The first 200 lines.
!مرد کلاغیـه
یه لحظه صبر کنید
شاید این شیء رو درآورد که تسلیم بشه
شخصیتش ضدّ قهرمانیـه !فرار کنید
نمیفهمم
!اون که یه نفر بیشتر نیست
یک نفر با قدرت هزاران کلاغ
موفق باشین
،کلاغها و جغدها همیشه در جنگ بودن
ولی به تو چه ربطی داره؟
دلیلش چیه؟
این دوتا دلیل رو داشته باش
هه هه! آره ایولا - مورتی؟ -
!سلام حاجی
!خوشحالم میبینمت
تو.. انگاری هنوز
تو فازِ.. کلاغی
عه.. دو کلاغ، حتماً مورتی رو یادتونه
مورتی، اینا هم دو کلاغان
،از دیدنت خوشحال شدم
...ولی اگه قبلش یه خبری میدادی
خب، داشتم از اینطرفـا رد میشدم
...اونطوری نبود که - آخه جنگ کلاغها -
تمومی نداره
هوم.. آهان
پس همچین بیهودهست، نه؟
اشتباه شد، قصدم قضاوت نبود
اسب کلاغی. اسب کلاغی - خیلهخب -
اسب کلاغی. اسب کلاغی - ...ظاهراً -
دارن میبرنت یه جایی
مراقبت کن، مورتی
!تو.. هم همینطور
راستی، منم ردیفم
بابام میخواست تهموندۀ ماستی که گذاشته بودی تو یخچال رو بخوره
...ولی من بهش گفتم
« ریک و دو کلاغ »
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
:تــرجــمــه »» ســـــروش و رضـا کارگـران «« :.:.: greatR & SuRouSH_AbG :.:.:
...من دنبالِ
کلاغترسک میگردم
همون مترسک؟ مترسک شرور
یالا. هر کی زودتر لوش بده زنده میمونه
باشه، برام کاری نداره یه عوضیِ بیشتر بُکشم
کمکم میکنه گرم شم
!ریک - مورتی؟ -
چوب!؟
مورتی، چرا انگار 40 سالت شده؟
آخه همین قدر هم گذشته، ریک
عه.. پس گمونم الان میتونیم یه مشروبی با هم بخوریم
نوشابه با عرق نیشکر» دارین؟»
مگه بیست سالته؟
هه.. عزیزی
زمان مثل باد میگذره، مگه نه؟
عکسالعملت به اینکه فهمیدی
کل عمرتـو تلف کردی، همین بود؟
من اوکیام
خب.. من چی؟
اوه اوه. ببخشید، پسرا
اصلاً دلتون نمیخواد این بحث رو بشنوید
،من فکر کردم اگه فضای کافی بهت بدم
از این فاز.. رد بشی
بیا اینم نوشیدنیت، آقای پُرمدعا
بابا مریض شد، میدونی سرطان مرحله 4
اگه بودی عشق میکردی
سامر هم پرستار شده خب، تقریباً
با یه معتاد ازدواج کرده
،ریک، برگرد خونه
تا این وقت کوتاهمون تموم نشده
مورتی، رابطۀ ما سالم نبود
اونوقت این هست؟
تو هزارتا ماجراجویی با این کلاغها رفتی
بالأخره کِی غول مرحله آخرشونـو میکشی؟
«اولاً که اینکه «آیا اون رو میکُشیم یا نه
خیلی برای بچههام مهمه
و ثانیاً، خیلی چاقالی که میخوای خوشبختی منو بکوبی
این شاید آخرین باری باشه !که من رو میبینی
امیدوارم که اینطور نباشه، مورتی
چونکه شبیه کیر بعد جق.. شدی
و دوست ندارم همچین خاطرهای ازت تو ذهنم بمونه
،حالا که دوتا کلاغش رو به چنگ آوردم
هیچی نمیتونه جلومـو بگیره که ریک کلاغی رو از صحنه حذف کنم
واسه من از اون دفاع نکنید
من اصلاً نمیفهمم تو اون چی میبینید
راست میگین
باید از وجودِ هم لذت ببریم
!ریک کلاغی
...میدونم چطور بهنظر میاد، ولی
اینطور بهنظر میاد ،که دشمن خونیام، کلاغترسک
و دست راستهام دارن واسه یه ماجراجویی برنامهریزی میکنن
قربانی که جنابعالی نیستی
من قبل از اینکه تو پیدات بشه
با این کلاغها ماجراجویی میکردم
یعنی چی «من جایگزین بودم»؟
حس میکنید منم شماها رو جایگزینِ یکی دیگه کرده بودم؟
ای بابا، این جریان کلاً بیمعنی شد
گمونم میتونست بدتر هم بشه
حداقل ماجراجویی تشبیهی برای
،همکاری عاطفی بود پس واقعاً کات نمیکنیم
از طرف خودت حرف بزن
ما تماموکمال رابطۀ جنسی داریم
!چی!؟ وای نه
مثل اینکه آقا مدرک میخواد
!بیاین نشونش بدیم بچهها
!من هیچ مدرکی نخواستم - !جــون -
!هیچ مدرکی
بهت قدرت اختیار میدم
!تسلیمِ اسب کلاغی بشید
آخ
ریک؟ - !وابا لابا داب داب! من برگشتم، رفیق -
مورتی، کی بود؟
صبر کن ببینم مگه تو بهشکل فجیعی هلاک نشدی؟
موضوع چیه؟
...میدونی، قضیه اینه که
بابا، میشه لطفاً دوباره مورتی رو 14 ساله کنی؟
این خیلی مسخرهست
باشه ببین، ممکنه من از یه سُرم پیرکننده استفاده کرده باشم
که یهجورایی از تو باجِ احساسی بگیرم
خودم فهمیدم و کاملاً درک میکنم، مورتی
دیگه کاری با دو کلاغ ندارم
اونا خیلی آویزون بودن و دیگه آمادهم که این رابطه رو بسازیم
بیا فکر کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده
نه عزیزم، اینطوری که نمیشه، خب؟
به بابابزرگت بگو تو لایق احترامشی
و میخوای از این به بعد برخوردش باهات تغییر کنه
نمیخوام اینکارو بکنم
به هر قیمتی شده میخوام دوباره تیم شیم
به بابات رفتی - نگران نباش، عزیزم -
چون میانسال شده از این حرفـا میزنه
وقتی دوباره کم سنوسال بشه این وابستگیش کمتر میشه
من ترجیح میدم 40 ساله بمونه
که باز برای دوستام قرص اِکس بگیره
ترجیح میدم رأیمـو حروم کنم
تا باهاش از یه نظام معیوب حمایت کنم
میشه ماجراجویی اولمون درستکردن این وضعم باشه؟
همهش دارم به باغبونی فکر میکنم - خب، رفیق -
این سرُم تخمی رو کی تو پاچهت کرده؟
چه شکلی بود؟ - عین خودت -
از سیتادل خریدمش - پشمام -
استارت رو با یه قسمت سیتادلی میزنیم
فعلاً، جقیون
سلام! من اَندی هستم، نماد جدید سیتادل
چون اینجا خونه نمیشه
بدون ریکها «اندی» مورتیها
اسکل
اوه اوه، چه بلایی سر اینجا اومده؟
یه مورتی رئیسجمهور شده
آخی چه ناز. بازسازی کردن قشنگترش کردن
شبیه شهر گلندیل شده بابا
ای بابا، تو چهقدر بدعُنُق شدی
لامصب دیگه ریدن هم درد داره
آره خب، اینجا ردیفت میکنه
خب پس یه مورتی نرمال داریم
که سنش شده.. 40؟
میتونی معکوسش کنی؟
،خب، اگه یه استخوان در نظر بگیریش
،ما میتونیم سنش رو سه قسمت کنیم
،قسمت میانی رو در بیاریم و دو بخش دیگه رو بهم وصل کنیم
بهنظر خیلی خشن میاد
منظورش که استخوان واقعی نیست، مورتی
آها باشه
آماده باش، این پروسه
تمام استخوانهای بدنت رو هم میشکنه
!وایسا! وای
مداد شمعی دوست دارم - دخترا چندشان -
فکر کنم دوباره خودم شدم
یهخرده عجیبوغریب شدی
پوستت صورتی شده مثل یه بچه موش
این عادیـه؟ - آره احتمالاً -
اینجا رو امضاء کنید برای دفع یا ذخیرهی
26 سالی که ازش خارج کردیم
جانم؟
من واسه ذخیرۀ 26 سال پولی نمیدم
پس باید با خودتون ببریدش
تقریباً آمادهام که خودمـو بفروشم
باشه، هزینۀ دفع چهقدره؟
!آی - یه اتفاق ناعادلانهای داره میفته -
!راه فراری وجود نداره. وجود نداره
!بذارید من کمک کنم این اصلاً ظاهر خوشی نداره
وای پسر - هی! به من شلیک کردن -
داری تجربۀ سیتادل رو برای همه خراب میکنی
!ببین چی میگم - !اسلحهتـو بنداز -
،مرگ انتظارمون رو میکشه
...و سیتادل یه سلاح کشتار جمعـ
اوف. منتظرِ تعلیق با حقوق باش
مورتی، بیا تا قضیه سیاسی نشده از اینجا بریم
وای! من.. تأثیرگذار بودم؟
آره، خیلی تأثیرگذار بودی
حدود.. هفتتا وبلاگ داشتی
ایولا.. وای
ای بابا. دیگه دیر شد
،ریک سی-137
رئیسجمهور مورتی شما رو دعوت کردن به صرف شام
پشمام! ناموساً؟
میدونین که من اینجا رو به فنا دادم دیگه؟
اون جرمتون بخشیده شده، جناب
ریک! بیا بریم با رئیسجمهور مورتی شام بخوریم
مورتی، برنامه این بود که برگردیم سراغ ماجراجوییهای ساده
سیتادل خیلی خطریـه
باشه. گمونم اوضاع واقعاً داره برمیگرده
به روال سابقش
No comments yet. Be the first to leave one.