Bosch

Bosch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Bosch S06E10 1080p 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Bosch S06E10 iNTERNAL 1080p 720p WEB H264-GHOSTS
Bosch S06E10 1080p 720p WEB H264-iNSiDiOUS
Bosch S06E10 1080p 720p WEB H264-XLF
Bosch S06E10 WEBRip x264-ION10
A Commentary by StarTak
TvWorld.iNFO » StarTak

Tags

web
720p
720
1080
TS
webrip
x264
BRip
Published on: 2020-06-22
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »

‫برو صفحه‌ی بعد.

‫همش همینجاست، توسط وکیل ات ‫و دادستانی، امضاء شده.

‫ادعای دست داشتن در آدم‌کشی ‫و شانس‌ات رو با قاضی، امتحان میکنی.

‫حداکثر 11 سال حبس میخورم، نه؟

‫درسته.

‫خب، شروع کن.

‫اول راجع به خونه ای که دخترا رو میبردی ‫اونجا و اون یارو که دخترا رو بهش میدادی، بگو.

‫تو "ماری‌پوزا" جنوبِ سانتا مونیکا.

‫یه خونه است تو آخر خیابون.

‫آدمی که دنبالشین، اسمش "هکتور کروز" ــه.

‫چقدر از اونجا محافظت میشه؟

‫نهایتاً دو سه تا نگهبان داره.

‫- اسلحه چی؟ ‫- خودم ندیدم، ولی آره،

‫البته که اسلحه دارن، ناسلامتی کارتل ان.

‫- دوربین؟ ‫- دوربین هم دارن.

‫آره دوربین دارن.

‫ولی از من میشنوی، با یه وَن برو اونجا

‫و قشنگ میوفتن کَفِ دستت.

‫کلی وَن میان اونجا

‫- و میرن. ‫- خیلی خوب.

‫اِج، افرادت رو بردار ‫وَن نظارتی رو ببر.

‫- دریافت شد. ‫- پیرس و وگا، شما پشتیبانی هستید.

‫به محض اینکه محل رو پاکسازی کردین، خبر بدین.

‫اگه این حرومی داره دروغ میگه ‫میخوام بدونم.

‫حله.

‫راجع به دیزی کلایتون بهم بگو.

‫دیزی یه گوه‌کاری حساب می‌شد.

‫فقط میخواستم بگیرم ببرمش، نه اینکه بکشمش.

‫- چی بد پیش رفت؟ ‫- چی بد پیش نرفت؟

‫یعنی بار اول که کلاه گذاشتن روی سرم. تله بود.

‫دوست پسرش با اون دوربین کوفتی‌اش یهو از ‫کمد پرید بیرون و عکس از کارت شناسایی ام گرفت.

‫هیچ کاری نمیتونستم بکنم.

‫حتمآً این خیلی عصبانی ات کرده بود.

‫خب بی خیالش شدم.

‫دفعه ی بعد چطور؟

‫دیزی رو توی خیابون دیدم،

‫و باهاش حرف زدم که بیاد توی وَن.

‫جنده کوچولو یه چاقو توی جوراب اش گذاشته بود.

‫بعدش؟

‫خب باید از خودم دفاع میکردم لعنتی.

‫یا اون یا من، مرد.

‫برای همین چاقو رو ازش گرفتم و زدمش.

‫دفاع از خودِ کوفتی بود.

‫در دفاع از خودت، گلو اش رو بُریدی.

‫آره دیگه، بخاطر همین امیدوارم واسش 11 سال نخورم.

‫کل این قضیه تقصیر خودش بود.

‫نشونی از کروز نیست، ولی مکانشو پیدا کردیم.

‫اطلاعات درست بودن، سه نفر رو نجات دادیم.

‫- کارِتون خوب بود. ‫- ولی ستوان،

‫این خونه جای کلی آدم دیگه رو داره.

‫پُلمپ‌اش کنید.

‫جون سه نفر رو نجات دادن.

‫اونو غرقِ در مواد شیمیایی کردی ‫تا از DNA اثری نَمونه.

‫قضیه ی سکس، فکر خودش بود.

‫اون دختر 14 ساله است.

‫میدونستم کسی حرفم رو باور نمیکنه.

‫خب؟

‫بعدش کمی با ماشین چرخیدم

‫داشتم به یه نقشه فکر میکردم.

‫ادامه بده.

‫یکی از صحنه های جرم مربوط به ‫"قصاب" رو من پاکسازی کرده بودم،

‫برای همین گفتم دیگه دیزی رو هم

‫اونجا ترتیب اش رو بدم، میدونی؟

‫فعلاً کافیه.

‫بهتره امیدوار باشی که کل 11 سال ‫رو بگذرونی، هر دقیقه اش رو.

‫چه حبس ات کوتاه باشه چه طولانی،

‫وقتی آزاد بشی، من منتظرت خواهم بود عوضی.

‫و اصلاً متوجه نمیشی که از کجا زدمت.

‫روش حساب کن.

‫جری.

‫میشه بازداشتش کنی؟ من باید برم دنبال یه کاری.

‫- حتماً. ‫- ممنون برادر.

‫اونجا چی بهش گفتی؟

‫بعد از اینکه دوربین رو قطع کردی؟

‫گفتم بهش که زندون خوش بگذره.

‫- میخوای اینو چیکار کنی؟ ‫- پَس‌اش بدم.

‫به مادرش؟

‫خب حتماً راجع به 3 تا دختری که نجات دادیم، بهش بگو.

‫مگه فرقی هم میکنه براش؟

‫لیز؟

‫لیز؟

‫لیز.

‫آه لعنتی.

‫آه نه.

تــرجــمــه از ســـامــــان StarTak

‫قسمت پایانی از فصل 6 باش ‫ یک مقدار عدالت

‫اول پسرم و حالا دوایت.

‫من چیکار کنم جری؟

‫حالا باید چه خاکی توی سر بریزم؟

‫اونا تمام زندگیِ من بودن.

‫کلیسایی که میری، چطور؟

‫لابد اونجا کسی هست که باهاش حرف بزنی.

‫بهش تکیه کنی.

‫هست، آره میتونم اینکارو بکنم.

‫خداروشکر میکنم که هستن.

‫هرزمان خواستی میتونی زنگ ام بزنی.

‫ممنون، حتماً.

‫"نایومی" من متأسفم ولی مجبورم ‫چند تا سؤال ازت بپرسم.

‫خیلی ببخشید.

‫آه اشکال نداره.

‫کاری که باید بکنی رو بکن.

‫بعد از اینکه وسایلت رو از کلیسا برداشت،

‫بهت نگفت که کجا میره؟

‫نه.

‫به کارآگاهان گفتی که یه یادداشت گذاشته بوده.

‫چند روز پیش بود.

‫گفت اگه اتفاقی افتاد ‫اینو بهت بدم.

‫انگار که میدونست چی درانتظارشه.

‫مقامات ابراز نگرانی کردند که اگر چه آتش یک هکتاری

‫هنوز به طور کامل اطفاء نشده، ‫احتمالِ گسترش آن

‫به ساختمان های نزدیک همچنان پایین است،

‫و نبودِ باد، باعث کاهشِ حتی بیشتر این خطر خواهد شد.

‫اکنون خبری فوری از کمپین انتخابات ‫شهرداری لس‌آنجلس داریم.

‫امروز صبح در یک کنفرانس خبری عجولانه

‫رئیس ایروینگ در خارج از منزلش ‫در محله‌ی "هنکاک پارک" اعلام کرد

‫که از نامزدی برای شهرداری خارج شده و

‫حمایت اش را از خانم عضو شورا ‫سوزانا لوپز اعلام میکند.

‫- انتظار میرود که حمایت رئیس پلیس... ‫- چی شده؟

‫محبوب از لوپز، باعث پیشی گرفتن وی از

‫بیزینس‌منِ اهل "ولی" جک کیلوران، ‫در آراء مردمی شود.

‫رئیس ایروینگ پس از این بیانیه، به سؤالاتی پیروِ این

‫تصمیم اش، پاسخ داد.

‫اون صادقه و نه خودش، بلکه شهر رو دراولویت قرار داده

‫و این چیزیه که الآن لس‌آنجلس نیاز داره.

‫و فکر میکنم دیگه وقتش رسیده که این ‫شهر یه شهردار لاتین داشته باشه.

‫من مشتاق همکاری با ایشون ‫به عنوان رئیس پلیس هستم.

‫رئیس ایروینگ خواهش میکنم به ‫یک سوال دیگه هم پاسخ بدید...

‫فکر کردی به همین راحتی میذارم ‫افسار انتخابات رو بدی دستِ لوپز؟

‫به نظرم تو جوابم رو گرفتی.

‫داری اشتباه بزرگی میکنی ایرو.

‫هنوز نوار دستمه.

‫جک، من به عنوان یک سیاست‌مدار سابق،

‫بهت توصیه میکنم که آبروی خودتو نگه داری.

‫حالا اگه نوار رو پخش کنی، نشون میدی که یه

‫سیاست‌مدار کینه جو هستی که ‫واسه پیروزی، هرکاری میکنه.

‫و منم اقدامت رو برای اخاذی از من، فاش میکنم

‫که پیگرد قانونی خواهد داشت.

‫از من گوش کن،

‫پا روی دُم شیر نذار. ‫ (کاری نکن اوضاع به هم بریزه)

‫کی بود؟

‫صاحب امپراطوری ماشین.

‫برام آرزوی موفقیت کرد.

‫خب...

‫ما ردیفیم؟

‫البته.

‫بهترین کار بود.

‫همینه که مهمه.

‫هری.

‫بابت الیزابت کلایتون متأسفم.

‫آره منم همینطور.

‫اون خودشو مقصر میدونست،

‫نمیتونست این گناه رو تحمل کنه ‫یا این حقیقت که نظام ما

‫جونِ بچه اش رو اینقدر ناچیز دونسته.

‫قاتل اش بخاطر کاری که کرده ‫همش 11 سال حبس میخوره.

‫و اینگونه میگذرد.

‫- سلام. ‫- سلام مایکل.

‫چه خبرا؟

‫- هری. ‫- بله؟

‫میخوام به یه چیزی نگاه کنی.

‫نامه ای که دوایت وایز برام جا گذاشته.

‫"هنگامی که نظام شکست میخورد،

‫مردانی درستکار قیام میکنند."

‫به نظرت چه معنایی میده؟

‫یعنی تو باید کاری که بکنی رو بکنی.

‫این به نظرت دفاع از خوده؟

‫کارآگاه ما که حرفشو زدیم.

‫- دیلون حبس میخوره. ‫- 11 سال بخاطر جونِ یه بچه.

‫درازای اطلاعات و شهادت اش،

‫ما یک عملیات قاچاق انسان بزرگی ‫رو کشف و منهدم کردیم.

‫کروز دستگیر شده ‫ما سه تا دختر رو نجات دادیم،

‫و کی میدونه در آینده چند تا ‫نجات داده میشن. این یه بُرده.

‫مادرِ اون دختر رو که نتونستیم نجات بدیم.

‫جای تأسف داره، یه تراژدیه.

‫اون 9 دختر بقیه چی؟ من 10-12 تا ‫کارت شناسایی پیدا کردم.

‫و ما داریم روشون کار میکنیم.

‫کروز و افرادش تا مدتی طولانی ناپدید میشن.

‫این مصلحتِ بزرگتره، کارآگاه.

‫اگه بتونیم اثبات کنیم که دیزی چاقو نداشته،

‫درنتیجه دفاع از خود نبوده، معلوم میشه ‫دروغ گفته و معامله اش هم کشک.

‫میتونیم بخاطر قتل، محاکمه اش کنیم ‫و اونوقت میشه مصلحت بزرگتر.

‫ما دراین مورد یک مقدار عدالت داریم کارآگاه.

‫باید با همین سَر کنیم.

‫میدونی آورده اند که،

‫هنگامی که نظام شکست میخورد ‫مردان درستکار قیام خواهند کرد.

‫ولی اینجا از این خبرا نیست.

‫شرم بر ما.

‫انگاری نمیتونم بی خیالش بشم.

‫روحِ پلید اش همش میاد سراغم.

‫من...نمیتونم از شرش خلاص بشم.

‫نمیتونی که همه چی رو درست کنی.

‫هی تو نهایتِ تلاشت رو کردی.

‫وقتی بدونی قاتل کیه و چیکار کرده

‫وضع خیلی فرق میکنه.

‫و کاری هم نتونی دررابطه اش بکنی.

‫بهت میخنده، بازی ات میده.

‫میتونم نگاهِ روی صورتش رو ببینم.

‫فراموشش کن "جد".

‫آره، گفتنش راحته.

‫میدونم.

More Farsi Persian subtitles for Bosch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left