Release info

Uchi no Shishou wa Shippo ga Nai - 12 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 BlackNava آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2022-12-19
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

آیوفیلم تقدیم میکند

!هاه ؟ مامدا - چان رو اخراج کنیم ؟

. اول نظرم رو گوش کنید

چرا هر کدوممون نبینیم که آیا مامدا - چان ، میتونه لیاقت اسم دایکوکتی رو بدست بیاره یا نه

اونم بر اساس معیارهای خودمون ؟

" امتحان " تبدیل شدن به داستان راکوگُ ! کامل شد ! قبول شدی

هاه ؟ منظورت چیه ؟

. . . گذشته تغییری نمیکنه

. این یه حقیقته . ولی آدما ، اونا تغییر میکنن

ولی هرکسی نمیتونه بگه که بونکُ - چان . همین الانم تغییر کرده

چرا انقدر به اسم دایکوکتی چسبیدی ؟

. چون جایی که بهش تعلق دارم اینجاست

اون داستانِ " جوگمو " ، در حقیقت . یکی از داستان‌هاییه که از خان قبلیه دایکوکتی یاد گرفتم

خان قبلی ؟ یعنی استاد استادم ؟

. . . میخواستم که شاگردش بشم

، همش از خودم میپرسیدم " چرا اون باید اسم دایکوکتی رو بگیره ؟ چرا من نه ؟ "

. حس میکنم ، حالا که به تو نگاه میکنم ، درک میکنم

حالا که " جوگمو " رو از خان قبلی . به تو انتقال دادم احساس سبکی میکنم

. بیا ، بگیرش

! . . . ممنونم

! هوی ، مامدا

بعد اینهمه پستی بلندی و دشواری کجا داری ول میکنی بری ‌؟

! یکم استراحت کن

! ولی نمیخوام بیشتر از این شیشوم رو منتظر بذارم

! یکمم مراقب خودت باش

! نه ! باید برم آقای اوتارُکو رو ببینم

کاری با من داشتید ؟

‍! اوتارکو شیشو

هاه ؟ این یارو یکی از چهار ارباب آسمانیه . . . ؟

!اوتا - سان ؟

هیچ وقت فکرشم نمیکردم . . . این وقت روز پیداتون بشه

. یه جوری میگی انگار . . . خفاشی ، چیزیم

. . . پس شما مامدا - چان هستید ؟ خوش وقتم

حـــ حالتون خوبه ؟

! هوی

. . . چه غیر منتظره

. . . فکر اینکه شاگرد بونکُ ! انقدر قیافه‌اش به اوسکلا میخوره . . . اوع

اصن واسه چی اومدی اینجا ؟

معلوم نیست . . . ؟

:مترجم

آیوفیلم تقدیم میکند

اون چیه ؟ نستعلیقه ؟

. . . چی داری میگی ؟ اون خان سابق

!هاه ؟! شیشوی شیشو نستعلیقه ؟

. اون یه تابلوی یادبوده . روحش ما بین خطوطه

!‌ نخیر ، اون یه درخته ! وقتی بمیری ، به زمین برمیگردی

! چیزی غیر از اینم ، کاملاً مسخره‌ است

بعضی وقتا یه اراجیفی میگی . که فک میکنم از پشت کوه اومدی

. بازم ، همه اینا زیر سر این یاروئه

چرا باید میگفت که شاگرد نگیره ؟

. . . اگه اون حرفُ نمیزد ،‌ الان منم

. . . اینطوری نگاش نکن

، شاید هم دوره با بونچُ‌ها بوده باشم . ولی اون آدم بدی نبود

. . . خب دیگه ، وقتشه برم دیگه

. . . صب کن ! اوتارکو شیشو ، ازتون میخوام بهم

. . . میخوام با شیشوم

! انصاف نیست ! انصاف نیست

! وایسا یه لحظه

اوتا - سان ، میشه به خاظر من استثنا قائل بشید ؟

. . . هاه ؟ چه گیری افتادیما

. پس یالا راکوگُ اجرا کن

! چشم

! صبر کن ، بگیر که اومد

. اوه ، لازم نیست نگران بشی پیرمرد

. فقط کافیه برای آکیبا - هان قربونی بدی

. خیلی بچه جالی هستی

. افتادی

! . . . ها ؟! ولی همین گفتی جالبم

. آره ، هستی . واقعاً هستی

. . . کلی خندوندیم . گرچه

. هیچ چیز جالبی نداری

. . . راضی شدی دیگه ؟ پَ بزار برم دیگه

! اوتا - سان

. همینم از سرت زیاد بود

، اگه حرف دیگه‌ای برای گفتن داری . بهتره قبلش بدهیت رو پرداخت کنی

! واقعاً که بی مصرفی

! وایسا

! اینطوری که ، اخراج میشم

عـِــِــِه ؟ اونوقت ربطش به من چیه ؟

! عا ، عَــــه . . . وایسا یه لحظه

! لعنت

!کون ! میدونی داره کجا میره ؟

خب اساساً میدونم ، ولی ، آخه چطوری بگم . . . ؟

. از اینجا برو

، این جا محله چراغ قرمزه . واسه بزرگتراس ، بچه‌ها نباید بیان

! اینو نگو

! یکی به اسم اوتارکو باید اینجا باشه

. اگه همچین کسی هم اینجا بود ، بهت نمیگفتم

! چه نازه

اون بچۀ زن دوم اوتا - سانه ؟

. تو نه مشتری‌ای نه اینجا کار میکنی ، فقط یه غریبه‌ای

. . . فهمیدم ، حالا که اینطور شد

! میخوام اینجا کار کنم

هاه ؟

اینجا کار کنی ؟ میتونی شامیزن بزنی ؟ رقص چی ، بلدی ؟

!چی داری میگی ؟

! به زور بندازش بیرون

. . . برو بیرون ، برو بیرون ، برو بیرون ، برو بیرون ،

. هومـ ؟ جالب شد

پس نظرت چیه یه شغل عجیب بهت بدم ؟

! آره

! مامه - چان

! اومدم

. . . نمیزارن چش رو هم بزارم

. چی شده ؟ کار خاصی که نمیکنه

پس میتونی بگی اینا چطوری مثِ برگ

از لای در هر روز میریزن این تو ؟

چرا لااقل یه بارم شده ، یه شانس بهش نمیدی ؟ . مامه - چان بچه خوبیه

. بچه خوب به کارم نمیاد

پس میخوای بچه بدی باشه ؟

. . . یه زمانی یه همچین راکوگُکایی بود

،‌ اون وقتا که جوون بودم

. همش وقتی که به خاطر بیماریم شاگردام کرم میریختن میومد کمکم

. چه مرد خوبی بوده

. نه . . . بعضی وقتا یه نگاه ترسناکی تو چهره‌اش ظاهر میشد

. یه جوری بود که انگار همه آدما دشمنشن

! هی اوتا

هومــ ؟

. بیا این یارو رو ببین . مستُ پاتیله

. ببندش . سردم شد

. اگه یه وقت سرما بخورم میفتم میمیرما

. نزدیک بودا ! افتاده زمین حالا هم دیوونه شده

!ای احمقا ! به چی نگاه میکنید ؟

. چه ضایع است

. با اینکه سر و وضع خوبی داره

. باید کلی بدبختی کشیده باشه

نکنه مامانش از خونه انداختتش بیرون ؟

جداً دوست داری ملتُ دید بزنیا ؟

. با اینکه مردمُ اونجوری میبینی

. نه بابا . . . برای داستان پردازیمه

. هر کی به چشمم خوب بیاد رو وارد راکوگُم میکنم

اینجوری دیگه بیننده‌ها فقط . واسه دیدن من اونجا نیست

. . . اگه اینطوریه ، سر تو زندگیه من یکی نکن

. اوتا ، خیلی سیگار میکشی

. اینطوری نمیتونی عمر طولانی‌ای داشته باشیا

. ولم کن بابا

. . . اگه بیشتر تو عمر کنم ، بازم میان اذیتم میکنن

. . . چه احمقایی بودیم

!اون عوضی . . . ! امروزم نمیخواد بیادش بیرون ؟

منظورش از ، هیچ چیز جالبی تو من !نیست چی بود دیگه ؟

میخوام شیشو رو ببینم ، میخوام شیشو رو ببینم ! میخوام شیشو رو ببینم ، میخوام شیشو رو ببینم

مامه - چان ، کارت که تموم شد ! یکم ساکه بیار طبقه دوم

!هه ؟ شیشو طبقه دومه ؟

! نه خنگول‌ ، مشتریه ! از اون مهماش هم هست

بیشتر از هر کس دیگه‌ای میخوام . . . شیشوم رو ببینم

. با اجازتون

. . . چقد صدا میکنن

. هوی ، بیارش اینجا

. چشم ! ساکه میخواستید ؟ الان براتون میریزم

. نه ، منظورم اون نبود

یکی بهم گفته تو راکوگُکایی . درسته ؟

! خب ، معلومه

به لطف شرایط موجود ، فعلاً اخراج شدم

! ولی مطمئناً در آینده راویه برجسته‌ای میشم

خیلی چشم انتظارشم ! اسمت چیه ؟

. مامدا ، فعلا ، مامدا

، فهمیدم . خب پس مامدا - چان چرا برامون اجرا نمیکنی ؟

هه ؟ منظورت اینجاست ؟

نگو نمیتونی ؟

. . .عـِــِــِمـــ

! زود باشید برا بچ ! کف مرتب برای مهمونمون

! آره ، برو براش

! حاله که میخواید ، یه داستان میگم براتون

. بفرمایید از این طرف ، هوفــــ

هوفـــــ دیگه چیه ؟

داری چیکار میکنی ؟ مگه بیست نیستی ؟

. نــــــــــح ، خیلی نخوردم ، هنوز گشنمه

. درباره غذا حرف نزدم

. بله ، ایکدا خونه‌اش رو بازسازی کرده

، پس اگه بری مجیزش رو بکشی . بهت یکم پول میده

جدی میگی ؟

باید چطوری مجیز بگم ؟

. چه آدمای مبتذلی

مامه - چان داره راکوگُ میکنه ، چرا نمیری ببینیش ؟

. ترو خدا همچین چیز ترسناکی رو به زبون نیار

، اگه یکی مثِ من بره تو همچین جمعیتی . همه مسخره‌اش میکنن

، و اینگونه بود که اون به سمت شمال اوساکا رفت . و رفت به خونه ایکیدا

به عنوان یه پیرمرد ، ایکیدا ، رفت بیرون تا آب‌ و هوا رو بسنجه

، ‌ولی همینکه داشت به آسمون نگاه میکرد . یه احمقی از سمت راست ظاهر شد

. . . حِبه - سنسه ، معذب نشدید ؟ یکمی به خاطرش ناراحتم

! نه بابا . حتی ، بیشتر هم سر و صدا کنید

. از هیچی بیشتر از راکوگُکا بدم نمیاد

. . . همش باید تقلا کنی

! نباید کم بیاری

! هی ! ظهر بخیر ، پیرمرد

!آخه چرا ، این اسکل از اوساکا باید باشه ؟

چه خبر شده ؟

!دیوونه شده . . . ؟

! هیچ آدم عاقلی نمیره راوی بشه

! آره ؟ زودباش پیرمرد ! بیا بریم و از ورودی شروع کنیم

. یه اجرا میتونه یه بار در عمر آدم رخ بده

میخوام به این شنونده‌ها ! یه خاطره فراموش نشدنی بدم

! آجر کاریه باغِ اندرونی

! اون دروازه سه و نیم متری که مثل درخت گیلاس میمونه

My Master Has No Tail subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Master Has No Tail

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left