The first 146 lines.
کشور بائر
امپراتوری نور
امپراتوری نور
کشور سوسه
m 0 0 l 200 0 200 200 0 200
پادشاه آسیل بائر
m 0 0 l 200 0 200 200 0 200
ملکه ریچ بائر
یه کیمرا چندین ویژگی داره
سرش آتش، بدنـش خاک و دمـش آبه
احتمالا بهزودی از اون یخ میاد بیرون
میتونیم این رو اولین کار عشقی، توی زندگی مشترک جدیدمون بنامیم!
خانم کلیر، جادوی آبم رو بهتون قرض میدم
سرش که از آتشـه رو هدف قرار بدین
ولی بازم دم آبیـش نمیتونه لهـمون کنه؟
...به همین خاطر
نقشه رو اجرا میکنم
...برادر
تنها راهیـه که میتونیم با هم باشیم
گرفتم
ولی برای رسیدن بهش، به زمان نیاز دارم
براتون زمان میخرم
میگی بهت اعتماد کنم؟
اگه میتونین
نگران خانم کلیر هستی، مگه نه؟
...اره... خب نه، ولی
اگه عصبانیـت کرد، بیا من رو بگیر
ری! خانم کلیر کجاست؟
!خیلی خب، جاش همینجاـست
!منجمد شو
!حالا، خانم کلیر
خدایی... یهجور میگی انگار خیلی راحته
قبلا بهت نگفتم؟
،این طلسم خیلی از بقیهی طلسمهام قدرتمندترـه
،اگه دستم یه ذره بلرزه
به تو هم برخورد میکنه
من چیزیـم نمیشه
میدونم خطا نمیزنین
!نور
!پرتو جادویی
،حتی اگه نتونم باهاش بمونم
!خانم کلیر دیگه تنها نیست
9 قسمت
.ـر نمیکنهـیــیــغـتـ ـزگـــرهـمن ارباب
!تونستیم خانم کلیر
خوششانسایم که انقدر خوب جواب داد
!واقعا که چه افتضاحی
واقعا تاثیرگذار بود
اما هنوز هم فقط یه دختر لوس و پولداری
!خانم کلیر
!شاهزاده ثین
!دارین خونریزی میکنین
خوبم. فقط خراشـم داد
!خب، خب
!یه شاهزاده داره شکست میخوره
کی هستی؟ همهی اینها زیر سر توـه؟
هدف اصلی من، کشتن هر چه بیشتر اشراف بود
اما این بیشتر از چیزی بود که انتظارش رو داشتم
!خوب طعمـش رو بچش
!فرار کرد
!شاهزاده ثین
!شاهزاده ثین! شاهزاده ثین
...این
!نمیر، شاهزاده ثین
!عقب وایستین خانم کلیر، یه نوع جدید زهرـه
خنثیـش میکنم
حالا دیگه خوب میشه
نجاتش دادی؟
بله
...خداروشکر
،اون سم «کانتارلا» بود یه سم کشنده از امپراتوری نور
پس اون مرد از امپراتوری نور بود؟
احتمال زیاد
،هرگاه حادثهی بزرگی ،توی این دنیا اتفاق میفته
امپراتوری نور، کشور دشمن، همیشه درگیرـه
توی نیمهی دوم بازی، یه رویداد وجود داره
جایی که از کانترلا استفاده میکنن و قهرمان باید یه پادزهر پیدا کنه
...همهچی درست پیش رفت چون میدونستم، ولی
!ری! کلیر
!ثین؟
هی! چه اتفاقی افتاده؟
دشمن مسمومـش کرد
،زهر رو خنثی کردم اما محض احتیاط ببرینش پیش دکتر
...لعنت بهش
...حتما باید تنهایی حمله میکرد
...احمق
زوج اوروسئو، بازداشت شدن
...لن
این حادثه خیلی زود تموم شد
معترضها رفتن و جنبش رعیتها ساکت شد
فهمیدیم که «دیده» به غلط متهم شده بود
و امپراتوری نور، پشت همهی اینها بود
باورم نمیشه همونطور که کشور دشمن میخواست بازی میکردیم
خانوادهی اوروسئو نابود میشه؟
احتمالا اره
،حتی اگه یکی مغزشون رو شستشو داده باشه کاریـه که شده
دیگه از همهی مشاغل مربوط به سنگهای جادویی حذف شدن
و الان منتظر حکم پادشاهیان
لن و لمبرت چی؟
،کاری که ارباب لمبرت و لن انجام دادن خیانت به پادشاهی محسوب میشه
مجازات اعدام اجتنابناپذیرـه
!اوه، درسته... کلیر، ری
ظاهرا شما دوتا پاداش میگیرین
پاداش؟
هرچی نباشه، شما بودین که مغز متفکر واقعی رو شناسایی کردین
و برنامههای کشور دشمن رو نابود کردین
همینطور ری زندگی ثین رو نجات داد
،من که میگم به زودی به کاخ سلطنتی احضار میشین
پدر میخواد شخصا، پاداش رو بهتون بده
...ولی من که کاری نکردم
وای، جدی؟ با افتخار هرچی بهمون بدن، قبول میکنیم
مگه نه خانم کلیر؟
فکر کردی داری چیکار میکنی؟
!گوش کنین، خانم کلیر
...زمزمه، زمزمه
که اینطور. پس ارزش تلاش داره
نمیتونی اروم باشی؟ فقط بشین و منتظر بمون
...خب نمیخوام لباسـم چروک بشه
،خانم کلیر! ممنونم که لباس به این قشنگی واسم آماده کردین
اینجوری هم نیست که واسه تو این کار رو کرده باشم
اگه ژولیده بودی، من کسی بودم که تحقیر میشد
!میبینم دوباره شروع کردین !میدونم از روی عشق انجامـش دادین
خفه شو
...صادقانه بگم
اگه ساکت باشی، خوب بهنظر میرسی
ها؟
هیچی نگفتم
کلیر فرانسیس. ری تیلور
بهتون اجازهی ملاقات با اعلیحضرت داده شده
سرتون رو بالا بگیرین
،شنیدم که مجموعه حوادث اخیر
در آکادمی سلطنتی رو شما دو نفر خاتمه دادین
و همینطور شما بودین که زندگی ثین رو نجات دادین
اینها کارهای بزرگی هستن
بهتون یه جایزهی فوقالعاده میدم
هرچی میخواین بهم بگین
،صمیمانه ازتون برای ملاقات امروز تشکر میکنم
روتون حساب میکنم، خانم کلیر
،به عنوان یه رعیت اجازه ندارم مستقیما با پادشاه صحبت کنم
،در مورد پاداشمون چیزی هست که مایل هستم ازتون بپرسم
بگین تا بشنویم
چشم
همینـه. لحظهی حقیقت
ازتون درخواست میکنم که جون خانوادهی اوروسئو رو ببخشین
،به من گفته شده که اونها متخلفان اصلی این حادثه بودن
دارین میگین که دنبال تخفیف مجازاتشون هستین؟
No comments yet. Be the first to leave one.