Meek's Cutoff

Meek's Cutoff

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Meeks Cutoff 2010 LIMITED 720p X264-AMIABLE created by H zandi
A Commentary by H_zandi
کاری از تیم ترجمه فارسی سابتایتل

Tags

x264
720p
720
Published on: 2011-09-14
Downloads: 53
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

..:: تقديم به تمام پارسي زبانان جهان ::..

تا آخر عمر به عرق پيشاني ات نان خواهي خورد

و سرانجام به همان خاکي باز خواهي گشت

(که از آن گرفته شده اي (خلق شده اي

زيرا تو از خاک سرشته شدي و به خاک هم بازخواهي گشت

و آدم،همسرش را حوا ناميد

زيرا او مادر زمين بود

کاشکي تخم مرغ داشتيم- در مقابل آدم و همسرش-

و پروردگار متعال بدن آنها را با پوستي نازک پوشانيد

و فرمود:ببينيد- يادم نمياد کدوم تخم مرغا رو ميگي-

او به يکي از ما تبديل شد،تا فرق خير و شر را بداند

و حالا مبادا او دستش را دراز کند و از درخت زندگي بخورد

و او دستش را دراز کرد و از آن درخت خورد و جاويدان شد

از اين رو پروردگار متعال او را از بهشت به زمين فرستاد

تا در زمين به زراعت بپردازد

بنابر اين خدا او را از آنجا خارج کرد و وي را در شرق بهشت نهاد

و فرشته اي با شمشيري آتشين قرار داد تا از هر لحاظ

از مسير درخت زندگي مراقبت کند

برو حيوون

ويليام

ويليام

ويليام،ويليام

او موفق شد تا با تمام سرعت عقب نشيني کنه

ميگن اون صبر کرد تا طوفان تموم شد

اما وقتي اون رفت داخل

ديد يه خرس گريزلي ماده بزرگ اونجا خوابيده

جو تو وضعيت سختي قرار گرفته بود

مطمئن بود چه بره

چه بمونه،مرگش حتميه

- خب،اون چي کار کرد؟ - اوه،جو يه حرکت سريع انجام داد

اون هفت تيرش رو کشيد و يه تير زد به خرسه

.اما اين فقط اون رو عصباني کرد

خرسه اومد طرف جو،بش چنگ زد و گازش گرفت

و يه جوري جو يه جوري خودش رو به پشت خرسه

رسوند و نشست پشت خرسه

و عين گاوسواري،دور تا دور غار و با اون چرخيد

و خرسه اون روز

پوست سر اون رو به سقف غار مالوند و داغون کرد

اما ميدوني چيه؟

جو آخرش خرسه رو از بين برد

و از اون به بعد

اون موهاش رو بلند کرد

ميدوني چرا؟ نه

به خاطر احترام گذاشتن

اون يه مبارزه به تمام عيار بود،پسرم اون يه مبارزه به تمام عيار بود

!اما اينجا خبري از خرسا نيست

اون جا پر از خرس بود،جيمي

اماا اينجا هيچ خرسي وجود نداره

اونا درباره چي دارن حرف ميزنن؟

چي گفتي؟

شوهرت نگفته؟

اينبار نه

اونا دارن درباره دار زدن اِستيفن ميک حرف ميزنن

گِيتلي استدلال ميکنه که ميک

،از قصد ما رو دنبال ميکرده

که اون استخدام کرده بودن

تا پناهنده هاي آمريکايي رو قاچاقي رد کنه

پس بيشتر ما اومديم تا شايد منطقه بيشتري به آمريکا اضافه بشه

اين کار منطقي بود

حدس منم همينه

يه منطق نقض شده

آقاي وايت به اين طرف و اون طرف نرفت* اون براي صبر و بردباري بيشتر دليل آورد

اون گفت:ما الان تو دوره بخشش هستيم*

ميک فقط يه اشتباه کرده و اين فکرا رو تو سرش داشته*

و بعدش چي شد؟

وقتي ميک خودش رو نشون داد ما باز هم اين رو قبول کرديم

اون تمام وقت بالا سر ما وسط صخره ها قايم شده بود

.پس اون اونجا بود

اون خيلي با تکبر با يه اسلحه تو دستش تو اون محوطه قدم ميزد

اون گفت:خب،پس بالاخره پيدام کردي حالا بريم سراغ مرگ

همه واقعا ساکت بودن اون همه رو خفه کرد

فرانک گِيتلي هم از اين که يکي رو که خيلي وقته اين اطراف نبوده قراره دار بزنن به اندازه کافي خوشحال بود

و؟

خب،ميک هم اومد و حرفاش و زد

البته که حرف زد

اون گفت که ما الان در کشور پايوت هستيم

اون گفت که پايوت ها قبايل ترسناکي هستند

که دوست ندارن تو راه اصلي هيچ سرخپوست آمريکاي شماليي رو ببينن

اگه ما تو انجام کارش بهش اعتماد ميکرديم

خب،بعدش اون از هرکسي که باهاش مخالفت ميکرد استقبال ميکرد

هيچي درباره راه مون نبود- هيچي-

چشم من فيل ديده*

اون گفت دو هفته،و بعد ما تو معبر بوديم*

اون بيشتر از 5*تا *بود و ما هم تا اون موقع اصلا کوه نديده بوديم*

راي هيئت منصفه چي بود؟

ما چند روز بيشتر وقت داديم

ما هيچ وقت نبايد بيخيال راه اصلي ميشديم

صبح بخير،اِميلي صبح بخير

يه بار ديگه بايد مثل سياه پوستا کار کنيم

شايد به يه جاي معروف برگشتيم

اوه،اونم حدس ميزد

همه بعضي وقتا شانس دارن

زود باش

امروز 10 مايل رد کرديم

ميگم يعني اين بهترين پناهگاهي که از صبح داشتيم

اين بادها از اون بادهان که شب نامهربوني کننا

هنوز زوده

ما نميتونيم خيلي سخت هل بديم

من ميگم ادامه بديم

رفتن از اين قسمت ها خيلي راحته

و بايد تا جايي که ميتونيم بيشتر اين سرزمين رو رد کنيم

به نظر ميرسه جلوتر،بيشتر سرپناه باشه

خب،ما الان ديگه بايد دقت کنيم

اين کشور حسابي ما رو به بازي ميده

...اون چيزي که تو اون بيرون ديدي ممکنه

خيلي دورتر از اوني باشه که تو فکر ميکني...

(شرط ميبندم(تضمين ميکنم

ميتوني فاصله اش رو بگي؟

نميتونم،فقط ميتونم بگم از اوني که فکر ميکنم خيلي دورتره

اين نوع آب و هوا باعث ميشه همه چيز نزديک تر به نظر بياد

همه اينا رو ول کن،اونجا آب داره؟

آره ممکنه،حدس ميزنم داره

من ميگم ادامه بديم

من فکر ميکنم ميخواستم قبول کنم

خيله خب به رفتن ادامه ميديم

برو حيوون

خب،ما بايد امشب از ذخيره آب خودمون به حيوونا هم آب بديم

بدون آب نميتونيم يه روز ديگه هم مثل امروز ادامه بديم

بايد بيشتر از سر رودخونه آب بر ميداشتيم

تو بايد يه چيز بخوري،تو تمام روز رو کار کردي

من الان خوبم خواهش ميکنم

شب بخير

شب بخير،خانم تِدِرو،خانوم وايت

اوه،گلوري.من چند تا نون خريده بودم باهم تقسيم کنيم

اين کارت قابل تقديره،اِميلي

باعث خوشحالي منه

من..منم اتفاقا تاس کباب دارم،اگه دوست داشته باشي

ميدونم که دلت ميخواست

نه

نه،اين کافيه،مرسي

جيمي

اين مثل اينه که من پام رو دستکش کنم

انگار که بتونم - من ميتونم زمين رو با راه رفتن روي اون بچرخونم

من شن رو حس ميکنم،من کثيفي رو حس ميکنم،دارم در شن فرور رفتن رو احساس ميکنم

...من هيچ وقت دچار لغزش نشدم،من...من هيچ وقت من هيج وقت نلغزيدم

من ميتونم تو تاريکي راهم رو ادامه بدم بدون اينکه تو راه سرگردون بشم

.من با اين دنيا دارم زندگي ميکنم من توي اون نيستم،اين اون چيزيه که من ميگم

اما در جواب سوال تو،گِيتلي سگ هاي آبي،اونا خسته شدند

اين حقيقته !اون ممه رو لولو برد

ديگه هيچ مال و ثروتي اونجا نيست،مرد تو،آستور همه رو برداشت

ما بايد هر چه زودتر سفرمون رو ادامه بديم،زيادي صبر کرديم

نه،ميدوني،اونجا -اونجا کلي مال و ثروت هست که ميشه داشت

منظورم،سگ آبيه،اون - اون اولين هديه به اين سرزمين بود،گوشِت به منه

آخر اون سرزمين ها واسه آمريکا ميشن؟ اين اون چيزيه که ميخوام بدونم

...خب،به نظر ...به نظر من،من

خب،ميدوني،بستگي داره

بستگي به جنگ و جدال ها داره بين آمريکايي ها

انگليسي ها،و هندي ها

به نظرم اينکه 250تا آمريکايي تو کشور اُرگان وجود داره،درسته

تو چند هفته تعداد ماجراجو ها،اونجا هفت برابر شدند* شايد اونا ميخواستن مقياس ها رو بفهمند*

اهل کجايي؟

دره ويلاميت

همونجايي که برادرم جو،همه شرط بنديا رو به زمين زد

انسانيت در اونجا حفظ شده

اونا در چمپِوگ روحانيوني دارن (چمپِوگ:جاي در يکي از ايالات آمريکا،که در صده 1840 در دره ويلاميت از ارزش بسياري برخوردار بود)

که ميتونستند خدا رو در ويرجينيا پيدا کنند

خب،اگه اونا مال و ثروت توِ،که به اندازه کافي اونجا ثروت هست

اين سرزميني که داري ازش رد ميشي،دومين بهشت جهان

تو نميخواي کسي رو پول دار کني

!تو آب از دستت نميچکه

ديگه بگير بخواب

زود ميام

اون مال مادرم بود

ميدونم

کالسکه سنگينه

جيمي

اون رفته من دارم بت ميگم

اون ما رو پيچوند،اون تنهايي سريعتر ميره منم بايد همين کار ميکردم

نه،تو نبايد اين کار رو ميکردي

اون نوشته ها رو ديده

حدس ميزني چقدر ديگه آب داريم؟

احتمالا دو روزي داشته باشيم

اوه،اون درهرصورت رفته

اون ديگه رفته

ما هم اينجاييم

!آب خدا از دهنت بشنوه

جلوتر آب هست

اون قلياييه

اون يه ماده قلياييه

اون قلياييه

اينجا خبري از آب نيست

حتي به درد حيوونا هم نميخوره

خب،پس؟

الان چي؟

خب،از کنار همين ميگيريم و ميريم

اينقدر به سمت جنوب ميريم تا دورش بزنيم

به نظرت دور اين چقدره؟

خب،ميخواهيم همين بفهميم

نبايد زياد باشه،تو نقشه اي که من ديدم اينجا رو خيلي بزرگ نزده بود

نه

ما بيشتر از اين به سمت جنوب نميريم

خب،ما نميتونيم بريم غرب،مگه اينکه پاروها رو آورده باشي

ما ميريم به سمت شمال

اگه اين کار رو بکنيم ميخوريم به جاده اصلي*

اونجا علف کم يابه و آب به سمت شمال ميره*

جنوب بهترين انتخابه

خب،ما که تا الان به جايي نرسيديم

و جلوتر از اينم به جايي نميرسيم بنابراين من ميگم بريم شمال

ما به کلمبيا نزديک تر ميشيم

که از اين طريق ميتونيم دوباره ارتباطات رو يرقرار کنيم

More Farsi Persian subtitles for Meek's Cutoff

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left