگه فکر کنه که من میتونم اندازه ‫ای که اون منو دوست داره، دوستش داشته باشم.

‫بی نهایت بهتره که دوست داشته ‫بشی، تا این که دوست بداری،

‫مخصوصا توی ازدواج.

‫از روی تجربه خودت اینو میگی یا کس دیگه؟

‫تجربه خودم.

‫نه با شوهرم البته، خیلی قبلتر از اون.

‫مردی به نام رولی.

‫بعضیا میگفتن اون خوشتیپ ‫ترین مرد سامرست هست.

‫... اما برای من خوش تیپ ترین مرد دنیا بود.

‫و این رو میدونست.

‫چی شد؟

‫برای یه مدت دل منو پیش خودش نگه داشت.

‫منتظره یه نگاه و لبخند بودم،

‫منتظر یه کلمه محبت آمیز بودم...

‫... مثل یکی از سگاش.

‫و بعد رفت با یه دختری که 50 هزار ‫پوند داشت از گلاسترشایر ازدواج کرد.

‫اون خیلی بدهی داشت، ‫نمیتونست با من ازدواج کنه.

‫اون زمان باید برای من واضح میبود، اما...

‫... میدونی دخترا چجوری هستن.

‫یه روز خوب و تازه.

‫بله، همینطوره.

‫برای جشن امشب خوبه.

‫بله.

‫البته چون درون ساختمون برگزار میشه،

‫هوای خوب خیلی فرقی نداره.

‫نه زیاد.

‫اما با این حال خوشاینده.

‫تو...

‫... مشتاق هستی برای جشن؟

‫خیلی زیاد. من عاشق رقصم.

‫تو مشتاق جشنی؟

‫بله، بله خیلی زیاد.

‫و خانوادت...

‫... اخیرا خبری از خانوادت نشده؟

‫بله، یه نامه از خواهرم امروز صبح اومد.

‫خب، هر دوی ما میدونیم که ‫خبری توی ویلینگدن نیست.

‫به نظر میاد سمت شهر نمیریم.

‫آها، بله، لباست!

‫ببخشید.

‫چه احمقی هستم.

‫برگردیم؟

‫نه

‫لباسم ضروری نیست.

‫پیاده روی روی سخته ها ‫رو بیشتر دوست دارم.

‫خوبه.

‫منم همین فکر رو داشتم.

‫من...

‫امیدوارم بودم لحظه ای رو بتونیم پیدا کنیم

‫که بتونیم با هم تنها باشیم.

‫آره؟

‫بله.

‫امروز صبح از خواب بیدار شدم...

‫... سرم درگیر مکالمه دیشبمون بود.

‫من هم همینطور.

‫شارلوت...

‫بله؟

‫- جورجیانا. ‫- چیه؟

‫نظرت چیه، باشه یا نه؟

‫نمیدونم. باشه.

‫دیدی، گفتم بهت.

‫خب من میرم زمرد های مامان رو بپوشم.

‫نه نمیپوشی.

‫خیلی دلبرانه هست عزیزم.

‫نگو استرس میگیرم.

‫هنوز خانم دنهم نیومده؟

‫یه تکونی به خودت دادی، خوبه. ‫مطمئنم اون قدر میدونه.

‫چرا باید برای اون باشه؟

‫نمیدونم چیه، اما خیلی محسور شدم.

‫دیگه کی میتونه باشه؟

‫میخوای رامش کنی آره؟

‫فکر کنم اون منو رام کرده.

‫بله. تصور میکنم چه حسی ممکنه داشته باشه.

‫تام توی یه مراسم جشن توی ویموث ‫از من خواست باهاش ازدواج کنم.

‫از کجا فهمیدی که اون شخص مناسب توئه؟

‫وقتی باشه راحت میشه فهمید.

‫ببینش.

‫بد نیست نه؟

‫خوش تیپ شدی فرد.

‫برای اون به اندازه کافی شیک هست.

‫اون کیه؟

‫خودت چی فکر میکنی؟

‫حالا میتونه لحظه ای که میخوای باشه.

‫حالت خوبه پدر؟

‫تا الان میتونستی بری خونه.

‫فقط زمانی که ازش راضی باشم میرم.

‫بیا دیگه.

‫بزار یکی از بچه ها انجامش بده.

‫صبح انجامش میدیم.

‫کار تقریبا تمومه پسر.

‫باید افتخار کنی به خودت.

‫من یه نامه گرفتم پدر.

‫خب؟

‫در مورد یه موقعیت توی لندنه...

‫... با چشم انداز خوب.

‫الان دیگه سندیتون به ‫اندازه کافی برات خوب نیست؟

‫چی داری میگی؟

‫بخاطر خانم شارلوته مگه نه؟

‫- ربطی به اون نداره! ‫- چرا داره!

‫و حالا میخوای بری مراسم رقص،

‫مثل یکی از اونا لباس پوشیدی.

‫خب برو دیگه!

‫خودت رو نگران نکن، من میرم.

‫و به زودی من سندیتون رو ترک میکنم،

‫و یک لحظه هم وقتمو برای فکر کردن به

‫پیرمرد بدبخت و خودخواهی که ولش کردم نمیکنم!

‫خوش اومدید عزیزان من.

‫خوشگل شدی. لطفا منو ببخشید.

‫سروران من، خانم ها و آقایون،

‫بسیار خوشحالم که ورود شما به ‫جشن تابستانه رو خوش آمد بگم.

More Farsi Persian subtitles for Sanditon

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left