The first 200 lines.
حلقه ی یاقوت
عاشقتم ، رونا
بیا ازدواج کنیم
دیگه جونگ رونایی تو زندگیم نیست
آخرین خاطرات باقی مونده از
عشقم برای تو رو دور ریختم
من امروز به روبی پیشنهاد ازدواج دادم
ما ازدواج می کنیم
و خوشبخت میشیم
اوه، نه
خوب بگرد، رونا
رونا، من باید زودی رو آنتن برم
مجبورم برم، متاسفم
روبی، روبی
چرا احساس پوچی میکنم؟
چرا احساس میکنم سقوط کردم؟
من واقعا دوستش داشتم؟
نه، نداشتم
نا اینسو کسی بود که بهش نیاز داشتم
سلام
اما جونگ رونا
چه خبره؟ حسادت؟
اما چرا؟ تو همه چیز داری
تو هر چیزی که روبی داشت رو داری
و از اونجاییکه روبی عروسی میکنه
اون بیشتر از این نمی تونه آزارت بده
تو هر چیزی رو که بخوای دراختیارت خواهد بود
پس چرا؟ چرا؟
.:.:(Rahasam_86)ترجمه و زيرنويس: رهارها:.:.
تمرکز کن، جونگ رونا
تو هنوز راه زیادی در پیش داری
چیکار میکنی؟
اوه، خب
مشکل چیه؟
نمیدونم چیکار کنم، حلقه رو گم کردم
حلقه ای که برای پیشنهاد ازدواج به من دادی
حالا من باید چیکار کنم؟
اشکال نداره
اون گرون نبود، یکی دیگه برات میخرم
مسئله قیمتش نیست
اون خیلی باارزش بود
با ارزشتر از
رونا مگه کسی هست؟
اوه، فردا تعطیلی؟
بله
پس میتونی فردا صبح خودتو برسونی؟
خوشحال میشم
اما فکر کنم برنامه کل شب طول بکشه
کار زیادیه
مشکلی نیست
پس ، فردا می بینمت
خانم جونگ
بله؟
میتونید یک لحظه اینجا تشریف بیارید؟
اومدم
چیکار باید کنم
اگه شما اینکارو برای دو ماه انجام بدید پوستتون کاملا جوون میشه
و همه ی مردای خیابون
به غیر از شما به کسی نگاه نمی کنند
چی؟
تو نمی دونی من چندساله م هست؟
چه مزخرفی
درباره ی چی صحبت می کنید؟
مامان، روراست باش
و به ندای قلبت گوش بده
یک زن تا روز مرگش یک زن خواهد بود
اوه، عجب
فقط خواستم یه چیزایی رو یادآوری کنم
بینی تون
چی؟ بینی من چی؟
بینی تون
که چی؟
سوراخ های بینی خیلی بزرگی دارید
ببین منو
دارم سعی می کنم دهنمو بسته نگه دارم
الو
خانم جانگ گیوم هوی
دلم برات تنگ شده
الو؟ الو؟
اون کیه؟ یه مرد؟
باید رونا باشه
سلام
رونا تو خیلی زود خونه اومدی
بله همینطور
شام خوردی؟
البته
چیکارا کردی؟
فردا تعطیلم
اینسو و من میخوایم به یک پیک نیک بریم
برای همینم دارم ساندویچ درست میکنم
واقعا؟ خوشحالم برات
قبل از ازدواج از این باهم بودن لذت ببرید
خب، ما کِی قراره پدر و مادر اینسو رو ببینیم؟
خب
مامان، من به اینسو گفتم بهتر زمان بیشتری به خودمون بدیم
تا در مورد یه سری مسائل بیشتر فکر کنیم
ها؟
چی؟ در مورد چی حرف میزنی؟
تصمیم نداری باهاش ازدواج کنی؟
این نمی تونه درست باشه. اون پیشنهاد رو قبول کردی
چرا،رونا؟ چرا نمی خوای ازدواج کنی؟
آقای نا زمان زیادی رو به پات نشسته
نه اینکه نمی خوام باهاش ازدواج کنم
مامان، من هیچ پس اندازی ندارم
باید سخت کار کنم و
هی، پول بهونه ی خوبی نیست
تو میتونی وام بگیری
و عروسیتو برگزار کنی
و بعدا پس بدی
راس میگه، رونا
نگران پول نباش و فقط ازدواج کن
عروسی نیاز به خرج و مخارج غیر عادی نداره
واقعا که
راستش، بخاطر اینه که
خودم نمیخوام توی همچین شرایطی ازدواج کنم
چی؟ چه شرایطی
من هنوز کاملا بهبود پیدا نکردم
من هیچ چیزی در مورد
گذشته م نمی دونم
نمی دونم تو مدرسه چه جوری بودم
چه شخصیتی رو دوست داشتم
یا دوستهام کیا بودن
نمیتونم کورمال کورمال زندگی کنم
کورمال؟ حرفهای احمقانه نزن
ما همه چیزو در موردت گفتیم
تو
خب ... تو
به طور خلاصه، تو یه مشکل ساز بودی
و تو مدرسه هم خیلی بد بودی
اما الان چه اهمیتی داره؟
تو الان عالی کار میکنی و خوب هستی
فقط ازدواج کن، باشه؟
آره، رونا
بخاطر اینسو، اگه دلیل دیگه ای هم نداری
اون خودشُ برای تو فدا کرده
درسته، رونا، فقط ازدواج کن
چوریم ، فکر میکنی رونا
از ازدواجش صرف نظر کنه؟
شک دارم
چی از یه عشق برای زندگی ضروری تره؟
واقعا با دونگ پال تموم کردی؟
هی، این واضح نیست؟
نمی تونم دیگه تو ضورتش نگاه کنم
پس اونو فراموش کن و یه قرار بذار
با مردی که کمک میکنه یه مرد دیگه رو فراموش کنی
یه قرار؟
هر دوتا
عجیب نیست؟
من هر دوتا رو میخواستم
من هم نااینسو و هم گیونگمینُ
من هیچ قدرت انتخابی بین اونها نداشتم
برای همین هر دو رو میخواستم
یکیشون تقدیر
و اون یکی جاه طلبی بود
مردم میگن اگه یکیشونُ داشته باشی
خوشبخت میشی
اونا میگن این چیزا لازمه ی این دنیاست
پس منو محکوم نکن
همه ی انسانها حریص هستن، مگه نه؟
اینسو
هنوز نرفتی؟
من جلوی آپارتمانت هستم
الان؟ حالا چیکار کنم
مادر آقای کیم فوت کرده
حالش بد بود
ازم خواسته که جاشو پر کنم
اون یه برنامه ی زنده داره
خب، نمی شه کاری کرد
به محض اینکه کارم تموم شد، خودمو می رسونم
فقط همونجا بمون، باشه؟
آقای نا
باید برم. می بینمت
آقای نا
اومدم
16جولای 2012؟
این مال قبل از تصادفه
چقدر عجیبه
چرا همه ی عکسهای من پاره شده؟
و عکس سونوگرافی بچه چیه؟
بله
اون گفت که تو برای یک آزمایش میری
برای یک زایمان در 16 جولای 2012
من کار قوی برای تولید میخوام
بله آقای نا باشه
میتونی جوابشو بدی
متاسفم
در دسترس نمی باشد
چطوری؟
بچه داشتی؟
بچه؟
اوه
نداشتی؟
دکتر من واقعا حامله بودم؟
ببخشید؟ منظورتون چیه؟
شما صد در صد حامله بودید
این پرونده ی ماست
و شما چندین بار برای سقط جنین درخواست داده بودید
برای سقط جنین درخواست داده بودم؟
بله، میخواستم برای تجدید نظر کردن در این مورد با شما صحبت کنم
اما شما گوش نمی دادید
No comments yet. Be the first to leave one.