Suits

Suits

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Suits S06E01-E10 WEB-DL 720p 1080p
A Commentary by MMasoudM
هماهنگ با وب. من فقط سینک کردم

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
TS
Published on: 2016-11-02
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... آنچه گذشت

با گوش دادن به دفاعيه پاياني ايشون

منم مي‌خواستم ببخشمش

فقط يه مسئله‌اي هست ؛ اون دروغگوئه

فکر مي‌کنه که مجبور نيست مثل بقيه از قوانين تبعيت کنه

ولي ما مي‌دونيم که بايد تبعيت کنه

چيکار کردي؟ - اعتراف به جرم کردم -

اگر فکر مي‌کني اجازه ميدم همچين کاري بکني

مخت تاب برداشته

مايک توافق کرد تا اين شرکت رو نجات بده

اون توافق کرد تا ما زندان نيفتيم

ما به "اوان" آدمايي که مي‌خوان از شرکت برن رو مي‌ديم

و من به آنيتا گيبس قاتل‌ها رو در عوض مايک مي‌دم

و اگر جواب نده و همه رو از دست بديم چي؟

اونوقت مايک رو نجات داديم. ولي اگر براي نجاتش تلاش نکنيم، ما چجور آدمايي هستيم؟

معامله رو انجام بده

من اجازه نمي‌دم بخاطر جرمي که من مرتکب شدم

بيفتي زندان

منم اجازه نمي‌دم بيفتي زندان، اونم وقتي که قرار بود بي‌گناه شناخته بشي

چرا بهم دروغ گفتي؟

چونکه حقيقت داغونت مي‌کرد

مي‌دوني چيه، هاروي؟

اگر خواستي بياي عروسيم خبر بده

ديگه نمي‌خوام جات رو بگيرم

مي‌خوام آماده‌ات کنم چون تو ضعيفي

هاروي، من ضعيف نيستم - جدي؟ پس منو بزن -

اينو مي‌خواي؟

که بگم ازت متنفرم و مجبورم کردي که اينکارو بکنم؟

بخاطر تو همه چيز رو از دست داديم

من نمي‌گم که دلم نمي‌خواد باهات ازدواج کنم

تو دانشکده حقوق رو تموم کن

و بعدش دو سال ديگه که آزاد شدم

اگر بازم مي‌خواستي که باهام ازدواج کني

همه رفتن

مواظب خودت باش مايک

حتماً

بيدارباش همگاني راس ساعت 6 صبح

در اون ساعت بايد کنار تخت ايستاده باشيد

اگر نباشيد تنبيه انضباطي خواهيد شد

حداقل 5 سرشماري

در هر روز در زمان‌هاي مختلف انجام ميشه

در طول همه سرشماري‌ها بايد حاضر باشيد

اگر حاضر نباشيد، تنبيه انضباطي خواهيد شد

براي غذا خوردن بايد به موقع در سالن حاضر بشيد

تحت هر شرايطي به موقع بايد سر کار باشيد

بايد سلول خودتون رو تميز و بهداشتي نگه داريد

... اگر در هر کدام اين موارد تخلف کنيد

تنبيه انضباطي

خوبه. دوهزاريت افتاد

ممکنه بپرسم تنبيه انضباطي يعني چي؟

،حالا که جرأت کردي بپرسي

مطمئنم خيلي زود خودت مي‌فهمي

اين واسه چيه؟ - فکر مي‌کني واسه چيه؟ -

لخت شو، هر چي داري بذار توي پاکت

و دنبالم بيا

اينجا چيکار مي‌کني هاروي؟

اومدم بگم که مايک رو رسوندم

و همه چيز به خوبي انجام شد

و فکر مي‌کنم مشکلي براش پيش نمياد

ازت ممنونم

ولي اينو مي‌تونستي تلفني هم بگي

پس واقعاً براي چي اومدي اينجا؟

دلم براش تنگ شده

منم همينطور

تو ديگه کجا داري ميري؟ - فکر مي‌کني کجا ميرم؟ -

ميرم خونه، لوييس - متوجه نيستي؟ -

همه رفتن. تک تک‌شون

خب، اينو که مي‌دونستيم

نه، نه، فکر نکنم متوجه باشي

منظورم فقط شرکاء نيستن

منظورم همه است از حسابدار گرفته

تا منشي و کسي که کفش منو برق مي‌انداخت دانا

همه‌شون رفتن

و دقيقاً مي‌خواي من چيکار کنم؟

مي‌خوام زنگ بزني به هاروي

زنگ نمي‌زنم - چرا نه؟ -

چون امشب وقت زنگ زدن به هاروي نيست

چرا، بخاطر مايک؟

نمي‌دونم متوجه شدين يا نه ولي مايک رفته

به همراه بقيه کارمندها

اگر امشب فکر چاره‌اي نکنيم

ديگه هيچي برامون نمي‌مونه

من نگفتم قرار نيست هيچ کاري نکنيم لوييس

گفتم به هاروي زنگ نمي‌زنيم

پس قراره چه غلطي کنيم؟

الان من ميرم دفترم

و براي خودم نوشيدني مي‌ريزم

اولين بار که ديدمش؟

به نظرت چه فکري کردم؟

فکر کردم خنگه

حالا ببين من چي فکر کردم

وقتي که ده ثانيه بعد از اومدن به مصاحبه

يه مشت علف از کيفش بيرون ريخت

مي‌دونم. انقدر ترسيده بودي که تلفن رو برداشتي

و زنگ زدي به پليس

نه وايستا، زنگ نزدي

بهش پيشنهاد کار دادي

چون بعد از اينکه داستان زندگيش رو شنيدم

مي‌دونستم که ديگه خنگ نيست

و من بعد از پايان اولين روز مي‌دونستم

که با تمام آدمايي که ديدم فرق داره

و اينکه اگر مراقب نمي‌بودم توي دردسر ميفتادم

به سلامتي دردسر - به سلامتي دردسر -

.اينو ببين لوييس برام پيغام صوتي گذاشته

.متوجه نميشم بخاطرش خوشحالي

چون يکي از تفريحات مورد علاقه‌ام

اينه که به يکي از پيغام‌هاي لوييس گوش کنم

اگر از چيزي ناراحت باشه چي؟

اون هميشه از يه چيزي ناراحته

به همين خاطر يکي از تفريحات مورد علاقه‌ام

گوش دادن به يکي از پيغام‌هاي لوييسه

،لعنت بهت هاروي گوشي صاحب‌مُرده رو بردار

چون کل شرکت مثل شهرهاي متروکه شده

بخاطر زندان افتادن مايک متاسفم

ولي اگر فکر چاره‌اي نکنيم

بخاطر کاري که تو و رفيقت کردين

فاتحه‌ي همه‌مون خونده‌ست

از اين خزعبلات تحويلم نده که امشب وقتش نيست

... چون

بايد برم

آره مي‌دونم. منم ميام

ريچل شنيدي که لوييس چي گفت

.امشب قراره شب سختي باشه بهتره همينجا بموني

هاروي، هر جا که باشم شب سختي پيش رومه

لااقل اگه با تو باشم

ممکنه که به درد بخورم

پس بهتره کتت رو بپوشي چون وقت زيادي نداريم

حالا چيکار کنم؟

لباس بپوش و منتظر بمون

بازم مشروب ميل دارين؟

،مي‌تونم پيش‌غذا بيارم خدمتتون مثلاً خلال سيب زميني سرخ شده

يا اينکه حالا مي‌تونيم درباره کار حرف بزنيم؟

خيلي‌خب لوييس، بنظر تو بايد چيکار کنيم

از اونجايي که پيشنهادِ تو

باعث شد که توي اين مخمصه بيفتيم؟

من اون پيشنهاد رو دادم چون راه ديگه‌اي براي نجات مايک

وجود نداشت

و اينم گفتي که فقط 50 درصد از

شرکا رو به اوان اسميت از دست مي‌ديم

از کجا بايد مي‌دونستم که اسميت ظرفيت

بيشتر از اون تعداد رو داره؟ - واقعاً متوجه نميشي؟ -

همه که پيش اوان اسميت نرفتن

همينطوري گذاشتن و رفتن يه جاي ديگه

پس ازشون شکايت مي‌کنيم

با کدوم وکلا، کدوم منابع و کدوم پول؟

چون نمي‌دونم فهميدي يا نه

ولي اين شرکت بخاطر پيشنهاد جنابعالي تيکه و پاره شد

نه جسيکا بخاطر پيشنهاد من تيکه و پاره شد

لعنت بهت لوييس. گفتم که بهش زنگ نزن

زنگ زدم چون اونم شريکه

و همونطور که گفت، خودش کسي بود که

همون اول مي‌خواست قرارداد عدم رقابت رو فسخ کنه

حق با توئه لوييس. فسخ کردم

ولي نيومدم اينجا

تا تقصيرها رو بندازم گردن هاروي

اومدم اينجا تا بفهميم بايد چه خاکي تو سرمون بکنيم

پس به کارمون برسيم

مي‌تونم کمکتون کنم؟ - شرمنده مزاحم شدم -

ولي کسي پشت ميز پذيرش نبود

و من سفارشتون رو آوردم - حتماً شوخيت گرفته -

،بخاطر يه کار فوري زنگ زدي به من

بعد وقت کردي واسه خودت غذاي چيني سفارش بدي؟

من هيچي سفارش ندادم مرتيکه

،پس بَبرت رو خيزان کن، اژدهات رو نهان کن

وگرنه با اردنگي ميندازمت بيرون

.لوييس، آروم باش مشخصه که يه اشتباهي پيش اومده

کسي توي اين شرکت غذا سفارش نداده

مطمئنم که درست اومدم

چون روي در نوشته جسيکا پيرسون

و اين سفارش براي جسيکا پيرسون هست

آره خب ايشون جسيکا پيرسون هستن - !لوييس -

چيه مگه؟

اونا مي‌دونن که من براي

سمبوسه آوردن اينجا نيومدم، مشنگ

اومدم که اينو تقديم کنم

اون چيه؟ - دادخواهي سنخي - نوعي شکايت قانوني است که معمولاً گروهي از] [مصرف کنندگان از شرکتهاي بزرگ انجام مي‌دهند

براي تمام پرونده‌هايي که تابحال مايک راس در اون دخيل بوده مورد شکايت قرار گرفتيم

‌« فصل ششم قسمت اول » « To Trouble »

به همين خاطر همه رفتن

مي‌دونستن همچين اتفاقي ميفته و فلنگُ بستن

تا همه‌شون موجه باشن

که قبل از تسليم دادخواهي از اينجا رفته بودند

پس بايد بفهميم کي بهشون خبر داده

مهم نيست کي بهشون خبر داده

چيزي که مهمه اينه که اگر در اين شکايت شکست بخوريم

نمي‌تونيم پول رو مديريت کنيم

مبلغ شکايت چقدره؟

صد ميليون دلار - لعنت بهش -

بايد اون شرکاء رو برگردونيم

بهت که گفتم، اصلاً نمي‌تونيم اونا رو برگردونيم

و الان حتي نمي‌دونيم کجا رفتن

من مي‌دونم

از کجا آمارشو درآوردي؟

چون وکلا با هم حرف نمي‌زنن

ولي منشي‌ها با هم حرف مي‌زنن

اين ليست نشون ميده کي کجا رفته

خيلي‌خب، امشب به مدارک نياز داريم

... اطلاعيه‌هاي نقض قرارداد

و بايد به صورت رسمي و عمومي اعلام کنيم

که اون شرکاء هنوز پاشون گيره

More Farsi Persian subtitles for Suits

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left