The first 121 lines.
دانلودها تقدیم میکند
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
اســـــــــتار عليه نيرو هاي شــــيطــاني
!ببین,هانا !یه اتفاقی داره می افته
وای بهت گفته بودم که کار میکنه کوئیزار
هی, چیکار میکنین دخترا؟ -
شمارو, اسککی !بیاین اینو ببینین
!داره اتفاق می افته
چه اتفاقی؟
!ناب ناب, تو برگشتی
اوه, اون انفجار واقعا صورتتو خراب کرده
!سوپرایز
!لودو؟
دلت برام تنگ شده بود, پرنسس؟
!چوب دستی رو رد کن بیاد
ک-ک-ک-کدوم چوب دستی؟
آه, فکر کنم میخواستی بگی زنگوله
زنگوله! من گفتم چوب دستی؟
!منظورم همون زنگوله بود
هیچوقت زنگوله ی جادوئیمو به تو نمیدم
!هنوز کارمون با بدن مُرده ی شرمامو تموم نشده
آی! چی داری میگی, کوئیزار
قهرمانه من
خیله خب, ماهی پرنده ...من ببر اون بالا تا بتونم اون چو بدستی
!آه, آه زنگلوه رو بگیرم
!زنگوله,گفتم زنگوله
نه , لودو شنیدم که گفتی چوب دستی
و اینم یه زنگولس
خیله خب خیله خب
!فقط سریع پروزا کن منو ببر پیشش
چه خبر شده؟
صبر کن, خب, سلام
!فکر کنم باید خداحافظی کنی
!خوب گفتی, کوئیزار
!اوه نه, صبر کن
!خواهش میکنم !ترو خدا به من رحم کن
!منم بهت رحم میکنم
!اِلِواتو
خب,کارم دوباره ساختس
بعد از اون همه کاری که با خودم کردم
من برگشتم توی همون الگوی قدیمی
گرفتن وسایل جادوئی !و شکست خوردن توی اونا
دارم با زندگیم چیکار میکنم؟
یعنی فقط باید به یه چوب دستیه کوفتی اهمیت بدم؟
!لودو
!دنیس؟
Dennis!
اوه, نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود !برادر
!و ببین کیا دیگه اینجان
!عنکبوت !اوه, خیلی خوبه که میبینمت
و.آه.هرکسی که این هس
شما ها اینجا چیکار میکنید؟
ما میخواستیم سوپرایزت کنیم ولی این دور و اطراف نبودی
چیکارا میکردی؟
اوه, مهم نیست
چون دیگه اصلا باهاش کاری ندارم
الان مهم اینه که تو اینجائی
و منم سوپرایز شدم
خب, راستش بازم سوپرایز مونده
!اوه, خیلی هیجان انگیزه
!اوووه! میخوام ببینم !میخوام ببینم
نه, نه, نباید ببینم
اوه,دنیس,میشه دیگه این چشم بند هارو بردارم؟
خودت میتونی برشداری
اوووه! دیگه نمیتونم صبر کنم
!سوپرایز
قلعه ی آواریوس
من از پیش مامان و بابا اومدم اینجا تا وقتمو صرف
برگردوندن قلعه کنم
!حتی سندش هم دارم
دنیس من الان میرم
مشکل چیه؟
من تلاش میکنم که از گذشتم دوری کنم
!واون قلعه بدترین یاد آور منه
عنکبوت بیا از اینجا بریم بیرون
میدونم یه عالمه خاطرات بد اینجا داری
اما من میخوام که خاطره های جدید بسازم
و میخوام اونا رو با تو بسازم
باشه
بخاطر تو
عالیه! حالا بزار خونه ی جدید مونو بازسازی کنیم
اوه,وای چی توی اینجا بود؟
اسم مناسبی براش انتخاب نکردیم
اما اینجا اتاق طرح ریزیه من بود
اولین نقشه ی دزدیدن اون چوب دستی رو اینجا کشیدم
عجب روز هیجان انگیزی بود
!لودو اینجا کجا بوده؟
اوه, اینجا اتاق خوابم بود
اینجا جاییه که رویا های قشنگی با اون چوب دستی میدیدم
!اما, نه, نه این ماله خیلی وقت پیشه
!هی, من پیداش کردم
عاشقش میشی
!این تخته توئه
از لحاظ فنی یه صندلی چرخ داره
خب, برو روش بشین
اوه, نه ممنون
زودباش, لودو
نشینم بهتره
خیلی دنج و راحته
شد یبار من بگم نه و با من موافقت کنی؟
اما من اینو سره هم کردم فقط برای تو
خب, فکر نکنم یذره نشستن به جایی بر بخوره
خیله خب, من, فقط , آه
قُمبُل پر پری مو میزارم روی این مُتکای پر پری
!اوووه, چقدر راحته
خب,نظرت چیه
این همون حسی رو بهم میده که دوست دارم
خیله خب, کارگرهامون تا چند دقیقه دیگه میرسن اینجا
ک-کارگر ها؟
!رسیدیم, رئیس
اوه ,نه
من یه سری از هیولا های خودمون رو استخدام کردم
اون هارو دستیار خودتون در نظر بگیرید
آره, درست مثل قدیما, رئیس
خب دیگه, من میرم بازار تا یه سری
No comments yet. Be the first to leave one.