The Beauty

The Beauty

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Beauty S01E07 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn

Tags

webdl
Published on: 2026-02-19
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫امشب اینجا در امانیم.

‫لعنتی، کوپ.

‫چطور از پس هزینه‌ش بر اومدی؟

‫گفتم یکم ولخرجی کنم.

‫میخوای دوش بگیری؟ ‫من مواظب دمِ در هستم.

‫آره. آره، ممنون.

‫اوم.

‫خدایا، واقعاً عاشق سرویس اتاقم.

‫- کی نیست؟ ‫- اوم.

‫باید وقتی فرصتش رو داشتم ‫باهات ازدواج میکردم.

‫ببین، من از پسش بر میام، باشه؟

‫کاپیتان کوپ همه‌ چی رو ردیف کرده.

‫کاپیتان کوپ؟

‫کاپیتان کوپ.

‫درسته. خب، من یه جور دخترِ ‫بی‌ پناه و درمونده نیستم، باشه؟

‫مفهومه.

‫خب، من میرم یکم دراز بکشم.

‫این همه قضایای جاسوسی ‫یه جورایی خسته‌ کننده‌ست.

‫اوم...

‫میخوای که من...

‫اوه، اون بزرگ تره رو بردار.

‫در ضمن، ممنونم.

‫این... همه‌ چی خیلی دیوونه‌ واره...

‫و واقعاً نمیدونم اگه اینجا نبودی ‫باید چیکار میکردم، برای همین...

‫البته.

‫دوستت دارم.

‫بفرما، بالاخره گفتمش.

‫ولی واقعاً دوستت دارم. ‫من... دوستت دارم، کوپر.

‫درود بر تو ای مریم، ‫پر از فیض، خداوند با توست.

‫تو در میان زنان مبارک هستی، ‫و مبارک است میوه رَحِم تو، عیسی.

‫ای مریم مقدس، مادر خدا، ‫برای ما گناهکاران دعا کن...

‫اکنون و در هنگام مرگمان.

‫درود بر تو ای مریم، ‫پر از فیض، خداوند با توست.

‫تو در میان زنان مبارک هستی...

‫رها کن.

‫جویی، جویی، اشکالی نداره. ‫بابا اینجاست.

‫همه‌ چی درست میشه. ‫فقط رها کن.

‫ببخشید آقا. ‫باید برید عقب.

‫اشکالی نداره.

‫اشکالی نداره. ‫اشکالی نداره.

‫این چه وضعیه؟ من فقط برای ‫مثلاً دو دقیقه رفتم بیرون...

‫بسه. ماساژ قلبی رو متوقف کنید. ‫دوباره دنده‌ هاش رو میشکنید.

‫- جولیانا، مشکلی نیست. ‫- فقط ولم کن. کجا بودی؟

‫بیدار نشدی؟ ‫خواب بودی؟

‫بیا...

‫وضعیت بیمار پایدار شد.

‫اوه.

‫اوه، خدایا شکرت.

‫خدایا شکرت. ‫خدایا شکرت.

‫برگشتی پیشم. ‫برگشتی.

‫آره، خوبه.

‫میدونستم که برمیگردی.

‫حالت خوبه.

‫حالت خوبه. ‫حالت خوبه.

‫«شب‌ بخیر ستاره‌ ها، شب‌ بخیر آسمون.»

‫«شب‌ بخیر به همه‌ صداهای دنیا.»

‫تمام. این یکی هیچ‌ وقت تکراری نمیشه.

‫- بابا؟ ‫- همم؟

‫میتونم... یه چیزی بگم؟

‫باشه.

‫اتاقم، جوریه که انگار ‫یه بچه اینجا زندگی میکنه.

‫تو همیشه بچه‌ کوچولوی من میمونی.

‫ولی من دیگه نوجوونم، مگه نه؟

‫منظورم اینه که، میتونم اتاقی داشته باشم ‫که شبیه اتاق بچه‌ ها نباشه؟

‫شاید چند تا پوستر ‫از چارلی ایکس‌ سی‌ اکس.

‫اوه...

‫حتماً. باشه. ‫ردیفش میکنیم.

‫حله، خیالت راحت.

‫من شیفت ۱۲ تا ۴ رو برمیدارم. ‫تو ۴ تا ۸ رو بردار، باشه؟

‫من فردا باید برم سر کار.

‫کار اصلی همینه، مایر.

‫این کارِ تمام زندگی‌مونه.

‫باید صبح بخوابم. ‫از پا در اومدم.

‫- این هفته دو تا شیفتِ دوبل داشتم. ‫- باشه.

‫خیلی خب. باشه. ‫خودم ردیفش میکنم.

‫- بشین. ‫- میخوام برم یه سری بهش بزنم.

‫بشین. باید با هم حرف بزنیم.

‫باشه.

‫دفعه‌ بعدی که جویی ‫دچار ایست قلبی شد...

‫نگو. مایر، این حرف برات ‫عاقبت خوبی نداره.

‫میخوام دستورِ «عدم احیا» رو صادر کنم.

‫خدای من. ‫داری باهام شوخی میکنی؟

‫اون دخترِ ماست.

‫هیچ درمانی برای «پروجریا» وجود نداره.

‫اون شاید ۱۵ سالش باشه، ‫ولی قلب یه آدم ۹۰ ساله رو داره.

‫- نه، نه، نه. ‫- منم توی این مورد حق نظر دارم!

‫این نوع زندگی در شأن اون نیست.

‫یا در شأن ما.

‫من اصلاً نباید باهات هم‌ خوابه میشدم، ‫یا باهات ازدواج میکردم.

‫- تو این کار رو کردی. ‫- من این مریضی رو بهش دادم؟

‫جولیانا، واقعاً داری ‫این حرفِ مزخرف رو میزنی؟

‫- چند تا قرص خوردی؟ ‫- اوه، برو گمشو.

‫اسپرم تو خیلی پیر بود. ‫۴۵ سالت بود...

‫- تحلیل‌ رفته، فاسد، پیر. ‫- سن من هیچ ربطی به این موضوع نداره.

‫- این یه بیماری ژنتیکیه، خودت هم میدونی. ‫- پیر، لعنتی و از رده خارج، فاسد...

‫اسپرمِ کهنه و ناقص. ‫در حالی که من زیبا بودم.

‫من ۳۰ سالم بود. ‫میتونستم با هر کسی باشم.

‫ولی تو عاشق من شدی.

‫آره، اشتباهِ من بود.

‫من تسلیم نمیشم.

‫تا آخرش پیشش میمونم.

‫البته، به خواست خدا. ‫قرار نیست دستگاه رو قطع کنم.

‫شاید تو ناقل بودی.

‫چی بهم گفتی؟

‫- هیچی. ‫- چی گفتی؟

‫- هیچی. ‫- چی گفتی؟

‫آه، آقای ویلیامز.

‫سلام، بایرن فورست هستم. ‫خوشبختم.

‫میدونم، گیج شدی.

‫شبیه اون عکسی که روی ‫جلد مجله تایم بود نیستم.

‫به اون هم میرسیم.

‫فعلاً، فقط چند لحظه از وقت ‫و حوصله‌ت رو میخوام. اجازه هست؟

‫مشکلی نیست.

‫نگاه کن، ایناهاش. خودشه.

‫خانم ویلیامز. بایرن فورست. ‫نگاهت کن. وای.

‫تخت بیمارستانی بچه ‫توی اتاق بازیِ پذیرایی.

‫این... این سخته.

‫من فعالیت زیادی توی ‫بنیاد «آرزویی بکن» دارم.

‫پشت پرده.

‫جان سینا ادعا میکنه که بیشترین آرزوها رو ‫برآورده کرده، ولی به نظر من همش چرته.

‫اون آدم همینجاست.

‫آقای ویلیامز، تو مرد خیلی خوش‌ شانسی هستی. ‫منظورم اینه که تمام اون سال‌ ها فعالیت در حوزه مد...

‫واقعاً سلیقه و درکت رو ‫از استایل پخته و ظریف کرده.

‫تو سردبیر بخش مطالب ویژه توی ‫مجله «اِل» بودی، درست میگم؟

‫- آره. ‫- آه، درسته.

‫نگاه کن. ‫مرد قانون و عاشقِ مد.

‫مثل یه داستان عاشقانه کلاسیک آمریکاییه. ‫بیاید بشینیم.

‫این دیگه چه کوفتیه؟ ‫تو کی هستی؟

‫اوه، کسی که پرونده دخترت رو ‫خیلی دقیق دنبال میکرده.

‫از طریق بنیاد «آرزویی بکن»؟

‫یادته؟ اونجا درخواست داده بودیم.

‫ام، جویی میخواست با بازیگرهای ‫سریال «خرس» آشپزی کنه...

‫ولی اونا نتونستن ردیفش کنن.

‫بچه‌ ها، من واقعاً از خانواده شما الهام گرفتم.

‫ببخشید؟

‫امید به زندگی در چنین مورد شدیدی ‫از پیری زودرس، خیلی کمتر از ۱۵ ساله.

‫لوافارنیب میتونه داروی خشنی باشه...

‫ولی تحملِ اون واقعاً شگفت‌ انگیز بوده.

‫ولی در نهایت، ‫اوضاع اصلاً خوب نیست.

‫بچه ما یه جنگجوئه.

‫و برای دسترسی به این اطلاعات، ‫چند تا قانون رو زیر پا گذاشتی؟

‫آقا و خانم ویلیامز...

‫من اینجام چون خانواده شما رو ‫به دلیلی انتخاب کردم.

‫من یه زیست‌ فناوری ‫پیشگامانه جدید ابداع کردم...

‫و معتقدم دخترتون گزینه‌ ایده‌ آلیه.

‫ما هر آزمایش بالینی که میتونستیم ‫پیدا کنیم رو دنبال کردیم.

‫ولی واقعاً گزینه‌ های زیادی ‫اون بیرون نیست.

‫دیگه زمانی برای این ‫«بنجامینا باتن» باقی نمونده.

‫آقا، ازتون میخوام همین الان ‫اینجا رو ترک کنید، خواهش میکنم.

‫بنیاد تحقیقات پیری زودرس از سال ۱۹۹۹...

‫فقط نُه میلیون دلار ناچیز هزینه کرده.

‫این مبلغ آدم رو خیلی جلو نمی‌بره.

‫این نوع جهش در ژن «لامین» ‫میتونه موجود دمدمی‌ مزاجی باشه.

‫و چیزی که من دارم بهتون پیشنهاد میدم، ‫صرفاً یه درمان یا معالجه نیست.

‫خیلی فراتر از این حرف هاست.

‫این مرد جوان، آتروفی عضلانی ‫نخاعی نوع ۲ از نوع تهاجمی داشت.

‫این سطح از وخامت...

‫اون هیچ وقت به تولد ‫۲۵ سالگیش نمیرسید.

‫واقعاً داری ادعا میکنی ‫که این همون آدمه؟

‫اثباتِ این ادعا...

‫درست جلوی چشم هاتونه.

‫حالا باور میکنید که ممکنه دارید ‫با خودِ «بایرون فورست» حرف میزنید؟

‫میدونم. ببینید، میدونم. میدونم.

‫همه اینا دیوونه‌ وار به نظر میاد. ‫مثل یکی از اون برنامه‌ های ویژه دکتر آز...

‫که توش یه دونه میوه ناشناخته ‫تمام مشکلاتت رو حل میکنه.

‫- خیلی دیوونه‌ وارتر از این به نظر میاد. ‫- آره.

‫ببینید، اگه میخواید برم، ‫همین الان میرم.

‫ولی ترجیح میدم به شما ‫و جویی کوچولو کمک کنم.

‫بذارید بهتون معرفی کنم...

‫«زیبایی» رو.

‫معتقدم خانواده‌تون شایستگی این رو دارن ‫که زودتر طعم چیزی رو بچشن...

‫که به زودی تمام دنیا خواهانش میشن.

‫خدای من.

‫برام مهم نیست چقدر هزینه داره. ‫خونه رو میفروشیم.

‫لطفاً اسم ما رو توی لیستت بذار. ‫به هر قیمتی که شده.

‫خانم ویلیامز، تقریباً بهم برمیخوره که ‫فکر میکنی قراره ازتون یه قرون پول بگیرم.

‫فکر کنم به اندازه کافی شنیدم.

‫فکر کنم، اوم...

‫وقت یه نوشیدنیه.

‫اهل ویسکی هستی، آقای فورست؟

‫طعم مورد علاقه منه.

‫مطمئنم از اون چیزهایی نیست ‫که بهش عادت داری.

‫گرفتیمش.

‫- و تو اون رو برمیگردونی. ‫- درسته.

‫حالش خوب میشه. ‫قول میدم.

‫اینجایی.

‫یا عیسی مسیح. مایر، ‫چه غلطی داری میکنی؟

‫خیلی رو میخواد که ‫پات رو گذاشتی اینجا.

‫از اسم دخترمون و بیماریش ‫سوءاستفاده میکنی.

‫باید بگم که این خیلی کسل‌ کننده‌ست.

‫واکنش‌ های قانون‌ مدارانه‌ت.

‫آمار مرگ‌ و میر ناگهانی بالا رفته، ‫افراد زیبای مرموزی در سراسر جهان.

‫مامورهای من همه جا ‫تحت تعقیب هستن.

‫تو چیزی در این مورد نمیدونی، ‫مگه نه، آقای فورست؟

‫- این کوفتی داره آدم‌ ها رو میکشه. ‫- این حقیقت نداره.

‫من نمیتونم بخش تاریک ‫بشریت رو کنترل کنم.

‫ببین، مردم بد رفتاری میکنن...

‫چیزهای خوب رو میگیرن، ‫و باهاشون کارهای وحشتناکی انجام میدن.

‫ولی تو به یه چیزی نیاز داری.

More Farsi Persian subtitles for The Beauty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left