The first 45 lines.
در خيابون قدم ميزدم که
در خيابون قدم ميزدم که عشقش رو ديدم
اون رو ديدم
نيميخواستم اول باور کنم اما حدثم درست بود
اون حلقه اش بيرون آورده بود
اون حلقه اش بيرون آورده بود و کس ديگه اي رو در آغوش گرفته بود
اين حرف رو همينجا تموم ميکنم
ولي تو واقعا من رو ناراحت کردي
ميگي به هيچ وجه اون اينجوري نيست
من فهميدم که حرفهام ناراحتت کرده
من فهميدم که حرفهام ناراحتت کرده بهت گفتم که بايد کس ديگه اي رو ببينم
من فهميدم که حرفهام ناراحتت کرده بهت گفتم که بايد کس ديگه اي رو ببينم آره به خاطر تو من دروغ گفتم
ازت متنفرم که من رو درک نميکني
ازت متنفرم که درکم نميکني از اين انتظار کشيدن متنفرم
ازت متنفرم که درکم نميکني از اين انتظار کشيدن متنفرم لطفا همين الان
ازت متنفرم که درکم نميکني از اين انتظار کشيدن متنفرم لطفا همين الان دست اون رو رها کن
وقتي که تو ناراحتي
وقتي که تو ناراحتي حس ميکنم انگار دارم ميميرم عزيزم
چرا اون آشغال تو رو داره و من ندارمت ؟
چرا واقعا من نميتونم تو رو داشته باشم ؟
اون عوضي تو رو دوست نداره
تا کي ميخواي مثل يک احمق براش
گريــــــــه
گريــــــــه کنــــــــي ؟
وقتي در مورد اون حرف ميزني خوشحال به نظر مياي
زيبا ميشي وقتي که اينجوري ميخندي
تو ميگي واقعا دوستش داري
و اين عشق سال ها ادامه داره
و بهش اعتماد داري !!!
من نميدونم بيشتر از اين چي بگم
همه دوستات شخصيت واقعيش رو ميشناسن
چرا تو تنها کسي هستي که واقعيت رو نميبينه
اونا ميگن عشق آدم رو کور ميکنه
اونا ميگن عشق آدم رو کور ميکنه اه عزيزم
اونا ميگن عشق آدم رو کور ميکنه اه عزيزم تو هم کور شدي
و من اميدوارم که باهاش به هم بزني
OH !
ازت متنفرم که من رو درک نميکني
ازت متنفرم که درکم نميکني از اين انتظار کشيدن متنفرم
ازت متنفرم که درکم نميکني از اين انتظار کشيدن متنفرم لطفا همين الان
ازت متنفرم که درکم نميکني از اين انتظار کشيدن متنفرم لطفا همين الان دست اون رو رها کن
وقتي که تو ناراحتي
وقتي که تو ناراحتي حس ميکنم انگار دارم ميميرم عزيزم
چرا اون آشغال تو رو داره و من ندارمت ؟
چرا واقعا من نميتونم تو رو داشته باشم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.