The first 200 lines.
اتاق گمشده قسمت پنجم : چشم
!آنا
!آنا
!يکي کمکم کنه
...بذار من !کمکم کن
!آنا
!خواهش ميکنم کمکم کن
روبر با من چه غلطي کردي؟
حالت چطوره کوچولو؟
.داریم نزدیک میشیم پسرم
.ماشین آماده ست قربان
.سلام
خوابیدی؟
.نه
.فقط نمیتونم خودم رو با همه چیز وفق بدم
مطمئنی این عکسا برات مفهومی ندارن؟
.نه
منظورم اینه که غیر از اون جمع کننده ها ،که هر دفعه سر و کله ی یکیشون پیدا میشه
،عکسا و اون فیلم
.نمیتونم بینشون رابطه ای پیدا کنم
.منم نمیتونم
فقط امیدوارم اینا بتونن کمکمون کنن که .بفهمیم مردی که تو این اتاق بوده کی بوده
.ما اینجا تو یه منطقه ای هستیم که تو نقشه نیست جو
منظورم اینه که هیچ کس این .آدم رو قبلاً ندیده
.نمیدونم اون واقعاً وجود داشته یا نه
.جنیفر اون درست اونجا وایساده بود .ما جفتمون اونو دیدیم
و اگه اون وسیله ی اصلی یه آدمه
با عقل جور درمیاد که بتونه .دختر من رو برگردونه
.من باید پیداش کنم .الان فقط به این اهمیت میدم
.درسته
میخوای چیکار کنی؟
.میخوام یه نگاه دیگه به فیلم بندازم
.اون جمع کننده ها یه جورایی از واقعیت آزرده شدن
.میخوام امتحانش کنم و بفهمم چی بوده
چیه؟
،کراتزفلد تو رو فرستاد دنبالِ اون عکسا مگه نه؟
.اون منو نفرستاد
.ما با هم کار میکنیم
چی باعث شده فکر کنی میتونی به اون زیاد اعتماد کنی؟
.صبح بخیر آقا
.از این طرف
.خواهش میکنم
.خوش اومدین
،آقای کراتزفلد .دوستِ خوبِ من
.بالاخره رو در رو با هم آشنا شدیم
.زود اومدین
هیچ وقت برای کار زود نیست هست آقای سود؟
.نه نه .هیچ وقت هیچ وقت
شما همه جا با هم میرید؟
.اوه آره. خیلی خوب نیست
.از سر اجباره .من زندگیِ خودم رو ترجیح میدم
.من یه زمانی عادی بودم
.کاملاً مشخصه
.بنشینید خواهش میکنم
.چاپِ اول. پیدا کردنش خیلی سخت بود
.من بودم بهش میگفتم وضعِ عادلانه
.الان عدالت یه ذره کم شده
.دارم چک میکنم که یه وسیله نباشه
.نه نه نه
هیچ وقت از اون وسیله ها توی .مغازه ی من نیستن، فقط علامت ها
.عکس هاس اون وسایل
،ویدیو ها، آثار
.اصلاً وسیله برای فروش نداریم
.اون شغل خطرناکیه
.بیشتر بهم بگو
این متلعق به جان کلارک یکی از جمع کننده ها بوده
...در سال 1938 بدنیا اومده و در سال
.1971فوت کرده
.در اولین جنگ فرقه ها
از کجا میدونی این مال کلارکه؟
.از پسر خواهرش خریده شده
یه سری از خرت و پرت تو چمدون داشت
.نمیدونست اونا چی بودن
.البته من اول به شما زنگ زدم
.من میدونم شما علاقه به آثارِ جمع کننده ها دارید
.از اینکه با این اومدید پیش من ممنونم
منم البته هر چقدر قیمتش باشه و شما بگید میپردازم
هر قیمتی که فکر میکنید عادلانه ست
.و منم باید به شما اعتماد کنم که این یه دونه ست
ولی اگه از یه راهی بفهمم که اون قلابیه
که میخواستید از یه راهی سرم کلاه بذارید
یا اینکه بشنوم از این یه کپی تهیه کردید و یه نفر دیگه هم از این داره
.اونوقته که برمیگردم و بهت یه صدمه کوچولو میزنم
،آقای کراتزفلد، دوستِ من
.به من میگن سود
.من برای معامله کردن کلک نمیزنم
.نه جعلی در کار هست نه دوگانگی ای
.من رو زندگیم شرط میبندم
نه نه نه من هیچ ربطی به اون .ندارم
میک، اونجا چه خبره؟
اون یه راهِ خروجه؟ .آره
.از این طرف
الان باید خیلی با دقت .قدم برداری
.باید بهم بگی چه خبره
.من هر چی میدونم به شما گفتم
.من از اولش با شما صادق بودم
پس این چیه؟
این رمزِ ورود به انبارِ جمع کننده هاست
.هر جایی که هست
.این چیزیه که جفتمون دنبالشیم
توی اون انبار مطمئنم چشم شیشه ای هست
که این قدرت رو داره که هر گوشتی رو .خراب یا تعمیر بکنه
میتونه بعنوانِ یه سلاح استفاده بشه
.و همچنین میتونه سرطانِ خونِ پسر منو درمان کنه
واضح تر بگم بازرس؟
اون مرد چی؟
کدوم مرد؟
.مرد تو اون اتاقِ مسافرخونه اون کی بود؟
داری درباره ی فرضیه ی اون .فرد توی اتاق حرف میزنی
آدامای زیادی مثل تو از لحاظ روحی .اون جاده رو طی کردن
اون وسیله ها به کی تعلق داشتن؟
باید یه کسی که ساکن اونجا بوده وجد داشته باشه، درسته؟
.من میگم نه .هیچ آدمی نیست اونجا ساکن بوده باشه
.من دیدمش
.من عکسها رو بردم به محل واقعیِ مسافرخونه
من رفتم داخل اون مسافرخونه و همونطوری که سال 1961 بود دیدمش
.و یه مرد تو اتاق بود
.خدای من
تو واقعاً نمیدونستی، میدونستی؟
اون کاملاً چیزی رو توضیح .میده که من واقعاً هیچ وقت نفهمیدم
بیشتر وقت ها توی اون ...مدارکی که پیدا کردم
جمع کننده ها به یه جایی مثل انبار اشاره میکردن
.ولی توی 2 تا مورد بهش میگفتن مقبره
فکر میکنی اون مرده؟
.هیچ کسی اونو ندیده .هیچ کسی نمیدونه اون کیه
.بهم اعتماد کن، من بیخیالِ تحقیق شدم
ولی اگه جسدی باشه و جمع کننده ها اونو یه جایی پنهان کرده باشن
.احتمالاً اون انباره
.من اینو از همسر کانروی گرفتم
.اون آخرین بازمانده ی جمع کننده هاست
.تبدیلش کردم
.باورنکردنیه
جمع کننده ها داشتن سعی میکردن .روی اتاقِ شماره 9 آزمایشاتی انجام بدن
.ببین، اونا وسیله ها رو روی در میخ میکردن
.این بزرگه
وداره عجیب تر میشه
چـ...الان داره چه اتفاقی میفته؟
.فکر کنم این جاییه که دنیا تقریباً تموم میشه
.فیلم اصلی دزدیده شده بود
.یکی یه قدم از ما جلوتره
.میرم یه سر و گوشی آب بدم ببینم لژیون چیکار میکنه
وکیلت که برگشته پیتزبورگ .الان زنگ زد
.میخواد بدونه چطوری اجازه دادیم جو در بره
.نمیدونم
.اختلالات توهمی هم که نداری
.تو پاکی
.نه، مارتین روبر با من یه کاری کرد
من فکر میکنم به محض اینکه دکتر ها باهاتون کاری نداشتن
.باید برید خونه بازرس
.تا وقتی مارتین روبر رو پیدا نکنم نمیرم
.احتمالاً از بی آبی میمیرم
.فقط قکر کردم به این نکته اشاره کنم
!نه
!نه! نه
...نه، نه
!نه، نه
!نه! نه
من ترفیع گرفتم، از خود کشیش اعظم
.بنابراین تلفنت مستقیماً به من گزارش میده
.تبریک میگم پارچمن
.ممنونم
میتونست ترفیع مال تو باشه
ولی تو به روبر اجازه دادی .دو تا از وسیله ها رو از زیر دماغت کش بره
میدونی تنبیهِ اون کار چیه؟
.من اون وسیله ها رو برمیگردونم
.و مراقب روبر هستم
.خوبه
.از دست دادن تو شرم آوره
.کلید، ساعت و قیچی
میخوایم برگردن به انبار .هرسه تاشون رو میخوایم
بین من و تو البته فقط الان .کلید و ساعت رو داریم
.این قیچیه
من فکر کنم یکی رو میشناسم که .میتونه به ما کمک کنه پیداشون کنیم
.موضوع اینه که شما غیبتون زد آقای کراتزفلد
.آقای سود دوربین حفاظتی و همه چیز داره
.آره، من توی سیستم امنیتیم یه مقدار ضعف داشتم
.اون الان داره سعی میکنه اون دی.وی.دی رو بفروشه
خب، شماها دنبال چی میگردید؟
.قیچی
.زدین به هدف
.میشه 10000 دلار .پول نقد
.5000دلار
.خیلی خب، 10 تا .12تا
فکر میکنم برای یه روز .صبوریِ منو امتحان کردی
،زوریدا فوگورووا .واشنگتن
اون مواد میفروشه .غذای آفریقای جنوبی هم داره
خطرناکه؟
خیلی کم میرن دنبالِ قیچی
ولی الان اون قیچی رو سه ساله که داره
.پس حتماً باید یه فکری براش کرده باشه
و دقیقاً اون قیچی چیکار میکنه؟
.اشیا رو دوران میده
پس یعنی باهاش بشقاب ها رو میگردونن؟
رفقا، اگه میخواید اطلاعات هم درباره شون .بدونید، اونم قیمتِ خودشو داره
خب، خونه ی زورایدا طبقه ی چهارمه
و اگه هنوز اون قیچی رو داشته باشه
.احتمالاً فقط قادریم اونو ازش بخریم
.منطقه ی خیلی عالی ایه
ببینم دلیلی داشت که از طریق اتاقِ مسافرخونه نیومدیم اینجا؟
.این فقط...این به این سادگی نیست .من تا حالا اینجا نیومدم
No comments yet. Be the first to leave one.