The first 200 lines.
« من تونيا هستم »
،براساس داستان طعنهدار، بحثهاي شديد ] [ مصاحبههاي کاملاً واقعي با تونيا هاردينگ و جف گيلولي
ضمناً، اون خيلي نزديکه
فقط محض اطلاع ميگم
مرد کوچولوي من کيه؟ تو مرد کوچولوي مني؟
.اوني که ميبينيد همسر ششم منه .که يکي از بهتريناشونه
تونيا هم پنجمين بچه از همسر چهارم منه
اون هميشه شر بود
به گمونم اونو لوس بار آورديم
،که وقتي تو کل زندگيت هيچ عني نداشته باشي يه شاهکار لعنتيه
با اين وجود، اونو به مسابقات و تمريناتش بردم
همه لباسهاشو دوختم
اما از نظر اون، مادرش يه هيولاست
...بطور کلي، مردم يا عاشق تونيا هستن
يا اينکه... زياد طرفدارش نيستن
درست مثله اون آدمايي که يا عاشق آمريکا هستن
يا زياد طرفدارش نيستن
تونيا کاملاً آمريکايي بود
...ميدونيد، در اصل، جف و تونيا
ميخواستن نانسي کريگان رو از بين ببرند
"از بين ببرنش"
من اون کسي بودم که بهشون گفتم
راههاي ديگهاي هم هست" "که بشه آدمها رو معلول کرد
...پس
.قابلي نداشت
خب، من خبرنگار
.هارد کاپي" بودم"
يه برنامه خيلي مزخرف بود که مطبوعات قانوني اونو کوچيک ميشمردن
و بعدشم همونجوري شدن
،خب، منظورم اينه که من توي سن 23 سالگي
منفورترين مَرد توي آمريکا بودم
شايدم حتي تو دنيا
،اووم، با سيبيلي که داشتم
هنوزم نميتونم بابت داشتنش .به حد کافي متاسفم نباشم
.اسم من يه فعل بود
مثلاً اگه به زانوي يکي ضربه ميزدين
.اونو "گليلوي"ـش مي کردي
...اون
.خيلي باحال بود
اکثر مردم تصورشون از من چي بود؟
...اووم
.که من يه آدم واقعيم
ميدونيد؟ من اصلاً بابت بيچارگي و بي پولي بزرگ شدنم عذرخواهي نکردم
که در واقع همينجورم هستم
،اووم، ميدونيد ...اين يه ورزشيه که
داورهاي لعنتي ازت ميخوان يه نسخه قديمي
...از چيزي باشي که يه زن بايد باشه
اونم تبديل به اولين زن آمريکايي بشي که تونسته حرکت "تريپل اکسل" رو انجام بده
.پس گور باباشون
!دايانا
.لاوانا هاردينگ ـم
.تلفني با هم حرف زديم
.آره
يه لحظه بهم وقت بدين، باشه؟
.خانم هاردينگ
.لاوانا .فقط لاوانا صدام کن
.واقعاً متاسفم .اما روي پيست اسکيت نبايد سيگار بکشيد
اوه، خب، پس يواشکي .سيگار ميکشم
.اين دخترم تونياست
...خانم هاردينگ، تلفني باهاتون حرف زدم
.ميدونم چي بهم گفتي .ولي تا حالا اسکيتبازي اونو نديدي
.من مبتديها رو تمرين نميدم
اون همش در مورد اسکيتبازي .حرف ميزنه. شب و روز
.منم نميتونم ساکتش کنم
پس واسم خيلي راحتتره بزارم اون بياد روي پيست اسکيت اگه متوجه منظورم شده باشي
،و فهميديم که با يه تمرين درست اون ميتونه از استعدادش نهايت استفاده رو ببره
که مثلاً شايد يه روزي بتونه .اسکيتباز خوبي بشه
عزيزم، چند سالته؟
.اووم
.يه دختر 4 ساله نازک نارنجيه
.خب، دختر خوشگليه
اما متاسفم. من شاگردهاي .کم سن و سال رو قبول نميکنم
.حالا اگه ميشه منو ببخشيد .يک کلاس منتظرم هستن
چه حسي داري؟ خوبي؟
.زودباش برو، اسکيتبازي کن
منظورم اينه که 6 ماه بعدش تو اولين مسابقهاي که شرکت کردم اول شدم
فقط 4 سالم بود، خب؟
منظورم اينه که اون عوضيها نميدونستن چي دهنشون رو صاف کرده
!اشتباهه
.يک حرکت معمولي انجام دادي .هيچ چيز خاصي هم توش نبود
اصلاً تلاشي هم ميکني؟
چونکه جاي ديگهاي هم هست که ترجيح ميدم اونجا باشم
.تمرکز کن
،محض رضاي خدا به اينم ميگي اسکيت بازي؟
لاوانا، لطفاً جلوي بچهها فحش نده؟
.من که فحش ندادم .هرزه
!هي. با اون حرف نزن .آره
.اون دختر دشمن توئه .اينجا نيومدي که دوست پيدا کني
فکر ميکني کجا داري ميري؟
بايد برم دستشويي - .بهم نگو چيکار بايد بکني -
.پول اسکيتبازيت رو من ميدم .تو هم قراره رو پيست بموني و اسکيت بازي کني
.بيا اينجا
.بالاخره يوقتايي بايد از پيست اسکيت بياي بيرون ميشنوي چي ميگم؟
.من همينجا منتظرتم
!اوه، لعنتي
.اسکيتباز شاشو
طبق گفته خودش. انگار هر روز با بيهوشي روش عمل انجام ميدادم
.بيخيال
.فقط يه بار .فقط يه بار با شونه زدمش
،تو يه آدم مزخرف !بي عرضهاي
!خواهش ميکنم
چيه؟
بعضي وقتا يه بچه دلش .ميخواد ادب بشه
وقتي باهات حرف .ميزنم جوابمو بده
وقتيکه همچين چيزي .رو حس ميکردم، توبيخش ميکردم
.اونکارو نکن
وضعيت تونيا ،اينجوري بود که
،هر چي بيشتر عصباني ميشد .بهتر اسکيت بازي ميکرد
اگه کسي بهش "نميگفت "تو نميتوني انجامش بدي
.اون انجامش نميداد
روي پيست اسکيت، فقط بهش انگيزه ميدادم ...بيرون از پيست
.اون يه دختر شاد و سرحال بود
!لعنتي
شليک خوبي بود، توني - ميدونم -
همونجوري که گفتي .چشمهاش رو نشونه گرفتم
وگرنه شايد ميتونستم بزنمش
،اگه با شليک کردن نصف گوشت خرگوش رو حروم کني ديگه شليکت بيفايدهست
وقتيکه سنم بالاتر رفت، ميخوام تو يه اداره کار کنم .و واسه خودم حد و مرز تعيين کنم
فکر کردم که ميخواي اسکيتبازي کني - ميتونم هر دو کارو انجام بدم -
ديروز مامان مجبورم کرد که توي مدرسه لباس اسکيت بازيمو بپوشم
.همون لباس قرمزه که منگوله داره
.همه مسخرهم کردن
چرا اونکارو کرد؟ - .چون توي مدرسه داشتن ازمون عکس ميگرفتن -
اون گفت ميتونيم عکسهاي نمونهاي که گرفتيم .رو براي مسابقات استفاده کنيم
به مامان گفتم که مارج ساسمن "بهم گفت "آشغال سفيد پوست يک لفظ تحقير آميز نژادي که به سفيدپوستان ) ( فقير در جنوب آمريکا گفته ميشد
:مامان بهم گفت !"تو شيرش تف کن"
.اميدوارم اينکارو نکرده باشي
...هنوز نه
دوسش داري؟
.فکر کنم
تو چي؟
آره - همونجوري که منو دوست داري؟ -
.نوچ
.خوبه، توني .اما زودتر تمرينت رو تموم کن
آخه اون کت پشمي ميخواد چيکار؟ .من که کت پشمي نداشتم
چون مسئله فقط .اسکيت بازيش نيست
...داورا ميخوان اسکيت بازاي نمايشي - .آره. پولدار، مرتب و عوضي باشن -
.خوش پوش باشن مسئله اينه که بايد لباسش با بقيه يکي بشه -
اون 12 سالشه و .حرکت "تريپل" انجام ميده
.اون نيازي نداره لباسش با بقيه يکي بشه .چونکه از بقيه بهتره
از بقيه بهتره چون انگار .هر روز صبح داره چوب خرد ميکنه
آره هر روز صبح چوب خرد ميکنه
لاوانا، ميخواي يه خورده باهام همکاري کني؟
.من 23 تا شاگرد دارم که تمرينشون ميدم .که بتونم تمام وقت مربي تونيا باشم
منم تمام وقت پيشخدمتي ميکنم .که بتونم پول مربيگريت رو بدم
بله، اما اون بچهي من نيست - .نه اون بچهي منه -
و منم پولمو حروم نميکنم که اون بتونه مثله اون بچههاي عوضي لباس بپوشه
.ميتوني اونجوري که دلت ميخواد لباس تن اين خوکها کني منظورمو ميفهمي؟
.مسئله سر يکي شدن لباسش با بقيه نيست .مسئله اينه که اون چجوري داره بزرگ ميشه
.بيا بخورش، دايانا
اون ميتونه يه .حرکت تريپل انجام بده
.زيبا بود
ما موقع بزرگ شدن .سرگرمي زيادي نداشتيم
منظورم اينه که، ما هيچوقت به .مسافرت يا ديزنيلند نرفتيم
،اگه چيزي رو ميخواستم .مجبور بودم يه راهي پيدا کنم تا بدستش بيارم
اين ديگه چه نوع کتيه؟
!برو گمشو
!فکر کردم هيچوقت نميخواي بري
.متاسفم
تقصير تو نيست، توني - پس منم با خودت ببر -
.من قراره شيفت شب 12 ساعت کار کنم .نميتونم مراقبت باشم
.اگه بخواي ميتوني
.تلفني حرف ميزنيم .همه چي حل ميشه
.عزيزم، بايد همين الان بري کنار
.توني، لطفاً
تو که نميخواي .منو اينجا ول کني
!بابايي
بابايي؟
!منم با خودت ببر
.سر راه من وايسادي
اون کيه؟
.آره
،ما همديگرو تو پيست اسکيت ديديم .همون جايي که تمرين ميکردم
.من 15 سالم بود
در روز 8 ساعت اسکيت .روي يخ کار ميکردم
.اصلاً نميدونم اون اونجا چيکار ميکرد
.هي
،من جوون بودم
.و هيچ سرگرمي نداشتم
خب... دوست داري غذا بخوري؟
اون موقعها برادر ناتني چندشم، کريس
.با ما زندگي ميکرد
.اولين قرارمو با جف قشنگ يادمه
چونکه صبح اون روز مچ
.کريس چندش رو گرفتم
جف در مورد تونيا باهام مشورت کرد
:و ازم پرسيد "نظرت در موردش چيه؟"
:و منم بهش گفتم "برو تو کارش، پسر"
نه اينکه بخوام لاف بزنم، اما
:مگر اينکه به جف ميگفتم ."لياقتت بيشتر از ايناست، پسر"
اونوقت ديگه هيچکي الان .در موردشون حرفي نميزد
منظورم اينه که هيچ شباهتي به دختراي ديگه نداشتم
جف تنها کسي بود که باهاش قرار گذاشتم
.و مادرمم باهامون اومد
سلام - سلام، دختر خانم -
جان، تو باغبوني يا گل؟
.جف هستم
.توي يه رابطه يه گل وجود داره و يه باغبون
...اووم
جواب نده - ...نميدونم. منظورم اينه که من
No comments yet. Be the first to leave one.