The first 200 lines.
قسمت دوم
اگه نتونه خودشو کنترل کنه چی میشه؟
همه میمیرن
پدرش،مادرش و برادراش همه میمیرن
...بابا
بابا
داری با آبنبات های عسلی برمیگردی دیگه؟
گیل دونگ
...دیگه باید بریم پایین
تا به ارباب جوون تو درس خوندن کمک کنیم
باشه
بلند کردنش خیلی واسم سخته
آخه پس چرا این همه جمع کردی؟
ببخشید که دیر کردیم
همش تقصیر من بود
برو یه کم اب بیار باشه
"خواب"
"بخشیدن"
میتونی اشتباهاشو بگی؟
چی؟
گفته بودی که وقتی کمکش میکردی یه چیزایی یاد گرفتی
پس بهم بگو
اشتباهش چی بود؟
زودباش
به نوشتن ادامه بده
بهت گفته بودم تو درساش بهش کمک کنی
تا الان داشتی کجا ولگردی میکردی؟
لطفا التماستون میکنم
...به درگاه همه کسایی که
اون بالا دارن میشنون دعا میکنم
لطفا توی راه از آه موگه مراقبت کنین
و تو راه برگشت محافظش باشین
لطفا التماستون میکنم
لطفا التماستون میکنم
...ما قراره که با شهر بقلیمون
مسابقه سنگ اندازی داشته باشیم خبر دارین دیگه؟
بله ارباب جوون بله ارباب جوون
شهر ما دفعه قبل باخت
ولی اگه دوباره ببازیم هیچ کدومتون نمی بخشم
بله ارباب جوون بله ارباب جوون
پرتاب کنین
پرتاب کنین محکم تر
برو کنار بزنش
محکم تر
فک کرده داره چیکار میکنه؟
بیا اونو بزنیم؟
حتی اگه بهشم بخوره از کجا میخواد بفهمه که کار کی بوده؟
امتحان کنیم؟ آره
محکم تر
پرت کنین
مهم نیس که چقد همه چیز بی عادلانه باشه
...بچه نیرومند
نباید از قدرتش استفاده کنه
فهمیدی؟
تو نمیتونی منکه بهت گفتم
محکم تر
کارت حرف نداره
عقلتو از دست دادی؟
باید خوب ازش مراقبت میکردی؟
معذرت میخوام بانو
اگه زخم برمیداشت چی؟ داره سرش داد میزنه
مشکلی نیس
پدرم احتمالا الان داره به خوردن برنج فک میکنه
برنج؟ ...پدرم میگه که
وقتی یه سگ به سمتتون پارس بکنه به خوردن برنج فک کنیم
منم وقتی زخمی میشم به برنج فک میکنم
وقتی به خوردن برنج با یه چیز چرب فک میکنم
درد اون زخم کمتر میشه
...پس شاید بهتره باشه که منم
به برنج با گوشت کبابی فک کنم
هیییی
تو که تا حالا گوشت کبابی نخوردی
اونطوری بی فایده است باید به یه چیزی فک کنی که قبلا خوردی
ببینم مگه کس دیگه ای هم هست که
پاهاش به بزرگی پای بابامون باشه؟
راست میگی ها
بابا
بابا
بابا
حالت خوبه؟ آره
بابا
برگشتین؟
بابا برگشته
بابا برگشته بابا برگشته
بابا برگشته
بابا برگشته بابا برگشته
بچه هارو کجا دیدی؟
این چیزیه که به شوهری که چند ماهه ندیدیش میگی؟
بدشون به من
نکن بچه ها دارن نگاه میکنن
چه بلایی سر پاهات آوردی؟
بابام برگشته باشه
بابام برگشته
بابام برگشته
مادرم گفت که برم ماهی بخرم
بابا
گیل دونگ
کاری که بابا بهت گفته بود انجام دادی دیگه؟
آره
آفرین
پسر خوب
این دفعه
این دفعه تونستم فقط دو رول کتان بیارم
ابریشمش خیلی قشنگه مگه نه؟
مثل اینکه خیلی توانایی
خجالتم میدین ارباب
نبودن سایتون روی سرم
خیلی واسم سخت بود
چطوری اینارو بدست آوردی؟
میدونین که مردم مینگ خیلی پوست دوست دارن مگه نه؟
آره اونا میگن که پوست
سمور چوسان خیلی نرم ولطیفه
خب که چی؟ پوست اینجا کمیابه
ولی تو شمال خیلی زیاده
و شنیدم که کتان اونجا خیلی نایابه
...بخاطر همین
...با پولی که از فروش ماهی بدست آوردم کتان خریدم
و اونو با پوستایی که مردم کوهستان داشتن عوض کرم
و بعدش فروختمش
همشونو فروختم
...پس میتونی بقیه چیزایی رو که تو انبار هست
با همین روش بفروشی؟
آره میتونم ولی
فصل پوست دیگه تموم شده
باید با یه چیز دیگه برم
من چندتا دوست پیدا کردم که خیلی توانا هستن
و فک کنم اگه باهاشون بمونم
بتونم سود خوبی بدست بیارم
...باید
دور بر اون تاجرا باشم و دنبالشون کنم؟
آره تو باید خارج از خونه زندگی کنی
و به دنبال کردن اون تاجرا ادامه بدی
ممنونم ارباب
حتی اگه بری بیرون خونه هم زندگی کنی
هر وقت که بهت گفت باید برگردی
نیازی به گفتنش نیس
اگه بشنوم که صدام کردین
حتی اگه از نفسم افتاده باشم بازم میدوم میام
تو واقعا عجب ادمی هستی
خونه مال دونگ خالیه میتونی بری اونجا زندگی کنی
همسرتم
تو کارهای مزرعمون کمک میکنه
میتونیم خمره اینجا بذاریم
آشپزخونشم بزرگ و قشنگه
خدای من
کفشم با کاغذ روغنی پوشیده شده
گیل هیون
بابا
بهت قول داده بودم که واست میگیرمش
دیگه نمیخواد نگران ارباب جو باشی
با خیال راحت بشین و درس بخون باشه؟ باشه
اینام برای گیل هیون و گیل دونگ
وای این برنجه
اره از حالا به بعد میتونی برنج بخوری
زودباش بخور
لطفا بخور
داری چیکار میکنی؟
ارباب جو خدمتکارارو مجبور میکرد از اون قانون احمقانه پیروی کنن
بخاطر همین نمیتونستم باهات سر یه میز غذا بخورم
مامان این برنج حتی بدون جویدن هم راحت از گلو پایین میره
نه
چرا نه؟
...من حتی یه لحظه هم استراحت نکردم
و مستقیم اومدم خونه اونم فقط با فک کردن به پوست لطیف تو
نمیشه
باردارم
چی؟
...اون شب شب قبل اینکه برم؟
باید نیروتو واسه اون سفر طولانی ذخیره میکردی
بجاش تمام شب چسبیده بودی بهم
فردا باید بریم پیش یه دکتر
از کی تا حالا وقتی که من باردارم میریم پیش دکتر؟
باید بریم
از این به بعد هرکاری که نجیب زاده ها میکنن منم میکنم
خدای من مراقب زبونت باش
اون بارداره
بچه هم کاملا سالمه
خدای من چه خبر خوبی واقعا که چه سعادتی
بچه کجاست؟
الان که نمیتونی بچه رو ببینی
منظورش اینه که اون حامله است حامله یعنی چی؟
یه چیزی آدم چطوری حامله میشه؟
لازم نکرده تو بدونی
آه موگه
آه موگه
اهای بچه
خونه آه موگه اینجاس؟
خدای من
سلام ببین کی اومده
هنوز زنده ای که
بهت گفته بودم که امروز مهمون داریم
یادمه،وسایل نوشیدنی آماده کردم
این همسرمه سلام
این تاجریه که باهام سفر میکنه
چیزی واسه خوردن نداریم
نه اشکالی نداره
خدای من
اهای بچه تو گیل دونگی؟
سلام کن
...چی
No comments yet. Be the first to leave one.