The first 200 lines.
آرکیدیان تقدیم میکند
!آلیس
!آلیس
تو درک نمیکنی، دوت.
!تو اصلا درک نمی کنی
...کمک کنید
"اسرار قتل خانم فیشر" "فصل اول قسمت اول"
ببین کی اومده بانوی محترمه، خانم فراینی فیشر
!درست به موقع
این ور دنیا چطوره؟
بدجوری دلتنگته_ باید هم باشه-
آه، دوباره با خودت چمدون نیاوردی
سفر روی دریاها باید هیجان انگیز باشه
اگر نه با همون هواپیما میومدم
!روزنامه
!روزنامه
خب قصدت از اومدن به اینجا چی بود؟ سه ماه روی دریا وقت داشتی بهش فک کنی
خب، قصد داشتم تا جایی که میتونم از خانواده ام دور بشم
خب اینو که انجام دادی، بعدی؟
خب، میتونم زبان حبشی یاد بگیرم
یا اینکه رقصیدنم رو بهتر کنم
هر دومون می دونیم برای چی اینجایی
عزیزم، هر کاری کنی "جینی" دیگه برنمیگرده
ولی می تونم جلوی اون مرد رو بگیرم
صدر اعظم "هوگان" از مهمان های همیشگی این هتله
پس مستقیم میری پیش بالا دستی ها
خانم فیشر؟
متشکرم
ناهار دوستانه، امروزه؟
!همراه با "لیدیا اندروز"، چه دوست داشتنی
!"اه، و خاله "پرودنس
چه قدر بد شد که امروز باید برم اتاق عمل
"خانم "فراینی فیشر برای دیدن خانم "لیدیا اندروز" اومدم
منتظرم هستند
متاسفم، خانم...خانم فیشر
برنامه ناهار به علت فقدان خانوادگی برگزار نمیشه
کدوم فقدان!؟
آقای اندروز امروز صبح فوت کردند
!اه، فراینی
این چه مصیبتی بود
همه چی درست میشه
چی کار می تونم برات بکنم
یهویی افتاد
خب، ما فک می کردیم به خاطر قلبشه
ولی از اول صبح تا الان پلیس ها دارن خونه رو بررسی میکنن
مرد بیچاره ی من
عزیزم، باید چایی بیارم
خاله پرودنس، فراینی، عزیزم
به سختی شناختمت، خیلی نسبت به دوران بچگی هات عوض شدی
!هم خودت هم اندازه دامنت
ولی شما حتی یه ذره هم عوض نشدی، خاله پرودنس
سفرت راحت بود- تا الان آره-
پیش دکتر رفتی؟ رنگ و روت پریده
حالم زیاد خوب نبود حتی قبل از اینکه جان اینطوری بشه
انگار میدونستم قراره اتفاق بدی بیافته
منو میبخشید، خانم
آقای کارآگاه می خوان بازم باهاتون صحبت کنن
خب، میدونید دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
خب، خودت میدونی که من آدم کنجکاوی نیستم
ولی با این وجود دست خودم نبود و صدای صحبت شون رو شنیدم
به نظر میاد جان بعد از خوردن صبحانه سبک
شامل چای و مربای پرتقال با نان تست، یهویی از حال میره
خدمتکار کف حمام پیداش کرده
تمام بدنش سرد بوده و صورتش هم بنفش شده بوده
بدون شک پلیس تصور میکنه مرگش اتفاقی نبوده
میبخشید، بازرس گفتند همه مهمان ها باید اینجا رو ترک کنند
چون میخوان از افراد داخل خانه بازجویی کنند
که اینطور
منو میبخشید
...اه، ببخشید خانم، شما این رو
اه، ممنون- ...ببخشید خانم، شما نمی تونید-
شما نمی تونید برید بالا- فقط می خواستم برم دستشویی-
نه، نمیشه خانم به من دستور دادند
هیچ کس اجازه نداره از این طبقه بالا بره
کاملا متوجه ام
ولی با این وجود، مثانه ام این موضوع رو درک نمی کنه
اجازه بدید اجازه بدید با بازرس صحبت کنم
اجازه بدید
!دستشویی در دسترس نیست
!پلیس، در رو باز کنید
شما باید جناب بازرس باشید
بابت اقتضای طبیعت منو ببخشید
اینجا صحنه جرمه
خب، از شانس شما، من دستکش پوشیدم
خانم فراینی فیشر هستم
گمان میکنم خیلی به مرحوم نزدیک نبودید
هیچ وقت افتخار ملاقات نداشتم ولی شنیدم مرد خوبی بوده
فک میکنید مسموم شده بوده؟
احتمالش هست- علت مرگ همچنان تحت بررسی قرار داره-
خانم فیشر، من واقعا بابت کنجکاوی شما ازتون قدردانی میکنم
خب همه خانم ها به سرگرمی احتیاج دارند- ...ولی ازتون خواهش-
نبودن لکه خون نشان میده مرگ دردناکی نداشته
البته به نظر میاد داشته از درد به خودش میپیچیده
با توجه به حالت جنین مانندی که خط دور جسد نشون میده
مرگ راحتی براش نمیخواستن چون درد زیادی کشیده
احتمالا داشته از تب میسوخته شاید علت تقلا کردنش همین بوده
بر اساس صحبت های خانم اندروز مرگ بعد از خوردن صبحانه اتفاق افتاده
برای همین آدمو به این فکر میندازه که مسمومیت علت مرگ بوده
خب، البته حدس بی رحمانه ایه
...البته، حالا اگه میشه- کارت دارید؟-
شاید لازم بشه با پلیس تماس بگیرم
چون هر چی باشه یه زن تنهام
و تازه به این شهر خطرناک پا گذاشتم
هدف من اینه که خطرات این شهر کمتر بشه، خانم فیشر
خوبه
از مردایی که هدف دارن خوشم میاد
کارآگاهِ بازرس، جک رابینسون
!تاکسی
ریچموند بقیه آدرس رو خودش بهت میده
بقیه اش مال خودت
کجا زندگی میکنی، عزیزم؟
!هی، خواب آلو
!بلند شو، عزیزم
"وای نه "برت- داره روخونریزی میکنه و- الان همه اش میریزه کف ماشینم
!تلفن، دوت
!دورتی
ببخشید خانم خودش قطع شد
اگه برای مراسم خاکسپاری کمک خواستی خبرم کن
ممنونم- به شدت پیشنهاد میکنم از خدمات افرادی که "ادوارد" رو- دفن کردند استفاده کنی
لیدیا- !ساشا-
خبر بد رو شنیدم
اه، عذر میخوام، خانم استنلی
ادبم کجا رفته
اه، اشکالی نداره ساشا هممون پریشان خاطر هستیم
میتونم خواهرزاده ام رو بهتون معرفی کنم بانوی محترم، فراینی فیشر
خوشبختم- خوشبختی از منه-
خدای من! کمک های خیریه رو چکار کنیم
لیدیا برای فردا عصر یک برنامه خیریه ترتیب داده بود
ساشا هم قرار بود برای ما اجرا کنه- ...درسته ولی الان نمی-
نه نگران نباش، بدون شک همه چیز رو کنسل میکنند
البته اگه بیمارستان روی فردا حساب باز نکرده بود
!خب بهشون بگو لیدیا به تازگی بیوه شده
اگر تا الان هزاران پوند رو به بیمارستان اهدا نکرده بود، میشد منصرف شون کرد
و خدا میدونه چطور میشه به همه مهمان ها به موقع خبر بدیم
مطمئن ام مهمان ها درک میکنند
اگه جان اینجا بود، ازم میخواست که ادامه بدم
درسته، من و فراینی مقدمات فردا رو آماده می کنیم
و از طرف تو میزبانی مراسم رو به عهده میگیریم درسته فراینی؟
ممنونم، پرودنس
...حالم خوب
!اوه خدای...، لیدیا !خدمتکار
اسمش چیه؟ خدمتکار؟
ببرش تو تخت من دکتر خبر میکنم
!لیدیا حواست بهش باشه
خدای من
گفتی شوهره به خاطر صبحانه مرگبارش مسموم شده؟
خب، اینم یک فرضیه حساب میشه
به نظرت ممکنه لیدیا هم چیزخور شده باشه؟
سر درد، تپش قلب، حالت تهوع؟
گفتی صورتش پر لک شده بود؟
دلایل زیادی میتونه داشته- حتی خاله پرودنس-
دلایل دارویی چطور؟- همون طور که فک میکردم، ممنونم-
منظورم اینه که، آرسنیک رو نباید از قلم انداخت
البته تنها نیم گرمش کافیه تا کار رو یه سره کنه
اینا رو توی کابینت دستشویی پیدا کردم
امم
به نطر میاد برای اعصاب باشن که البته بیشتر برای خانم ها تجویز میشه
برای بر طرف کردن رابطه جنسی هیستریک، بی میلی عصبی،
فروپاشی احساسی، افتادگی رحم و از این قبائل
آخه چرا توی این کره خاکی رحم باید افتادگی پیاد کنه؟
طبق حرف های بقراط اعمال غیر طبیعی باعث افتادگی میشن
مثل ترشیدگی- خوب خدا رو شکر ماله من افتادگی پیدا نمی کنه-
امم
منو میخشید، دکتر مک میلان، از بیمارستان زنانه زنگ زدند
یک وضعیت اضطراری پیش اومده
مریض کجاست خواهر روحانی؟- بردمش به بخش زایمان-
این آقایون محترم سوارش کرده بودند
کار خوبی کردید سریع به اینجا آوردینش
حالش خوب میشه؟
آقایون اجازه ورود ندارند ممنونم
خوبه
یه مشت تازه کار سعی کردند مشکلات این دختر رو حل کنند
!اون که خیلی کم سن و ساله
ولی خودشو توی دردسر آدم بزرگا انداخته، مگه نه؟
مطمئنم دکتر مک میلان تمام سعی اش رو میکنه
از اینجا تا "ویندزور" چه قدر میگیری؟- با ۵ شیلینگ کارتو راه میندازی-
تلاش خوبی بود من بهت ۲.۶ شیلینگ میدم
به نظرت مردی که دیدیم این بلا رو سرش اورده؟
چی؟ مگه کسی با دختره بود؟
آره یه احمقی بود که دختره رو گذاشت پیش ما
نه، نه اون یکی دلقک رو میگم همون که گوشه دیوار بود
یه گدا ی دراز بود فک کنم حدود ۶ فوت قدش بود
یه چیزی تو دستش بود که میدرخشید
شاید یه انگشتری چیزی بوده باشه؟
ویندزور رو بیخیال باید بریم پیش پلیس
که از قضا امروز با یک نمونه متمدن اش آشنا شدم
از دست تو و گربه های ولگرد، دو رگه های زخمی
و حالا هم این زن لعنتی آرامش ندارم
کارآگاه بازرس، جک رابینسون
ایستگاه جنوبی پلیس شهر
آره، میشناسیمش
خودشه
جورج فلچر
جورج قصاب؟- آره خودشه-
خانم فیشر، شما دو تا هم باید شنل پوشا باشید (رد رگرز اصطلاحی استرالیایی است که در مورد افراد کمونیست و جامعه محور به کار می رود)
هنوز هم درگیر مبارزه با تهدید بدون شنل موندنید؟
نوبت تو هم میرسه. که زن و بچه مردم رو یتیم و بی سرپرست میکنید
متنفرم از اینکه وسط کلاس تاریخ بپرم ولی این جورج قصاب کیه؟
جورج فلچر یک دکتر بود البته یه زمانی
ولی در حال حاضر مطنون اصلی سقط غیر قانونی جنین در این محله است
No comments yet. Be the first to leave one.