The first 149 lines.
SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط
« مــهــاجــم مــقــبــره: افــســانــه لــارا کــرافــت »
من میگم، مطمئنی نیواورلئان جای درستیه؟
ولی کجا دیگه میتونی تزئینات خوش سلیقهای مثل اون پیدا کنی؟
نماد تو هیچ پایگاه دادهای پیدا نمیشه.
خبر خوب اینه که، هیچ شهر کاملی هم توسط گیاهان بلعیده نمیشه.
پس میلا هر کاری که میکنه، فعلاً داره اونو پنهان نگه میداره.
اوکو خدای برداشت بود.
یمجا آبه.
اون قطعاً داره با تم محیط زیستی پیش میره.
هر کاری که اون داره میکنه،
این نماد یه ربطی بهش داره.
یایا گفت این جواب سؤال منه.
صبر کن، سؤال تو چی بود؟
ببخشید.
اوه! این کار رو نکن!
«موزه و فروشگاه جادوی عرفانی».
صبر کن!
یواش برو، خرابکار.
ببین.
متن نمادشناسی رو توی کتابخونه نگاه کردی؟
آره، هیچی.
سعی کردی...
شب بخیر، زیپ.
چند ساعت دیگه بیشتر میدونیم.
اگه تو دنیا زندگی نکنی، نمیتونی نجاتش بدی.
میدونی، وقتی دانشگاه بودیم، فکر کردم این عادت از سرت میافته.
چی، خوش گذرونی؟
آره. نمیدونم.
فکر کنم فکر میکردم زندگی بالاخره همه رو از پا در میاره.
باید بهتر میدونستم.
خوش آمدید!
به موزه و فروشگاه جادوی عرفانی،
دوستان خوب من، خوش آمدید.
من چارتریوس هستم.
لطفاً، وارد بشید و کاوش کنید
غار شگفتیهای من رو!
این همه آهن برای چیه؟
اوه، برای دفع شره.
اما نترسید، دوستان خوب من.
شر نمیتونه از درگاهی که با آهن تاجگذاری شده عبور کنه.
این یه واقعیته.
بیایید، بیایید! از این طرف.
سفری داشته باشید
به تولد جادو.
صدها سال پیش،
بردگان آفریقایی از گذرگاه میانی (Middle Passage) مجبور به عبور شدند.
خیلی وحشتناک.
و به نیواورلئان آورده شدند
تا تو بازارهای شلوغ و مزارع پر رونق ما کار کنن.
اما همین که یه کشتی خاص برمیگشت،
پر از گنجینهها و بتهای غنی آفریقایی،
به ته دریا کشیده شد
توسط موجودی که میگفتن عظیمالجثهاس
و قدرت خدایی داره.
و همینطور که کشتی در اعماق متلاشی شد،
محمولهاش تو طول ساحل پراکنده شد،
و انواع جادوی خطرناک رو در سراسر شهر آزاد کرد
که هنوز ما رو تسخیر میکنه.
چه مزخرفاتی.
- ببخشید؟ - جادو خطرناک نیست.
این یه اعتقاد به ارتباط ارواحه.
میگه همهٔ ما تو آفریقای کیهانی بزرگ به صورت یکپارچه زندگی میکنیم.
این دقیقاً نقطهٔ مقابل شر و خطره.
این کیه؟
ارباب چهارراهها.
اون بین زندهها و مردهها ساکنه.
میگن، بدون پاپا لگبا،
هیچ چیزی نمیتونه به وجود بیاد.
پاپا لگبا؟
بردهها اونو اِشو (Eshu) صدا میکردن.
با یه نگاه، میتونست تو رو تبدیل به مرغ کنه.
یه بار روی یه درخت ادرار کرد، و کل جنگل مرد.
اون خدای شره
و آورندهٔ مرگه.
اما نگران نباشید. یه مرهم محافظتی هست
که از شاخ گوزن، شکر و برگهای مانگلیا تو مغازهٔ هدایا ساخته شده.
اوو!
چرا خدای چهارراهها باید ترسناک باشه؟
چون اون تنها روحیهاس که میتونه دزدی کنه
هم از انسانها و هم از خدایان.
اون موذیه، خطرناکه.
هی، همهٔ اینا فقط برای فروش بدلیجات و عروسکهای جادو به شماست، باشه؟
- برای اینکه ما احساس تفاوت کنیم. - چـ...
صبر کن! من از اینجا به بعد رو ادامه میدم.
فروشندهٔ حقهباز روغن مار!
نمیدونم، السی.
سخت باور میکنم جواب تو اونجا باشه.
منم همینطور.
اما حتی مضحکترین افسانهها هم از یه حقیقت شروع میشن.
اما کدوم قسمت واقعیه؟
میتونیم در موردش با نون شیرینیهای بیگنیت فکر کنیم؟
اوو! و گامبو.
مافولتا دقیقاً چیه؟
اوه!
چرا دنبال ما هستی؟
برای کی کار میکنی؟
خدای متعال.
لارا، داری چی کار میکنی؟
این مرد از وقتی اومدیم دنبال ما بوده.
و من میخوام بدونم چرا.
بیا، هرچی دارم بگیر. متأسفم.
لارا، اوه خدای من.
چقدر خجالتآوری.
شروع کن به حرف زدن.
به من یه نوشیدنی قول دادی.
ویسکی خالص، لطفاً.
...طوفان، لطفاً.
با میوهٔ شور زیاد.
از نوع آدمای منه.
اون نماد چیه؟
...کـ... کجا؟
روی سینهات.
اوه، یه ماهگرفتگیه.
بهم میده... چی بهش میگین؟
تیزی.
ممنون که توجه کردی.
ببین، همه میان نیواورلئان تا یه چیزی پیدا کنن.
یه زندگی که نمیتونن تو خونه داشته باشن.
یه بیقیدیای که مامانشون به خاطرش تنبیهشون میکرد.
اما تو.
اومدی دنبال راز نیواورلئان.
میتونم تشخیص بدم.
شکارچیان گنج، درسته؟
غارتگران آثار باستانی.
دزدان استخوان.
اوه خدای من.
- چرا همه دارن میگن ما... - آره.
شکارچیان گنج. خیلی جدی.
میتونم بگم.
علاقهٔ شدید شما به راحتی قابل تشخیص بود، رفیقای من.
هر وقت چارتریوس کُندذهن
تو نمایش موزهٔ کوچیکش از کشتی غرقشده حرف میزنه،
همیشه یکی میره بیرون دنبال کلاس غواصی.
آره، خب، لارا از قبل غواصی بلده.
اووه! آدمای شیک و پیک.
نکته اینجاست، تروزی فکر میکنه همه چیز سرگرمی و فروش بلیطه.
اما طنز ماجرا اینه که حق با اونه.
یه عالمه غنایم اون پایینه،
فقط منتظر کسیه که به اندازهٔ کافی دیوونه باشه
که حرف تروزی رو باور کنه تا حرف منو باور کنه.
در مورد چی به تو باور کنیم؟- ...
اینکه کجاست.
پس چرا خودت نرفتی بیاریش؟
من بیشتر یه دلال هستم، خانم باهوش.
پاهای خیس و دستای کثیف مال آدمای احمقه.
در مورد اون غنایم چی میدونی؟
اون فقط یه کشتی برده
نبود که تو اون آبها غرق شد.
No comments yet. Be the first to leave one.