The first 200 lines.
...بهار، شکوفههای گیلاس
...آواز چکاوکها، حساسیتهای بهاری
دبیرستان سیتون
دبیرستان سیتون مراسم ورودی سال جدید
...و همینطور
مراسم
ورودی
سال جدید
دبیرستان سیتون مراسم ورودی سال جدید
،مراسم ورودی مدرسه !نشانههای شروع سال جدیده
!هوی جونورا
!ای جونورای لعنتی
انسان ماهرترین پرتاب کننده بین تمام پستانداران است
!گند زدم
!هــــــــــوی
!آهای بچهها
معلم دبیرستان سیتون تیرانا سنسه تیرانازوروس رکس
!به خط شید! وگرنه میخورمتون
و حالا جناب مدیر میخواد .به شما سال اولیها خوش آمد بگه
.خب جناب مدیر، بفرمایید
...خب، بچههای عزیز
مدیر دبیرستان سیتون آنوما سنسه آنومالوکاریس
!اوه! جناب مدیــــــر
!آب! آب
!آی
!آخ
...آهای بچه جون
آب! برام آب میاری؟
!آخه چــــــرا؟
!گازم نگیر !برو برام آب بیار
...واسه همینه که حیوونا رو
!اونجا نه! اونجا نه
!آی آی آی! دیگه کارم تمومه
!ملحق شو من گلۀ به
نـتوسیـ ستاندبیر
!!روابط غیرطبیعی بین گونهها ممنوع
!میوبی... مرد
اینجا دبیرستانی مخصوص حیواناته .که در اون حیوانات مختلف در کنار هم تحصیل میکنن
در این قفس مقدس ...گاهی نبردهایی بین گونهها اتفاق میوفته
.تا روحیۀ بقا رو بین دانش آموزا تقویت کنه
...و اسم این دبیرستان
!دبیرستان سیتون ـه
دبیرستان سیتون
دبیرستان سیتون
دبیرستان سیتون، ثبت 1 رانکا، رئیس گرگها
!وقت غذاست
نقطه ضعفهای حیوانات
.اسم این پسر "مازاما جین" ـه
.یه سال اولیه که به این دبیرستان وارد شده
.اون از گونۀ "هومو"ـست
!به عبارت دیگه یه "انسان"ـه
!الهی منقرض بشید، حیوونای وحشی
.اون از حیوانات متنفره
سلف سرویس مدرسه
!یالا دیگه
!ملت منتظرن
گوشت خام
علف
حشره
ماهی خام
برگ
آب
بلیت غذا
...ببخشید
جانم؟
...لطفاً کمی علف به عنوان چاشنی بدید
گوشت خام
علف
.اگه ندارید حداقل کمی نمک بدید
!و اینکه، لطفاً گوشت رو برام بپزید
بپزیم؟ چرا؟
!گندش بزنن
.تا اونجا که ممکنه یه گوشۀ پرت باید بشینم
!این همون سگ احمقه که گند زد به مراسم
نزدیک شدن به حیواناتی که !مشغول غذا خوردن هستن، به شدت خطرناکه
،مخصوصاً حیوانات گوشتخوار !ممکنه فکر کنن که میخواید غذاشون رو بدزدید
!و حالت تهاجمی به خودشون میگیرن
...در اون لحظه نباید بترسید و فرار کنید
بلکه باید روتون رو برگردونید !تا بفهمن که شما قصد جنگیدن ندارید
.اینجوری آروم میشن
ولی تا وقتی که نزدیک اونا باشید ...با احتیاط رفتار میکنن
...خیره شدن
Stare
...سریعترین راه برای اعلام دوستی با اونا
!بیا
!درجا اونا رو راضی میکنه
.حیوون وحشی
!هوی تو
!اجازه میدم عضو گلۀ من بشی
ها؟
،من اوکامی رانکا ـم !رئیس پرافتخار گلۀ گرگها
مترجم: "اوکامی" یعنی گرگ
!الان قلمرومون رو نشونت میدم، همراهم بیا
هی هی هی! خوشحال نشدی؟
!هی هی! میتونی عضو گلۀ من بشی، ها
!هی هی! هی هی! هی هی! هی هی
!هی هی
سگها برای زنده ماندن .به حس بویایی قوی خودشون تکیه میکنن
پس با هر چیزی که روبهرو میشن .مجبورن اون رو بو کنن
!برو بیارش
...از فرصت استفاده میکنیم و
میتونم اینجا بشینم؟
...مگه... نمی
تو، مازاما جین کون هستی، درسته؟
هینو هیتومی گونه: انسان
غذات رو تموم کردی؟
!نه! نه
.هنوز نه، تازه شروع کردم .بفرما بشین
.خدا رو شکر
آخه اینجا فقط من و تو انسانیم .واسه همین کمی احساس تنهایی کردم
!خوشحالم که انسانم
هینو سان، واسه خودت غذا آوردی؟
.آره، آشپزی یکی از سرگرمیهام ـه
.درضمن لیست غذای اینجا زیادی وحشیه
...یه همچین چیزیه
.چه آرامشی بهم میده
...هیچی مثل این نمیشه
،توی این قفس وحشی ...یه زمان آرامش بخش
ای کاش تمام این حیوونا .منقرض میشدن تا ما تنها بمونیم
!یه دختر غریبه اینجا نشسته
از دوستای توئه؟
!نه! نه
!هوی
اگه این انسان نر رو میخوای !باید با من بجنگی
چی؟
!یالا! ماده انسان
!هوی! من انسان نر نیستم، مازاما جین ـم
چیکار هینو سان داری؟
!معذرت میخوام
!انگار من، مزاحمتون شدم
اِه! هینو سان؟
آخه چرا؟
!بردم
!پیروز نبرد
پیش خودت چه فکری کردی، توله سگ!؟
!حق نداری با رئیست اینجوری رفتار کنی
!من هیچ وقت نگفتم عضو گلۀ سگها شدم
!من سگ نیستم، یه گرگـــــم
!هیچ فرقی با هم ندارن
..."!درضمن چپ و راست هی داری میگی "گله! گله
!تو که... تنهایـــــــــی
گرگ تنها
گرگ تنها
گرگ تنها
گرگ تنها
الکی من رو درگیر این !گله" بازیهای مسخره ـت نکن"
!برو رد کارت
...پیشته... پیشته
...اِه... ببین
.من انسانم و تو یه سگی
...گرگم
.یه نگاهی به بقیه بنداز
همگی با هم نوع خودشون گروه تشکیل دادن، مگه نه؟
حیوونای غیر هم گونه نمیتونن !با همدیگه کنار بیان
!هیچم اینطور نیست
خیلی وقت پیشا !یه بچه انسان من رو نجات داد
...وقتی کوچیک بودم
...یه بار خرسها به من حمله کردن
!بس کنید
...اون پیداش شد
!و بدون توجه به خطر، از من محافظت کرد
تا حالا غیر از گلۀ گرگها .هیچکی از این کارا برام نکرده بود
.خیلی خوشحال شده بودم
...اون موقع با خودم فکر کردم
شاید بتونم با حیوونای دیگهای .غیر از گرگها دوست بشم
شاید بتونم یه گله !با حیوونای مختلف واسه خودم بسازم
!ولش کن
حتی اگه بعداً بیای بگی !بذار بیام تو گله ـت" قبول نمیکنم"
خابگاه دانش آموزی دبیرستان سیتون
...یه بار خرسها به من حمله کردن
!یه بچه انسان من رو نجات داد
...نه
!بس کنید
!اون که... خودم بودم
...اون موقع دیدم دارن یه توله سگ رو اذیت میکنن
...گفتم برم کمکش کنم
.ولی خرسها منو گرفتن و لت و پار کردن
.همون موقع بود که از حیوونا متنفر شدم
"!بعدم با اینکه هی میگفتم "نکن .اون سگ احمق، تمام زخمام رو لیس زد
همون موقع بود که فهمیدم !هیچوقت نمیتونم با حیوونا کنار بیام
.فکرشم نمیکردم دوباره اون توله سگ رو ببینم
شاید بتونم یه گله !با حیوونای مختلف واسه خودم بسازم
.خب، به من که ربطی نداره
دبیرستان سیتون !به گلۀ من ملحق شو
!گرگ تبت
دبیرستان سیتون !به گلۀ من ملحق شو
!گورخر
!هورا! زنگ تفریح
...ای حیوونای وحشی
.جین کون، صبح بخیر
هیـ... هینو سان؟
کلوب؟
.آره، تو فکر بودم یه کلوب آشپزی راه بندازم
آها، قبلاً هم گفته بودی که .آشپزی دوست داری
.آره
تو این فکر بودم که لذت آشپزی رو .به بچههای مدرسه نشون بدم
!به نظرم خوب فکریه
حتی میتونیم یه باغچۀ کوچیک .توی حیاط مدرسه درست کنیم
.فعلاً خیلی زوده
!به این میگن بهار جوانی
No comments yet. Be the first to leave one.