The first 145 lines.
.خوشحالم هردوتون حالتون خوبه
.هوم
خب چی شده؟
...یهو از غیب ظاهر شد .مَنن رو کشت
.گفت اسمش دوت چانه
.مال من اسمش هایفن بود
.بهم گفت... دیگه هیچوقت برنگردم
خب...چرا هیچی بهمون نگفتی؟
حالا چون بازیتو تموم کردی، واست مهم نیس دیگه؟
...به خاطر تو... به خاطر تو، منن
.ریکا
چی عوض میشد؟
!اگه میشدی سپر بلای منن، بعدش چی میشد؟
!دیگه هیچوقت نمی تونستی برگردی ریکا !خودت می مردی
!هان؟ - !ما نگرانت بودیم -
.چرا باهامون هیچ تماسی نگرفتی؟ بگو چرا
.نمی خواستم
ها؟
.ای کاش هیچوقت توی این ماجرا قاتی نمیشدم
انتخاب خودت مگه نبود؟
.نِیرو
.واسم انتخاب شده بود
چرا خبرم کردی بیام؟
.من حتما تلافی مَنن رو سرشون درمیارم
.آی
.بیا باهم بریم
.باشه
.اینجوری که نمی تونی تخمت رو بشکنی آی
.اگه لئون رو خبر نکنی، میگیرنت
.نه
.نمی ذارم لئون بیاد بیرون
...اگه بیاد
...تو به عنوان مادرش، خودتو واسش نشونه گذاشتی
.ولی ما بودیم که به وجودش آوردیم
...هی آکا
.وِنی
!لئون؟
.تعلل نکن دیگه
.تخم رو بشکن
.این کار ارجح توئه
ها؟
...تو
.منی
ا ر جـ حـ یـ ت تـ خـ م عـ جـ ـا یـ ـب
ارجحیت تخم عجایب
رنگ گل
سایه ی ابر
خاطرات آشنای قدیمی
می رم و می ذارمشون
کنار قاب پنجره ی روز های گذشته
می رم
امروز وقت رفتنمه
بدرود
معلم هام
بدرود
دوستام
به خاطر فردایی زیبا
قسمت 12 جنگجوی شکست ناپذیر
قضیه چیه؟
!بگین، آکا! اوراآکا
با چیزی به اسم «دنیای موازی» آشنایی داری؟
.توی مانگاها فقط
.یه همچین چیزی در واقع وجود داره
وقتی یه نفر یه انتخاب مهم رو انجام میده ...،یا وقتی اون انتخاب رو انجام نمیده
.همزادش چیزی متفاوت به وجود میاد .بعد زمانی مکانی واگرا
از گفتنش کراهت دارم، ولی این آیی که می بینی ...توی بعد زمان مکانی دیگه ای
خودتو کشتی، مگه نه؟
...ببخشید، من
.لازم نیست معذرت بخوای. می فهممت
به خاطر چشمامون اذیتت می کردن .و همیشه تنها مونده بودی
.نمی تونستم با مامان و بقیه حرف بزنم
حتی کویتوچان؟
کی؟
.که اینطور
.من دارم می جنگم تا دوستم کویتوچان رو نجات بدم
دوستت؟
.آره
.که اینطور. دوست پیدا کردی
.الان دوستای دیگه هم دارم
.نِیرو، ریکا، موموچان
این همه؟
.آره
پس، خوشحالی؟
.خیلی خوشحالم
.اونا اَکمه ن. دنبال توئن
.ولی نگران نباش
.من ازت محافظت می کنم
تو؟
...من
.قوی تر شدم
!انقدر قوی که اینکارا رو می کنم
.عالیه
!عالیه عالیه
!بدوئیم
.باشه
.آی
خوبی؟
کویتوچان چجوریه؟
.یه آدم خاصه
.باهام حرف می زد، حتی با اینکه منو اذیت می کردن
.خوش به حالت
.اون دوستِ عزیزیه برات
.دوستم
.هیچی درباره ی کویتوچان نمی دونم
!ساواکی سنسه؟
.آره. من نامزد مامانتم
.من رفتم
.به سلامت
...آی
میشه کمکم کنی؟
.باشه
!مراقب باش
!هنر، انفجاره
!بیا دنبالم
.باشه
!این روزا، طبق خواست بقیه پیش رفتن واقعا رو مخه
!چجوری قراره ما معلم ها استرسمونو تخلیه کنیم؟
کجا رو هدف گرفتی؟
.آخ آخ آخ
دانش آموزایی که به حرف معلمشون گوش ندن .این بلا سرشون میاد
!لئون
!مرسی لئون
!تو ساواکی سنسه نیستی
.من ساواکی ام. عشق اولت
.لئون
...ساواکی سنسه
!خیلی مهربون تره
.اون ظاهر اجتماعیمه
،وقتی خوش قیافه به دنیا میای .راحت تر می تونی مردم رو خر کنی
!بچه ی رو اعصاب
تو فقط یه هیولایی که شک و تردید های من .به وجود آوردنت
.ساواکی سنسه ی واقعی، اینجوری نیست
عه؟
...انگار ظاهر اجتماعیم
!کاملا خرت کرده
در این صورت، این چطوره؟
.کویتوچان
.گیره ی موت رو عوض کردی
.آره
حال بهم زن نیست؟
ها؟
.کفشات
.درشون بیار
.باشه
.بریم
No comments yet. Be the first to leave one.