The first 104 lines.
در اين سفرتان به اطرافِ قلمرو چه تجربه اي اندوختيد؟
.خب،سوال سختيه
من از تمام راهها عبور کردم .همه جا رو بررسي کردم
به هر کوي و برزني سر زدم .و استخونها رو پيدا کردم
!استخوان؟
بله!من يه تپه بزرگ که با صدها استخون تازه و .آبدار ساخته شده بود پيدا کردم
من يکيشو برداشتم و 99 تايِ ديگه رو .زير خاک قايم کردم
.کار هوشمندانه اي بوده- !آب زير کاه-
اون قوايِ نظاميمونُ برايِ .زمانِ جنگ کنار گذاشته
!چه ابتکار هوشمندانه اي
ايشان دومين مرحله يِ آزمون رو هم !پشت سر گذاشتن.وندلِ خردمند
از کدوم طرف؟- !از اين طرف-
.نه...اينجا نيست،از اين طرف
تو که به حرفِ من نميکني اصلا چرا ازم ميپرسي؟
...بعضي وقتها تعجب ميکنم
.نيمه شب نزديکه
بر اساسِ سنتهايِ قديميِ مرسومه
لطفا خانم ها برايِ مراسمِ رقصِ .والسِ سيندرلا آماده بشن
چي؟ فکر ميکنين من پير شدم؟ !برين کنار
يه هديه يِ واقعي؟ ريش آبي؟ يه هديه ي واقعي؟
!پادشاهِ پير
.رفتارت خيلي عجيبه
مشکلي پيش اومده؟
يعني واقعا نصفه شب بايد به منزلتون برين؟
!اوه!گردنم!کمک کن،لطفا
!من 200 سالمه!کمکم کن
!کمکم کن- !متاسفم. معذرت ميخوام-
اين چيه؟
!نوشيدني سلطنتي
.برداريد،لطفا
راه رسيدن به تالار بايد .همينجا باشه
قفل نيست. يه چيزي بايد پشتش .باشه
!هُلش بده !وقت زيادي نمونده
!لعنت به پري ها !زنده زنده پوستشون کنين
!خيلي دووم نمياره!برو!برو
بازه؟- !نه قفله-
!صبر کن !صبر کن
!اينجوري وقتمون تلف ميشه !تو ادامه بده منم ميرم سراغِ غولها
.نه،بابا اينجوري خودتو به کشتن ميدي
.مهم نيست. تو بايد جون بقيه رو نجات بدي
.برو،کارتو بکن. معطلِ من نشو
.من ميدونم چيکار کنم
،اگر سوال ديگري نمانده ...من رسما
!صبر کنيد
!من يه سوال دارم- چه سوالي؟-
،شما واقعا شاهزاده وندل وايت هستيد
نوه يِ سفيد برفي،مردي که بايد به پادشاهي برسه؟
...من
!اين پيروزي برايِ تمامِ غولهاست
!نه
!نه!من يه شيادم
.من شاهزاده نيستم
.من يه فردِ معموليم
!لعنت به پري ها
،نه من آدم بزرگي نيستم ،چه برسه به نوه يِ سفيد برفي
بعضيها برايِ بزرگ بودن به دنيا ميان .ولي من فقط يه حيوونم
.من يه رهبر نيستم. من يه سگِ شکاريم
!من اين وظيفه رو نميخوام !من اين وظيفه رو قبول نميکنم !من لياقتشُ ندارم
!دردت گرفت
!از سومين آزمون هم سربلند بيرون اومد !انسانيتشُ نشون داد!آفرين
.ايشان هر سه آزمونُ پشت سر گذاشتند !و حالا زمانِ تاجگذاريه
!ويرجينيا
!پادشاه وندل!پادشاه وندل !زنده باد
.تو فقط ميتوني شاهدِ ماجرا باشي
.زمانِ صرفِ نوشيدنيِ سلطنتيه،اعليحضرت
!نوشيدنيِ سلطنتي
برايِ صلحِ ابدي و همه يِ استخوانهايي .که ميتونيم پيدا کنيم
!فکر کنم حال و احوالم خيلي روبراهه
!زهر
کسي هست بازم بخواد؟
نه؟
!تو واقعا آدمِ سمجي هستي
قصد داري منم بُکشي؟- ...ميخوام بذارم بري،چراشو نميدونم-
!خيلي هم خوب ميدوني ،چرا
!برو،منو رها کن،تا جايي که ميتوني دور شو- .نه-
.تو اتفاقي به دنيا اومدي .بايد همون لحظه يِ تولد،کشته ميشدي
چطور به خودت اجازه ميدي؟
چطور به خودت اجازه ميدي اينجوري با من حرف بزني؟
!بکشش،همين حالا
!بکشش!وگرنه خودم ميکشمش
!نه- !گرگ-
!بس کن،مامان
!عوضي
...منو زخمي کردي- .متاسفم-
!نه،نه، خواهش ميکنم،نمير !يادت بياد ،کي هستي
.خيلي دير شده
.گريه نکن. دختر کوچولويِ من
...دختر کوچولويِ من
.روحم داره از بدنم خارج ميشه
!صبر کن،صبر کن،...صبر کن
چي شده؟
!فکر کنم زيادي شامپاين خوردم
چي شده؟ چه خبره؟
اينها چرا نمردن؟
!فکر ميکردم همه رو مسموم کردي
!نه،نه! گرد غولها بود
من جايِ زهرُ با گرد غولها .عوض کردم
.انگار قانع کننده به نظر رسيد
!معذرت ميخوام که بهت دروغ گفتم !برو،وندي، برو
.عجب حقه اي
!من برگشتم
!من برگشتم
!من برگشتم
سلام! اينقدر اينجا منتظر موندم !تا بيدار بشي
No comments yet. Be the first to leave one.