The first 200 lines.
واي چه خوشگل شدي
بهتره قبل از اينکه پدرت بياد خونه، لباست رو عوض کني
چرا اينطوري لباس پوشيدي؟
همه توي برزيل اينطوري لباس ميپوشن
خب الان اينجا که برزيل نيست
اون دوست دختر قبليته
متاسفم که بايد بهت بگم تو از تيم اخراجي
تو خودت ميخواي که فوتباليست باشي
کيه که نخواد عضو پنترز باشه
دوست داري فردا بياي اينجا؟ ميخواي بياي با ما تمرين کني؟
بله آقا
پزشکي قانوني يه سري الياف از جنس روکش صندلي استيشن "جي ام سي" پيدا کرده
دقيقا مثل هميني که اينجاست
من واقعاً نميخواستم اين اتفاق بيفته پدر
پروردگار متعال، ما رو به خاطر اين كار ببخش
سيرك استعداديابي رسيده به اين شهر، رفقا
امروز اولين روزيه كه استعداديابهاي دانشگاهها
رسماً اجازه دارن كه مستقيماً با فوتباليستها وارد مذاکره بشن
و سوالي كه تو ذهن همه هست اينه كه
خود "اسمش ويليامز" ميخواد اول با كي حرف بزنه؟
الو؟ نه نميتونين اون خوابه
نه، بهش نميگم. خداحافظ
خدا رحم كنه
دانشگاه صنعتي"جورجيا" پشت خطه
پيغامشون رو بگير
"من دستيار شخصيت نيستم، "برايان
خب، خوبه چون لازم نميشه که بهت پول بدم
اين گوشي رو بگير مامان داره كُفري ميشه
هي ببين، قطار "اسمش" داره ايستگاه رو ترك ميكنه
بهتره بجنبي قبل از اينكه جات رو از دست بدي
الو؟
جولز عزيزم، پن كيك درست كردم
ميخواي براي صبحونه بياي بيرون؟
گشنم نيست
خب، ما حدود 20 دقيقه ديگه ميريم، باشه؟
هنوزم بخاطر "مت" دلخوره؟
گمونم آره
!نگاه نكن
اَدبت كجا رفته؟
ببخشيد
يه كاري برام بُكن تا يه كاري برات بُكنم
من هيچي رو کنار نميذارم
تو...چي؟
نه
خب، پس ميخواي شام درست كنم؟
ميتونم بيف استروگانف درست كنم
اگه خودت دلت ميخواد، آخه، خيلي زحمت كشيدي اينجا خيلي خوب شده
پوستم كنده شد، فكر نكنم اينجا تا حالا اينقده تميز بوده باشه
ميدونم
سلام - سلام -
سلام - سلام -
خوبي؟
خوبم
... ميخواي همينجوري وايسي اونجا يا
نه
نه
چي شده؟
چي؟ داري وسايلت رو جمع ميكني؟
هي، هي، هي تو مجبور نيستي بري
من ميرم - نه، نه. مشكلي نيست -
احمق نباش، خب؟ - بيخيال، ببين اين كار احمقانست -
كدوم گوري ميخواي بري؟
شماها خوش باشين
!"تيم"، دارم باهات حرف ميزنم، "تيم"
گوش كن، فكر كردي چيكار داري مي كني؟ چي ميخواي؟
من ميتونم برم
... تو مجبـ اينجا خونه توئه
ميدونم هست
چه خبرا؟
اينا چيه دنبال خودت راه انداختي؟
لباسهام
چه خوب براي چي اينجان؟
يه جورايي احتياج به جايي دارم كه بمونم
لطفاً؟
چهل و هشت ساعت،"تيم". فقط همين قدر وقت داري چهل و هشت ساعت
قبوله. ممنون
و حتي به فكر نزديك شدن به اتاق من هم نباش
"حتي به فكرش هم نيستم، "تايرا
خفه. خفه - حتي به فكرش هم نيستم -
:برگردان فارسي MiLaD & S A R M A
:ويرايش و تصحيح MoTaHaR
جمعه شب هاي روشن فصل دوم قسمت هفتم جشن بزرگ پنترز
خانم "تيلور"؟ معذرت ميخوام
بله؟ - سلام -
سلام - به من گفتن كه براي گرفتن -
كليد سالن مناسبتها
"براي جلسه پرسنل روزنامه "ديلن بايد شما رو ببينم
اوه، عزيزم تو بايد با مشاور بخشتون دراينباره صحبت كني
كه ميشه خودم، خانم
الان بهم گفتي خانم؟
بله؛ عذر ميخوام خودم رو معرفي نکردم "نوا" هستم "نوا بارنِت"
مدرس انگليسي "گويش و نگارش خلاقانه"
و مشاور بخش در امور نشريه
... تو !اوه، خداي من
چندسالته، 12؟ لازم نيست جواب بدي
واي، خداي من. از وقتي ... از وقتي رفتم چقدر اينجا اتفاق افتاده
براي وضع حمل يه مدتي نبودم
نه، حالا ديگه حتي مجبور نيستم توپ رو از رو پايه بزنم
فارغ التحصيل شدم حالا ديگه بابام توپ رو برام ميندازه
توي تي-بال ... متوجـ ...متوجه نميـ -
وقتي بچه اين، از روي پايه...
توپ رو ميزنين
... ما يه خونواده فوتبالي هستيم، در نتيجه
ميدوني چيه؟ اون كليدها تو دفترم هست
پس اگه بياي به دفترم خيلي خوب ميشه
باشه, بعداً ميام - هر وقت كه شد؛ ممنون -
خداحافظ، از ديدنت خوشحال شدم - به همچنين -
خوب گوش كنين
هر كاري ميكنين، دست نگه دارين ميخوام يه لحظه باهاتون حرف بزنم
تعدادي از شما امروز فرصت ملاقات با استعداديابها رو پيدا ميكنن
... اين استعداديابها
ميخوان از شما براي اين دانشگاه، اون دانشگاه
يا هر دانشگاهي كه بتونن تعهد بگيرن
براشون مهم نيست چطوري
اما "مديريت سازمان ورزش دبيرستانهاي تگزاس"؟ قطعاً اهميت ميده
منظورم از دست دادن صلاحيت ايالتيه
اگه يه نفر در حين پذيرفتن چيزي مچش گرفته بشه
گوشي موبايل، بليط كنسرت
دعوت به غذا، حتي يه سواري براي خونه رفتن
با توجه به چيزايي كه گفتم، اگه يكي از شماها ميخواد با استعداد ياب خاصي ملاقات كنه
بياين با من صحبت كنين يا يكي ديگه از مربيها
تو دفترم روش كار ميكنيم
هرچي لازم داشته باشين در اختيارتون قرار ميگيره
حالا، بياين بريم يه تمرين خوب داشته باشيم و امروز زودتر از اينجا بريم
!بجنبين! بجنبين
حالت چطوره؟ بعداً با هم حرف ميزنيم
سلام، از آشنايي باهات خوشحالم
چطوري، داداش؟
سلام - "پيت كندرتون"، دانشگاه جنوب "ميامي" -
ببينين، من چيزي درباره "فلوريدا" نمي دونم رفيق يعني، فقط ميدونم شما هر سال طوفان دريايي دارين
"سلام، "پيت - "سلام، "نوئل -
چطوري؟ از ديدنت خوشحالم
خوبم، تو چطوري؟ منم از ديدنت خوشحالم، آره
ورم شست پاي "اوِون" در چه حاله؟
اون ميخواد ... گفت ميخواد باهاش كنار بياد
رفيق، اين مرد كله شقه تو "اوون داونپرت" رو ميشناسي؟
اوه، آره. آره، من سال دوم بودم كه فارغ التحصيل شد
درسته؛ خب اون 2 سال قبل با ما شروع كرد
اون مرد بينظيره پسر
ببخشيد، شماها همديگه رو ميشناسين؟
اين دورو برا ديدمت - آره، همون -
خب، گوش كن من ديگه بايد برم
بازم از ديدنت خوشحال شدم يكي دو روز ديگه بر ميگردم
باشه، ممنون يه ندايي بده، خيلي خب؟
بله، آقا. بله، آقا مراقب خودت باش، رفيق
"بازم از ديدنت خوشحال شدم، "نوئل
خداحافظ
"هي، نميدونستم "اوون داونپرت يه خواهر كوچيكتر داره
داره
خب، يعني، بهتره يه موقعي با هم بريم بيرون
آره، حتماً
باشه - خيلي خب -
به زودي ميبينمت
باشه، ميبينمت
واقعاً ميخواي اينكار رو بكني؟
نميدونم تو چي فكر ميكني؟
هي،"سانتياگو" بيا اينجا خوب گوش كن
اين كاريه كه ازت ميخوام انجام بدي ميخوام بري پيش مشاور مدرسه
"خانم "تيلور
و ميخوام بهش بگي كه من فرستادمت
و ميخوام كه سوابق تحصيليت رو چك كنه
و ببينه كه سالهاي قبل رو درست گذروندي يا نه
متوجه شدي چي گفتم؟
بله، آقا
و باهاش مودب باش اون همسر منه
بله، مربي - برو همين كار رو بكن -
و منم همينجور وايسادم اونجا و تماشا كردم
كه ماشينم داشت تبديل ميشد به يه تيكه بزرگ ذغال
خب، بعدش چي شد؟
و خب بعدش رفتيم خونه
... خب، اين اين خوبه، درسته؟
بابام مدرک رو از بين برد
اون يه پليسه نبايد اينكارو بكنه
...حالا، من اون رو هم درگير اين ماجرا كردم و
لندري"، من نميدونم ازم ميخواي چي بگم"
فقط ميخواستم به تو بگم چون واقعاً هيچ كس ديگهاي رو نداشتم
كه بتونم در اين مورد باهاش حرف بزنم
آره، ميدونم
حالا خودت چطوري، خوبي؟
آره، يعني، با توجه به شرايطي که داريم ميشه گفت خوبم
اوه، هي! سلام به هردوتون؛ ميتونم باهات حرف بزنم؟ شرمنده كه مزاحمتون ميشم
ميتونم يه لحظه كوتاه باهات حرف بزنم؟
البته
ببخشيد، امروز صبح من خيلي هولم
از ديدنتون خوشحالم. اشكالي نداره - شرمنده كه مزاحمتون شدم -
اشكالي نداره - "خوشحال شدم ديدمت "لندري -
عزيزم، ازت ميخوام يه لطفي بكني من يه آدمِ پايه ميخوام
... و من ... تو هي، "لايلا"! بيا اينجا
بيا اينجا !عالي شد
دو تا آدم پايه ميخوام قضيه هم اينه
كل اين ماجراي "جشن بزرگ پنترز" رو دوش منه
پارسال، من هم بخش سرگرمي و هم بخش حراجي خيريه رو برنامهريزي كردم
امسال، اين يه باريه كه من نميتونم تحملش كنم
خب چيزي كه من فكر كردم خيلي عالي ميشه
اينه كه راستش اون بخش سرگرمي جشن بزرگ پنترز" رو محول كنم"
به دو تا از دانشآموزها
نظرتون چيه؟
... آره، ميدونين، راستش من راستش من اين اواخر
... حسابي دارم درس ميخونم و - آره، منم خيلي دوست دارم -
... به شدت دارم روشون كار ميكنم - ... اما اين قضيه -
No comments yet. Be the first to leave one.