The first 167 lines.
باشه
بریم، بچهها!
ما تا لندن پرواز کردیم برای این کنسرت.
میخوام مطمئن شم به موقع میرسیم به غرفه اجناس یادگاری.
ویل، دیگه چقدر جنس یادگاری میخوای؟
عزیزم، اونا این لیوان یادگاریِ چاپ محدود رو دارن.
امم. جوناس براذرز تو تاریکی میدرخشه.
مگنوس، نه، نه. اونو بذار زمین.
شکلاتهای نسخهی کلکسیونی که هرگز باز نشده.
چرا آماده نیستی؟ دنبال وسایل موهام میگردم.
موهای تو مهم نیست. تو که جو جوناس نیستی.
دستکشهام رو پیدا نمیکنم.
اون دستکشها تو دستت مسخره به نظر میرسن.
کسی دئودورانت منو ندیده؟
از کِی تا حالا تو به دئودورانت اهمیت میدادی؟
ببین، امشب در مورد تو نیست.
ویل، میدونم امشب برات مهمه.
مهم؟ امشب فقط مهم نیست، ویوکا.
امشب برای من مثل فینال جام جهانیه.
امم. وقتی روز بدی دارم...
و همه ازم میپرسن "کِی میخوای انکورمن ۳ رو بسازی؟"
"کِی میخوای الف ۲ رو بسازی؟ کِی میخوای موآنا ۶ رو بسازی؟"
من که اصلا تو موآنا نیستم، میدونی... آره.
میدونی برای اینکه اینها رو تحمل کنم به چی فکر میکنم؟
من و بچهها.
چی؟ نه.
من به امشب فکر میکنم.
و دیدن سه پادشاه من که هدیهشون رو با دنیا به اشتراک میذارن.
منطقیه؟
باشه. بریم. بریم.
خیلی خوشحالم که چهار و نیم ساعت زودتر رسیدیم اینجا.
هر لحظه... هر برادر...
هر حسی مهمه.
سلام، لندن. کریسمس مبارک.
هی.
یالا!
فکر میکنم ما به عنوان یه خانواده نزدیکتر شدیم.
ممنون، لندن.
دوستتون دارم، جوناس براذرز!
عجب نمایشی! ممنون، لندن! آره.
آره. تور عالی بود، بچهها.
ممنون، جرد. حسابی با خانواده تو کابو خوش بگذرون.
ازت ممنونم. سال بعد میبینمت.
بگیر. ممنون. کریسمس مبارک.
باورم نمیشه ویل فرل بازم اونجا بود.
هی، موفق باشی تو درست کردن اون پیوند موی ترکی، برایان.
ممنون، جو.
بچهها، اینا چیه؟
این مهمونی پایان تور هست که بهتون گفتم داریم برای تشکر از گروه برگزار میکنیم.
اوه. ممنون. عشقید.
ممنون. رفیق، نمایش امشب محشر بود.
آره، فکر کنم تغییرات لیست آهنگها خیلی کمک کرد.
تغییرات؟
آره، یادتونه گفتین پرده دوم حوصله سربر شده بود؟
برای همین من امروز حدود چهار ساعت وقت گذاشتم تا یه چیزایی رو عوض کنم.
من میمها رو دوست دارم. فقط...
باشه. متوجه شدی، درسته؟
اوه، میدونم. میدونم. آره، خیلی مهمه. ما سپاسگزاریم.
هی، عزیزم. آره، تازه از صحنه اومدم پایین.
شام چی خوردی؟
چه پایان باشکوهی برای تور!
کباب ددی؟ اون هارمونی جدید تو آهنگ "اس.او.اس"
مثل یه شامپاین اعلا برای گوشها بود.
مِغسی پوق لو کومپلیمون، برد.
اسلایدرز؟ اوه. من و پریانکا داریم فرانسوی یاد میگیریم.
خوبه. پس رول گرفتی یا دیس؟
رول. خوبه. آلنا چی؟
دیس، خوبه. چی نوشیدید؟
اوه خدای من. کسی براش مهم نیست.
میدونی چیه، الان بهت زنگ میزنم. نیک دوباره تو یکی از حال و هواهاشه.
چی؟ هیچی.
ما اینجاییم.
باشه. حالا، مطمئنید پسرا که حالتون خوبه...
که فردا بدون من میرید سوار هواپیما بشید؟
میتونم یه شب دیگه بمونم تا مطمئن شم سالم میرسید خونه.
مطمئنم ماری متوجه میشه.
منظورم اینه که ما داریم عهد و پیمان ازدواجمون رو تجدید میکنیم و اون هم الان تو آتلانتیک سیتیه.
ولی اون یه زن خیلی فهمیده است.
من در مورد اون، تو پیمانهای جدیدم کلی چیز نوشتم.
ببین، تو بهترینی، فقط یه شبه، برد. ما خوبیم.
من فقط دوست ندارم فکر کنم پسرام تو لندن تنها باشن.
ما پسرای تو نیستیم، برد.
ما مردای بزرگتیم.
باشه. شما رئیسید.
یه چیز کوچیک هم براتون گرفتم در صورتی که تعقیبکنندههاتون بخوان دردسر درست کنن.
تعداد تعقیبکنندهها الان چنده؟
امم، نیک ۳۴ نفر.
جو ۴۸ نفر. کوین ۱۷۵ نفر.
واسه اینه که هر وقت کسی از زندان بهم نامه مینویسه، منم جوابشو میدم.
فن، فنه دیگه.
چی برامون آوردی برد؟ اسپری فلفل؟ شوکر؟
سوت؟ نه.
سوت اضطراری.
ببین، اینا مثل سوتای معمولیان، فقط اسمتون روشونه.
اگه تو راه نیویورک کسی خواست اذیتتون کنه، فقط سوت بزنید.
اصلا احساس امنیت نمیکنم. امم.
آها، راستی، من براتون یه آژانس مسافرتی خفن هم استخدام کردم.
آژانس مسافرتی شبانهروزی، واسه اینکه اگه مشکلی پیش اومد.
امممم.
ما به آژانس مسافرتی خفنت نیازی نداریم، بردفورد.
اسم من بردلیه.
باشه.
یادت نره هیچوقت.
هی رفقا، داشتم جاهایی رو واسه امشب تو گوگل میگشتم و فکر میکنم...
من نمیتونم امشب برم بیرون.
متاسفم. نمیتونم با حال خراب برم پیش مالتی ماری و پری.
جدی میگی؟ این آخرین شب تورمونه!
ما همیشه میریم بیرون و جشن میگیریم.
تازه لندنیم!
و به محض اینکه برگردیم شهر، هر کدوممون میریم دنبال کار خودمون، پس...
متاسفم. باشه. قبوله.
تو چی میگی، کوین؟ ها؟
ما دو تای اصلی. قبل از اینکه این بیبخار به دنیا بیاد.
ببخشید رفیق. من حدود یه ماهه بچههامو ندیدم.
باید فردا سرحال باشم.
همهمون میخوایم فردا واسه بچههامون سرحال باشیم.
اما نمیخوایم خفنترین شب زندگیمون رو از دست بدیم.
ما سه تا پدر به شدت خسته تو دهه سی زندگیمونیم.
چقدر میتونه خفن باشه واقعا؟
واقعا میخوای بدونی؟
آره، بعضی وقتا اینو میشنویم.
ای.جی الان پیام داد راجع به این اجرا که فوقالعاده باحاله.
میخوای با پسرایی بیای که شبیه جو بروزن؟
نگو «فایر». تو ۳۶ سالته.
آهنگ منه، قوانین منه.
اوه، نتونستی التون رو بیاری؟
فانتزی منه. بهت خوش میگذره.
به سمت قصر!
پس انجامش میدیم؟
سلام، گاگا.
سلام. ورمونت چطوره؟ خونه چطوره؟ همونقدر قشنگه که تو عکسا بود؟
عالیه. من و مالتی عاشقشیم.
مالتی، به گاگا سلام کن.
سلام. مالتی، من فردا خونهام.
و میبرمت اسکی، همونجوری که قول دادم.
و اصلا براش مهم نیست.
آره خب، با کادوهای کریسمس زودهنگام که نمیشه رقابت کرد، مگه نه؟
اوه، شماها از الان شروع کردین کادوها رو باز کنین؟
چطور میتونستم جلوشو بگیرم؟ کلی کادو بود!
میدونم. میدونم. مشکلی نیست.
فقط نمیتونم صبر کنم تا ببینمتون. خسته به نظر میای.
امم... خب، شش ماه تور آدمو اینجوری میکنه دیگه.
هوم.
بماند که شش ماه وسواس روی ریزترین جزئیات
خلاقیت تور و طراحی کاور آلبوم و برنامهریزی سال بعد.
اینا همه در حالی که برادرام از زندگی بیدغدغه خودشون لذت میبرن.
هوم.
و اون کرم چشم خفنی که برام گرفته بودی تموم شد.
میدونستم. آره، معلومه.
میدونستم هر شب از اون کرمت نمیزدی.
باید به زیر چشمت برسی. میدونم.
باشه خب، روحیتو حفظ کن، باشه؟ نزدیک خونهای.
ما دوستت داریم. خیلی دوستت دارم.
خداحافظ، گاگا
شب بخیر
این یکی چقدر نازه؟ یه خرس که یه کت شام ابریشمی سفارشی پوشیده.
وای. خیلی قشنگه.
امم، گفتی سفارشیه؟
و این گوزنو ببین که یه سنجاق سینه الماس واقعی زده.
وای. واقعاً محشره.
حتی کفش پاشنهبلندای پوست کروکودیل ریزه میزه هم داره.
چند تا از تزئینات ما لباس طراحی شده سفارشی دارن؟
نگران نباش. همهشون.
باشه. هی، عزیزم.
با نیک و جو حرف زدی؟
نه.
فقط نمیدونم اونا چطوری واکنش نشون میدن.
No comments yet. Be the first to leave one.