The first 200 lines.
...آنچه در"جنگ ارواح"گذشت
،من "دافنی هولت" مدیر عامل شرکت لامبدا هستم
و من قراره مشکل ارواحتون رو حل کنم
این عوضی رو میشناسی؟ - اون رئیسمه -
این چند سال گذشته دافنی توی حالتهای کوانتومی غرق شده بود
...جهانهای متناوب، ابعاد
زندگی پس از مرگ
اون مصممه که ثابت کنه این امکان وجود داره که
انسان توی قلمروهای دیگه میتونه پا بزاره
نمیتونم همینطور وایسم و نگاه کنم که شتاب دهنده رو راه اندازی کنی
آخرین بار که این کارو کردیم، مردم مُردن
این ریسکیه که ما پذیرفتیمش
من میگم، گور بابای دیپلماسی
بریم...اون چیز بزرگ رو بترکونیم
این موضوع داره واقعاً وخیم میشه
درست میگفتی یه چیزایی پیدا کردیم
کسی متوجه غیب شدن اون نشد؟
وقتی آتش خاموش شد همه رو بیرون کردیم
خوبه. آخرین چیزی که نیاز داریم یه مشت آدم عصبانین که
به سمت اینجا راهپیمایی میکنن
نمونه های دیگه چی شدن؟ - همه نابود شدن -
از این تو نشونه های حیات دریافت میکنیم ولی سریع محو میشه
اون بدبخت قدیمی اون توو گیر اُفتاده، نه؟
به نظر تحت تأثیر قرار گرفتی
نیت فکر میکنه این ماده آلی
از زندگی پس از مرگ اومده من عملاً عاشقشم
اُوه، خدای من
این دکتر جونزه
دافنی، نمیدونیم اینجا با چی روبرو هستیم
صادقانه بگم، دکتر کلارک حس ماجراجوییت کجا رفته؟
آمادهس
بزار روی 360
آمادهس
خُب، مایه تأسفه
ولی ممکنه این طور بهتر باشه - نگرش دارید -
یه کالبدشکافی کامل در مورد اون میخوام
نمونه های بافت، کارکرد خون، محتویات معده
منو در جریان قرار بدید
« Telegram :@Sajjad_SJJB » تاریخ ترجمه : 1396/09/30
« جـــنـگ ارواح »
آره، آره، دیشب دیدمش
پس حق با من بود
هنوز زنده بوده پس
چه موقع بود؟
ده شب - آره -
آره، منم ساعت دوازده نیمه شب دیدمش
میلر
میلر؟
وینستونم
بریم توو؟
نه، الانشم میدونم اون توو چه خبره
میلر؟
یا مسیح روی صلیب
نورم و بیلی کدوم گورین؟
اونا باید این کارو انجام بدن
فکر کنم اونا دنبال پائولو میگردن
فایدهش چیه؟
پائولو، یا مُرده یا بدتر
آره
لعنتی
این مردم کدوم جهنمین؟
خودت گفتیش
مُردن
لعنتی
با بزرگترین اندام داخل شکم شروع میکنیم
اول یه برش انجام میدم
بعد با کبد شروع میکنم
عقل کوفتیت رو از دست دادی؟ - باید باورم کنی، وال -
نمیزارم هرکاری دلت میخواد بکنی، دن
و وقت هم واسه این کارا ندارم
مامان وال، دلم درد میکنه - میدونم، دارم میام، عزیزم -
ببین، میدونم تو تجربه زیادی داری، دن
ولی ما هم همینطور
به خاطر همینه من اینجام دارم سعی میکنم بهت کمک کنم
نه، قبلاً دیدم وقتی میخوای کمک کنی چطور میشه
خدا لعنتت کنه، وال! توی خطری
سوفیا از اون چیز اومده بیرون
و اون چیز تغییرش داد
همون چیزی رو میگم که اَبیگم ازش اومد بیرون
باید اونو هم تغییر داده باشه - !نه، نه -
دهنتو ببند! ببندش - ...گوش کن -
نمیخوام یه کلمه دیگه هم بشنوم
زود باشید، داریم میریم
یالا - وال، اون اشتباهی که من کردم رو نکن -
دن، باید از اون حالت مستی بیایی بیرون
خودت میگفتی خوب نیست کسی مست باشه
البته، باشه، منم خوشحال میشم
سوفیا
پدر - پدر دن، داری چکار میکنی؟ -
از این که منو میبینی تعجب نمیکنی؟ - بریم -
تو؟ - فکر کردی داری چکار میکنی؟ -
من بهش دست نزدم - برو عقب -
تو حالت خوبه؟ - ازم دور شو -
من بهش دست نزدم - برو عقب -
تو نمیدونی با چی سرو کار داری
به تو چه ربطی داره؟
هاه؟
فکر نکنم اینو باور کنید
این همون چیزیه که دارم فکرشو میکنم؟
لعنتی
مشکلت چیه، پدر دن؟
اون بیرون ما بین یه چیزی بودم
سوفیا ازت وحشت کرده بود
تو قبلاً بچهشو کُشتی
حالا هم دنبال خودشی
...سعی کردم به اون پسر کمک کنم
وینستون، کافیه
نه. حالا نوبت یکی دیگهس
،توی این مورد نیاز نیست دخالت کنی دردسرا همیشه حول تو میگردن
بله، متوجه شدم
میدونی چی منو دنبال نمیکنه؟
پس، ممکنه فردا بخوای خودت کارا رو انجام بدی
از اون دور بمون
اینو تازه آوردم، لیمو موزه یه مشروب تروتمیز و روشن کن
فکر کنم آب برامون خوب باشه، ممنونم
از حمایتت ممنونم
خواهش
خُب، آخرین چیزی که نیاز داریم دعوا بین خودمونه
درسته
مشکلات بزرگتری داریم
اون غلافها
من اشتباه وحشتناکی کردم
اون چیزا از جوهره وجودشون علیه ما استفاده میکنن
چیزا؟
داری میگی تعداد بیشتری از اونا وجود داره؟
آتش
تعداد بیشتری توی اون خونه بود
من اونجا بودم. من اونجا رو آتیش زدم
و اونا از بین رفتن؟
یکی ازشون توی لامبدا مونده
و اونا روحشونم خبر نداره که با چی سروکار دارن
نتایج جهش سلولیش به میتوز تهاجمی منجر شده
به نظر میرسه این از سلولهای بنیادی پرخطری ساخته شده
ببین
جای زخمی نموند
و این فقط شامل ترمیم بافت آسیب دیده نیست
این چیز عملاً یه مزرعه از اندام هست
به طور بلقوه درمورد میلیارها
پیوند درجراحی داریم صحبت میکنیم
چرا جهش در وحله اول بوده؟ واسه چه هدفی؟
یه فرضیه هست که میگه غلافها جهش ایجاد میکنن
ساختار سلولی انسان ما رو یه مهمان بینظیر
برای این مهمان غیرمادی میکنه
ارواح - اونا از بدن خودمون علیه ما استفاده میکنن؟ -
مسئله رو اینقدر شخصی نکن، اِدوارد
دافنی، ما دقیقاً هیچ نظری نداریم که این چیزا چین
چه تواناییهایی دارند
نمیدونیم چه بلایی سر دکتر جونز آوردن
اگه اون حتی اونجا باشه
نباید بیخیال حقوق قانویش بشیم - جونز وقتی اومد به لامبدا و یه کارمند شد -
تعهد نامهشو امضاء کرده بود - پس ما کالاهای مصرفییم؟ -
شاید بخوای بری یه قدمی بزنی، دکتر کلارک
از شما میخوام که ریشه جهش رو پیدا کنید
و ببینید میتونیم اون رو تکرار کنیم
سلام - سلام -
مرسی واسه این کار
باعث افتخارمه
باشه دخترا، زیاد طولش نمیدم
مرسی از وقت گذاشتنت - ممنونم -
میخوام باهات بیام
میدونم، عزیزم
ولی سوفیا قراره از شما دوتا خوب مواظبت کنه، باشه؟
اوضا خوبه
باشه
خداحافظ عزیزم - خداحافظ -
اونا رو باهم تنها نزار
نمیزارم - مرسی -
پدر دن زندهس
میدونم، اون همه چیزو به وال گفت
وال باور کرد؟
نه، ولی یکی رو واسه باور کردن پیدا میکنه
پس ما باید چکار کنیم؟ - تو چی فکر میکنی؟ -
باید پیداش کنیم و بُکُشیمش
چه سوپرایز قشنگی
با خودت مهمون آوردی؟
تو میتونی بری
تو گفتی رازی بینمون نمیمونه
گفتم
اینا دو راه مجزا از هم هستن
البته
بیا درمورد اون غلافی که از آتش بدست آوردی صحبت کنیم
قرار بود درموردش بهمون بگی، درسته؟
قراره یه کار بهتر بکنم
ایشو دکتر کلارک هستن
تو گفتی توو کار دزدیدن
مردم نیستی
مردم، نه. ما از توی غلاف بدستش آوردیم
اتفاقی توش اُفتاده بود
همینطوری که شما الان سوپرایز شدید منم شدم
اون زن داره. باید به کارلا بگیم
این کار واسه هیچکس خوب نیست - اون دیگه پائولوی گذشته نیست -
اون درست میگه
ما فکر میکنیم که یه قوی ادراک دیگه پائولوی
قدیمی رو بیرون رونده باشه - یه روح بدکاره -
صرف نظر از اینکه یه ارتباط روانی بین
شخص و کبد استخراج شده وجود داره
اونا با همدیگه در ارتباطن - ...آره، و وقتی اون چیز احساس -
چیز؟ نه
اون پائولوه
،وقتی پائولو احساس درد میکنه اونا احساس درد میکنن و برعکس
No comments yet. Be the first to leave one.