The first 169 lines.
.اعلیاحضرت
.بنده رو عفو کنین، ولی نیازی نیست شخصا برین
.این بحران ممکنه روی سرنوشت کشور... نه، سرنوشت کل دنیا تاثیر بذاره
.انقدر راحت طلب نشدم که یه جا بشینم و منتظر بمونم
.بخاطر دردسر معذرت میخوام
.نفرمایین
.ما فقط وظیفهمون رو انجام دادیم
حالا وقتشه که بریم
،به حساب پاپ خائن کلیسای سه قهرمان
!بیسکا تی.بالماس و پیروانش برسیم
!بله
!همین الآن راه میفتیم !سوارهنظام به پیش
.خواهش میکنم، فقط یکم دیگه طاقت بیارین، قهرمان سپر... و ملتی
قیام
قهرمان
سپر
نبرد خیر و شر
:جادوی دفاعی سطح بالای چند جادوگره
!کلیسای جامع
!شمشیر صاعقه
!تیر صاعقه
!فیلو! رافتالیا
!چشم
!باشه
!تند و تیز
!هدفم را درمان نما
!درمان دوم
.فیلو، یه بار دیگه
!چشم
!موتویاسو، تو هم بیا
!موتویاسو ساما
!سپر آب دوم
!خواهر، حواستو جمع کن
.موتویاسو، وقتی نزدیک پاپ شدیم به من حمله کن
ها؟ چی داری میگی؟
!بریم
!حالا
!باشه
!بخورش
توی یه لحظه اون نفرین رو خنثی کرد؟
.درون این کلیسا نفرینها بیاثر هستن
.چون اینجا زمین مقدسیه که خدا متبرکش کرده
!چه قدرتی داره
اسقف، صدام رو میشنوی؟
.برای اینکه ارادهی خدا رو نشون بدم، به دعای بیشتری نیاز دارم
.ولی تقریبا یک سومشون خالی از مانا شدن
.بیشتر از این ممکنه جونشون رو به خطر بندازه
مشکلی هست؟
.این نبرد بین خدا و شیطانه
اینجا شهید شدن
.بزرگترین افتخاریه که میتونه نصیب یکی از پیروان کلیسا بشه
.هرطور شما بگین
!همگی، برای پاپ بیشتر دعا کنین
چطور میتونه با افرادی که بهش اعتماد دارن و ازش پیروی میکنن این کار رو کنه؟
.ولی با اینحال بازم ازش پیروی میکنن
.درسته
.ما همه یک بدن و یک روح هستیم
،با دعای اونها و قویترین حملهی سلاح مقدس
.یک پاکسازی کامل رو تقدیمتون میکنم
.این بیشترین رحمیه که خداوند میتونه نشونتون بده
.حس میکنم یه جاش مشکل داره
.داره مانا جمع میکنه
...اگه نور به اون بالا برسه
یه حملهی بزرگ بعدش میاد؟...
هی، سپرت نمیتونه کاریش کنه؟
ها؟
.آخه انگار سپرت زیادی قویه
...ببین
.درسته
،تو لولت از همهی ما پایینترـه .ولی بازم داری شونهبهشونهی ما میجنگی
بخاطر سپرت نیست؟
!شما کلهپوکها فقط خوب از سلاحتون استفاده نمیکنین
هیچ مهارت خاصی نداری؟
...معلومه که همچین چیزی
این چیه؟
.سپر نفرین متوالی یه شمشیر دو لبه است
.دیگه ازش استفاده نکن
نائوفومی؟
.صد در صدی نیست، ولی ممکنه جواب بده
نگفتم؟
بازم از اون قدرت استفاده میکنین؟
.آره
.دفعهی قبل خوب پیش رفت، پس مطمئنم این دفعه هم میتونم برگردم
.بله. بهتون باور دارم
.منم همینطور
.انتخابت درست بود که منو آزاد کردی
.بذار خشم وجودت رو فرا بگیره و دیگه رنج نمیکشی
!نمی... خوام
!نمیذارم خشمت منو کنترل کنه
.این فقط خشم من، خشم یک اژدها نیست
.درون قلب خودت وجود داره
چی؟
.خشمت از پاپوشی که برات درست کردن
.خشمت از حقارتی که بخاطرش کشیدی
.خشمت از همیشه متهم شدن بدون اینکه فرصت دفاع بهت بدن
.همهش مال خودته
مال من؟
.تا آخرین قطرهی خشم و نفرتت رو رها کن
...تا آخرین قطره
.دشمنانت رو با تمام اون خشمی که حس کردی نابود کن
.من قدرت این کار رو بهت میدم
!قدرت
!نه! نباید گول حرفاش رو بخورم
...این قدرت
لذت بخش بود، نه؟
،با قدرت آتش نفرین شده
.میتونستی دشمنانت رو شکست بدی و از روشون رد بشی
لذت بخش بود، مگه نه؟
حس رضایت بهت میداد، مگه نه؟
...اون
!خشمت رو نشون بده! دنبال قدرت بیشتری باش
!و هرچی که جلوته رو بسوزون
...میسوزونم
!همه چیز رو میسوزونم
!خوبه، خوبه، انسان
.پیش خشم تو، مال من رنگ میبازه
!هی، نائوفومی
.لطفا نگو که واقعا تبدیل به شیطان سپر شدی
!نائوفومی ساما
.همه چیز رو میسوزونم
.اگه همه چیز رو بسوزونم، تموم میشه
!نائوفومی ساما
.میتونم بذارم خشم کنترل رو بدست بگیره و همه چیز رو نابود کنه
!ارباب
.حالا قدرت انجامش رو دارم
...ازش استفاده میکنم و
!نائوفومی
!رو اعصابمین! مزاحم نشین
ارباب، واقعا از همه چیز متنفری؟
این چه صداییه؟
واقعا سفرتون همراه ما هیچ معنایی نداشت؟
سفر؟
.اولش میترسیدم
.مطمئن بودم شما هم مثل بقیه باهام مثل یه شئ رفتار میکنین
.ولی باهام مهربون بودین
.بهم اهمیت میدادین
،وقتی اشتباه میکردم دعوام میکردین .و ازم محافظت میکردین
.برای همین قسم خوردم کنار شما بمونم
.از وقتی به دنیا اومدم تو بزرگم کردی
.بهم اون گاری و تمام چیزهای باحال و تمیز رو دادی
.هرچیزی که دوست دارم رو تو بهم دادی
،لجباز بودی، هیچوقت به حرفم گوش نمیدادی .و همیشه مسخرهم میکردی
،ولی وقتی بهم قول دادی ازم محافظت میکنی و همین کارم کردی
،و من رو به عنوان کسی که هستم دیدی، نه به عنوان شاهدخت
.خیلی خوشحالم کرد
...درسته. من توی سفر بودم
.با دوستهایی که برام عزیزن و قسم خوردم ازشون محافظت کنم
،هیچ وقت احساساتت رو بیرون نمیریزی .برای همین اصلا نمیدونیم چی توی ذهنت میگذره
.ولی میدونیم که بیاندازه به ما اهمیت میدین
.دوستت دارم، ارباب
.برای همین تمام احساسات بدت رو میخورم
.هرکاری بتونم میکنم تا در دردت شریک بشم
.من تمام غمهاتون رو میبُرم
.چون من شمشیر شما هستم
!نائوفومی ساما
...شما
.خداروشکر. بازم برگشتین
!ارباب
.انقدر برامون دردسر درست نکن
!متاسفم! بازم بهتون صدمه زدم
.اونا اشتباه نبودن
راهی که انتخاب کردین
!و راهی که با هم سفر کردیم قطعا درست بودن
...رافتالیا
!هرچند بار هم لازم باشه احساسات منفیتون رو میخورم
...فیلو
.اگه متوجه شدی، پس زودتر یه نقشهای بکش
.هنوز وسط میدون جنگیم
.باشه، ملتی
No comments yet. Be the first to leave one.