The first 200 lines.
تمامی شخصیت ها، گروه ها، مکان ها و] [موقعیت ها در این سریال ساختگی هستند
!زنگ بزنین آمبولانس! عجله کنین
یون هی
تو نمی تونی بمیری
!نمیشه اینطوری بمیری
!چشمات رو باز کن
همین الان تکون خورد
یه نبضی پیدا کردم
یون هی
من واقعا متاسفم
گناه وحشتناکی مرتکب شدم
لطفا لوله تنفسی و گوشی طبی رو بده من
دکتری؟- بله-
فقط به چشم یه بیمار بهش نگاه کن
احساسات رو بذار کنار
لطفا ببریدش بیمارستان سان ریم
!یون هی
!یون هی
بریم
از کدوم بیمارستانی؟
...من دکتر کانگ این کیو
از بیمارستان سان ریم هستم
بریم
من به تموم کارایی که کردم اعتراف میکنم
بله؟- ما با دکتر سون تو راهیم-
ولی علائم حیاتیش ناپایداره و تو شرایط بحرانیه
ایست قلبی کرده بود- ...منظورت
چیه؟ ایست قلبی؟
خوشبختانه، دکتر کانگ برش گردوند
ولی فشار خونش 80/60 و ضربان قلبش 120ـه
اشباع اکسیژنش چطور؟
88- بذار من باهاش حرف بزنم-
به محض اینکه رسیدیم اونجا باید بهش دستگاه تنفس مصنوعی وصل کنیم
لطفا آماده باشین که ازش سونوگرافی بگیرین و لاپاروسکوپی کامل رو انجام بدین
بیاید لاپاروسکوپی کامل رو انجام بدیم- بله-
یه لحظه
متشکرم
بالاخره فهمیدم
که دکتر لی چطوری تونسته دو تا مدرک خارجی بگیره
بیماری که قبلا اینجا بود کجاست؟
اوه، بردنش بخش عمومی
اعتراف می کنین که قلب پدر کانگ این کیو به دخترتون سون یون هی
داده شده؟
بله
پس این فقط به عنوان یه پرونده معاملات غیرقانونی اعضا تموم نمیشه
شما باید به خاطر اقدام به قتل هم مورد بازجویی قرار بگیرین
خودم میدونم
پس، شما از معاملات غیرقانونی ای که تو بیمارستان سان ریم
انجام میشده باخبر بودین، نه؟
بله
چطوری درگیر این ماجرا بودین؟
من...سفارش میدادم
یعنی میگی خودت شخصا سفارش ها رو میدادی، سون یونگ شیک؟
بله
پس چه اتفاقی برای اوه گی نام و گو جونگ هون افتاد؟
...به اوه گی نام
رشوه دادم
...و رئیس مرکز
...گو جونگ هون
...رو
کشتم
هنوز بیداری؟
اوه، دکتر
دخترتون باهوش به نظر میرسه
همش همین؟
اون همینطور باملاحظه و مهربونه
و از هر انگشتش یه هنر میریزه
برای همین تلاش میکرد جای خالی مادرش رو پر کنه
...پس دخترتون تنها کسیه که دارین؟
بله
برای همین خودم نمیتونم بهش زنگ بزنم اون هنوز یه بچه ست
فکر کنم همه پدرها تصور می کنن بچه هاشون هنوز کوچیکن
ولی اینطور نیست
اون احتمالا از اون چیزی که فکر می کنین بالغ تر و عاقل تره
ممکنه اینو به زبون نیاره، ولی احتمالا میدونه که شما چقدر دارین زحمت می کشین
درسته
...ولی بعضی وقتا
سکوت میتونه به یه زخم جبران نشدنی تبدیل بشه
منظورتون از این حرف چیه؟
لطفا همین الان به دخترتون زنگ بزنین
اوضاعم خیلی جدیه؟
چقـ...چقدر جدیه؟
باید بخشایی که درگیر شدن رو خارج کنیم و کلیه تون رو پیوند بزنیم
پیوند؟
،اگه فقط یه کلیه بود احتیاج به پیوند نداشتید
ولی چون هر دو تا کلیه تون درگیر شده
چاره ای جز پیوند نیست
پس...برای این گفتین به ...دخترم زنگ بزنم چون
یه اهدا کننده لازم دارین
نه، نمی تونم اینکارو بکنم
چطور میتونم این کارو باهاش بکنم؟
باید اینکارو بکنین
اگه میخواین کنار پدرش بزرگ بشه بهش زنگ بزنین
همین الان
...اگه الان بهش زنگ نزنی
دخترت مابقی عمرش رو با بدبختی میگذرونه
دخترم، شام خوردی؟
آره، الان دارم میخورم
دوباره داری رامیون میخوری؟- آره، تو چی؟-
منم همین الان خوردم
ولی چرا صدات اینطوریه؟
فقط خسته م، همین
بهت گفتم کمتر الکل بخور
چرا وقتی اینقدر خسته ای اینهمه خوردی؟
اونقدرام نخوردم
اون جی- چیه؟-
...اگه برات مشکلی نداره
میخوای فردا بیای منو ببینی؟
این دفعه کجایی؟- سئول-
خیلی هم دور نیست
باشه- پس، فردا بعد مدرسه بهم زنگ بزن-
باشه
و تا دیر وقت نشین سرِ درس خوندن زودتر بخواب
باشه
دوستت دارم، دخترم
منم دوستت دارم بابا
!هی- !هی-
چیه؟- واقعا که-
پسرم
حالا که برمیگردم و به عقب نگاه میکنم تو 15سال گذشته
اصلا احساس راحتی نکردم
از هیچ چیز نسبت به تو و خودم راضی نبودم
،ولی بعد شنیدن حرفات بالاخره فهمیدم چرا
اگه بخوام دوباره احساس راحتی کنم باید تاوان کاری که کردم رو بدم
خیالم راحته که تو قبلا اینو فهمیدی
ولی برای من خیلی طول کشید تا اینو بفهمم
کلی افتخار میکنم که پدر توئم
جو هیوک
کجایی؟
پدر
...بعضی وقتا
بیا ملاقاتم
تا وقتی صورت تو رو ببینم چیزِ دیگه ای نمیخوام
لطفا منو ببرین ایستگاه پلیس جانگان
پد...پدر
مشخص شده که رئیس یکی از بیمارستان های بزرگ
که تحت بازجویی می باشد، مقصر پرونده معاملات اعضاست
این خبر مردم رو شوکه کرده
بعد از اینکه آقای سون در سال 2004 ریاست بیمارستان را برعهده گرفته
با دستکاری لیست انتظار پیوند عضو
و تهیه اعضا از طریق معاملات غیر قانونی
برای بیمارانی از طبقه اجتماعی بالا که احتیاج به پیوند داشتن،کار کرده است
...در نتیجه، مزایایی مرتبط با بیمارستان دریافت کرده است
نگاش نکن اول رو بهتر شدنت تمرکز کن
جو هیوک
باید دکتر کانگ رو ببینم
همینطور دکتر گو جی این رو
...راستش
خواستم ببینمتون که ازتون معذرت خواهی کنم
ولی الان، نمیدونم چی باید بگم
...همه ی اینا به خاطر منه
دلم میخواد بمیرم
لطفا همچین حرفی نزن
اون 15 سالی که من تو بی خبری ...زندگی کردم
...سخت ترین سال های عمر تو بوده
به شدت احساس گناه می کنم، نمیتونم تحملش کنم
برای دکتر گو هم خیلی متاسفم
...اگه واقعا متاسفی
لطفا صحیح و سالم زندگی کن
...دنیایی که پدرم نتونست ببینه
و زندگی ای که نتونست تجربه اش کنه
لطفا به جای اون این چیزا رو ببین و تجربه کن
...احتمالا
پدرمم همین رو میخواد
خوبی؟
نتونستم تحمل کنم
...با اینکه
میدونم دکتر سون هیچ کار اشتباهی نکرده
میدونم...چه احساسی داری
منم همین حس رو داشتم
پر از حس تنفر و خشم بودم
...ولی کسی که اون موقع کمکم کرد
پدر تو بود
...پس این دفعه
من به تو کمک میکنم
بله؟
یون هی
چرا بهم زنگ نزدی؟ خودم میومدم میاوردمت
تو به اندازه کافی سرت شلوغه
خوبی؟
آره
جو هیوک
میخوام برم خونه
نمیخوای یه ذره بیشتر اینجا بمونی؟
میخوام یه مدت تنها باشم که به یه چیزایی فکر کنم
یون هی- جو هیوک-
نگران نباش هیچ کار احمقانه ای نمی کنم
باشه
...اگه احساس کردی مریضی
یا اگه اتفاق دیگه ای افتاد، بهم زنگ بزن
من هنوز همین جام
ممنون
...ببخشید، میخواستم بدونم
اتاق 1202 از کدوم طرفه؟
اوه، اگه سوار اون آسانسور بشی و بری طبقه 12
این اتاق رو که تو مرکز پیوند عضوـه، پیدا میکنی
بابا
اون جی
تادا
گفتی که جدی نبود
No comments yet. Be the first to leave one.