The first 200 lines.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و
ترجمه و ز
ترجمه و زی
ترجمه و زیر
ترجمه و زیرن
ترجمه و زیرنو
ترجمه و زیرنوی
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس ا
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از م
ترجمه و زیرنویس از مـ
ترجمه و زیرنویس از مــ
ترجمه و زیرنویس از مــم
ترجمه و زیرنویس از مــمـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد
ترجمه و زیرنویس از مــمـد
ترجمه و زیرنویس از مــمـد ن
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـو
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوب
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـر
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـری
بُعدِ پنجمی، ورای آنچه که برای انسان .آشکار شده است وجود دارد
بُعدی به وسعتِ فضا
.و به بیانتهاییِ ابدیت است
،این بُعد حدِ وسطی بین نور و سایه
.و میان علم و خرافات است
و این بُعد در میان اعماقِ ترس انسان
.و قلهی دانشش قرار دارد
.این بُعدِ تخیل است
.این منطقهایست که آن را توایلایت زون مینامیم
.اوه، نازنین من
،تونی، اکنون داری میروی
،اما باید برای چشمانم خاطرهای از تو داشته باشم
افکاری از تو برای ذهنم
.و لمسی از تو برای تمام وجودم
.هیچوقت فراموشت نخواهم کرد
.تصویری از زنی که به یک فیلم نگاه میکند
.فیلمی از گذشتهای فوقالعاده
زمانی ستارهای درخشان در آسمانها بود ،ولی دیگر جزوی از آن آسمان نیست
ستارهای که درخششاش .توسط حرکت زمین و زمان تیره شده
باربارا جین ترنتون، کسی که تمام ،دنیایش یک اتاق نمایش فیلم است
.کسی که رویاهایش از سلولوید ساخته شده
باربارا جین ترنتون، که توسط سالهای اوجِ کوتاهش ضربه خورده
،و روی سنگفرشی از غمگینی افتاده
و بهشدت میخواهد شماره پلاکِ .شهرتِ زودگذرش را ببینید
خانم ترنتون؟
خانم ترنتون؟
!خانم ترنتون
چیه سالی؟
...من... براتون
.براتون خوراکی آوردم خانم ترنتون
.ممنونم. بذارش روی میز
.بله خانم
.سلام سالی
.سلام
خانم ترنتون هستن؟
.بله آقا
محض تنوع رفته تو اون اتاق؟
.بله آقا
.آقای وایس، من خیلی نگرانشون هستم
...نگران اینم
.باهاش حرف میزنم
.شما نمیفهمید آقای وایس
.وضعش داره خیلی بدتر میشه
.خب، زیادی توی اون اتاق بوده
.فکر میکنم داره تو رو پریشان میکنه
.ببینم چیکار میتونم بکنم
.خیلی خب
.دنیل برا خودت یه لیوان بریز
.ساعت 11 صبحه
.خب 11 صبح باشه
خب ساعت 11 صبحه
.و خورشید بالا اومده
.روز قشنگی توی بورلی هیلزه
.هوا آلوده نیست، 29 درجهست
.و واقعاً دلپذیره
بدونِ گزارش آبوهوای روزانهت چیکار میکردم؟
سؤال اینه که باهاشون چیکار میکنی باربارا؟
توی این غارِ کولردار میشینی
.پشت سر هم فیلم میبینی
.بیخیال این حرفا شو
.باربی اصلاً خوب نیست عزیزم
.این وضعیت اصلاً خوب نیست
اگه برا خودت نوشیدنی نمیریزی پس بشین و حرف نزن
میدونی همیشه عادت .داری آمادهی گیر دادن باشی
فیلمش چی بود؟
.دوتا فیلم دیدم
«،وداع بدون اشک»
.که جری هرندن همبازیت بود
.همبازیم نبود عزیزم، نقش اصلی مرد بود
1933.
«.و «شبی در پاریس
.سال 1934
.خودم میدونم سال 1934 بود
حالا برامون زمانشناس شدی دنیل؟
...باربی
،ببین، من یادم رفت اینو قبلاً بهت بگم
.بدم میاد بیمارگونه من رو نظاره میکنی
از کاری که میکنم خوشت .نمیاد ولی دیگه بهش خُرده نگیر
،باربی من باید کاری که میکنی رو نکوهش کنم
و مجبورم بیمارگونه بهت نگاه کنم
وقتی میبینم خودت رو توی این .اتاق حبس کردی و زمان رو نگه داشتی
.زمان رو به 15، 20 و 25 سال قبل برمیگردونی
.هر روز این کارو میکنی .عزیزم این بیماریه
.واقعاً کار بیمارگونهایه
حرفات تمام شد؟
.نه نشد
.یه قرار ملاقات با اینترنشنال برات تدارک دیدم
اینترنشنال؟
.بله
یه نقش، دنی؟
.ظاهراً نقش خوبیم هست
.خب... اوه عزیزم
یه چیزی رو میدونی؟
من وقتی اونجا قرارداد داشتم .هیچوقت با مارتی سال جور نبودم
.خب الان خیلی پیرتر شده
.فکر کنم الان الان یکم خوشایندتر شده باشه
اوه میدونی، اون گفت من
مشکلترین ستارهای بودم .که تو عمرش باهاش کار کرده
دنی، تو یه مرد خوب .و دوست وفاداری هستی
،و به روش خودخواهانه و موذیانه خودم
.من خیلی عاشقت هستم
.اوه دنی
.امیدوارم موزیکال باشه
.اوه، خیلی دلم میخواد دوباره برقصم
یا یه فیلم عاشقانه. اوه حاضرم هر کاری بکنم
تا صحنههای عاشقانه مثل .اینایی که صبح دیدم بازی کنم
.صحنههای عاشقانه با جری هرندن
.میدونی ما توی سه تا فیلم با هم بودیم
«.من خاطرهای از تو برای چشمانم دارم»
«افکاری از تو برای ذهنم»
«و لمسی از تو برای تمام وجودم»
.یه همچین چیزی بود
.و بعدش توی فیلم «شبی در پاریس» بازی کردیم
.باربارا تو اون موقع خیلی جوونتر بودی
.برو به جهنم
.باربارا ببین، الان 1959ـه عزیزم
،25 سال از «شبی در پاریش» میگذره
.و 26 سال از وقتی که «وداع بدون اشک» رو ساختی
.اتاق اونطرفِ هال تاریکه، مرطوبه و پر از تار عنکبوته
.به خودت بیا. از این خوشی در بیا
برو آرایش کن و ساعت 3 همدیگه رو توی دفتر سال میبینیم، باشه؟
.باشه دنی
.بفرستشون تو
.از دیدن دوبارهت خوشحالم باربارا
.سلام مارتی
.خیلی وقته همو ندیدیم
.بله
.بشینید
.شما که دنی رو میشناسید
بله. در مورد اون نقشـه بهتون گفته؟
.خب، نه دقیقاً
،فک کنم مناسبت باشه. نقش بزرگی نیست
.ولی فکر میکنم هنرنمایی خوبی باشه برات
نقش بزرگی نیست ولی هنرنمایی خوبیه؟
.اوه بیخیال، دقیقتر بگو
تو از بین همه آدما باید بدونی .خواسته من از یه نقش چیه
چرا همهش باید با هم مشاجره کنیم باربارا؟
بهنظرت همیشه همینجور نیست، با دعوا و مشاجره شروع میکنیم؟
.هنوز منتظر شنیدن در مورد اون نقشام
.توری رو بردار
.تو در نقش یه مادری
مادرِ چند ساله؟
،همم حدودای چهل سالگی .ولی خیلی شاداب و سرزنده
بر خلافِ چی؟
یه جنازه؟
.من نقش مادرها رو بازی نمیکنم آقای سال
.هیچوقت نکردم و الان هم قصد انجامش رو ندارم
،و نقشِ کوچیک هم بازی نمیکنم !باید اینو خودت بدونی دیگه
.دنی بیا بریم
.ببخشید باربارا
.نمیدونستم هنوز هم سختگیر و مشکلپسندی
.خب حالا دیگه میدونی
.حداقل فکر میکردم یه نگاهی به نقشـه بندازی
.اینجوری فقط وقتم رو هدر میدم
باربارا شاید بهتر باشه فیلمنامه رو بگیریم .یه نگاهی بهش بندازیم، ببینیم چی هست اصلاً
خودت یه نگاه بهش بنداز و ببین در مورد چیه .و خودتم نقش رو بازی کن
من وقتی که اینجا قرارداد داشتم هیچوقت .از این مرد بیسلیقه و گستاخ خوشم نمیومد
و الان هم ازش خوشم نمیاد وقتی که .بهم پیشنهاد نقشهای کوتاه و زودگذر رو میده
...خیلی خب خانم .خانم خودبزرگبین از خودراضی
.برات خبر داغ دارم
تو شاید فکر کنی هنوز هم خانم شماره یک .و سر تر از همه هستی، ولی اشتباه میکنی
.تو یه پیری بدبختی که آلبوم دوران اوجش دستشه
...ببین مارتی
هر نقشی که توی این استدیو بگیری ،نیازی نداره از طریق مدیر برنامه انجام بشه
،میتونیم با صندوق خیرات انجامش بدیم !چون داریم بهت لطف میکنیم رسماً خیریهس
No comments yet. Be the first to leave one.