The first 200 lines.
.خیلی خب، آوردم
.این اولین پروژه علمی "لوئیس"ـه
.عاشقش میشی
.واو
.لوئیس" این رو تنهایی درست کرده"
،آخرین باری که اینجا بودم
.اون نی آبمیوه توی دماغش گیر کرده بود
.اون تونست درش بیاره
،نگاه کن
خب، ما یه تیکه نون میگیریم، خیلی خب؟
،میگذاریم توی دهن
جایی که آب دهن شروع به .حل کردن نون میکنه
،و بعد وارد شکم میشه
.جایی که اسید معده کربوهیدرات رو تجزیه میکنه
،و در این بخش از آپاندیس رد میشه
.که هیچ کاری انجام نمیده
."آره، ما باید اسم آپاندیس رو بگذاریم "الن
،و بعد وارد روده کوچیک میشه
،بعد روده بزرگ ...در نهایت
.اوه، خدایا
.آه، نه، اشکالی نداره .این شکلاته
.باشه
-خب دلیلی که اومدم اینجا اینه که بهت بگم
ما آمادهایم که آخرین قدمها رو
.برای سرپرستی "لوئیس" برداریم
اوه، خدای من، الان از .توی شلوار من هم شکلات میریزه
ولی قبل از اینکه ،سرپرستی نهایی بشه
من میخوام به "لوئیس" بگین که .شما دو تا گی نیستین
مطمئنی الان بهترین زمان برای این کاره؟
یعنی، من هنوز باهاش درباره
،مسائل جنسی حرف نزدم
.چه برسه به همجنسگرایی
میدونم که هیچوقت زمان مناسبی نیست
...که به پسرت بگی دو تا پدرش گی نیستن
ولی هر چی بیشتر صبر کنید... .صدمه بیشتری میبینه
آره، ولی چطور بهش بگم؟
،یه کارتی پیدا میشه روش نوشته باشه
شرمنده پسرم که من گی نیستم"؟"
.تو تا حالا پدر فوق العادهای بودی
من مطمئنم که تو میتونی این مسئله رو
.با توجه و دقت حل کنی
والدن"؟"
.ولی نگران اون هستم
.شرمنده دیر کردم
،من "لوئیس" رو بردم فروشگاه
.تا لباس جدید مدرسه بخره
.اون الان داره لباس رو امتحان میکنه
در ضمن کیوسک جدیدی اونجا بود .که چشم همه رو خیره کرده بود
.یه جعبه آیفون برای عشقم خریدم
.حالا من قراره گونههات رو ماچ کنم
الن"، به عنوان مددکار اجتماعی شما" .من نمیتونم هدیه رو قبول کنم
،و به عنوان عشقت .امکان نداره
،باورم نمیشه تازه این رو متوجه شدم
ولی بهترین کسی که میتونه با یه مددکار اجتماعی قرار بگذاره
.یه بچه نیازمنده
ما داشتیم درباره این حرف میزدیم
که این به نفع "لوئیس" هست
.که بهش بگین شما گی نیستین
.اوه، من 100 درصد موافقم
یعنی، اینطور نبود که کسی هم باور کرده باشه
.ما دو تا گی هستیم
.اوه، عجب لباس جذابی پوشیدی، دختر
لوئیس"، میشه برای یه ثانیه بیای اینجا؟"
اوه، اوه، میخوایم الان انجامش بدیم؟
تموم کردن این دروغ میتونه .خیلی خیالم رو راحت کنه
چی پوشیدی؟
الن" گفت این لباس هم برای کاره" .و هم یه لباس شیک برای کلابه
.حالا دور بزن
.اون چشم همه رو خیره میکنه
باشه، باید الان بهش بگیم؟
.فکر نکنم اون باورمون کنه
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
."اوه، هی، "برتا
.من با "لوئیس" حرف زدم
.اون گفت که شما بهش گفتین که گی نیستین
آره، ما دیگه نمیخواستیم .بهش دروغ بگیم
پس حالا فقط داری .به خودت دروغ میگی
لیندزی"؟"
سلام، "الن". میتونیم حرف بزنیم؟ - .البته، بیا تو -
میتونم با اون جعبه کمکت کنم؟
.پسر، خیلی وقته این رو بهت نگفتم
.همون چیزی که اون موقع بهت گفتم رو میگم
.اگه خودم برم تو کارش راحتترم
،داشتم خونه رو تمیز میکردم
.و چند تا وسایل قدیمی تو رو پیدا کردم
.اوه، اینها رو ببین
.اوه، این یه عکس از سفر کارائیب ماست
اوه، یادت میاد چطور یه عروس دریایی من رو نیش زد؟
البته که یادمه. تو من رو مجبور کردی .روت بشاشم تا دردت کم بشه
به نظر میاد توی اون مسافرت .چندین بار نیش خوردی
واقعاً؟
!واو
.اوه، ببین
.واو، ضبط قدیمی من
اوه، و هنوز اون سی دی میکسی .که برات درست کردم توش هست
حالا این چیزیه که من بهش" ."میگم شیطونی، شماره 69
.رقص مامبو شماره 5
چطور من بهت اجازه میدادم که باهام حال کنی
در حالی که داشتی اسم زنهای دیگه رو میگفتی؟
انصاف داشته باش، تو هم داشتی .اسم مردهای دیگه رو جیغ میزدی
.به هر حال، من فقط نیومدم که وسایلت رو بهت بدم
من همینطور میخواستم بهت بگم که .تصمیم گرفتم از اینجا برم
.یه شروع جدید داشته باشم
چی؟
چرا این حرف رو میزنی؟
،من مدتیه دارم بهش فکر میکنم
.و اینجا چیزی برای من نیست
یعنی، بیشتر خاطرات من از زمانیه که
،که من شدیداً مست کرده بودم
.و اونها خاطرات خوبی نیست
یعنی، بار نزدیک خونه من یه نوشیدنی داره
."به اسم "مخصوص لیندزی
،یه بطری شراب مرلو با یه لیوان ودکا
و یه گیره مو برای اینکه .وقتی بالا میاری موهات رو نگهداره
خب فکر میکنی کجا میخوای بری؟
...خب، من توی آریزونا خانواده دارم، پس
.اونجا نمیرم
.میدونی، من باورم نمیشه
یعنی، خب، امیدوارم من رو کاملاً .فراموش نکنی
."تو آدم سختی هستی که بشه فراموش کرد، "الن هارپر
.من تلاش کردم
."برای نمونه، "نوشیدنی مخصوص لیندزی
.به هر حال، من فقط میخواستم تو بدونی
.این خیلی برای من عجیبه
،یعنی، حتی وقتی با هم نبودیم
.خوب بود که بدونم نزدیکم هستی
.آه، میدونم منظورت چیه
.خب، همینه
."خداحافظ "الن
."خداحافظ "لیندزی
ما واقعاً قرار نیست درباره اون 20 دلاری که بهم بدهکاری حرف بزنیم؟
.من واقعاً دلم برات تنگ میشه
.منم دلم تنگ میشه
.بریم به اتاق تو
.باشه، عالیه
!آه- چی شده؟ -
چند دقیقه پیش یه .عروش دریای من رو نیش زد
.آره، هنوز اینکارهام
.وقتی مست نیستی سکس خیلی فرق میکنه
حالا واقعاً میفهمم دو دقیقه .چقدر طول میکشه
.این موقعیت خاص بود
میخواستم یه وقت .اضافی بهت بدم
.خب، ممنونم
.این پایان خوبی برای رابطه ما بود
.صبر کن
نمیتون بگذارم این آخرین .باری باشه که با هم عشق بازی میکنیم
آخرین باری باشه که .شرتت رو میپوشم
،آخرین باری که توی میگی ،"نه، اونجا نه"
.و من وانمود کنم که فقط گیج شدم
،ببین، من نگفتم که دلم برات تنگ نمیشه
.ولی حقیقت اینه که تو ازدواج کردی
.تو داری یه بچه رو به سرپرستی میگیری
.حرف منم همینه
،سرپرستی داره نهایی میشه ،و وقتی اینطور بشه
.من و "والدن" طلاق میگیریم
.و من اسمم رو توی تعهد پیش از ازدواج اشتباه نوشتم
.ما مثل پادشاهها زندگی میکنیم
تو واقعاً ازم میخوای بمونم؟
آره، یعنی، ما خیلی چیزها .رو باهم در میون گذاشتیم
...نمیتونی همینطور دورش بندازی
مثل یه سریال تلویزیونی خوب که خیلی وقته داره پخش میشه
.که هنوز کلی بیننده داره
.به گمانم این چیزی باشه که بشه بهش فکر کرد
،یعنی، برای اولین بار توی مدت طولانی
.هیچکدوم ما با کسی قرار نمیگذاریم
هی، تو یه روکش آیفون خیره کننده میخوای؟
صبر کن، تو کسی رو میبینی؟
،آره، آره .الن هارپر" دو تا دوست دختر داره"
دیگه چی دارم؟
بدهکار نیستم؟ بیمه درمانی دارم؟
کار دارم؟
.این فکر زیادی میخواد
.من یه کم وقت لازم دارم
،البته .هر چقدر میخوای وقت بگذار
.باشه
.ببین، من باید برم
و واقعاً لازم دارم .شرتم رو پس بدی
.اوه
."هی، "والدن
لیندزی"؟"
تو از اتاق "الن" اومدی بیرون؟
تو دوباره مستی؟
لازمه تو رو برای ترک ببرم؟
.نه، هنوز سرحالم
ولی باید به خاطر خوابیدن با .شوهرت عذرخواهی کنم
.اولین باری نیست که این رو گفتم
.میبینمت
.خب، باشه
!"الن"
بله؟
تو با "لیندزی" سکس کردی
در حالی که داری با مددکار اجتماعی ما میخوابی؟
.آره، جاکش خوبی شدم
!نه، اینطور نیست
"ببین، ببین، این قضیه با "لیندزی .تازه اتفاق افتاد
و صادقانه من خوشحالم .که اتفاق افتاد
من واقعاً میخوام اون دوباره .به ما فرصت بده
پس خانم "مکمارتین" چی؟
.اوه، ما اونقدر جدی نیستیم
No comments yet. Be the first to leave one.