The first 200 lines.
بابا لنگ دراز قسمت سي و يکم
...من در بيان احساساتم ناتوانم
حتي اگر سرشار از احساسات عاشقانه باشم
ولي اين اشك ها دروغين نيستند
اين يک واقعيت غيرقابل انکاره
عشق من به تو که الان در خاطرم زنده شده
را نمي توانم در يک نامه خلاصه کنم
من دارم به سوي تو مي آيم
اين گيج کننده است که هنوز نمي توانم درباره آن صحبت کنم
داره شروع ميشه، هميشه از اين لحظه به بعد
حالا من آماده ام که بانوي عشق باشم
دختران کاملاً شکفته
بابا لنگ دراز عزيزم الان دوباره اومدم مدرسه
تا سال قبل، کلاس هاي نقاشيمون در محوطه بيرون خيلي پر جنب و جوش بود ولي امسال به دلايلي ساکت شده
بيا از اين استفاده کن
چي؟
م-مرسي
مثل اين که يه جورايي هممون بزرگ شديم
همينطوره
بابا، ما ديگه الان سال آخري هستيم
ما ديگه بزرگ شديم
!چقدر داعه
بعضي بچه ها ممکنه سال بعد به محض فارغ التحصيل شدن ازدواج کنن
و بايد فکر مراسم ازدواجشون باشن
چيزي شده؟
چيزي نيست
تو درياچه چيزي ديدي؟
نه، قضيه اين نيست
نقاشيت تموم شد؟
تقريباً
من هنرم خوب نيست فقط يه نقاشي ساده کشيدم
بيا بريم، بايد برگرديم خوابگاه و شام بخوريم
جايي براي نشستن گيرمون نمياد
غير اينه؟
بريم پس
ولي سالي تنها فرديه که از سال اول تا به حال هيچ تغييري نکرده
اون هنوز همون دختر مهربون و با تحمل هميشگيه
...يا شايد من همينطور فکر مي کنم ولي
مثل اينکه نامه آوردن
يه وقت ديدي يکيش از طرف جيمي باشه
!هيچي نيست که
مثل اين که ديگه حال و حوصله نامه نوشتن واسه کسي نمونده
تو چي سالي؟
... راستش
چي شده سالي؟
هي، چي شده؟
از طرف کيه؟
از طرف بابه
باب ديگه کيه؟
يکي از دوستاي جيميه
اون تو آديرونداکس با ما بود
يعني چيکار کنم؟
چي نوشته حالا؟
!نمي تونم بگم
!سالي
سالي؟
ميگم جودي
چش شد يه دفعه؟
ميگم سالي، چي شده؟
خبر بدي تو نامه نوشته شده بود؟
تنهام بزاريد
...باب و سالي با هم
نمي دونم
فکر نکنم تو آديرونداکس ...زياد با هم صحبت کرده باشن ولي
سالي مک برايد از اتاق 301
تلفن داري، بيا دفتر
!سالي
درسته
همين الان نامه تونو خوندم
...ولي
يه مشکلي هست
... آخه
...من
...ولي
نه، مسآله اين نيست
مسأله اين نيست که من دوست ندارم
الو؟
يه لحظه لطفاً
اگه جوليا و جودي بيان، ميام
باشه
متوجه شدم
همتون گوش کنيد
ميشه هر دو تاتون شنبه ديگه همراه من بيايد؟
...گوش بديد، اين تلفن فقط
همرات بيايم؟
اون منو دعوت کرده بريم تماشاي يه فيلم
با هم قرار گذاشتين؟
...قوانين خوابگاه
...بزار ببينم
...قانون شماره
...ولي من
باب گفت که اگه با من تنها باشه معذبه واسه همين مي خواد داداش جيمي رو هم دعوت کنه
من باهات ميام
جودي، خواهش مي کنم تو هم بيا
...ولي
من
خوب گوش کنيد
قانون بيست و چهار! خوب گوش کنيد
اين تلفن فقط براي استفاده در موارد اضطراريه
خوب شد، اونوقت منم عمو جرويس رو دعوت مي کنم
آخه اينجوري ميشه دو تا زوج ولي ما نمي خوايم تو رو تنها بزاريم جودي
اگه ميشه مي خوام تلفن بزنم بيزحمت
گفتم که اين تلفن فقط براي استفاده در موارد اضطراريه
مي خوام به عموم، جرويس پندلتون زنگ بزنم
جرويس پندلتون؟
ها؟
حالا ميشه سه تا زوج
چطوري مي توني بدون يک همراه بري سر قرار؟
هر چي رسم و رسوم خودش رو داره
مي تونم جرويس رو ببينم
بيا ديگه، عجله کن
دير کردن
مطمئن بودم که طول مي کشه تا خودش رو آماده کنه
راست ميگي؟
!اومد
چکار کنم حالا؟
!سلام! جوليا
چطور جرأت مي کنن يه خانم رو منتظر بزارن؟
!جيمي
!جودي
!سلام! تو هم که اينجايي جودي
عصر بخير جيمي
ممنونم که دعوتمون کردي
براي ديدن فيلم لحظه شماري مي کردم
خُب راستش، اين بابه که تو رو دعوت کرده
عصر بخير باب
سالي همين پشته
جودي آبوت هستم
سالي
!سلام سالي
اوه، باب
...بله
مزرعه لاک ويلو چطور بود؟
چي؟
بيا ديگه. بريم داخل
...من
بريم ديگه، جيمي
تو هم بيا ديگه جودي
!بيا ديگه! عجله کن
هي، ازم دور نشو
...ولي آخه آقاي پندلتون
...سالي، راستش
...اگه زودتر نريم داخل
خواهش مي كنم تا زماني كه تو سالن مي شينيم كنارم بمون
در ضمن، آقاي پندلتون هنوز نيومده
اون مي تونه تو لابي منتظرت بمونه
!باشه؟ تو رو خدا
ب- باشه
من اين منظره رو مدت ها پيش ديدم
جودي، تنهام نذار
نگران نباش
ميگم، باب کجا رفت؟
گويا دوباره در آغوش هم قرار گرفته ايم
واي، مچکرم
البته که من هنوز همون زن هستم
نه خيلي ممنون
بد نيست ها
در ضمن مي خوايم فيلم ببينيم واسه همين آبميوه و ذرت بوداده لازم داريم
بايد درباره يه موضوعي باهات صحبت كنم
اينجا چه خبره؟
اوه، اين كه ذرت بوداده است
كار كيه؟
!اون! كار اونه
!تقصير اين پسره است
من... من متأسفم
در اين چند سال که رفته بودي جنگ واقعاً تنها بودم
...در اين مدت طولاني
!سر و صدا نکن ديگه
يه مقدار ديگه آبميوه خريدم
!اوه، باب
!اي واي، باب
معذرت مي خوام سالي
اوم... لطفاً از اين استفاده كن
!واي نه
سالي! چي شد؟
اوه، باب، اون داره ميره دستشويي
نگران نباش. ميرم يه سر بهش ميزنم
واقعاً موندم چکار کنم
باب
سالي
...اوه، باب واقعاً
تو زمان تعطيلات هم همينجوري بود
ولي به نظر بچه بسيار خوبي مياد
راست ميگي؟
خُب مسلماً مثل جيمي که نميشه ولي فكر كنم تو فقط به نقاط ضعفش توجه مي كني
...ولي
اون تو تيم فوتبال جيمي ايناست و کاپيتانشونه
!چي؟
راست ميگي؟
باب کاپيتانشونه؟
خُب، تو يک تيم فوتبال لازم نيست همه قوي هيکل باشن
باب ضربه زننده خوبيه
در ضمن، خيلي هم هواي ديگران رو داره
يه بار يه نفر در هنگام بازي مصدوم شده بود و باب اونو رسونده بود بيمارستان
پس پسر مهربونيه
ولي بعدش اون يادش رفته بود برگرده بره بازي و رفته بود خوابگاهشون
چي؟
ولي من مطمئنم به خاطر اين بوده که حسابي نگران بازيکن مصدوم تيمشون بوده
پس روي هم رفته پسر خيلي خوبيه
آره فکر کنم
No comments yet. Be the first to leave one.