The first 180 lines.
nankai datte naitatte ii yo azamukenai kara
هرچقدرم که گریه کنی نمیتونی گولم بزنی
kono mune ni himeta monogatari ga sekai to tsunagarun da
قصهای که توی قلبمه به گوش دنیا میرسه
somosomo kizu wo ou kurai no yuukan na ningen janai tte koto
من اصلاً اونقدری قوی نیستم که بتونم دردی رو تحمل کنم
jibun demo itai kurai wakatteru dakara waratte yarisugoshita
با اینکه میدونستم دردناکه، بازم لبخند زدم و پذیرفتمش
hiiroo wa kitto yatte kite kureru
قهرمان حتماً میاد
dou demo ii yo datte douse boku wa
مهم نیست، چون اون قهرمانم
?kore wa dare no sutoorii nan da
این قصه در مورد کیه؟
damatte hitogomi ni magireta
بی سر و صدا سُر خوردم وسط جمعیت
uwanosora hakidasu koe damasenai na kono honne
اون صدای گم، نمیتونه احساسات واقعی رو گول بزنه
iwakan darake no kuraimakkusu
یه اوج، پر از ناراحتی
nattoku dekinai endo rooru
پردهی آخرِی که رضایت بخش نیست
happii endo nara sore de ii nante uso
!میگن "اشکال نداره تهش خوب تموم میشه" ولی اینطور نیست
bokura jiyuu jizai jibun shidai dakara monogatari wo hajimeyou
ما آزادیم! به من بستگی داره، پس بیا داستانو شروع کنیم
!aa nariyamanai kokoro no sakebi tokihanatsu sono toki da
آه، وقت فریاد زدن قلبته، فریادهایی که ساکت نمی شن
tayori nai kotoba dake ja kawaranai kono mirai wa
حرف خالی که نمیتونه آینده رو عوض کنه
!!!aa dakishimetai shoudou ni makasete miyou yo
آه، بیا به وسوسه ی در آغوش گرفتنِ هم تن بدیم
nankai datte maketatte ii yo
مهم نیست چندبار باختی
warawarete ii yo
اشکالی نداره که بهش بخندی
kankei nai yo datte oikaketeru no wa asu no jibun da
مهم نیست، چون چیزی که دنبالشم، فردای خودمه
Dead Son :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
گفتی امید؟
...تبدیل کردن احساسات مردم به قدرتت
!مسخره ست
مثل اینکه یه کم دست کم گرفته بودمت پرسیوال
ولی با این زمان خریدن هاتم چیزی عوض نمیشه
به زودی این شهر نابود میشه و مراسم !آغاز میشه
قهرمانان جوان
نذارید هیچکس فرار کنه
!قربانیشون کنید
ما باید به هر قیمتی تابوت تاریکی ابدی رو !فعال کنیم
!اوه نه
!اوه نه! منو نخور
اون چیه؟
داراک! قربانیا حاضرن؟
من یه جورایی جایگاه رو برای !مراسم آماده کردم
...در این مورد... یه اتفاقی داره می افته
چیه؟
مرده ها دارن یکی پس از دیگری به دست !یه مهاجم مرموز نابود میشن
کیه؟ چندتان؟
!نمیدونیم
!کاملاً ناشناسن
هی، چه خبره؟
!کار تو بود؟
!هیولاها دارن از بین میرن
جنازه یه شوالیه مقدسی چیزیه؟
!سین پشتیبان خبر کرده
!باورم نمیشه
!تو باختی آیرون ساید
!آره ظاهرا
توی این مدت کم اینقدر زیاد رشد کردی پرسیوال
مطمئنم که وارگس دلش میخواست اینا رو ببینه
!تو اونو کشتی
،آره، به من دستور داده شد تا اینکارو بکنم ولی به دست خودم این اتفاق افتاد
دوبار هم سعی کردم پسر خودمو بکشم
ولی دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی بینیم
قطعاً به خاطر این شکست هام محاکمه !و اعدام میشم
لایق همینم هستم
،چه دستور داده باشن چه نه من از مسیری که باید توش باشم منحرف شدم
،پسرم
بذار برای بار آخر صورتتو ببینم
شاید لحظه مرگم بتونم به خاطر بیارمش
!نذار گولت بزنه پرسیوال
!اون یارو از شدت دروغ سیاه سیاهه
،نه عذرخواهی، نه پشیمونی نه توبه، نه عشق
مراسمش با شکست مواجه شده و حالا فقط میخواد که تو رو بکشه
داری تک تک سلول های بدنم رو عصبانی میکنی دختر کوچولو
راست میگی
امروز، زندگیت رو تموم میکنم، پرسیوال
!جایی نمیری
!چه سرعت خارق العاده ای
احساسات شما به من قدرت داد
!اینقدر ورجه وورجه نکن
هنوزم کرخته
...صفحه صفحه
صفحه دود؟
!منو دست کم نگیر
به راحتی میتونم حرکاتت رو پیش بینی کنم
جرئت نداری جدی باهاش بحنگیا پرسی
،هرچقدر که به نظرت قوی هستی اون ده برابرش قوی تره
،تا وقتی آیرون ساید کنار تابوته
حرکات ما تحت هر شرایطی محدود میشن
آره. باید یه جوری از تابوت دورش کنیم
!دانی
ها؟ چیه؟
تا کی میخوای فرار کنی؟
!خیلی خب، شلیک بعدی تمومش میکنه
!نمیتونی منو شکست بدی پرسیوال
...میدونم ولی
!نه، ولی میخوام برنده شم، آیرون ساید
!باید یه تیکه شو برداریم
اون صورت آیرون سایده؟
بابای پرسیوال
دیگه از حد گذروندیش پرسیوال
چه قدر که مایه ننگی
فکر کردی جلوی منو گرفتی؟
تموم کاری که باید بکنم کشتن تو و کنار هم گذاشتن تیکه های تابوت تاریکی ابدیه
و حتی اگه سیستانا قربانی های لازم رو فراهم نکنه
بریتانیا پره از اینجاها
تموم کاری که کردی یه خرده تاخیر توی مراسمه
بهت قول میدم
زندگیت همین جا تموم میشه
،متاسفانه، آیرون ساید همینجا دیگه باید فلنگو ببندی
اون کیه؟ متحده؟
از کجا اومد؟
ولم کن، مورتلاچ
توی مود خوبی نیستم
آروم باش آروم باش
میدونم
،بابت خراب شدن مراسم ناامیدی
وظیفه ات ایجاب میکنه که نذاری چهار شوالیه آخرالزمان فرار کنن
ولی مشکل، اون دشمن رازآلوده که مرده ها رو شکست داد
میدونی کیه؟
نه
ولی فکر میکنم مرده های سطح بالایی رو احضار کردی
و این بابا تو یه چشم به هم زدن همه رو نابود کرد
...اگه همچین هیولایی وجود داره
،حتما باید همون قهرمانان افسانه ای "هفت گناه کبیره"
یا کسی با همچین قدرت مبارزه ای باشه
گفتش "هفت گناه کبیره"؟
!امکان نداره
و اگه اینطور باشه ما تو خطریم
بهتر نیست الان عقب نشینی کنیم؟
به درک
پسر، بدجوری لهم
به زور میتونم تکون بخورم
حس میکنم دارم دیوونه میشم
آهاهاهاهاهاهاها
آههه؛ فکر کردم اجلم رسیده
مردی یه بار
به یکی بهتر از خودمون اعتماد کردیم !که تو زرد از آب دراومد
!نه درنیومد
!حتی نمیتونیم یه شمع براش روشن کنیم
،اگه پرسیوال اینجا نبود !همه مون مرده بودیم
!به علاوه، تو که تنهایی فرار کردیم
من... معذرت میخوام، باشه؟
نه
چون با هم کار کردیم تونستیم جلوشو بگیریم
،چون دانی
،ناسینس
و آنه اینجا بودن !تونستم این کارو بکنم
!آنه
!پدر
!خوشحالم که سالمی
متاسفم
وقتی از دستوراتش پیروی میکنم به احساسات !تو فکر هم نمی کنم
عملیات با موفقیت به پایان رسید نه؟
عه؟
!سین
آره، کی همه هیولاها رو شکست داد؟
چه ارتشی رو خبر کردی؟
پس کار سینِ افسانه ای نبود نه؟
میخوای بدونی؟
آره
رفیق جنگلیم بود
هان؟
...فکر کردی ما باورمون میشه
رفقای جنگلیت؟! عالیه
چه جور حیوونی بودن؟ بزرگن؟ چه رنگی ان؟
قرمزن. و بزرگتر از تو
No comments yet. Be the first to leave one.