The first 200 lines.
هنگامي که مشغول بازي کردن در پارک بودم
توپي را ، در هوا رها کردم
که هنوز به زمين نرسيده است ديلن توماس
برام مهم نيست که سينه هاي يه زن شبيه گلهاي مگنوليا باشه
يا شبيه انجيرهاي خشک
اينکه پوستش شبيه پوست هلو باشه ...يا کاغذ سمباده
...هيچ فرقي نمي کنه
که با آهي دلنشين و تحريک کننده از خواب بيدار بشه
يا نفسي بد بو و ناخوشايند
من با کمال ميل
...حاضرم قيد هر چيز ، حتا
يه بيني زيبا رو که
تو فلان مسابقه ي زيبايي جايزه گرفته بزنم
اما در مورد يه چيز
در مورد اين خيلي سختگيرم
به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي نمي تونم
زني رو که پرواز کردن بلد نيست ، ببخشم
اگه نمي تونه پرواز کنه ، داره وقتش رو با من تلف مي کنه
محصول مشترک آرژانتين و کانادا
نيمه ي تاريک قلب
نويسنده وکارگردان : اليسِئو سوبي يلا
نمي دانستم که نداشتن تو مي تواند به اندازه ي
صدا کردن اسمت شيرين و لذت بخش باشد ...حتا وقتي که صدايت کنم و نيايي
نمي دانستم که غيبت تو
مي تواند به اندازه ي وقتي دردناک باشد که
به تو فکر مي کنم و بر سرم مشت مي کوبم
خوشم مياد
بله
نظرت چيه ؟
فکر ميکني خوبه به اون دوستت تو بوئنوس آيرس بگم بياد ؟
خوبه ولي مي خوام ببينم چقدر
از محصولات ما رو نشون دادند
به خودتون مربوطه شما تصميم گيرنده ايد
منو ببخشيد ...خيلي خوشحال شدم ولي بايد برم
به پروازم برسم
منو ببخشيد
!آهاي حيوون
ديگه دارم از رفتارت خسته ميشم
هرکسي به يه روشي پرواز مي کنه بذار يه چيزي داشته باشن که براي زنهاشون تعريف کنن
برو قبل از اينکه نظرم عوض بشه پولت رو بگير
و قبل از اينکه بري بهم زنگ بزن
بله رييس
يه کار ديگه برات سراغ دارم
ولي لطفن واسه جلسه ي معارفه اش نيا
روز به خير ، من يه مقدار سبزي مي خوام
*ما در کشتي سوم*
*کاپيتان کريستف کلمب هستيم*
*کشتي ما به سمت قاره اي باکره در حرکت است*
*که کاشفي جديد در راه آن است*
يه آبجو لطفن
براي من هيچ اهميتي نداره که سينه هاي يک زن
شبيه گلهاي مگنوليا باشد يا انجير خشک
که پوستش شبيه پوست هلو باشد ... يا کاغذ سمباده
هيچ
فرقي نداره که
با ناله اي تحريک آميز از خواب بيدار بشه
يا نفسي بد بو
من حاضرم قيد
يه بيني زيبا رو که تو مسابقه ي زيبايي جايزه گرفته بزنم
اما يه چيز
برايم مهمه و در موردش سختگيرم
تحت هيچ شرايطي نمي تونم زني رو که پرواز کردن بلد نيست ببخشم
اگه بلد نباشه بهتره منو هم فراموش کنه
پروازهاي آموزشي 50 دلار
پروازهاي محلي 70 دلار
پروازهاي بين المللي100 دلار
روش من اينه که بهت نگاه کنم
تا بفهمم چطوري هستي و همونطور که هستي دوستت داشته باشم
که باهات حرف بزنم
بهت گوش بدم
و با کلمات يه پل خراب نشدني بسازم
که توي خاطر بمونم نمي دونم چطور
يا تحت چه شرايطي
اما باهات بمونم
روش من اينه که صادق باشم
و مي خوام تو هم صادق باشي
نمي خوام براي همديگه تظاهر کنيم
که هيچ پرده يا شکافي بين مون نباشه
: روش من ساده تر و عميق تره
يه روزي نمي دونم چطور
يا تحت چه شرايطي تو بلاخره عاشق من ميشي
روشها نوشته ي ماريو بنديتي
ميخواي من رو ببري جايي ؟
مطمئنم اونتي هم مي خوني
من براي بحث کردن در مورد ادبيات اينجا ننشستم عزيزم
اينجا کاباره است نه کافه ي کتابخوني
آره ، ببخشيد
بريم خونه ي تو ؟
اينجوري برات گرون تموم ميشه
به اين دليل که تو به من تعلق داري و
نداري
به اين دليل که من به تو فکر مي کنم
به اين دليل که چشمهاي شب باز است
و به اين دليل که شب مي گذرد و من عشق را صدا ميزنم
چرا کتابهات رو اونجا نگه ميداري ؟
از زمان حکومت نظامي اين عادت رو پيدا کردم
چرا از شعر خوشت مياد ؟
کارت چيه ؟
من دادرس صلح ام
وقتت داره تموم ميشه
مي خواي بکني يا نه ؟
تو چرا از شعر خوشت مياد ؟
يه بخش از کارم است
کمک مي کنه با آدمهاي سطح بالايي مثل تو آشنا بشم
مردي که از شعر خوشش بياد نمي تونه اونقدرها بد باشه
ممکنه ورشکسته باشه
اما اگه پول داشته باشه خرج مي کنه
اينجا 100 دلارميشه
تو خونه ميشه 100 دلار
بهتره الان پولم رو بدي
ببخشيد ؟
تو بنديتي رو مي شناسي ؟
اون اينجا کار مي کنه ؟
دوست داري بري به بهشت ؟
نگران نباش جنده ها اول به بهشت ميرن
ميشه يه قهوه بخورم ؟
حتمن
ببخشيد کليدهام يادم رفت
چي شده بود مگه ؟
يه زن خارق العاده ديدم
چند تا سينه داره که خارق العاده است ؟
سلام
من اريک ام ، دوست گوستاو
اونها بهت پول ميدن ؟
آره ، من ميرم هتل
چي کار ميکني ؟
يخ کردم
نه منظورم شغلته
زبان درس ميدم
نمي خواي چيزي بنويسي ؟
دارم با قطارم بازي مي کنم
ازش خوشت مياد ؟
تازه خريدمش
هميشه موقع جابه جا شدن ، گمشون مي کنم
از کي ديگه ننوشتي ؟
بايد برم به يه مسافرت
شايد چيزه ديگه اي براي گفتن نداري
يا شايدم فهميدي که
که من مهمترين زنه زندگيتم
يا شايد
تصميم گرفتي ساکت بموني تا
تا من کلمات خودم رو بهت ديکته کنم
کلمات تو
ممکنه براي يه اعلاميه ي نظامي مناسب باشن
... ولي براي يه شعر
بلاخره زني رو پيدا کردي که بتونه پرواز کنه ؟
هنوز نه
داري يه چيزي رو ازم مخفي مي کني - من هميشه اين کارو مي کنم-
اين کاريه که تو خيلي ازش خوشت مياد
خوشم مياد ؟
من از هيچي خوشم نمياد اوليويرو
بيچاره
تو خيلي خسته کننده اي
واسه چي اينجوري نگاهم مي کني ؟
نمي دونم
فکر کنم يه روزي بلاخره تورو با خودم ببرم
نمي دونم چه جوري ولت کنم
در مورد بقيه راحت تر بود
ولي به تو نمي دونم چه جوري بگم
باهات احساس همدردي مي کنم
چرا ؟
شغل خيلي تخمي اي داري
يه کم قهوه مي خواي ؟
يه سيگار ؟
احمقانه است من نگران سلامتيت ام
برات يه سري کار در نظر دارم
...نوشته مدير بانک جالبه
نوشته منشي ولي اونش با من
اون يارو داره پيرميشه
احتياجي نيست واسه من کار پيدا کني
من وضعم خوبه
چطوري بايد برات توضيح بدم ؟ من يه شاعرم
شاعر ؟
من يه شاعرم
اين ديگه چه جور شغليه ؟
: کجا ديدي بنويسه به يه شاعر احتياج داريم ، با حقوق مکفي
دارم سعي ميکنم بهت ياد بدم منطقي باشي
شايد يه روزي بلاخره بزرگ شدي
که چي بشه ؟
رشته هاي عصبي من به لجنها مي چسبد
و به ديوارها
و شاخه ها را در آغوش مي گيرد
به درون زمين رسوخ مي کند
در هوا پخش مي شود و به آسمان مي رسد
اسبها و سنگهاي مرمرين نيز مانند من رگ و پي دارند
بس کن اوليويرو داري هذيون ميگي
درد گوشت و استخوان من را مي خورد
هرگاه که گاو سلاخي شده اي را مي بينم از درون مي ميرم
تو واقعن ديوونه اي
ديوونه ، يه بچه ي مريضي
يه احمق بي مسئوليت که بايد مجبورش کرد خودکشي کنه
وقتي ابري مي بينم با آن به پرواز در مي آيم
اگر زني به رختخواب برود با او همراهي خواهم کرد
تو منو مي ترسوني
:هزاران بار از خود پرسيده ام آيا من و اين سنگ يکي هستيم ؟
اگر جسدي را بدرقه کنم کنارش مي مانم
اگر مرغي تخمي بگذار من قد قد مي کنم
اگر کسي به من فکر کند من به يک خاطره بدل شده ام
اون داره اذيتت مي کنه ؟
نه
No comments yet. Be the first to leave one.