The first 200 lines.
وقتي به مشکل ميخوري، توي خطري يا ترسيدي، اسممُ که صدا بزني
هميشه جلوت ظاهر ميشم و ازت محافظت ميکنم
بالاخره ظاهر شدي، پري؟
حالا، تو تنها کسي هستي که ميتونه بيرون از اينجا منو صدا بزنه
قدرت اعظم، سون او گونگ، تا آخرش ازم محافظت کن
اگه قدرت گوم گانگ گو رو ناديده بگيريم، اونوقت چه رابطه اي داريم؟
صداي زنگ ناقوسُ شنيدم
واسه همين بد برداشت کردم
که شايد براي هم مقدر شده باشيم
مثل نيمه ي گمشده
پس براي همين آرزوي همچين چيزاي بيخودي رو داشتي؟
آره. ولي حالا ميدونم
که همچين چيزي
هيچوقت اتفاق نميفته
به هوش اومدي؟
ميتوني بهم بگي چي شد؟
اون بچه اي رو که
با استعداد خاصش تو رو ناراحت کرده، با خودم ميبرم
...اون کتاب فروش
به بچگيام گفت منو با خودش ميبره
اوه، پس اينطور بوده؟
و اونطوري شد که توانايي سام جانگ رو از دست دادي
چي؟ - گفتي ازش خواستي اون چيزي رو که خاصت کرده با خودش ببره -
پس ... واقعا اينکارو کرد؟
تمام قدرتات به عنوان سام جانگ
الان به اون کتاب فروش رسيده
جين سون مي، تو ديگه سام جانگ نيستي
حالا ميتوني همونطور که هميشه ميخواستي يه زندگي عادي داشته باشي
و ديگه دليلي نداره بازم همديگه رو ببينيم
ديگه يه آدم عاديم؟
الان ديگه سرنوشت سام جانگ، کاملا به اون کتاب فروش داده شده
پس اون قراردادي که با سون اوگونگ داشت هم به اون واگذار شده؟
بايد همينطور باشه
چون جين سون مي بچه اي که به کتاب فروش داده شده، اون قرارداد رو بسته بود
جين سون مي بچه اي که با من قرارداد بست توي يکي از کتاباي اينجاست
براي همين تونستي منو صدا کني؟
حالا فقط من ميتونم قدرت اعظمُ صدا کنم
چون من مالک جديد گوم گانگ گو هستم
قلبت ديگه عاشق من ميشه
لعنتي
ديگه نميتونم تحملش کنم
صاحب گوم گانگ گو عوض شده؟
قدرت سام جانگ، و قراردادش به اون واگذار شده
پس طبيعتا، عشقي هم که به خاطر گوم گانگ به وجود اومد، واگذار ميشه؟
ممکنه همينطور باشه. ولي هيچ راهي براي دونستن
اينکه گوم گانگ گو با توانايي سام جانگ فعال شده
يا جين سون مي آدميزاد، وجود نداره
چطور ممکنه با توانايي يه آدميزاد فعال شده باشه؟ حتما با توانايي سام جانگ فعال شده
پس حالا
کسي که سون اوگونگ دوست داره، نميتونه سام جانگ باشه
و کسي نيست جز کتاب فروش
اين چيزيه که فقط او گونگ ميدونه
انگار تو صاحب گوم گانگ گو نيستي
حتي با اينکه با ترس بهم خيره شدي بايد به نظرم خوشگل بياي
ولي حتي وقتي لبخند ميزني هم نميتونم بهت نگاه کنم
به چي زل زدي؟
نميتوني بهم صدمه بزني. من قرارداد دارم
بعد از اون همه صدمه اي که ديدي، بازم نفهميدي؟ من خيلي بدم
فکر مي کني يه آدم بد با وفاداري تمام به يه قرارداد پايبند ميمونه؟ بايد
گوم گانگ گو رو به اون آدم خيلي بد وصل کني
پس واسه اين اومدي اينجا که کتاب اون دخترو پيدا کني؟
چکار کنيم؟ هيچوقت نميتوني پيداش کني، مگر اينکه اون دختر بخواد
اون خودش ازم خواست
که استعداد خاصش رو که باعث بدبختيش شده ازش بگيرم
بلاخره ميتونه مثل يه آدم عادي زندگي کنه
فکر ميکني اگه برگرده به اون کسي که قبلا بود، خوشحال ميشه؟
نه، احتمالا خوشحال نميشه
خوش به حالش. منم نيومدم اينجا که تغييرش بدم
سون او گونگ، نيومدي اينجا که کتابُ پيدا کني؟
چرا بايد دنبالش بگردم؟ اين يه فرصت طلايي براي فسخ قراردادـه. بايد دو دستي بهش بچسبم
!اگه نيومدي دنبال کتاب بگردي، پس چرا بايد منو بزني
چون حالم خوش نيست. گرفتي؟
صاحب گوم گانگ گو؟ مزخرفه
فقط يه نفر صاحب گوم گانگ گوئه
هي، به جاي اينکه بکشمت، ميذارم زنده بموني
پس اين کتابا رو خوب قايم کن
و اگه الکي صدام کني، ميکشمت
من قدرت و قردادشو ازش گرفتم
ولي چرا گوم گانگ گو هنوز همونجوريه؟
کتابايي که روح بچه ها توشون اسيره، اينجا نيست؟
بچه، چطور از کتابت اومدي بيرون؟
با قدرت اعظم حرف زدي ولي مي بينم که دوباره ساکت شدي
بايد باهام بياي
شک ندارم که مُرده
چرا يه دفعه مُرد؟
بله
توي راه پله ي طبقه دوم ايستگاه پخشم. زود باش
کجا رفت؟
مطمئنم که مُرده بود ولي يه دفعه جسدش ناپديد شد
اون دختره
اون چيه؟
بو جا کجاست؟ گوشيشو هم جواب نميده
دوتايي کجا ميخواين بريد؟ منم با خودتون ببرين
چرا همش خودتو به بقيه ميچسبوني و توي برنامه هاشون مزاحم ميشي؟
ديگه خبرا درباره مون پخش شده، پس چه اشکالي داره؟
خيلي زود اخبار جداييمون پخش ميشه. الان يعني با هم مشکل داريم، نميتونيم همديگه رو ببينيم
فکر ميکنم ميتونيم با مشکلاتمون کنار بيايم
بريم درياي شرقي؟ بهت قصر دريايي اژدها رو نشون ميدم
تو رو که از خونه ت انداختن بيرون. ايش
بو جا! بو جا! چت شده؟
چرا اينجوري شده؟
انگار زامبي عجيب غريب شده
جو پال گه، شاهزاده
حس عجيبي دارم
من که گوي انرژي هم بهت دادم، چرا اينجوري شدي؟
خوکي، چرا زامبي اينقدر فاسد شده؟ بو ميده
زنم توي خونه مراقب بچه هاس. حالتون خوبه، رئيس؟
خوبم
يه حادثه ي بد رو از سر گذرونديم
اگه نميخواين، چيزي درباره ش نميپرسم
ولي چطور ميدونستين اونجا ممکنه آتيش بگيره و اون بچه رو نجات دادين؟
يکم ترسناکه
ولي حس ميکنم شما آدم خيلي خاصي هستين
به هر حال، کار خيلي خوبي کردين
ديگه همچين چيزايي اتفاق نميفته
و منشي سون چطور؟ مگه کارش محافظت از شما نيست؟ پس توي اون موقعيت کجا بود؟
درسته
عادت داشت بدون اينکه خبرش کنم، بياد. ولي ديگه نمياد
تو ديگه سام جانگ نيستي
واقعا حقيقت داره؟
اگه سام جانگ نباشي ديگه دليلي نداره قدرت اعظمُ صدا کني
اگه توانايي خاصت ناپديد بشه، اونوقت منم ناپديد مي شم
واقعا باهاش مشکل نداري؟
دوست داري اونطوري بشه؟
سون او گونگ
سون او گونگ
سون او گونگ
واقعا نمياد
آه، چقدر زيباييد
اومدم کسي رو ببينم که قدرت سام جانگ رو گرفته
منشي ما
لطفا با شرکت سرگرمي لوسيفر قرارداد ببندين
اومدين داداشُ ببينيد؟
وقتي صداش کردم نيومد
اينجاست؟
داخله
بفرماييد داخل
سون او گونگ
هي، جين سون مي. تو عوض شدي
ميدونستي؟
همونطور که ميخواستي، يه آدم عادي شدي
تبريک ميگم
ولي چرا اومدي اينجا؟ ديگه دليلي نداره منو ببيني
واقعا موقعي که صدات کردم، نيومدي؟
آره. شنيدم قراردادُ واگذار کردي
پس ديگه ازم محافظت نميکني؟
ديگه نيازي نيست ازت محافظت کنم
تو ديگه سام جانگ نيستي، پس ديگه هيچ روح خبيثي هم دنبالت نيست
پس ديگه هيچ دليلي هم نداره صدام کني، و منم اگه صدام کني، نميام
فقط عادي و راحت زندگي کن
گوم گانگ گو چي؟
هنوزم اون دستته
ديگه عاشقم نيستي؟
فکر کنم. ديگه خيلي خوشگل نيستي
پس خدا رو شکر
ديگه لازم نيست ببينمت
چي؟ صاحب گوم گانگ گو عوض نشده؟
با اينکه توانايي سام جانگ و قراردادش با سون او گونگ به من واگذار شده
قدرت گوم گانگ گو واگذار نشده
پس سون او گونگ هنوزم
برده ي عشق جين سون مي ـه
لعنتي، واقعا که
داداش، جين سون مي رفت
باشه. آه، خيلي خوب تحملش کردم
توي لحظه ي آخر، ديگه داشت طاقتم تموم ميشد و نزديک بود جلوي رفتنشو بگيرم
خيلي خوب تحملش کردين
اگه از اين فرصت خوب استفاده کنين، ميتونين خودتونُ از بند قرارداد آزاد کنين
آره. فقط بايد جلوي اين عشق شومُ بگيرم
حالا تونستين از جين سون مي مخفيش کنين
با ما وانگ ميخواين چکار کنين؟
احتمالا سعي مي کنه ازش استفاده کنه تا با شکار براش امتياز جمع کنم
سخت ميشه منصرفش کرد
بايد با صداقت بهش نزديک بشم
جين سون مي ازت هيچي نپرسيد يا مزاحمت نشد، نه؟
نه اصلا. فقط برگشت و رفت
درسته
انگار اصلا دوستم نداشت
...و جين سون مي
ديگه درباره ش حرف نزن. اگه بيشتر درد بگيره، نميتونم طاقت بيارم
هيچي نميگم
اصلا ... حرفي نميزنم
گفتين ديگه دليلي نداره همديگه رو ببينيم. چرا اومدين اينجا؟
تو با شرکت ما قرارداد داري
نميتونيم همينجوري تمومش کنيم
سون او گونگ رو ديدي؟
بله. همونطور که گفتين، من ديگه سام جانگ نيستم
الان، حتي اگه صداشم کنم، گفت نمياد
خودش گفت؟
درباره ي گوم گانگ گو چي گفت؟
فکر کنم اونم ديگه به درد نميخوره. هيچ قدرتي نداره
اوه، واقعا؟
من ديگه نه سام جانگم، نه صاحب گوم گانگ گو
پس فکر نکنم راه ديگه اي براي حفظ قراردادم با شما وجود داشته باشه
تو مسئول فسخ قراردادي
پس منم حداقل بايد يه چيزي ازت بگيرم
بايد جريمه ي فسخ قراردادُ پرداخت کنم؟
...خب، اگه ميخواي. يا
زندگيت ميتونه جور ديگه اي بشه
بايد بهش فکر کنم ببينم چطور ميتونم بقيه ي قرارداد رو با تو که الان انساني حل کنم
حالا چه اتفاقي براي سون او گونگ ميفته؟
No comments yet. Be the first to leave one.