The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
برو صفحهی بعد.
همش همینجاست، توسط وکیل ات و دادستانی، امضاء شده.
ادعای دست داشتن در آدمکشی و شانسات رو با قاضی، امتحان میکنی.
حداکثر 11 سال حبس میخورم، نه؟
درسته.
خب، شروع کن.
اول راجع به خونه ای که دخترا رو میبردی اونجا و اون یارو که دخترا رو بهش میدادی، بگو.
تو "ماریپوزا" جنوبِ سانتا مونیکا.
یه خونه است تو آخر خیابون.
آدمی که دنبالشین، اسمش "هکتور کروز" ــه.
چقدر از اونجا محافظت میشه؟
نهایتاً دو سه تا نگهبان داره.
- اسلحه چی؟ - خودم ندیدم، ولی آره،
البته که اسلحه دارن، ناسلامتی کارتل ان.
- دوربین؟ - دوربین هم دارن.
آره دوربین دارن.
ولی از من میشنوی، با یه وَن برو اونجا
و قشنگ میوفتن کَفِ دستت.
کلی وَن میان اونجا
- و میرن. - خیلی خوب.
اِج، افرادت رو بردار وَن نظارتی رو ببر.
- دریافت شد. - پیرس و وگا، شما پشتیبانی هستید.
به محض اینکه محل رو پاکسازی کردین، خبر بدین.
اگه این حرومی داره دروغ میگه میخوام بدونم.
حله.
راجع به دیزی کلایتون بهم بگو.
دیزی یه گوهکاری حساب میشد.
فقط میخواستم بگیرم ببرمش، نه اینکه بکشمش.
- چی بد پیش رفت؟ - چی بد پیش نرفت؟
یعنی بار اول که کلاه گذاشتن روی سرم. تله بود.
دوست پسرش با اون دوربین کوفتیاش یهو از کمد پرید بیرون و عکس از کارت شناسایی ام گرفت.
هیچ کاری نمیتونستم بکنم.
حتمآً این خیلی عصبانی ات کرده بود.
خب بی خیالش شدم.
دفعه ی بعد چطور؟
دیزی رو توی خیابون دیدم،
و باهاش حرف زدم که بیاد توی وَن.
جنده کوچولو یه چاقو توی جوراب اش گذاشته بود.
بعدش؟
خب باید از خودم دفاع میکردم لعنتی.
یا اون یا من، مرد.
برای همین چاقو رو ازش گرفتم و زدمش.
دفاع از خودِ کوفتی بود.
در دفاع از خودت، گلو اش رو بُریدی.
آره دیگه، بخاطر همین امیدوارم واسش 11 سال نخورم.
کل این قضیه تقصیر خودش بود.
نشونی از کروز نیست، ولی مکانشو پیدا کردیم.
اطلاعات درست بودن، سه نفر رو نجات دادیم.
- کارِتون خوب بود. - ولی ستوان،
این خونه جای کلی آدم دیگه رو داره.
پُلمپاش کنید.
جون سه نفر رو نجات دادن.
اونو غرقِ در مواد شیمیایی کردی تا از DNA اثری نَمونه.
قضیه ی سکس، فکر خودش بود.
اون دختر 14 ساله است.
میدونستم کسی حرفم رو باور نمیکنه.
خب؟
بعدش کمی با ماشین چرخیدم
داشتم به یه نقشه فکر میکردم.
ادامه بده.
یکی از صحنه های جرم مربوط به "قصاب" رو من پاکسازی کرده بودم،
برای همین گفتم دیگه دیزی رو هم
اونجا ترتیب اش رو بدم، میدونی؟
فعلاً کافیه.
بهتره امیدوار باشی که کل 11 سال رو بگذرونی، هر دقیقه اش رو.
چه حبس ات کوتاه باشه چه طولانی،
وقتی آزاد بشی، من منتظرت خواهم بود عوضی.
و اصلاً متوجه نمیشی که از کجا زدمت.
روش حساب کن.
جری.
میشه بازداشتش کنی؟ من باید برم دنبال یه کاری.
- حتماً. - ممنون برادر.
اونجا چی بهش گفتی؟
بعد از اینکه دوربین رو قطع کردی؟
گفتم بهش که زندون خوش بگذره.
- میخوای اینو چیکار کنی؟ - پَساش بدم.
به مادرش؟
خب حتماً راجع به 3 تا دختری که نجات دادیم، بهش بگو.
مگه فرقی هم میکنه براش؟
لیز؟
لیز؟
لیز.
آه لعنتی.
آه نه.
تــرجــمــه از ســـامــــان StarTak
قسمت پایانی از فصل 6 باش یک مقدار عدالت
اول پسرم و حالا دوایت.
من چیکار کنم جری؟
حالا باید چه خاکی توی سر بریزم؟
اونا تمام زندگیِ من بودن.
کلیسایی که میری، چطور؟
لابد اونجا کسی هست که باهاش حرف بزنی.
بهش تکیه کنی.
هست، آره میتونم اینکارو بکنم.
خداروشکر میکنم که هستن.
هرزمان خواستی میتونی زنگ ام بزنی.
ممنون، حتماً.
"نایومی" من متأسفم ولی مجبورم چند تا سؤال ازت بپرسم.
خیلی ببخشید.
آه اشکال نداره.
کاری که باید بکنی رو بکن.
بعد از اینکه وسایلت رو از کلیسا برداشت،
بهت نگفت که کجا میره؟
نه.
به کارآگاهان گفتی که یه یادداشت گذاشته بوده.
چند روز پیش بود.
گفت اگه اتفاقی افتاد اینو بهت بدم.
انگار که میدونست چی درانتظارشه.
مقامات ابراز نگرانی کردند که اگر چه آتش یک هکتاری
هنوز به طور کامل اطفاء نشده، احتمالِ گسترش آن
به ساختمان های نزدیک همچنان پایین است،
و نبودِ باد، باعث کاهشِ حتی بیشتر این خطر خواهد شد.
اکنون خبری فوری از کمپین انتخابات شهرداری لسآنجلس داریم.
امروز صبح در یک کنفرانس خبری عجولانه
رئیس ایروینگ در خارج از منزلش در محلهی "هنکاک پارک" اعلام کرد
که از نامزدی برای شهرداری خارج شده و
حمایت اش را از خانم عضو شورا سوزانا لوپز اعلام میکند.
- انتظار میرود که حمایت رئیس پلیس... - چی شده؟
محبوب از لوپز، باعث پیشی گرفتن وی از
بیزینسمنِ اهل "ولی" جک کیلوران، در آراء مردمی شود.
رئیس ایروینگ پس از این بیانیه، به سؤالاتی پیروِ این
تصمیم اش، پاسخ داد.
اون صادقه و نه خودش، بلکه شهر رو دراولویت قرار داده
و این چیزیه که الآن لسآنجلس نیاز داره.
و فکر میکنم دیگه وقتش رسیده که این شهر یه شهردار لاتین داشته باشه.
من مشتاق همکاری با ایشون به عنوان رئیس پلیس هستم.
رئیس ایروینگ خواهش میکنم به یک سوال دیگه هم پاسخ بدید...
فکر کردی به همین راحتی میذارم افسار انتخابات رو بدی دستِ لوپز؟
به نظرم تو جوابم رو گرفتی.
داری اشتباه بزرگی میکنی ایرو.
هنوز نوار دستمه.
جک، من به عنوان یک سیاستمدار سابق،
بهت توصیه میکنم که آبروی خودتو نگه داری.
حالا اگه نوار رو پخش کنی، نشون میدی که یه
سیاستمدار کینه جو هستی که واسه پیروزی، هرکاری میکنه.
و منم اقدامت رو برای اخاذی از من، فاش میکنم
که پیگرد قانونی خواهد داشت.
از من گوش کن،
پا روی دُم شیر نذار. (کاری نکن اوضاع به هم بریزه)
کی بود؟
صاحب امپراطوری ماشین.
برام آرزوی موفقیت کرد.
خب...
ما ردیفیم؟
البته.
بهترین کار بود.
همینه که مهمه.
هری.
بابت الیزابت کلایتون متأسفم.
آره منم همینطور.
اون خودشو مقصر میدونست،
نمیتونست این گناه رو تحمل کنه یا این حقیقت که نظام ما
جونِ بچه اش رو اینقدر ناچیز دونسته.
قاتل اش بخاطر کاری که کرده همش 11 سال حبس میخوره.
و اینگونه میگذرد.
- سلام. - سلام مایکل.
چه خبرا؟
- هری. - بله؟
میخوام به یه چیزی نگاه کنی.
نامه ای که دوایت وایز برام جا گذاشته.
"هنگامی که نظام شکست میخورد،
مردانی درستکار قیام میکنند."
به نظرت چه معنایی میده؟
یعنی تو باید کاری که بکنی رو بکنی.
این به نظرت دفاع از خوده؟
کارآگاه ما که حرفشو زدیم.
- دیلون حبس میخوره. - 11 سال بخاطر جونِ یه بچه.
درازای اطلاعات و شهادت اش،
ما یک عملیات قاچاق انسان بزرگی رو کشف و منهدم کردیم.
کروز دستگیر شده ما سه تا دختر رو نجات دادیم،
و کی میدونه در آینده چند تا نجات داده میشن. این یه بُرده.
مادرِ اون دختر رو که نتونستیم نجات بدیم.
جای تأسف داره، یه تراژدیه.
اون 9 دختر بقیه چی؟ من 10-12 تا کارت شناسایی پیدا کردم.
و ما داریم روشون کار میکنیم.
کروز و افرادش تا مدتی طولانی ناپدید میشن.
این مصلحتِ بزرگتره، کارآگاه.
اگه بتونیم اثبات کنیم که دیزی چاقو نداشته،
درنتیجه دفاع از خود نبوده، معلوم میشه دروغ گفته و معامله اش هم کشک.
میتونیم بخاطر قتل، محاکمه اش کنیم و اونوقت میشه مصلحت بزرگتر.
ما دراین مورد یک مقدار عدالت داریم کارآگاه.
باید با همین سَر کنیم.
میدونی آورده اند که،
هنگامی که نظام شکست میخورد مردان درستکار قیام خواهند کرد.
ولی اینجا از این خبرا نیست.
شرم بر ما.
انگاری نمیتونم بی خیالش بشم.
روحِ پلید اش همش میاد سراغم.
من...نمیتونم از شرش خلاص بشم.
نمیتونی که همه چی رو درست کنی.
هی تو نهایتِ تلاشت رو کردی.
وقتی بدونی قاتل کیه و چیکار کرده
وضع خیلی فرق میکنه.
و کاری هم نتونی دررابطه اش بکنی.
بهت میخنده، بازی ات میده.
میتونم نگاهِ روی صورتش رو ببینم.
فراموشش کن "جد".
آره، گفتنش راحته.
میدونم.
No comments yet. Be the first to leave one.